سه شنبه, 23 مهر 1398

هفته‌نامه شماره 577:  22 مهر ۱۳۹۸

شبه کودتا در شبه دولتی‌ها

 رضا مسلمی‌زاده
فاسدتر از دولتی‌ها، شبه‌دولتی‌هایند. این قاعده‌ای است در همه‌ی جهان که ما نیز از آفت آن برکناره نیستیم. بخش عمده‌ای از اقتصاد دولت‌زده‌ی ایران در چنبره‌ی همین شبه‌دولتی‌های شترمرغ صفت است. شترمرغ‌هایی که در هنگام باربری مرغ‌اند و در موسم تخم‌گذاری خودشان را شتر جا می‌زنند. بخشی از فساد سیستماتیکی که هرازگاهی از آن سخن به میان می‌آید، از همین شبه‌دولتی‌هایی آب می‌خورد که چشم طمع اهل سیاست به سوی آنهاست. درهم‌تنیدگی سیاست و اقتصاد در جامعه‌ی ایران یکی از معضلات افزایش روزافزون فساد است. شبه‌دولتی‌های متمول قلک اهل سیاست‌اند و بخشی از ریخت‌وپاش‌های سیاسیون در موسم‌هایی نظیر انتخابات از همین شترمرغ‌های فربه فارغ از حسابرسی‌های دولتی تامین می‌شود. حضور آقازاده‌ها در شرکت‌های واسطه‌ی پیمانکار این شبه‌دولتی‌ها زمینه‌ی رانت‌های میلیاردی را فراهم آورده است که مصداق بارز ثروت‌های بادآورده افسانه‌ای برای نسل دوم انقلابیونی است که گویی سهم خود و پدران‌ و احتمالا فرزند و نوادگان‌شان را از سفره انقلاب با کمترین زحمت یک‌جا برداشت کرده‌اند.
طبیعی است که دولت و اهل سیاست این گاوهای شیرده را به حال خود رها نمی‌کنند و در ملوک‌الطوایفی قدرت‏، این منابع عظیم ثروت یک ملت گوشت قربانی به حساب می‌آیند. شبه‌دولتی‌های فاسدتر از دولتی‌ها ظاهر قضیه را تا حدودی که مایه‌ی رسوایی و آبروریزی نشود، رعایت می‌کنند. مثلا هیئت‌مدیره دارند و مجمع عمومی برگزار می‌کنند و غیره و ذالک... اما این هیئت‌مدیره‌ی بی‌اختیار در عمل چیزی به جز ماشین امضا نیستند و احتمالا برای همین امضاهای «به فرموده» در سال مبالغ هنگفتی حقوق و پاداش دریافت می‌کنند. در هیئت مدیره‌ی این شبه‌دولتی‌های «افسد» ردپا و حضوری از وزرا و وکلای سابق و لاحق بسیار دیده می‌شود. قبای گشاد خدمت لابد برای عضویت همزمان در چندین هیئت‌مدیره به اندازه کافی جا دارد.
اوج افتضاح این شبه‌دولتی‌ها در عزل و نصب مدیران ارشد آنها روی می‌دهد. به یاد بیاورید جلسه‌ی استیضاح وزیر سابق کار و لحظه‌ای که او نماینده‌ی استان‌مان را متهم کرد که جانبداری او از استیضاح به دلیل حمایت نکردن وزیر وقت کار برای مدیرعاملی کهنوجی‌نامی در صنایع ملی مس بوده است. نمونه‌ی اظهرمن‌الشمس آن البته همین بیخ گوش خودمان به نمایش درآمد.
این نمایش‌های اهل سیاست در گود اقتصاد در حالی پیش چشم خلایق رخ می‌دهد که خلق را از آن بهره‌ای جز لقمه‌نانی نیست. آرزوی کار کردن در یکی از شرکت‌های این شبه‌دولتی‌ها بیشترین حد تمنایی است که برای یک شهروند عادی متصور است. بالاخره از این سفره‌ی پرریخت‌وپاش خرده‌ و ریزه نانی هم باقی می‌ماند که شاعر توصیه کرده آن را چو به کف آوردیم به غفلت نخوریم.
اختتامیه این نمایش مضحک، تکذیبیه‌هایی است که به زور تلاش می‌کنند، همه چیز را عادی جلوه دهند. شبه‌دولتی‌ها اسیر شبه‌کودتا هستند و دعوای اصلی اصحاب سیاست منتفع شدن هرچه بیشتر از این خوان‌های گسترده است و پنهان کردن پشت‌پرده‌ی این رفت و آمد وظیفه‌ای است که بعضی‌ها بهتر از دیگران آن را ایفا می‌کنند.