پنج شنبه, 23 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 581:  20 آبان ۱۳۹۸

دو روی سکه کودکان کار در سیرجان
آمارهایی که نیست

 گروه خبر
22 خرداد یا 12 ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودک است. به کارگیری کودکان در کشورهایی که به حقوق کودکان احترام گذاشته می‌شود، یک جرم بسیار سنگین است. و حتا برخی فعالان این حوزه از آن به عنوان یک جنایت در حق کودکان یاد می‌کنند. این وضعیت اما در آفریقا، بخش‌های از جنوب شرق آسیا و خاورمیانه کاملا متفاوت است. کودکان سرباز در آفریقا، کودکان کار در کارخانه‌های کشور چین یا تایوان و کودکان کار خیابانی در کشورهایی مثل افغانستان، عراق و ایران!
گرفته شدن دوران کودکی، آسیب‌های جبران‌ناپذیر ناشی از خشونت‌های کلامی، جسمی و جنسی، احتمال ابتلا به اعتیاد و ایدز و حتا از دست دادن جان، بخشی از خطراتی است که کودکان کار با آن روبرو هستند.
 کودکان کار در ایران!
مطابق ماده ۷۹ قانون کار، کار کودک زیر ۱۵ سال در کشور ممنوع است. با این وجود ماده ۸۰ همین قانون گفته افراد ۱۵ تا ۱۸ سال، کارگر نوجوان محسوب می‌شوند و به شرط ساعت کار کمتر و عدم تهدید سلامت جسم و روان، اشتغال ایشان مشکلی ندارد. با این وجود، آمارهای مربوط به کودکان کار در کشور ایران شوکه‌کننده و بهت‌آور است.
انجمن پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی می‌گوید بیشترین کودکان کار خیابانی بین ۶ تا ۱۱ سال سن دارند. ۳۰ درصد ایشان بی‌سواد هستند و به مدرسه نمی‌روند و نرخ ابتلای کودکان کار و خیابان به ایدز ۴۵ برابر جامعه است.
استناد جمله آخر انجمن به سخنان مینو محرز؛ رئیس مرکز تحقیقات ایدز است: «از میان هزار کودک کار تهرانی که روی‌شان مطالعه شده، ۴ تا ۵ درصد ایدز داشتند. اما در جمعیت عمومی کشور این آمار یک دهم درصد است؛ یعنی شیوع ایدز در کودکان کار و خیابانی ۴۵ برابر جامعه است.»
مطابق پژوهش‌های علمی، ۷۲ درصد کودکان کار از مصرف موادمخدر توسط دوستان‌شان خبر داده‌اند. ۱۵ درصد خودشان مصرف کننده و 6/4 درصد ایشان از مواد تزریقی استفاده کرده‌اند. همچنین یک‌فعال حقوق کودک اعلام کرده بیش از ۳۲ درصد کودکان کار مورد آزار جسمی، روحی و جنسی قرار می‌گیرند.
نتایج یک مطالعه تحقیقی در تهران و روی ۵۰۰ مورد از کودکان نشان داده حدود 69 درصد کودکان کار پسر و 31 درصد ایشان دختر هستند. از این میان نزدیک 64 درصد افغانستانی، 36 درصد ایرانی و ۴ درصد پاکستانی بوده‌اند.
محمدصادق بصیری؛ سرپرست معاونت سیاسی امنیتی و اجتماعی استانداری کرمان گفته: «در شش ماه پایانی سال گذشته ۸۰۰ کودک کار -در شهر کرمان- شناسایی شدند که ۵۰۰ کودک افغانی بودند.» همچنین وی در ادامه می‌گوید: «مرکز دیده‌بان بهزیستی اعلام کرده بیشترین کودک کار در بازه سنی 4 تا هفت سال هستند.»
 کودکان کار در سیرجان و آمارهایی که نیست!
