دوشنبه, 19 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 540:  19 آذر 1397

پاسارگاد از حاشیه‌نشینی در فیروزآباد 

بلوکی‌‌ها

 زهرا خواجویی‌نژاد

موتورش را زیر یک سقف بلوکی پارک می‌کند و به سمت خانه‌اش می‌رود. کلید را که داخل قفل می‌چرخاند باد شدیدی شروع به وزیدن می‌کند و خاک به هوا می‌رود، مرد برای لحظاتی چشمانش را می‌بندد.«آقا ببخشید بلوکی‌ها همین‌جاست؟» بله.«چرا به اینجا بلوکی می‌گویند؟»‌ چون اغلب خونه‌ها با بلوک ساخته شده، یک مشت مردم فقیری که از سر نداری و با هزار مشکل اومدن اینجا و مدام باید با شهرداری سروکله بزنن.

 بلوکی‌ها یا فیروزآباد محله‌ای بدون شناسنامه

دقیقا انتهای مکی‌آباد محله‌ای وجود دارد که به بلوکی‌ها شهره است و عده‌ای فیروزآباد می‌خوانندش. نامش چه بلوکی باشد و چه فیروزآباد در وضعیت مردمانش فرقی ندارد. محله‌ای که روی کاربری سفید و اراضی ملی قرار گرفته است و شناسنامه قانونی ندارد. حالا مردمانش سال‌هاست نه حق ساخت‌و‌ساز دارند و نه حق استفاده از خدمات شهری. کوچه‌های خاکی، ساخت‌و‌سازهای بلوکی و بی‌قواره، کوچه‌های بدون معبر و نام مشخصه‌ی اصلی حاشیه‌نشینان فیروزآباد است.

 شهرداری به ما پروانه ساختمانی نمی‌دهد

اصغر  در حالی که در خانه‌اش را باز می‌کند، می‌گوید؛«مشکل اصلی این است شهرداری برای ساخت‌و‌سازهای اینجا پروانه ساختمانی صادر نمی‌کند.» او نه کار دارد و نه توان ساخت یک خانه درست و حسابی را دارد. خرجتان را از کجا در می‌آورید؟ «می‌روم روی میدان -چهارراه بهشت‌زهرا- گاهی کار هست و گاهی نیست. به خدا صبحی ساعت 6 رفتم الان آمدم، کار هم گیر نیومد.» دیوار کنار خانه‌تان چرا خراب شده است؟«‌شهرداری اومده خراب کرده و می‌گوید باید مجوز بگیری، مجوز هم به راحتی نمی‌دهند. البته ما اینجا آب، برق و گاز داریم. تازه الان که خوب است زمستان‌ها خیلی مشکل داریم سقف چکه می‌کند، تمام کوچه‌ها پراز آب و گل هستند.» خانه عباس فقط یک اتاق دارد؛«بودجه‌ام نمی‌رسد بیشتر بسازم. کار ندارم که بخوام درآمد داشته باشم.» دقیقا روبروی خانه ‌اصغر فاز سوم شهرک پزشکان در حال ساخت است.واحدهای زیاد و یک شکلی که توجه را جلب می‌کند. این اتاق بلوکی کنارتان هم مال شماست؟«‌مال یک پیرزن بدبختی است که چون امکانات نبود ول کرده و رفته است.» حیاط خانه اصغر خاکی و پر از خرت‌و‌پرت است، گوشه‌اش حمام و دستشویی کوچکی وجود دارد؛«حیاط را نگاه کنید کلا خاکی است. واقعا زندگی برامون مشکل شده است. الان دخترم کلاس 12 است، اصلا جا نیست یک صندلی تو اتاق بذارم درس بخواند، روزهای امتحان اگر کسی خانه‌مان بیاید می‌رود توی حمام درس می‌خواند.» اصغر ما را به داخل خانه‌اش دعوت می‌کند و می‌گوید؛«این تمام زندگی من است. باور نمی‌کنید همین اتاق را هم به سختی و با کمک چندتا خیر ساختم.» یک اتاق تقریبا بزرگ که با یک پرده جدا شده است. پشت پرده حالت آشپزخانه را دارد که یک گاز و یخچال قدیمی و یک ظرفشویی در آن قرار دارد. «حموم و دستشویی هم نداشتیم خیریه کمک‌مان داد تا توانستیم بسازیم. همه خانه‌های بلوکی اینجا همین وضعیت را دارد.» او معتقد است با گران شدن مصالح‌ساختمانی ساخت و ساز هم کم شده و کار کارگری کمتر گیر می‌آید؛«کارگرها روزی 60-50 تومن می‌گیرند اما کار گیر نمیاد. من تو هفته مثلا دو روز کار گیرم میاد که آن هم پول دو کیلو میوه هم نمی‌شود. تحت پوشش کمیته امداد نیستم چون 47 سالمه و سنم باید 60 سال باشد. مریضم موهام اینقد سفید شده است».

