شنبه, 25 آبان 1398

هفته‌نامه شماره 581:  20 آبان ۱۳۹۸

گفت‌و‌گو با محمد آذرگون؛ فردی که جایزه علمی برای رتبه‌ی برتر کنکور در زیدآباد گذاشته است:
می‌خواهم به «زیدآباد» ادای دین کنم

 گروه فرهنگ‌و‌هنر
به دلیل علاقه به مادرش تصمیم گرفته جایزه‌ای علمی تحت عنوان«جایزه علمی صدیقه محمدی» برای رتبه برتر کنکور زیدآباد در نظر بگیرد. سه سال است مادرش فوت کرده است و از همان سال به ایران نیامده است.«محمدآذرگون» جوان 35 ساله سیرجانی‌ که هم‌اکنون ساکن کاناداست و دکتری و فوق دکتری شیمی و فیزیک دارد در توضیح علت کارش می‌گوید: کار خیر که فقط در زمینه مذهبی و بهداشتی نیست. کار خیر در زمینه آموزشی هم می‌تواند باشد و باید فرهنگ‌سازی شود تا مردم در زمینه خیریه آموزشی و فرهنگی هم وارد شوند. دکتر محمد آذرگون اولین جایزه علمی«صدیقه محمدی» را سال گذشته به رتبه برتر کنکور زیدآباد داده است و قرار است هرسال آن را تکرار کند. این مصاحبه از طریق واتسآپ انجام گرفت و در طول نیم ساعتی که با هم گپ و گفت داشتیم، او فارسی را روان و با همان لهجه سیرجانی صحبت می‌کرد.
 محمد آذرگون کیست؟
محمد آذرگون یک جوان 35 ساله سیرجانی است. اصالتا زیدآبادی هستم یعنی از پدر و مادری زیدآبادی زاده شدم و سال 90 از دانشگاه شریف در مقطع فوق‌لیسانس فارغ‌التحصیل شدم و بورسیه گرفتم و به کانادا آمدم. رشته‌ام شیمی تجزیه است و دکتری و فوق دکتری شیمی و فیزیک را در کانادا گرفتم. درحال حاضر بیش از 8 سال در کانادا زندگی می‌کنم.
 شنیده‌ایم یک جایزه علمی گذاشته‌اید، به چه دلیل وارد این حوزه شدید؟
ببینید در جامعه‌ی ما خیریه هست، نه فقط در ایران در همه جای دنیا خیریه وجود دارد. خیریه چندتا حوزه دارد؛ مثلا چیزی که در ایران خیلی زیاد است خیریه مذهبی است. علاوه بر خیریه مذهبی، خیریه آموزشی و ورزشی و حوزه بهداشت و سلامت هم داریم. ما در یک جامعه‌ی مذهبی بزرگ شدیم و خیریه مذهبی از قدیم‌الایام بوده و هست و بسیار هم خوب است. ولی اگر نگاه کنیم در حوزه مذهبی واقعا از لحاظ خیریه اشباع شدیم یعنی دیگر جای ورود افراد جدید نیست. اگر قرار است پول جدیدی وارد حوزه خیریه شود اگر قسمتی از آن سمت مذهبی می‌رود کاری کنیم که یک قسمتی از آن هم سمت مسایل آموزشی، بهداشت و سلامت و ورزشی بیاید. ما این کار را به این دلیل شروع کردیم. در واقع دیدیم دوستان کار مذهبی را تا جایی پیش بردند و در حال حاضر در منطقه‌ی زیدآباد حسینیه‌های متعدد، مساجد بسیار زیبایی وجود دارد و از آنجا که ما خودمان در همین جامعه‌ی آموزشی رشد کردیم به این نتیجه رسیدیم اگر می‌خواهیم چیزی هم برگردانیم به مسایل آموزشی برگردد.