برای دانستن اوضاع کودکان کار در سیرجان، به صورت جداگانه به سراغ رییس بهزیستی، معاونت سیاسی و امنیتی فرمانداری، اداره اتباع فرمانداری و فرمانده نیروی انتظامی رفتیم و آن‌چه می‌خوانید تجمیع سه ساعت گفت‌وگوی جداگانه با این مسئولان است اما پاسخ به موارد مربوط به کودکان کار بسیار دشوار است زیرا در هیچکدام از مراجع و مراکز مربوطه آمار دقیقی از کودکان کار وجود ندارد. هیچ‌گونه کار تحقیقاتی و پژوهشی برای یافتن آماری از کودکان کار انجام نشده و در یک کلام، کودکان کار موضوعی است که مختصات دقیقی از ابعادش وجود ندارد. هیچ آمار دقیق و تفکیک شده‌ای از تعداد کودکان کار، توزیع سنی و جنسی ایشان وجود ندارد. جالب اینجاست هیچ آمار موثق و دقیقی حتا از تعداد اتباع خارجی مجاز نیز وجود ندارد. نیروی انتظامی به صراحت می‌گوید چیزی که همیشه اعلام شده یک دهم جمعیت یا ۱۰ درصد آن است ولی آمار درستی در این رابطه نداریم.
سرهنگ ایران‌نژاد می‌گوید اگر ما جمعیت سیرجان را ۳۰۰ هزار نفر حساب کنیم، یک دهم جمعیت، ۳۰ هزار نفر می‌شود. البته این عدد به صورت شناور و کلی است. گفته می‌شود نصف این تعداد مجوزدار و نصف دیگر بی‌مجوز هستند.
معاون سیاسی فرماندار می‌گوید حدود 12 هزار افغانی مجاز در سیرجان هستند که کارت اقامت یا گذرنامه دارند. گذرنامه به این شکل است که محل سکونت را استان کرمان درج می‌کنند و این افراد می‌توانند در هر کدام از شهرهای استان که ممنوعیت حضور افغانستانی‌ها نباشد، سکونت کنند. به همین دلیل آمار ما متغیر است. احتمال می‌دهیم به همین تعداد نیز افغانستانی غیرمجاز داشته باشیم.
اما آمار اداره اتباع فرمانداری کمتر از میزان اعلام شده است هرچند در نهایت همان آمار معاون فرمانداری را به عنوان آمار نهایی می‌پذیرد.
معاون فرماندار همچنین سن بیشتر کودکان کار را 13 تا 17 سال اعلام کرده و می‌گوید 95 درصد کودکان کار پسر و 5 درصد دختر هستند.
با این وجود خود مسئولان نیز قبول دارند که آمار هیچکدام‌شان دقیق و پژوهشی نیست و بیشتر بر اساس تخمین و مشاهدات میدانی است. دلیل چیست؟ پاسخ دست معاون فرماندار است. سهراب بهاالدینی‎ می‌گوید: آمار دقیق نداریم و آن‌چه گفتیم براساس حدس بود چون آمار دقیق در اداره اتباع استان است. سیستم‌ها توسط اداره اتباع استان قفل شده و ما دسترسی به آمار نداریم!
سوال اینجاست که چرا حتا برای سیرجان که فرمانداری ویژه و فرماندارش معاون استاندار است، این آمار قفل است؟
بهاالدینی می‌گوید که ساختار و سیاست اداره اتباع خارجی این است. چون ما هیچ خدماتی اینجا به اتباع خارجی نمی‌دهیم. فقط اگر کسی بخواهد از کشور خارج شود یا از سیرجان به یک شهر دیگر مهاجرت کند ما به کرمان معرفی می‌کنیم و آنها یک برگ تردد می‌دهند. کاری که ما می‌کنیم همین است.