 شهرداری در این زمینه بسیار متضرر شده است

فرهاد افصحی شهردار منطقه دو می‌گوید:«در زمان شهرداری آقای عارفی آمدیم نقشه را بردیم کمیسیون ماده 5 اصلاح کردیم و برای صدور پروانه آماده شدیم، بعد از طریق اداره شهرسازی اعلام کردند که قسمتی از پلاک جزو اراضی ملی است. و  عملا پاسخی که ما بتوانیم پروانه صادر کنیم داده نمی‌شود.» در این قضایا چه اتفاقی باید بیفتد تا مشکل حل شود؟ «اگر اداره راه‌وشهرسازی اراضی ملی‌اش را مشخص کند، می‌توانیم برای زمین‌هایی که خارج از محدوده‌دولتی هستند پروانه صادر کنیم.» او تاکید دارد؛«الان قسمتی از درآمد شهرداری آنجا خوابیده است. امسال 50 میلیون هزینه طراحی نقشه را پرداختیم تا این قسمت اصلاح شود اما عملا اتفاقی نیفتاد.» پس چطوری به آن‌ها آب و برق و گاز دادند؟ «در دولت اول آقای احمدی‌نژاد دستورالعملی آمد که کلیه ادارات خدمات‌رسان به افرادی که در چنین مناطقی ساکن هستند،آب، برق و گاز بدهند. در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد این دستورالعمل برداشته شد گفتند حتما  باید پروانه باشد. » از نظر افصحی؛«ساختمان‌ها استحکام لازم را ندارند و صرفا برای یک سرپناه ساخته شدند، ما تمام تلاش‌مان را کردیم و نهایت آرزوی‌مان است که در این قسمت کمتر توسعه‌یافته‌ی شهر بتوانیم پروانه بدهیم و خدمت‌رسانی کنیم.» 

 ما هم از دنیای خدا حقی داریم

محله‌ی بلوکی‌ها سوت وکور است، کمتر ماشینی از آنجا عبور می‌کند، زن درشت اندامی با لباس گل‌گلی و ظرف غذای نذری که زیر چادرش دارد آرام آرام سمت خانه‌اش می‌رود. خانه‌ای با نمای بلوک و آجر. ملیحه می‌گوید ما اینجا خیلی مشکل داریم. حیاط خانه‌اش بزرگ و درهم برهم است. سمت راست یک ساختمان آجری و سمت چپ هم یک اتاق کوچک قرار دارد، وسط حیاط هم آهن‌ریزی شده است؛«دوتا پسر به بدبختی با پول وام ازدواج‌شون این آهن‌ها را خریدند داشتند کار می‌کردند که شهرداری جلویشان را گرفته است.هر روز یا با مامورها دعوای‌شان می‌شد واسه همین ساخت‌و‌ساز را تعطیل کردیم.» یکی از پسرهایش ازدواج کرده و در خانه اجاره‌ای می‌نشیند، دیگری هم  5 ساله عقدکرده است، پدر خانواده هم 4سال‌ست در تصادف مشکل پیدا کرده و کنج خانه افتاده است؛«ما 25 سال است اینجا ساکن هستیم یک روز دو روز که نیست. از سال 72.» یک اتاق سه در چهار آجری با سقف کوتاه روبروی در خانه‌اش وجود دارد آن را نشان می‌دهد و می‌گوید؛«روز اول تو این اتاق زندگی می‌کردیم هر چهارتا پسرم را تو همین یک اتاق به دنیا آوردم، بعد کم‌کم این دوتا اتاق را درست کردیم.» نگاهی با حسرت دوباره به تیرآهن‌های داخل می‌کند و می‌گوید؛«به شهرداری گفتم اگر زمین ما مشکل داشت همان موقع جلوی ما را می‌گرفتید، الان دیگر بعد از 25 سال کجا برویم، خب ما هم اگر بودجه داشتیم می‌رفتیم بالای شهر خانه می‌گرفتیم و اینقدر اعصاب خوردی نداشتیم.بارها گفتم چرا اداره برق برای ما تیربرق آورده است. چرا اداره آب و گاز به ما خدمات داده‌اند؟»

