شنبه, 16 آذر 1398

هفته‌نامه شماره 584:  11 آذر ۱۳۹۸

زندگی بدون اینترنت چگونه گذشت

 محمد غیوری
افزایش نرخ بنزین برای من تنها یک حُسن داشت و آن اینکه دانستم باتری موبایلم سالم است و احتیاج به تعویض ندارد. افزایش ناگهانی نرخ بنزین، اعتراض برخی شهرها و به دنبال آن قطع اینترنت برای من، استفاده نکردن افراطی از تلفن همراه را به همراه داشت. دانستم باتری موبایلم سالم است و آن چیزی که شارژ تلفن همراهم را می‌بلعیده روشن بودن داده تلفن و یا وای فای آن است. این رویداد یک صرفه‌جویی چند‌صد‌هزارتومانی برایم به ارمغان آورد و با این صرفه‌جویی و ورود آن به تراز دخل و خرجم چه بسا تا مدتی دَرد این افزایش ناگهانی، شوک‌آور و دردناک را حس نکنم. قطع بودن و عدم دسترسی به اینترنت فرصتی بود برای نگریستن به احوال مردم. به اینکه استفاده از اینترنت، صحیح یا نا‌صحیح، چه دخلی به امور روزمره زندگی آنها دارد.
 اینترنت و امور زندگی
به نظر می رسد هر چه در جغرافیای بزرگ‌تری زندگی کنیم، درآمیختگی و عجین‌شدن اینترنت با امور روزمره بیشتر حس می‌شود و نبود آن نیز موجب دردِ‌سر و عذاب بیشتر. به طور مثال علی که در اصفهان زندگی می‌کند خدا را هزاران بار شاکر است که اپلیکیشن اسنپ در این مدت کار می‌کرده است. و الا بنا به گفته خودش بیچاره می‌شد. ارتباط بدبختی علی با اپلیکیشن اسنپ را نه او گفت و نه من پرسیدم. بدیهی است در شهری چون سیرجان که چندان وسیع نیست، اسنپ و مصایب نبود آن چندان حس نمی‌شود.
مشکلات دیگری نیز وجود دارد که به جا و مکان خاصی مربوط نیست و قطع بودن اینترنت آنها را عیان می‌کند. مرتضی دانشجو است و در حال تکمیل پایان‌نامه خود است و عدم دسترسی به اینترنت به ویژه سرچ در گوگل او را حسابی دچار مشکل کرده است. این مشکل خاص دانشجوها نبوده و بسیاری از مردم درگیر آن بودند. قطعا همه ما عضو چندین گروه در شبکه‌های اجتماعی هستیم.گروه‌های خانوادگی، کاری، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی از جمله این موارد هستند. عدم ارتباط تیم‌ها و گروه‌های مختلف و اعضا آنها روی دیگر مشکلات قطع اینترنت است که فعالیت این گروه‌ها و هدف آنها را با چالش مواجه کرد. ظریفی اظهار خوشحالی می‌کرد که هنوز بدان حد از تکنولوژی نرسیدیم که خورد و خوراک‌مان وابسته به اینترنت باشد و الا جملگی از گرسنگی می مردیم.
 اینترنت و اقتصاد
شاید اصلی‌ترین قسمت نبود اینترنت مربوط به مسایل اقتصادی باشد. مهدی فروشنده کاشی و سرامیک است. او با عصانیت می‌گوید: «ای کاش بنزین را پنج هزار تومن می‌کردند ولی اینترنت را وصل می‌کردند.» او از زمینگیر شدن کسب و کارش می‌گوید. اینکه نمی‌تواند با بالا‌دستی‌ها ارتباط بگیرد.