مهتاب حسینی؛ رئیس اداره بهزیستی می‌گوید حدود 30 تا 40 کودک کار داریم اما رئیس اورژانس اجتماعی سیرجان در صحبت تلفنی با حسینی، تعداد کودکان کار ثابت را 15 نفر ذکر می‌کند. سهراب بهاالدینی؛ معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری می‌گوید که تعداد کودکان کار بین 70 تا 80 نفر هستند که از این بین، حدود 40 تا 50 نفر همان چهره‌های ثابتی هستند که هرروز در خیابان دیده می‌شوند و نیروی انتظامی آماری از تعداد کودکان کار ندارد.
حسینی و بهاالدینی معتقدند هیچ کودک کار ایرانی در سیرجان وجود ندارند. حسینی می‌گوید اگر چنین موردی باشد و ما برخورد نکنیم، مرتکب جرم شده‌ایم. اما محمدرضا ایران‌نژاد؛ فرمانده نیروی انتظامی و ابراهیم امانی؛ مسئول دفتر اتباع خارجی فرمانداری می‌گویند که کودک کار ایرانی وجود دارد؛ هرچند تعدادشان خیلی کم است. بهاالدینی اما در ادامه می‌گوید که مادر برخی از کودکان کار، ایرانی است که پدرشان فوت کرده یا خانواده را رها کرده و به افغانستان رفته. بهاالدینی به طرح دولت برای ایرانی شناخته شدن این کودکان نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید که متاسفانه هنوز این طرح به سرانجام نرسیده تا بتوانیم این کودکان را از طریق بهزیستی سامان دهیم.
هر چهار نفر می‌گویند که کودکان کاری که در سیرجان حضور دارند از اتباع خارجی هستند و تقریبا غالب‌شان افغانستانی و تعداد اندکی پاکستانی هستند. در مورد کار کودکان ایرانی کارگران فصلی که در فصل پسته به سیرجان می‌آیند، حسینی می‌گوید تا کنون گزارش یا موردی از کار این کودکان دیده نشده اما بهاالدینی می‌گوید برخی از این کودکان ایرانی به کار پسته‌چینی مشغول می‌شوند و تاکید دارد که البته کار سختی هم نیست.
فرمانده نیروی انتظامی توپ را توی زمین مطبوعات سیرجان هم می‌اندازد و می‌گوید که همین‌ها که روزنامه می‌فروشند، کودک کار هستند. شما خودتان روزنامه می‌دهید زیر بغلش و می‌گویید برود سر چهارراه بایستد و بفروشد. اگر بخواهید حساب کنید، این‌ها هم کودک کار هستند.
 آماری از آسیب‌ها نیست
در مورد آسیب‌های جنسی نیروی انتظامی، فرمانداری و دفتر اتباع فرمانداری می‌گویند تاکنون در بازرسی‌ها و بررسی‌ها با چنین موردی روبرو نشده‌اند. همین‌طور موردی از آسیب جسمی هم مشاهده نشده است. احتمال در معرض خشونت کلامی قرار گرفتن، تنها موردی است که این سه نفر با تاکید بر مشاهده نشدن مورد، محتمل می‌دانند. در این میان رئیس اداره بهزیستی احتمال وقوع آسیب‌های جسمی و جنسی را رد نمی‌کند و می‌گوید بچه‌های بد و بی‌سرپرست درصد زیادی از این خشونت‌ها را می‌بینند. آزار جنسی الزاما فعل جنسی نیست. حرف، متلک و لمس جنسی درصد بیشتری دارد. حتا کودکانی که سر خیابان می‌ایستند، ممکن است توسط کودک بزرگتر از خودشان مورد آزار جسمی یا حتا جنسی قرار بگیرند. ما در موارد مشکوک از پزشک قانونی برای بچه‌های خودمان کمک می‌گیریم ولی در مورد کودکان اتباع خارجی که حتا یک‌بار نزدیک 24 ساعت از آن‌ها نگه‌داری کردیم چنین مواردی دیده نشد.