ملیحه توی آشپزخانه کار می‌کند؛«از وقتی شوهرم از کار افتاده شده خودم کار می‌کنم الان هم دیسک کمر گرفتم، نمی‌توانم کار کنم. به یک بدبختی زندگی را می‌چرخانم، گفتیم این‌ها جوانند گناه دارند، یک سرپناهی برای خودشان درست کنند که شهرداری نگذاشت. این‌ها هم می‌دوند تو یقه شهرداری. از خدا می‌خواهند یک بحثی بشود سریع زنگ بزنند یگان ویژه. چندباراطلاعات آمد بردشان، خب جوان هستند چیکارشان کنم؟ الان 4 سال است وضعیت‌مان همین است».

چرا خانه کناری‌تان اینقدر خوب ساخته است؟ صدایش را آروم می‌کند و می‌گوید؛«این‌ها دارند. نگاه کن زمانی پول داشته باشی همه کار می‌توانی بکنی» خب چرا شهرداری جلوی این‌ها را نگرفته است؟«‌چی بگم به خدا، بگم باج می‌دهند که شاید ندهند، نمی‌شود گناه کسی را پاک کرد، بلاخره این‌ها یک مقدار دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد، این‌ها هم پروانه ساخت ندارند.» دوباره با دست اشاره می‌کند به خانه‌های دو سه طبقه پشت خانه‌اش و می‌گوید:«‌این دو طبقه‌ها هم بدون پروانه هستند، تمام این خانه‌ها پروانه ندارند. به شهرداری که اعتراض می‌کنیم چرا این‌ها ساختند و جلوی ما را می‌گیرید می‌گوید الان مامورمان فرق کرده و این‌ها مال زمان قبل بوده است.» سرش را پایین می‌اندارد و می‌گوید:«‌وقتی کسی پول دارد 4 تا بنا می‌گیرد، یک‌دفعه ساختمان را بالا می‌آورد. جلوی مامورهای شهرداری هم گفتم، اگر ما دزد بودیم شما دزدتر هستید، بالاخره اندازه این‌ها هم در دنیای خدا حق ما هم بوده است..» بعد دوباره می‌گوید:«همان سالی که ما اینجا آمدیم با  70 هزار تومان می‌توانستیم توی شهرک مشتاق زمین بخریدیم». حمام و دستشویی آخر حیاط است. یک حمام و دستشویی ساده‌ بدون سرامیک. یه عالمه کفتر هم داخل قفس وجود دارد، کفترهایی که پسر عقد بسته‌اش برای رهایی از فشار زندگی به آن‌ها وابسته شده است؛«پسرم خودش است و کفتراش»

 تنها راه‌حل، اضافه‌شدن این مناطق به طرح تفصیلی است

دبیر کارگروه ساماندهی حاشیه‌نشینی با بیان اینکه مشکل حاشیه‌ی غربی سیرجان بارها در کارگروه با حضور متولیان امر این موضوع مطرح شده است، می‌گوید: طبق طرح تفصیلی شهر خدمات دولت مثل آب و برق و گاز و خدمات عمومی شهر مثل اصلاح معابر، ایجاد فضای سبز، جدول‌گذاری، آسفالت، جمع‌آوری زباله کلا در محدوده خدماتی شهرها و روستاها است،.

