شنبه, 25 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 581:  20 آبان ۱۳۹۸

100 هنرمند از سراسر ایران چهارشنبه به باغ سنگی آمدند
روز فراموش نشدنی باغ سنگیِ درویش‌خان

 گروه فرهنگ‌و‌هنر
ابر و باد و خورشید و فلک دست به دست هم داده بودند تا باغ سنگیِ درویش‌خان یک روز فراموش‌نشدنی را ببیند. سیرجان این بار برای یک خبر خوب در صدر اخبار هنری قرار گرفت و یکصد هنرمند طراز اول کشور در رشته‌های مجسمه‌سازی‎، نقاشی، عکاسی و ... به باغ سنگی آمدند و قرار است با الهام از این باغ خاص دست به آفرینش اثر هنری بزنند. عصر چهارشنبه مسئولان هنری سیرجان در تکاپوی میزبانی این اتفاق هنری کم‌سابقه بودند. باغ سنگی یک بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته و باید منتظر خلق آثار هنرمندان باشیم. قرار بود هنرمندان عصر چهارشنبه ساعت شش و سی به باغ سنگی بیایند اما تاخیر قطار تهران - کرمان باعث شد آنها یک‌ساعت دیرتر برسند.
رنگین کمان در کویر
باد نسبتا شدیدی در حال وزیدن بود و گرد و خاک فضای باغ سنگی را رازآلودتر کرده بود. ابر سیاهی در بخشی از آسمان جلوی آخرین تشعشعات خورشید را گرفته بود و در سمت مقابلش رنگین کمانی گوشه آسمان پیدا بود. گاهی دانه‌های پراکنده باران روی زمین خشک می‌ریخت و چند دقیقه بعد بادی خروشان باغ سنگی را در گرد و خاک پنهان می‌کرد و باغ را برای هنرمندان جذاب‌تر کرده بود. اتوبوس صد متری این باغ ایستاد و هنرمندان دسته دسته وارد باغ شدند و فضای باغ آنها را تحت تاثیر قرار داد. یکی گوشه باغ نشسته بود و فقط نگاه می‌کرد. چند نفر از باغ فاصله می‌گرفتند و از راه دور به تماشای باغ می‌نشستند. تمایلی به حرف زدن نداشتند و بیشتر دل‌شان می‌خواست با این باغ خاص همراه شوند.
حرفی ندارم
یکی می‌گفت اولین بار است که این باغ را از نزدیک می‌بیند: «نمی‌توانم هیچ حرفی بزنم‏، این باغ استثنایی است.» یکی دیگر فضای باغ را سوررئال عنوان کرد و گفت: «این باغ واقعا خیال‌انگیز است.» یک گروه از هنرمندان دور تنه‌های تعدادی از درختان باغ سنگی کاغذ پوشاندند و با مداد بافت درختان را روی کاغذ نقش بستند. هر کسی از این هنرمندان به نوعی با درختان رابطه می‌گرفت و سعی می‌کرد برای اثر هنری‌ای که می‌خواهد در آینده خلق کند ایده بگیرد. بعد از دیدن باغ سنگی، هنرمندان در یک پنل تخصصی با موضوع «درخت و سنگ‎‎، دو فرهنگ، دو منظر» شرکت کردند.
شکل‌گیری ایده مهم بود
در ابتدای این نشست تخصصی صفا سبطی عضو هیئت‌مدیره انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران گفت: این رویداد چند خصوصیت دارد که می‌تواند رویکرد معاصر را نشان دهد. وی گفت: ما دنبال ایده بودیم و پروسه شکل‌گیری ایده برای‌مان مهم بود. ما دنبال خلق یک شی و برگزاری یک نمایشگاه از اشیا نبودیم که بعدا به تاریخ هنر و موزه وصل شود. برای ما شکل‌گیری ایده مهم بود. طبیعتا در شکل‌گیری ایده، اندیشه رکن اساسی دارد. برای‌مان اندیشیدن به شیوه بینا‌رشته‌ای؛ مهم بود. اینکه اندیشه از کجا می‌خواهد بنیان بگیرد و داده‌های اندیشه از کجا می‌خواهد بیاید. وی ادامه داد؛ در ضمن این رویداد ایده‌های هنرمندان را جمع کنیم و از آنها بخواهیم از طریق مطالعات بینارشته‌ای بیاندیشند. از یک رویکرد شناختی، انگیزش ایجاد می‌شود به سمت مطالعات، گفت‌و‌گو و تعاملات. همین‌که ما از نزدیک آمدیم در این فضا خیلی برای ما متفاوت است. چیزی که ما از اینجا چیزی ببینیم و مواجهه با این فضا منحصر به فرد است و ارتباط ما را با این جهان برقرار می‌کند. ما فضا و درختان و سنگ‌ها را لمس کردیم و با آنها زیست کردیم. این بخشی از رویکرد ما بود و ادعا می‌کنیم معاصر است و تعامل جزو رویکرد ما است. در همین رابطه خواستیم رویداد به این سمت برود که با دیدگاه‌های مختلف آشنا شویم و به همین دلیل این رویداد را بینارشته‌ای برگزار کردیم و از هنرمندانی که پژوهش کرده‌اند خواستیم در این رویداد شرکت کنند. این رویداد فاز صفر بود و ما انتظار چنین استقبالی نداشتیم و واقعا خوشحال شدیم.