در مورد اعتیاد این کودکان، رئیس بهزیستی می‌گوید: ما موردی ندیدم اما گاه مواردی از مصرف ناس توی این بچه‌ها دیده می‌شود. معاون فرماندار می‌گوید ما تاکنون به موردی برنخوردیم. مسئول اداره اتباع فرمانداری بحث را به سمت متکدیان می‌برد و می‌گوید: اعتیاد در بین متکدیانی که اتباع خارجی محسوب می‌شوند خیلی کم است و این متکدیان ایرانی هستند که غالبا اعتیاد دارند. فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به این‌که شاید در سیرجان از هر 100 نفر یک نفر اعتیاد داشته باشد، می‌گوید این آمار در بین کودکان کار اتباع خارجی یک به هزار است. مگر اینکه افرادی بخواهند از وجود این کودکان به عنوان کسب درآمد یا منفعت استفاده بکنند که آن هم در سیرجان نیست.
 معضل مرکز نگه‌داری از کودکان کار
کودک، کودک است. انسانیت حکم می‌کند اهمیتی نداشته باشد که کودک کار متعلق به کدام ملیت است زیرا این کودکان با نیت و اختیار خود محل زندگی خویش را انتخاب نکرده‌اند و حتا کاری که انجام می‌دهند، تابعی از سه علت فرهنگ خانوادگی یا ملی کشورشان، شرایط خاص زندگی در کشور میزبان و وضع زندگی خانواده کودک کار است.
به نظر می‌آید در سیرجان اراده‌ای برای حل مشکل کودکان کار وجود ندارد. برعهده گرفتن مسئولیت این کودکان پیامدها و عواقبی دارد که دستگاه‌های سیرجانی ترجیح می‌دهند با آن روبرو نشوند. هرکدام از دستگاه‌ها مسئولیت را متوجه دستگاه دیگری می‌دانند. اتباع فرمانداری می‌گوید اصولا تاسیس مرکز ساماندهی کودکان کار در حیطه وظایف شهرداری‌ها است اما شهرداری سیرجان این کار را انجام نداده. امانی تاکید دارد یک منزل برای نگه‌داری کودکان کار هست ولی بهزیستی می‌گوید مخصوص اتباع ایرانی است و از اتباع بیگانه نگه‌داری نمی‌کند.
معاون فرمانداری نیز همین موضع را تایید می‌کند و می‌گوید دوستان بهزیستی باید ورود پیدا کنند. ما یک خانه در مکی‌آباد که متعلق به شهرداری بود را گرفتیم و واگذار کردیم به بهزیستی اما چون این کودکان اتباع خارجی هستند، حتما باید دستور دستگاه قضایی باشد. بدون آن نمی‌شود نگهداری کنیم. ولی ما آمادگی داریم تا بهزیستی این خانه را تحویل بگیرد و این مرکز را راه بیندازد. وظیفه شهرداری‌ها است که یک مرکز با همکاری بهزیستی، نیروی انتظامی و دستگاه قضایی فراهم کنند و این بچه ها را حتا به صورت موقت نگهداری کنند. بارها به شهرداری هم اعلام کردیم ولی استقبالی نکردند. به بهزیستی هم گفتیم اگر بخواهد می‌‎توانیم یک خانه را در اختیارشان بگذاریم اما نخواستند.
رئیس بهزیستی با اشاره به قوانین این سازمان می‌گوید ما فقط متولی کودکان کار ایرانی هستیم. در مورد کودکان کار اتباع مجاز چون خانواده دارند کاری از ما جز معرفی به مرجع قضایی برنمی‌آید و قاضی هم می‌گوید نمی‌توانم برای بچه هفت ساله حکم بدهم. این موضوع باید از طرف اداره اتباع فرمانداری پیگیری شود. اگر خانواده کودک کار کارت اقامت دارند باید تعهد گرفته شود که دیگر کودک کار نکند و در صورت تکرار، کارت اقامت باطل شود. اگر خانواده کودک از اتباع غیرقانونی هستند باید طرد شوند. خانواده‌‌ها متوجه این خلا قانونی شده‌اند و می‌دانند ما دست‌مان بسته است. در فرمانداری کارگروه جمع‌آوری متکدیان داریم که کودکان کار در آن می‌گنجد. قانون وظایف را مشخص کرده ولی قانون در بحث طرد اتباع بیگانه می‌لنگد. خلا قانونی هست. کودک را می‌گیریم ولی خانواده اصلا نمی‌آید پیگیر شود چون می‌داند هیچ اتفاقی برای کودک نمی‌افتد. ما هم نمی‌توانیم کودک را زیاد نگه‌داریم و ناچاریم رهایشان کنیم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دو روی سکه کودکان کار در سیرجان
روزی صد هزار تومان درآمد

 گروه خبر
مردم معتقدند کودکان دروغ نمی‌گویند و معصوم هستند. حتا اگر دروغ بگویند هم معصومانه است اما علم روانشناسی ثابت کرده کودکان دروغ می‌گویند، آگاهانه و با برنامه‌ریزی نیز دروغ می‌گویند و قادر به ظاهرسازی هستند.