به گفته‌ی محسن آرش؛«متاسفانه در سال‌های قبل -خیلی پیش‌تر از ما- با دلسوزی‌های مسئولان وقت، که اسم نمی‌برم خودتان می‌دانید، می‌آمدند یک نامه‌ای می‌گرفتند و یک آلونک می‌ساختند.» از نظر او؛«شهرداری در بدو شکل‌گیری این‌ها ضعیف عمل کرده است که اجازه داده این ساخت‌و‌سازها شکل بگیرد.» او می‌گوید؛«اگر این قضیه را ریشه‌یابی کنیم می‌بینیم خیلی از افراد پرنفوذ  پشت این قضایا بودند، مسئولانی که با سفارش یا بعضا دلسوزی می‌خواستند کار یک آدم ضعیفی را راه بیاندازند، و چشم‌شان را ‌بستند.» وی افزود: «متعاقب این وقتی ساخت‌و‌سازی شکل می‌گیرد توقع برای آن صاحب بنا به وجود می‌آید که حالا بیایید خدمات آب، برق و گاز بدهید و متاسفانه بعد از این هم با همان انگیزه‌هایی که گفتم به آن‌ها خدمات هم داده شده است.» آرش می‌گوید: «بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های مکرری از سوی هیات دولت ابلاغ شده است، که هیچ‌گونه ساخت‌و‌سازی در خارج از محدوده تحت عنوان حاشیه‌نشینی نباید شکل گیرد.»او اما معتقد است جلسات کارگروه حاشیه‌نشینی نتیجه داشته است؛«جلوی ساخت‌و‌سازهای جدید را گرفتیم، بالای 80-90 درصد از تخلفات قبل کم شد. خیلی ساخت‌و‌سازهای عجیب و غریبی داشت شکل می‌گرفت که پلیس ساختمانی شهرداری منطقه دو جلوی‌شان را گرفتند. مثلا مصالح خالی شده بود آمدند جمع کردند، روز جمعه، شب عید، تاسوعا و عاشورا و روزهای تعطیل جلوی کار را گرفتند.» از نظر او؛«کارگروه ساماندهی حاشیه‌نشینی  مصوبه‌ای دارد که هرگونه خدمات‌رسانی به این‌ها از سوی ادارات خدمات‌رسان مخصوصا آب و برق ممنوع است. خدمات دادن به این سکونت‌گاه‌های غیر‌رسمی خلاف است و با مدیرش برخورد می‌کنیم‌.»

از نظر آرش هر ملک و بنایی که آنجا شکل گرفته اگر پروانه ساختمانی دارد و در محدوده قانونی طرح تفصیلی شهر سیرجان قرار دارند، قانونی است و خدمات دولتی هم به آن‌ها می‌دهیم؛«‌ملاک برای ادارات آب و برق و گاز فقط داشتن پروانه ساختمانی است.»از نظر او تنها راه‌حل این مشکل این است ساخت‌و‌سازها قانونی شوند؛«‌این محدوده‌هایی که ساخت‌و‌ساز انجام شده است با نظر مشاور طرح تفصیلی وارد مجموعه شوند، البته ما به توسعه این مناطق توصیه نمی‌کنیم چون اگر قرار باشد هر منطقه‌ای با حاشیه‌نشینی شکل گرفت بیاییم بلافاصله وارد محدوده کنیم، بعدها این باعث تشویق حاشیه‌نشینی می‌شود.» 

