دوشنبه, 27 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 493: 20 آذر 1396

نقش زنان در رفع عقب‌ماندگی اجتماع
- آیدا دولت‌آبادی
این یادداشت به مناسبت 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان نوشته شده است که با توجه به تعطیلات هفته گذشته، در این شماره به چاپ رسیده است.
در پیچ‌وخم تاریخ و تمدن، زنان با انواع ناملایمات، ستم‌ها، رنج‌ها، تحقیرها، سرکوب‌ها ،تبعیض‌ها، فشارها و نارضایتی‌ها روبه رو بوده‌اند. حتی از تاریخ هم به عنوان «تاریخ مذکر» یاد می‌شود و این یک نوع جبر تاریخی است.
این ظلم تاریخی احتمالا به تدریج نسبت به زنان اعمال شده است. در نخستین روزهای شکل‌گیری تمدن که اشتراک و کار جمعی برقرار بود، زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار بودند. حتی در دورانی که مدیریت خانه و کشاورزی حرفه‌یی کاملا زنانه بود، بر اجتماعات انسانی نگاهی مادرسالارانه حاکم بوده است. نقش زن در تولید و کار کردن در کنار مردان از او فردی آزاد و رها می‌ساخت. هرچه که از اعماق تاریخ به جلو می‌آییم لااقل تا دوره‌های اخیر، سلطه‌ی مردان بر زنان گسترش می‌یابد. البته زنان هم در این سلطه‌پذیری سهم و نقش ویژه‌ی خویش را ادا می‌کنند. تاریخ انقیاد زنان، شاید از برده‌داری هم پیش‌تر باشد. زنان به تدریج طی مبارزاتی به نوعی شباهت ،میان موقعیت خود و بردگان رسیده‌اند. به همان ترتیب که رنگ پوست یک انسان نباید مانع حقوق انسانی آنها شود، نباید زنان را هم در حالت بی‌حقی قرار داد. برده‌داری ملغی شده اما دربند بودن زنان به طور کامل از بین نرفته است بلکه فقط تعدیل شده و اقدام زنان جز آشوبی سمبلیک نبوده است. نمی‌توان انسانی را در انقیاد انسانی دیگر قرار داد. این اصل همان طور که در مورد سیاهان صادق است در مورد زنان نیز صدق می‌کند چرا که زنان نیز مانند سیاهان «روح» دارند.
در فئودالیسم اروپایی که نظامی مرکب از مالک و زمیندار بود، زنان و مردان با وظایف و حقوقی متفاوت اما در کنار یکدیگر کار می‌کردند اما گسترش منابع تولید موجب جداسازی کار زنان و مردان شد و برای اولین بار اندیشه‌ی «مرد نان‌آور» و «زن خانه‌دار» به وجود آمد. اندیشه‌یی که زن را به لحاظ اقتصادی به مرد وابسته می‌کرد.
سرمایه‌داری در تحول و گسترش خویش در شکل‌گیری حوزه‌ی عمومی و حوزه‌ی خصوصی نیز نقش داشته است. به شکلی که سپهر عمومی متعلق به مردان است. حوزه‌یی که عقل، آزادی، مردسالاری، آموزش و خلاقیت در قلمرو آن است. از سوی دیگر سپهر خصوصی و حوزه‌ی خانگی نیز قلمرو انحصاری زنان است و تولیدِمثل، مادری و پیوندهای عاطفی  و فرزندپروری را شامل می‌شود.
خرد و معرفت امری مردانه به حساب آمد در حالی که خرد سامان دهنده ی وجود «بشر» است و شمول آن بر «فرد» است نه «مرد»!
زن به خودی خود هویت ندارد و هویتش در آنچه که مرد تعریف می‌کند، معنا می‌شود. قوانین حمایتگرایانه از زنان می‌تواند از میزان استثمار و عقب‌ماندگی جامعه بکاهد. زنان را نباید به عرصه‌ی خصوصی منحصر دانست. در زمانه‌ی حاضر با یک تردستی شگفت‌آور، زنان در نظریه‌ی اجتماعی و سیاسی به گونه‌ای به حاشیه رانده شده‌اند. و اینک زن مدرن، زن از یاد رفته است. البته در خاورمیانه خودفراموشی زنان مشهودتر است و به عواملی مثل تعصبات کورکورانه و... بستگی دارد.
امروزه هر چند زنان وضعیت‌شان به سوی تحول است اما به شدت از «امتیاز»های منفی و نابرابر رنج می‌برند.
با وجود آزادی‌های تعریف شده، این دنیا هنوز هم دنیایی‌ست که به قابلیت‌ها و گرایشات مردانه تعلق دارد. مردان زیادی  هنوز هم بر آنند که  با غرور خود به زنان بقبولانند که خود را به مثابه «دیگری» بپذیرند، نه به عنوان«انسان». باید برای پایان دادن به استبداد خانگی و آنچه که برای یک زن غم‌انگیز است، ندایی سر داد.
با روشن‌بینی می‌توان از این عادات کهنه و اینکه زن موجودی حاصل تصادف است، دوری جست. این بی‌عدالتی بزرگ در حق کسانی‌ست که نیمی از افراد بشر را تشکیل می‌دهند.