این شرح حال وضعیت بخش اعظمی از کودکان کار سیرجانی است. کودکانی که به قول معاون فرماندار و رئیس بهزیستی حتا با وجود فروش وسایلی مثل دستمال کاغذی، آدامس، شکلات یا دعا متکدی محسوب می‌شوند اما آنان متکدیان عادی نیستند. رئیس بهزیستی تاکید می‎‌کند آن‌ها کاملا حرفه‌ای هستند!
مهتاب حسینی می‌گوید این کودکان کاملا آموزش دیده‌اند. از نوع پوشش که با پوشیدن لباس کهنه و پاره یا سر و شکل کثیف جلب توجه و محبت کنند تا اصرارهای فراوان‌شان به کمک و تلاش برای برانگیختن احساس دلسوزی مردم. یک‌بار نیروی انتظامی می‌گفت که کودکان را جمع کرد و چهار ساعت نگه داشت. این‌ها از بس توی حیاط جیغ زدند، مردم آمدند و به نیروی انتظامی اعتراض کردند که خدا خیرتان ندهد، این‌قدر بچه‌ها را کتک نزنید! چرا بچه‌ها را اذیت می‌کنید؟ نزدیک بود مردم در کلانتری را بشکنند و پلیس ناچار شد بچه‌ها را رها کنند.
رئیس بهزیستی می‌گوید ما یک سوئیت برای نگه‌داری دخترانی که فرار می‌کنند، داریم. یک‌بار این بچه‌ها را کمتر از 24 ساعت نگه داشتیم. مددکار زنگ زد به من و گفت خودتان را برسانید که هیچ‌جور از پس این‌ها بر نمی‌آییم. اسباب بازی داده بودند، فیلم گذاشته بودند، کیک و آبمیوه توزیع کردیم اما فایده نداشت و این‌ها فقط جیغ می‌کشیدند. خیلی بچه‌های باهوش و شیرینی هم هستند. به من می‌گفتند خانم دست‌تان را می‌بوسیم، مادرمان دارد غصه می‌خورد. حتا احساسات من هم برانگیخته شد. زنگ زدیم به خانواده‌ها که بیایند و بچه‌ها را تحویل بگیرند. کودکان خیلی حرفه‌ای هستند. در حقیقت این کودکان دندان قانون را حسابی شمرده‌اند می‌دانند کاری از ما برنمی‌آید.