یکسری خانه‌های شیک ساخته شده بودند، آن‌ها چگونه مجوز گرفتند؟ «شاید این‌ها به جایی وصل باشند. من به صراحت این را اعلام می‌کنم متاسفانه در شرایط فعلی بعضی از مسئولان شهرستان به دلایلی، یا دلسوزی یا مقاصد سیاسی خاصی که دنبال می‌کنند، دنبال رفع مشکل این دسته از افراد هستند.» او برای حرفش مثال می‌آورد؛ «در شورای قبل یکبار من را به همراه چند تن از مدیران دعوت کردند، در زمان شهرداری آقای قاسمی که خودشان هم در جلسه بودند به صراحت برخی از اعضای شورای شهر سیرجان اعلام کردند به این ساخت‌و‌سازهایی که شکل گرفتند خدمات داده شود.» منظورتان همان اعضای مکی‌آبادی شورا است؟ «احسنت. در آن جلسه هم من به صراحت اعلام کردم اشکال ندارد شهرداری زیرمجموعه شماست شهرداری پروانه ساخت صادر کند ما هم بلافاصله با اولویت به آن‌ها خدمات می‌دهیم، که همان جا هم مهندس قاسمی اعلام کرد خارج از محدوده نمی‌توانیم.» او پیشنهاد می‌کند؛«دولت موظف است به افراد بی‌بضاعت زمین یا مسکن ارزان‌قیمت واگذار کند. در دولت قبل مسکن مهر بوده و در این دولت مسکن اجتماعی، ما در خیلی از روستاهای حاشیه‌ی شهر سازوکار قانونی برای مسکن‌دار شدن مردم داریم. و توصیه می‌کنیم مردم بروند شریف‌آباد و باسفهرجان و حجت‌آباد زندگی کنند».

 ما پروانه داریم

زن جوانی که مالک یکی از خانه‌های چند طبقه که ملیحه به آن اشاره کرده بود، می‌گوید: «مشکل اصلی این محله این است که اجازه ساخت‌و‌ساز به مردم نمی‌دهند و راه‌و‌شهرسازی جلوی‌شان را گرفته است، خب مردم 20 سال پیش این زمین‌ها را خریدند و حالا با اداره راه‌و‌شهرسازی روبه‌رو شدند. می‌گویند زمین‌ها توی طرح است.» شما چگونه خانه‌تان را ساختید؟ با مکث می‌گوید«خونه ما توی طرح نیست»بعد با دست به خانه بلوکی کنارشان اشاره می‌کند و می‌گوید؛« از 7 متری به آن طرف تو طرح است. ماها آب و برق و گاز داریم چون مال خیلی سال‌ها پیش است دیگر نتوانستند کاری کنند».

 ساخت‌و‌سازهای 15 سال پیش به راه‌و‌شهرسازی مراجعه کنند

رییس اداره راه و شهرسازی سیرجان با بیان اینکه این زمین‌ها پلاک 2213 و دولتی است، می‌گوید؛«شرایط واگذاری زمین از سوی دولت مثل بقیه زمین‌هاست، دولت واگذاری زمین به افراد ندارد، ما اجازه ساخت‌وساز به این‌ها نمی‌دهیم، چه مکی‌آباد باشد چه چهارراه هجرت! اگر روی زمین دولت باشد اجازه ساخت‌و‌ساز نمی‌دهیم.» یعنی تحت هیچ شرایطی نمی‌شود مشکل‌شان حل شود؟«‌دست من نیست. من اگر بگویم آقای فلان شما برو این زمین را بساز، همین یک متر را من باید بروم در دادگاه جواب بدهم.» در خود قانون هیچ راه‌حلی پیش‌بینی نشده است؟«فقط یکسری افراد که ساخت‌و‌سازهایی خیلی وقت پیش انجام دادند مثلا 10 یا 15 سال پیش انجام دادند اگر آب و برق و گاز داشته باشند به آن‌ها یکسری تسهیلات می‌دهند.» این‌ها اکثر آب و برق و گاز داشتند؟«اگر داشته باشند می‌توانند پیش ما بیایند، پرونده‌شان را بدهند تا ما راهنمایی‌شان کنیم. ما پرونده‌شان را بررسی می‌کنیم، اگر واقعا این امکانات را داشته باشند دولت کمک‌شان می‌کنند یک مقدار از زمین را به قیمت دولتی بهشان می‌دهد بقیه‌اش هم با قیمت کارشناسی بهشان واگذار می‌کند.»

اصغر‌ دیوار بلوکی تخریب‌شده‌اش را نشان می‌دهد و می‌گوید برای همین بلوک‌ها دو میلیون پول دادم، انگار پولم را تو چاه انداختم. تازه آخرشم هم معلوم نیست همین جا را هم ازمون نگیرند. خدا می‌داند.