داستان درخت و سنگ
وی از نسترن صارمی پژوهشگر و منتقد، دانش‌آموخته فلسفه هنر از دانشگاه تهران خواست که با موضوع «داستان درخت و سنگ دو فرهنگ دو منظر» سخنرانی کند. صارمی گفت: چیزی هست که اولین بار ترغیب شدم به این موضوع بپردازم در مورد مفهوم اقلیم و نسبت آن با هنر است. مفهوم اقلیم در هنر معاصر چگونه بسط پیدا کرد. مقاله «داستان درخت و سنگ دو فرهنگ دو منظر» دو خط اصلی داشت: «یکی پروژه هفت هزار بلوط «جوزف بویس» بود که در سال 1982 در آلمان اجرا شد و دومی از طریق فیلم باغ سنگی آقای کیمیاوی با باغ سنگی آشنا شدم و به آن فکر کردم. این دو مورد مقایسه سختی است. یک پروژه از یک هنرمند با فیگور روشنفکری از جهان غرب و دیگری زیست یک انسانی است که در یک اقلیم خاص منجر به یک سازه‌ی مفهومی و مادی شده است که ما بعدا دست به تفسیر آن می‌زنیم. شاید این دو قابل مقایسه نباشند.
با جامعه‌ی محلی روبرو هستیم
باغ سنگی هنر خام است کسی است که نیاموخته و قصدش خلق اثر هنری نبوده است. ما به میانجی دو فیلم کیمیاوی آن را شناختیم. ما اینجا با جامعه محلی روبرو هستیم. برای من باغ سنگی در وهله اول از دو فیلم باغ سنگی معنا پیدا کرده و از این منظر به باغ سنگی نگاه کردم. صارمی ادامه داد؛ خیلی سعی کردم که خودم را محدود به این دو فیلم نکنم و در ادامه واکاوی مفهوم اقلیم، قدری فراتر بروم اینکه خود کیمیاوی زاده‌ی چه گفتمانی است؟ مسئله اصلی که به این دو ماجرا نگاه کنم. دو عنصر درخت و سنگ بود و در خلال آنها می‌شد به مساله اقلیم در دو بستر مختلف نگاه کرد. ما در دوره‌ای زندگی می کنیم که انسان با بزرگ‌ترین چالش زیست‌محیطی مواجه است: تغییر اقلیم. ساختار و اشکال زیستی، زمین را به شکل بنیادین تغییر می‌دهد. ما برای اولین بار در تاریخ در دوره‌ای زیست می‌کنیم که وضعیت کره زمین حاصل مداخلات بشری است. در چنین بستری ما به این‌چنین پروژه‌هایی فکر می‌کنیم. در تاریخ‌نگاری مدرن بشری همواره بین انسان و فرهنگ با طبیعت دو قطبی مفهومی برقرار بوده است.
بویس(هنرمند آلمانی) یک پروژه شهری را مطرح می‌کند. دولت برای این پروژه روی خوش نشان نداده، اما شهردار همکاری می‌کند و این پروژه شروع شد. وی هفت هزار نهال بلوط را در شهر کاسل آلمان می‌کارد و هفت هزار سنگ آتشفشانی کنار هر کدام از نهال‌ها قرار می‌دهد. این سنگ‌ها مثل سنگ مزار قرار داده شده است. اول از لحاظ ابعاد با نهال‌ها یک اندازه بودند و سنگ‌ها بعد به نشان تبدیل می‌شود. درخت بلوط نماد معنوی است. این کار در وهله‌ی اول ادای دین به اکولوژی و محیط زیست است. اما در واقع مسئله دیگر در این پروژه یک مفهوم عمیق‌تر است. دیرش زمانی، معنای زیباشناختی پروژه است. چیزی که اشاره می‌کند یک نظام زمانی/مکانی است که اقتصاد مدرن به جهان تحمیل کرده است. این پروژه یک صبوری آئین‌واری را از شما طلب می‌کند. شما باید سال‌ها انتظار بکشید تا ببینید نسبت درخت و سنگ چگونه تغییر می‌کند.