معاون فرماندار می‌گوید خانواده‌ها می‌دانند با توجه به ملزم شدن آموزش و پرورش به ثبت‌نام کودکان اتباع غیرمجاز، دیگر تا پایان سال تحصیلی هیچکس نمی‌تواند ایشان را از کشور خارج کند. برای همین میزان ثبت‌نام این کودکان در مدارس زیاد شده است. البته ما نیز با آموزش و پرورش صحبت کرده‌‌ایم تا از نظر فرهنگی روی این بچه‌ها کار کند تا دست از تکدی‌گری بردارند. احساس می‌کنیم که تعدادشان کم شده است. اما این تمام ماجرا نیست. مهتاب حسینی می‌گوید وقتی کودکان اتباع گرفته می‌شوند، خانواده‌ها هیچ عجله‌ای برای پس گرفتن کودکان ندارند و می‌گویند همان‌جا باشند، صبح می‌آییم دنبال‌شان! حسینی می‌گوید این کودکان و خانواده‌هاشان نقاط ضعف قانون را خوب فهمیده‌اند و از آن به نفع خود استفاده می‌کنند! خانواده دنبال بچه‌ها نمی‌آیند چون می‌دانند بعد از چند ساعت ناچاریم آزادشان ‌کنیم. خانواده‌ها می‌گویند فرهنگ ما این است که کودکان‌مان کار کنند. می‌گویند نمی‌توانیم جلوی کودک‌مان را بگیریم چون خودشان می‌خواهند کار کنند و پول در بیاورند. بعضی از خانوده‌ها بی‌بضاعت هستند و کار کودک برای‌شان کمک خرج محسوب می‌شود. سوال این است که مگر یک کودک کار که در حقیقت تکدی‌گری هم می‌کند، چقدر درآمد دارد؟ رئیس بهزیستی می‌گوید خانواده‌ها‌ی کودکان می‌گویند هر کودک روزی 100 هزار تومان درآمد دارد!
این مبلغ معادل ماهی 3 میلیون تومان درآمد و تقریبا دو برابر حقوق اداره کار است! نکته این‌جاست مبلغ ذکر شده براساس خوداظهاری خانواده‌های کودکان بوده و چه بسا رقم واقعی بیش از این‌ها باشد. با توجه به این‌که اکثر خانواده‌های اتباع خارجی پرفرزند هستند‏، اگر یک خانواده سه کودک داشته باشد که به تکدی‌گری بپردازند، ماهی 9 میلیون تومان درآمد خواهند داشت، بدون نیاز به کار پدر و مادر!
 آیا کودکان کار سازماندهی شده هستند؟
درآمد بچه‌های کار می‌تواند برای برخی سودجویان وسوسه‌انگیز باشد. رئیس اداره بهزیستی می‌گوید اکثر بچه‌ها را خود خانوداه‌ها به سر کار می‌فرستند. تعداد بچه‌هاشان زیاد است و درآمد خوبی دارند. از طرفی پول درآوردن برای کودک کار نوعی پاداش محسوب می‌شود و باعث می‌شود کودک به این‌کار ادامه دهد. اما حسینی در ادامه می‌گوید که برخی از کودکان کار سازماندهی شده هستند و «لیدر» دارند. آن فرد این‌ها را هر روز می‌آورد سرکار و شب می‌آید جمع‌شان می‌کند و پول‌ها را می‌گیرد. بعد هم یک درصدی را به کودک کار می‌دهد. از وظایف لیدر این است که مواظب باشد کودک دیگری جای این‌ها را نگیرد یا کنارشان نایستد. همچنین تعیین این‌که سر هر چهارراه چه تعداد بایستند با لیدر است.
با این وجود معاون فرماندار می‌گوید اکثر این کودکان ساکن روستاها هستند. بخش عمده‌ای از این‌ها ساکن محمود آباد هستند که صبح می‌آیند و تا نیمه‌های شب توی شهر هستند و بعد ماشین می‌گیرند و می‌روند محل سکونت‌شان.
سوال این است که ماشین می‌گیرند یا ماشینی وجود دارد که آن‌ها را می‌برد و می‌آورد؟ بهاالدینی می‌گوید ما دقیقا نمی‌دانیم. هر چه هم غیرمحسوس پیگیری کردیم که ببینیم آیا این‌ها سازمان یافته هستند و کسی این‌ها را می‌برد و می‌آورد به نتیجه نرسیدیم. از نظر ما این‌ها با سرویس‌های معمولی می‌روند. ما برای رئیس سازمان بهزیستی از وانتی می‌گوییم که کودکان را در سرچهاراه‌ها توزیع می‌کرد. متقابلا رئیس بهزستی هم به نقل از مسئول اداره اتباع فرمانداری از پژو 206 قرمزی گفت که بچه‌ها را می‌آورد و می رساند سرچهارراه‌ها!