 چرا فقط زیدآباد؟
چون من اصالتا زیدآبادی هستم و آنجا بزرگ شدم. بالاخره منطقه‌ی زیدآباد را برای کارم در نظر گرفتم. چیزی که بنده را خیلی به این کار ترغیب کرد این بود که از چندین سال قبل حرکتی در زیدآباد شروع شده است که در منطقه‌ی سیرجان خیلی خاص است؛ از چندسال پیش یکسری از دوستان خیریه‌ها را سمت بهداشت وسلامت و ورزش بردند اگر بخواهم مثال بزنم برادران حسینی، حسین اسدی و... در زیدآباد زمین‌های ورزشی متعدد یا خانه بهداشت و مرکز درمانی خیلی مجهزی را احداث کردند، با اینکه چندین میلیارد تومان هزینه داشت کار کلا توسط خیرین زیدآباد انجام شد، ولی باز هم بنده دیدم همچنان خلأ قسمت آموزشی در این منطقه وجود دارد. در صورتی که آموزش زیربنای همه‌ی مسایل است. یعنی وقتی شما بتوانید یک جامعه‌ی آموزش‌دیده‌ی بافرهنگ تربیت کنید به خودی خود تمام آن لایه‌های بالاتر درست می‌شود. یعنی اگر ما نگاه کنیم می‌بینیم آموزش در پایین قرار دارد و دیدم که هنوز در این مرحله کاری انجام نشده است. نه در زیدآباد حتی در سیرجان هم خیلی کم انجام شده است. نهایت ذهنیتی که سمت مسایل آموزشی می‌رود این است که ما یک مدرسه یا کتابخانه بسازیم. ما شخص را در نظر نمی‌گیریم یعنی کاری کنیم که یک شخص که دارد الان تحصیل می‌کند یک جورایی آن را کمک کنیم که به بورسیه‌های تحصیلی برسد. متاسفانه در ایران چیزی به اسم بورسیه تحصیلی مخصوصا در سطوح پایین نداریم. من خواستم به گونه‌ای یک فرهنگ‌سازی یا یک حرکت را سر زبان‌ها بیاندازم یا جلوی چشم‌ها بیاورم. یعنی مقداری از زندگی یا سرمایه‌مان را صرف بورسیه‌های تحصیلی کنیم یا کمک‌هزینه‌های تحصیلی ایجاد کنیم. همین‌ها شاید یک فردی را روزی به جایی برساند که آن فرد بتواند صدها برابر یا هزار برابر به جامعه برگرداند. من مطمئنم در منطقه‌ی زیدآباد استعدادهای بسیار زیادی وجود دارد. همان‌طور که در همه جای کشور وجود دارد و فقط باید یک ترغیب یا تشویقی باشد که آن‌ها را حمایت کند و این‌ها را به جایی برساند. کاری که بنده شروع کردم کار کوچکی‌ست ولی بازتاب خیلی بزرگی خواهد داشت. یعنی با این اتفاق شاید چشم خیلی‌ها باز شود. مثلا من این کار را در منطقه‌ی زیدآباد انجام می‌دهم، شخص دیگری در منطقه‌ی مکی‌آباد انجام دهد، شخص توانگری در منطقه‌ی نجف‌شهر بگوید امسال کسی که بهترین رتبه‌ی کنکور منطقه‌ی نجف‌شهر باشد را چهارسال ساپورت می‌کنم. یا یکی بگوید امسال بهترین کتابی که در منطقه‌ی سیرجان چاپ بشود را می‌خرم و جایزه می‌دهم. این کارها می‌تواند اثر بسیار زیبایی در آینده داشته باشد. به هرحال بنده خیلی علاقه‌ای هم ندارم که مناطق را از هم جدا کنیم. به علت اینکه مادرم زاده‌ی زیدآباد بوده است و یک جورایی می‌خواهم آن دینی را که به آن منطقه بوده است، ادا کنم. از طرفی زیدآباد چون از لحاظ آموزشی دچار مشکل بود. در سال‌های گذشته دانشجویان کمی از این منطقه بیرون رفتند. ما به خاطر همین می‌خواهیم تشویقی باشد در حاشیه‌ها که این بچه‌هایی هم که در این منطقه هستند تشویق شوند و بفهمند افرادی هستند که برای‌شان اهمیت قایل‌اند.
 بعد از فوت مادر تصمیم گرفتید که این کار را انجام دهید؟
قبل از اینکه مادرم فوت شوند قصد ایجاد یک جایزه‌ی علمی در منطقه‌ی زیدآباد را داشتم که به بهترین رتبه‌ی کنکور زیدآباد داده شود. بعد از اینکه مادر فوت کردند قضیه خیلی جدی شد. ما دیدیم که هر موقع در منطقه‌ی سیرجان کسی فوت می‌کند، سالی یک گوسفند برای فرد فوت‌شده قربانی می‌کنند. بنده به خواهر و برادرم گفتم به جای اینکه سالی یک گوسفند قربانی کنیم یا کار خیری انجام دهیم، بیاییم هزینه‌اش را صرف امور آموزشی کنیم تا اینکه پارسال این عمل برای اولین بار انجام شد ولی رسانه‌ای نشد.