باغ‌سنگی معنای تاریخی پیدا کرده است
حالا به درخت و سنگ در باغ سنگی می‌رسیم. این جستار بر مقایسه نیست. جستار نظام مفهومی یکپارچه را ترسیم بکند، طرح ایده بکند که به مسئله‌ای خاص فکر کنیم.
در مورد دلایل درویش‌خان برای خلق باغ‌سنگی نظرات مختلفی مثل اصلاحات ارضی و اعتراض به این موضوع وجود دارد. فارغ از داوری در مورد این مجموعه، این اتفاق معناهای تاریخی خودش را در این چهل، پنجاه سال پیدا کرده است. باغ سنگی دارای یک ذات نیست که ما بنشینیم و راجع به آن ذات صحبت کنیم. باغ سنگی به مثابه یک پدیده تاریخی راه می‌دهد تا آدم‌ها بر اساس تفسیری که دارند و ایده‌ای که از این ابداع سرچشمه می‌گیرد شیوه‌های جدیدی برای فکر کردن به بحث اقلیم بکنند. واژه اقلیم هم به معنای سرزمین و کشور و آب و هوا است. در ادبیات فارسی هفت اقلیم معناهای زیادی دارد. ما به جای اینکه به دنبال نیت درویش‌خان و دعوای اصالت باشیم راجع به نسبت باغ با اقلیم صحبت بکنیم.
لایه های باغ سنگی
صارمی افزود؛ من برای این اتفاق چند لایه قائلم. ابتدا اینکه به سرگذشت باغ سنگی رجوع کنیم. مرحله اول خود اتفاقی است که در بطن روستای سیرجان رخ داده است. تفسیرهای زیادی است. مثل اینکه درویش‌خان بعد از اصلاحات ارضی برای اقدام اعتراضی این کار را کرده است. این که اصلاحات ارضی ضرورتش چه بود؟ می‌توان به این موضوع نگاه کرد. اتفاقی که قرار بود با اصلاحات ارضی بیافتد در عمل نمی‌افتد. این بار خود وجود واقعی باغ سنگی اول قضیه است.
در فیلم اول باغ سنگی در یک صحنه یک پیری را می‌بیند که به یک حال خاصی می‌افتد و بعد به گردآوری این باغ سنگی روی می‌آورد. در فیلم اول که در سال 1355 ساخته شده به بار رازورزانه و غیرقابل توصیف این اتفاق پرداخته می‌شود. این خیلی غالب است. کل فیلم فضای شاعرانه دارد. فاز سوم فیلمی است که کیمیاوی در سال 1382 می سازد که با فیلم دوم تفاوت فاحشی دارد. در همان ابتدا یک شهاب سنگ به زمین می‌خورد و سرد می‌شود و بعد درویش خان به ساختن باغ سنگی دست می‌زند. فضای رازگونه در این فیلم کنار گذاشته می‌شود. تبدیل می‌شود به فیلم پرتره. ما با شخصیت زمینی و ملموس مواجه هستیم. رویکرد دیگری دارد. صارمی ادامه داد در لایه چهارم بحث مازاد باغ سنگی است. فراتر از اینکه باغ سنگی در بدو امر چگونه شکل می‌گیرد و چگونه این پدیده آغاز می‌شود. چیزی هست که فراتر از فیلم‌های کیمیاوی قرار می‌گیرد.
به رابطه فرهنگ و اقلیم فکر کنیم
باغ سنگی به ما یک امکان را می‌دهد که به رابطه فرهنگ و اقلیم فکر بکنیم. در یک بستر تاریخی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی خاص چگونه می‌توانیم مفهوم اقلیم را مورد بازخوانی قرار بدهیم. مازاد باغ سنگی برای ما چیزی است که شاهدش هستیم و ابداع فرهنگ و نوع جدیدی از آبادانی است که با بهره‌گیری از مواهب طبیعی نسبتی ندارد. ما فارغ از اینکه درویش‌خان چه نیتی داشته با باغی مواجه هستیم که یک ابداع فرهنگی است. الان یک برساخته فرهنگی است که به میانجی آن می‌توان به فرهنگ و اقلیم توجه کرد.