معاون فرماندار می‌گوید ماجرا به این شکل نبوده، ما ابتدا فکر کردیم این پژو بچه‌ها را می‌آورد سرکار اما مالکش یک خانم بود که یک خانم مسن را در چهارراه دانشگاه پیام نور پیاده می‌کرد تا تکدی‌گری کند. ما این خانم مسن را جمع‌آوری کردیم و تحویل دادگاه دادیم. بعد دیدیم یک پژو 206 دنبال آزادی ایشان است. دادگاه تشخیص داد خانم مسن، مادر آن دختر صاحب پژو 206 است و با تعهداتی که دادند، مادر آزاد شد. در حقیقت صاحب پژو دختری بود که مادرش را مجبور به گدایی می‌کرد. هر دو ایرانی هم بودند. مادر تحت پوشش کمیته امداد بود اما می‌گفت ماهی 50 یا 60 هزار تومان کمیته به جایی نمی‌رسد و از گدایی بین 50 تا 100 هزار تومان در روز درآمد دارد!
اما امانی؛ مسئول اداره اتباع فرمانداری روایت رئیس بهزیستی را تایید می‌کند و از پژویی که کودکان کار را می‌برد و می‌آورد حرف می‌زند. معاون فرماندار می‌گوید ما از راننده این پژو تحقیق کردیم و گفت تنها برای رضای خدا این کار را انجام می‌دهد. ما نیز مدرکی که خلاف این حرف را ثابت کند به دست نیاوردیم.
فرمانده نیروی انتظامی سازماندهی کودکان کار یا وجود باند در این مورد را تکذیب می‌کند. ایران‌نژاد می‌گوید که این‌ها خانواده هستند. چهار تا بچه دارد، خودش هم که هست. بچه‌ها را گذاشته کنار خودش و گدایی می‌کنند.
 جاده جهنم با حسن نیت سنگ‌فرش شده!
در این میان یکی از مهم‌ترین نکته‌ها، نقش مردم سیرجان در تشویق غیرمستقیم خانواده‌‌ها و سوق دادن این کودکان به سمت کار است. بهزیستی، فرمانداری، اداره اتباع و نیروی انتظامی تاکید می‌کنند مردم نقش زیادی در ایجاد شرایط فعلی دارند و اگر به این کودکان کمک نمی‌کردند، کودک کاری نیز وجود نمی‌داشت. هرچند این مسئولان نقش اقتصاد و وضع مالی بد خانواده‌ها را در استفاده از کودکان برای تکدی‌گری می‌پذیرند اما با اشاره به جرم بودن تکدی‌گری، توصیه دارند مردم کمک‌های خویش را یا از طریق نهادهای دولتی و یا نهادهای مردمی به دست خانواده‌های نیازمند برسانند. حقیقت این است که اکثر کودکان کار و پدر و مادرشان در فرهنگی پر از سختی، مشقت کار و رنج اقتصادی زیسته‌اند و هیچ تصور و درکی از نیازهای یک کودک ندارند. در این میان دلسوزی مردم نیز حکم همان سنگ‌فرش‌های ساخته شده از حسن‌نیت است که در نهایت این کودکان را به سمت جهنمی پر از آسیب‌های روحی و جسمی سوق می‌دهد. ما مثال همان شعر فروغ فرخزاد هستیم و همان‌طور که کودکان کار را می‌بوسیم، طناب دار اعدام کودکی‌شان را برگردن‌شان می‌اندازیم. تک تک مردم سیرجان چه آن مغازه‌دارانی که در نهایت ناجوانمردی و از روی سودجویی از کودکان کار بهره‌کشی می‌کنند و چه مردمی که از روی ترحم به این کودکان کمک می‌کنند، در ایجاد جهنم کودکان کار شریک هستند. ما همه متهم هستیم.