 این جایزه آموزشی تحت چه عنوانی اهدا می شود؟
جایزه علمی مرحوم صدیقه محمدی است و از سال پیش به مرحله‌ی اجرا رسید. پارسال جایزه به ارزش نیم سکه بود اما امسال تصمیم داریم سقف آن را بالاتر ببریم. سعی می‌کنیم بعد از اینکه رتبه‌های کنکور مشخص شدند طی مراسمی این جایزه را اهدا کنیم.
شناسایی رتبه‌های برتر چگونه انجام می‌شود؟
شرط اول این جایزه ابتدا این است که فرد متولد زیدآباد یا حومه یا سه سال دبیرستان را در زیدآباد زندگی کرده باشد. اگر چنین فردی نباشد، حداقل پدر یا مادرش زیدآبادی باشند. بعد از اینکه رتبه‌های کنکور مشخص شدند، دوستانی که شرایط را دارند می‌توانند با در دست داشتن رتبه کنکورشان به شخص بنده پیام یا زنگ بزنند یا به موسسه‌ی زبان آذر در سیرجان که متعلق به خواهرم است، مراجعه کنند.
 به جز این کار، برنامه دیگری هم دارید؟
همان طور که گفتم این اتفاق سرآغاز یک حرکت است. من در حال صحبت با افراد ثروتمندی هستم که جایزه‌هایی به موازات این قرار بدهیم. مثلا اگر دانش‌آموزی بخواهد مدرسه نمونه دولتی یا تیزهوشان برود برایش جایزه بگذاریم و مطمئنا این سرآغاز یک حرکت بزرگ در زیدآباد خواهد بود. جایزه‌ای که بنده در نظر گرفتم سالی یک بار به بهترین رتبه کنکور زیدآباد داده می‌شود.
 تا کی می‌خواهید این کار را ادامه دهید؟
انشالا تا زمانی زنده هستم و تا زمانی ثروتی باشد که بتوانم این کار را انجام دهم. فقط امیدوارم مبلغ این جایزه و تعدادش بیشتر شود و با جایزه‌های متعددی همراه باشد، در واقع هدف اصلی بنده فرهنگ‌سازی در زمینه امور خیریه بوده. انشاالله زمانی برسد که این جایزه تبدیل به موسسه فرهنگی آموزشی مرحوم صدیقه محمدی شود که افرادی که دوست دارند خیریه‌های آموزشی‌شان را صرف امور فرهنگی آموزشی کنند بیایند از طریق این موسسه به اسم عزیزان خودشان انجام دهند.
 در اجرای این طرح بقیه خواهر و برادرها هم حمایت کردند؟
ما سه تا خواهر و سه تا برادر هستیم که همه موافق بودند ولی مسئولیت اصلی این قضیه بر عهده‌ی خودم است که پیگیر باشم. ولی این اتفاق با مشورت همگی بوده است.
 آخرین باری که ایران آمدید کی بود؟
آخرین بار حدود سه سال و نیم پیش برای مراسم فوت مادر به ایران آمدم.
 قصد بازگشت به ایران و ادامه فعالیت در کشور خودتان را ندارید؟
اگر خدا یاری کند قصد دارم که برگردم و برای کشور خودم مفید باشم. ولی قبلش باید دست پر برگردم. در کل من به معلمی و استادی دانشگاه خیلی علاقه دارم، در کل آموزش را خیلی دوست دارم و در حال حاضر در کانادا به کار تحقیقاتی و علمی مشغول هستم..
 پدرتان در قید حیات است؟
پدر در قید حیات هستند. ایشان معلم بازنشسته و از فرهنگیان خوش‌نام سیرجان هستند. به شدت می‌خواهم از پدر و مادرم تشکر کنم و شاید اگر پدر من معلم نبود من در این مسیر قرار نمی‌گرفتم. پدر من از یک خانواده‌ای بالا آمد که آن خانواده اصلا تحصیلات نداشتند. پدربزرگ من کشاورز بود ولی پدر من در همان خانواده تلاش کرد و توانست فوق‌دیپلم بگیرد و معلم شود و همین باعث شد که ما هم راه درس و فرهنگ را پیش بگیریم و در واقع پایه‌ها و اساس و چهارچوب فکری در ذهن ما توسط پدر و مادر گذاشته شد.
