پنج شنبه, 30 خرداد 1398

هفته‌نامه شماره 562:  27 خرداد 1398

چه کسی «تقی‌زاده» را جا‌به‌جا کرد؟
بازیِ تاج و تخت در گل‌گهر

 ابوذر خواجویی‌نسب
همیشه همین بوده است، بسیاری از معادلاتِ تغییر مدیران در ایران از مسیر «لابی» می‌گذرد و در این بازیِ تاج و تخت حرف کسی به کرسی می‌نشیند که قدرت لابی‌گریِ بیشتری داشته باشد. چند «سال» پیش «ناصر‌تقی‌زاده» با لابیِ برخی اصلاح‌طلبان و برادرانِ جهانگیری مدیرعامل گل‌گهر شد. چند «ماه» پیش با لابیِ واعظی، رییس دفتر رییس‌جمهور و پورابراهیمی، نماینده کرمان در سمت خود ابقا شد و چند «روز» پیش با لابیِ مخالفانش و به شکل غیرمنتظره‌ای جای خود را به ملارحمان داد. سیاست است دیگر! پدر و مادر ندارد. حتی اگر مدیرعامل یک بنگاه کاملا اقتصادی باشی، باز هم باید به ریسمانِ سیاست چنگ بیندازی تا بر سریر قدرت باقی بمانی. وگرنه کلاهت پسِ معرکه است.
 سایه‌ی سنگینِ سیاست بر سرِ گل‌گهر
با روی کار آمدنِ دولتِ حسن‌روحانی در سال 92، تغییر در جایگاهِ مدیرعاملیِ گل‌گهر نیز بسیار محتمل به‌‌نظر می‌رسید. «محمد‌ جلال‌مآب» مدیرعامل وقتِ گل‌گهر در کنارِ مجید دوستعلی و مجید نامجو وزیر سابق نیرو، یکی از سه یارِ دبستانیِ محموداحمدی‌نژاد در کرمان بود. دوستانی از دورانِ جنگ و از لشکری در زیر مجموعه‌ی سپاه پاسداران که صادق محصولی فرماندهیِ آن را بر عهده داشت. جلال‌مآب از تکنوکرات‌های دولتِ احمدی نژاد بود. دسته‌ای که سعی‌ می‌کردند در عرصه‌ی سیاسی بیشتر در نقش «کارگزار» قرار بگیرند و در عین حال به تفکرات افراطیِ اقتصادی نیز شهره بودند. با توجه به این موضوع، بسیاری منتظر بودند تا جلال‌مآب جزو اولین مدیرانی باشد که مورد غضبِ دولت جدید قرار گرفته و از قطار دولت به اصطلاح مهرورز پیاده شود. با وجود این، مخالفتِ شدید مجمع‌ِ نمایندگان استان با هر گونه تغییرِ مدیریتی در مجموعه‌ی گل‌گهر، به جلال‌مآب کمک کرد تا هم‌چنان مدیرعامل باقی بماند.
مضاف بر این، کارنامه‌ی مدیریتیِ او در مقایسه‌ با مدیران سابق گل‌گهر، درخشان‌تر به‌نظر می‌رسید. او برای توسعه‌ی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های صنعتیِ کشور، طرح «گل‌گهر98» و هم‌چنین پروژه‌ی «انتقال‌آب» از سرشاخه‌های خلیج فارس را کلید زده بود. ارزش سهامِ گل‌گهر در بورس نیز در دوران حضور او با سیر صعودی همراه شده بود. همین آمار و ارقام کافی بود تا دست و دل دولت تدبیر و امید برای تغییرِ مدیرعامل گل‌گهر بلرزد و تیر اصلا‌ح‌طلبان استان برای عزل یکی از مهره‌های محموداحمدی‌نژاد به سنگ بخورد. اما زمان جلوتر که رفت، اوضاع برای جلال‌مآب چندان خوب پیش نرفت. رزم‌حسینی استاندار وقتِ کرمان برای اجرایی شدن ایده‌ی خود یعنی طرح «مثلث توسعه‌ی استان» مایل بود تا مدیری همسو در جایگاهِ مدیرعاملیِ گل‌گهر قرار بگیرد. به همین سبب در مقابل 9 نفر از نمایندگان استان که هم‌چنان اصرار به ماندنِ جلال‌مآب داشتند، موضع گرفت و از دخالت‌های آنها در کارِ دولت و تغییر مدیرانِ استانی، انتقاد کرد. در آن‌‌سوی ماجرا نیز تحرکاتِ اصلاح‌طلبان به اوج خود رسید و با توجه به نفوذِ اسحاق‌ جهانگیری در بدنه‌ی دولتِ اعتدال‌گرایان، سرانجام در اردیبهشت سال 94، جلا‌ل‌مآب جای خود را به ناصر تقی‌زاده داد.
 بازگشتِ پر سر و صدای تقی‌زاده