رضا فروشنده لوله و اتصالات است. او با خنده و تمسخر از برگشت به قبل خبر می دهد. از اینکه مجبور شده دستگاه فاکس مستعمل و بلا‌استفاده مغازه را دوباره به کار بیندازد تا بتواند به بدبختی و با صرف وقت بسیار لیست قیمت اجناس را تهیه کند.کاری که روزانه به صورت آنلاین انجام می‌شده است. این موضوع که چرا جنس موجود در مغازه‌ای را آنلاین قیمت‌گذاری می‌کنیم و می‌فروشیم نیز خود حدیثی است اندر وضعیت بد اقتصادی کشور.
صحبت از اختلال در کسب و کارهای متعدد و بیشمار اینترنتی و اینستاگرامی نیز روده درازی و خارج از حوصله خوانندگان است.
اصلی‌ترین بُعد ضرر اقتصادی ناشی از قطع اینترنت متوجه اختلال در صادرات است. آمارها در این زمینه متفاوت است. از ضرر روزانه 60 میلیون دلار تا مجموع زیان 1.5 میلیارد دلاری چند روزه. تنها دلیل آن نیز عدم ارتباط بین تجار داخلی و خارجی است. افزایش قیمت بنزینی که در راستای بازکردن گره‌ای از اقتصاد بود خود گره کوری شد بر روی سایر گره‌ها. دشمن طاووس آمد پَر او.
 وابستگی وحشتناک به اینترنت
روی دیگر مشکلات عیان شده قطع اینترنت هم هولناک است و هم تاسف‌بار و البته چون هر مسئله جدی و هولناکی، برای ما ایرانیان خنده‌دار و مضحک. موضوعی که جای تامل و درنگ دارد در باب چرایی آن و چگونگی حل آن.
در یکی از همین روزهای بی‌اینترنتی فردی احتیاج مبرم داشت به دانستن نام کامل وزیر فعلی آموزش و پرورش. دست به دامن من شد.لابد چون فکر می‌کرد اندکی فعالیت مطبوعاتی دارم منبع خوبی برای یافتن جواب هستم. دروغ چرا؟ من نیز نمی‌دانستم. دست به دامن یک معلم آموزش‌و‌پرورش شدیم. او به سختی و با تاخیر به یاد آورد که وزیر وزارتخانه‌ای که در آن کار می‌کند کیست. ما را چه شده است؟ این حد از بی‌تفاوتی و بی‌اطلاعی و نا‌آگاهی ناشی از چیست؟ این حد از بکر و دست‌نخورده نگه داشتن ذهن ها ناشی از چیست؟ هر زمان و مکان که لازم بود چیزی را بدانیم، گوشی تلفن‌مان به ما گفت، غافل از اینکه در مسیری قهقرایی هستیم تا مرز شاید نابودی.
 مزیت نبود کوتاه مدت اینترنت
بَدش را گفتیم، خوبش را هم بگوییم. بی‌تردید و با توجه به موارد گفته شده عدم دسترسی به اینترنت علاوه بر تهدید یک فرصت نیز بود.
«در این چند روزه به بقیه اتاق‌های خوابگاه سر می‌زدیم، مهمان داشتیم و مهمانی درون خوابگاهی می‌رفتیم. شب‌ها هم زودتر از همیشه خوابگاه ساکت می‌شد و همه می‌خوابیدند.»
این‌ها صحبت‌های نفیسه دانشجوی ساکن در یک خوابگاه در شهر یزد است. او راضی و شادمان بود از گَپ‌و‌گفت‌های بین ساکنان خوابگاه و گعده‌های دوستانه. تجربه‌ای که هیچکدام از اعضا خوابگاه آن را تجربه نکرده بودند و اگر اینترنت قطع نمی‌شد چه بسا هرگز آن را درک نمی‌کردند.  استفاده بی‌رویه از موبایل و شبکه‌های اجتماعی وقت و زمان را همچون شمع آب می‌کند. قطع اینترنت یک توفیق اجباری بود برای ما که استفاده درست از تکنولوژی را فرا نگرفته‌ایم. شاید تلنگری باشد برای شروع یک روند بهتر.