 فکر می‌کنید سطح علمی دانشجویان در ایران با کشورهایی مثل کانادا خیلی تفاوت دارد؟
از لحاظ استعداد که نه! خداوند در همه جای دنیا استعداد را گذاشته است. چیزی که انسان‌ها را محدود می‌کند امکانات است. یعنی استعداد همه جای دنیا هست اما امکانات باعث می‌شود که انسان‌ها به بهره‌وری کامل خودشان برسند. کانادا یکی از کشورهای پیشرفته در حوزه‌ی علم و فناوری است ولی اینجا تنها کاری که کردند این بود که استعدادها را از نقاط مختلف دنیا جمع‌آوری کردند و با یک سازماندهی خوب دارند از آن‌ها سود و منفعت می‌برند. تنها برتری که کشورهای پیشرفته دارند امکانات و نظم در بهره‌وری از این استعدادهای خدادادی است. ما هم می‌توانیم به این‌ها برسیم اگر نظم و امکانات داشته باشیم.
 شما رتبه برتر بودید که بورسیه شدید؟
من رتبه کنکور ارشدم 5 شیمی تجزیه بود و به خاطر همین رتبه بورسیه گرفتم. من تقریبا از بچگی درس‌خوان بودم و در کنارش هم فوتبال بازی می‌کردم. تا قبل از اینکه دانشگاه بروم در سیرجان اکثرا بنده را به عنوان فوتبالیست می‌شناختند و یکی دوبار هم آقای‌گل و بهترین مهاجم لیگ سیرجان شدم. من در تیم جوانان گل‌گهر بازی کردم و کاپیتان تیم شهرستان سیرجان بودم و در لیگ سیرجان دوبار با فجر سپاه سیرجان آقای گل سیرجان شدم. شیمی را هم به خاطر علاقه‌ای که به این درس داشتم انتخاب کردم. همه بچه‌هایی که علوم تجربی می‌خوانند به خاطر موقعیتی که پزشکان دارند نیم‌نگاهی به پزشکی دارند. من هم آن زمان نگاهی داشتم ولی چون آن زمان به شدت فوتبال بازی می‌کردم موفق نشدم وارد رشته پزشکی شوم ولی در دوران لیسانس چون بیشتر درس می‌خواندم وارد رشته شیمی شدم و بسیار علاقه‌مند شدم.
 هفته آینده کنکور را پیش رو داریم، چه توصیه‌ای به بچه‌های پشت‌کنکوری دارید؟
کنکور یک درگاه است؛ درگاهی که شما را به سمت دیگر زندگی‌تان هدایت می‌کند اما همه چیز نیست. اگر رشته‌ای که دوست داشتید قبول شدید، چه بهتر. اما اگر قبول نشدید شما هم‌چنان می‌توانید در آن مسیری که قرار دارید بهترینِ رشته‌ی خودتان باشید و به آن موفقیتی که می‌خواهید دست پیدا کنید. بنابراین کنکور را همه چیز نبینید. کنکور فقط یک دروازه است که شما را به سمت دیگر علم هدایت می‌کند. سعی کنید زمانی وارد دانشگاه می‌شوید رشته‌ای را بخوانید که به آن علاقه دارید. علاقه خیلی می‌تواند در بحث موفقیت کمک کند.
 شما خیلی روان و با همان لهجه‌ی سیرجانی حرف می‌زنید
من خیلی زیاد به ادبیات علاقه دارم. یک زمان‌هایی شعر هم می‌گویم و به شدت کتاب فارسی می‌خوانم. بسیار به فرهنگ ایرانی و لهجه‌ی سیرجانی احترام می‌گذارم و همچنان اینجا با لهجه حرف می‌زنم و به هیچ عنوان آن را پنهان نمی‌کنم و هیچ گاه کوچک‌ترین تلاشی نکردم که لهجه‌ام را تغییر دهم. چون این رفتارها نه کلاس است و نه مرتبه اجتماعی شخص را بالا می‌برد. سطح یک انسان را میزان توجه و کمک‌اش به مردمان جامعه و اعتقاداتش تعیین می‌کند نه لهجه و ثروت و عناوین دکتر و مهندس.