تقی‌زاده در حالی وارث تاج و تخت جلال‌مآب شد که پیش از این و در یک دوره‌ی سه ساله در سال‌های پایانیِ دولت اصلاحات و در دورانی که اسحاق جهانگیری وزیر صنعت و معدن بود، سابقه‌ی مدیرعاملیِ گل‌گهر را درکارنامه‌ی خود داشت. در دوره‌ی دوم نیز در حالی سکاندار این غولِ صنعتی شد که اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهور بود. نکته‌ی دیگر اینکه تقی‌زاده قبل از بازگشت به گل‌گهر، مدیرعامل شرکت فولادبناب بود. یکی از شرکت‌های زیر مجموعه‌ی «گروه مالی گردشگری» که ریاست آن بر عهده‌ی مهدی جهانگیری بود. تقی‌زاده در ابتدای حضور مجدد خود در سیرجان، سعی کرد تا بر خلاف دوره‌ی گذشته وارد تنش با مدیران ارشد شهرستان نشود. به همین منظور در مراسم معارفه‌اش تاکید کرد؛ در بحث اشتغال و هم‌چنین در انتخاب مدیرانِ ارشد و میانیِ شرکت، اولویتش با افراد متخصص، متعهد و بومی است. همین‌گونه نیز شد و او در ابتدای حضورش برخی از چهره‌هایی که در حلقه‌ی شهباز حسن‌پور قرار داشتند را در ردیف مدیرانِ ارشد گل‌‌گهر قرار داد. البته برخی پست‌های حساسِ شرکت نیز به کسانی رسید که از حمایت برادران جهانگیری برخوردار بودند. در بحث توسعه‌ی گل‌گهر نیز تقی‌زاده سعی خود را بر پایان رساندنِ پروژه‌های ناتمامِ جلال‌مآب گذاشت و تلاش کرد تا با سرمایه‌گذاری در بخش اکتشافات، چهره‌ی جدیدی از گل‌گهر خلق کند.
 گل‌گهر روی خط آتش!
اما از دی ماه 97 و به گوش رسیدن زمزمه‌هایی مبنی بر برکناری ناصر تقی‌زاده، اوضاع گل‌گهر در بحرانی‌ترین شکل ممکن قرار گرفت. سایه‌ی سیاست بر سر شرکتی سنگینی می‌کرد که پایه‌ و اساسش بر کارهای اقتصادی قرار دارد. تقی‌زاده به شکلی عجیب اصرار بر حفظ صندلی‌اش داشت و از هر طریقی سعی می‌کرد تا هم‌چنان مدیرعامل باقی بماند. او که دیگر حمایت برادران جهانگیری را پشت سر خود نمی‌دید، حامیان جدیدی در دولت برای خود پیدا کرده بود که در راس آنها واعظی رییس‌دفتر رییس‌جمهور قرار داشت. او هم‌چنین برای مقابله با نفوذ شهبازحسن‌پور، به مجلس رفت و در جلسه‌ای با دیگر نمایندگان استان، آنها را در جریانِ پروژه‌های در دست اقدامِ گل‌گهر گذاشت. در آن مقطع برخی رسانه‌ها در خبرهایی تایید‌نشده، عنوان کردند که تقی‌زاده برای جلب نظر نمایندگان استان، از جیب گل‌گهر بذل و بخشش‌هایی کرده است. از بخشودن کمک مالی که در زمان رزم‌حسینی برای ساخت پل‌های شهر کرمان داده شده بود و قول پرداخت پنجاه میلیارد تومان در جلسه ستاد توسعه فرهنگی استان تا تصویب سه میلیارد تومان کمک از سوی گل‌گهر به موسسه‌ای مربوط به زندانیان استان و پرداخت یک میلیارد تومان برای ساخت منازل مسکونی افراد نیازمند در جنوب استان. پس از این دیدار، تصویر قراردادی امضاشده از سوی شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر با روزنامه دنیای اقتصاد در فضای مجازی منتشر شد که در آن قید شده بود،750میلیون تومان از سوی گل‌گهر برای پوشش یک همایش دو روزه به‌ روزنامه‌ی دنیای اقتصاد پرداخت شود.
 برکناریِ تقی‌زاده و پرسش‌هایی که بی‌جواب ماند...
حاتم‌بخشیِ‌ها جواب داد و و بر خلاف همه‌ی گمانه‌زنی‌ها، تقی‌زاده سکاندار گل‌گهر باقی ماند. او پس از آنکه خیالش از ماندن راحت شد، رویه‌ی متفاوتی را در پیش گرفت و بسیاری از مدیران سیرجانی را عزل و یا مجبور به استعفا کرد. هر چند در ظاهر سعی کرد ارتباط دوستانه‌تری با مدیران ارشد شهرستان برقرار کند. آتشی که در زیر خاکسترِ گل‌گهر پنهان شده بود با برکناری ایمان عتیقی شعله‌ور شد و این‌بار دامانِ تقی‌زاده را گرفت. او اسیر توصیه‌های غلطِ مشاورانش و قربانی تفکرات انحصارگرایانه‌ی خود شده بود و حالا در اتفاقی که برخی او را به کودتا و برخی دیگر به روکم‌کنی تشبیه کردند، از گل‌گهر رفت. با پرسش‌هایی که بی‌جواب ماند. خودش گفته بابت صحبت‌های حسن‌پور در مصاحبه با پاسارگاد و نحوه‌ی برکناری‌اش به زودی شفاف‌سازی خواهد کرد. منتظر می‌مانیم. این حقِ مردم سیرجان است که بدانند در بازیِ تاج و تخت گل‌گهر، چه فرصت‌هایی که سوخته نشد و چه پول‌هایی که دود نشد؟