پنج شنبه, 21 فروردين 1399

هفته‌نامه شماره 599:  ۱۸ فروردین  ۱۳۹۹

گل‌گهر زمین می‌خورد؟!

 ابوذر خواجویی‌نسب
کابوس تحریم‌ها
با ادامه‌ی تنش‌ها‌ی سیاسی و نظامی بین دو کشور ایران و آمریکا، وزارت خزانه‌داریِ این کشور، ۱۷ تحریم‌ تازه علیه صنایع فولاد و آهن ایران اعمال کرد. در میانِ شرکت‌های تازه تحریم شده، نامِ شرکت صنعتی‌و‌معدنیِ «گل‌گهر» سیرجان نیز به‌چشم می‌خورد. این یعنی احتمالا به‌زودی سیرجانی‌های زیادی که اقتصادِ زندگی‌شان مستقیم یا غیرمستقیم به گل‌گهر و شرکت‌های‌ زیرمجموعه‌‌ی این غولِ صنعتی، وابسته است با شدت‌ بیشتری رنجِ تحریم‌ها را حس خواهند کرد. نکته‌ی نگران‌کننده دیگر این است که دولت آمریکا برای مسدود کردنِ راهِ دور زدن تحریم‌ها، شبکه‌ای شامل سه نهاد مستقر در چین و سیشل و یک کشتی دخیل در خرید، فروش‌ و انتقالِ محصولات فلزات ایران را نیز مورد تحریمِ خود قرار داده است. بر پایه‌ی برخی آمارها، ۹۱ هزار نفر در صنایع معدنیِ ایران اشتغال مستقیم دارند. به ازای هر یک شغل نیز، ۱۷ شغل وابسته و تکمیلی در این بخش ایجاد شده است. ضمن این‌که 10 درصد از درآمدِ دولت از صنایع معدنی و صنایعِ فولادی تامین می‌شود. حالا اگر دولت در این شرایطِ سخت فکر عاجلی نکند، با افزایش هزینه‌ی حمل دریایی، کاهش قدرت چانه‌زنی صادرکنندگان و مواردی از این‌دست، به‌زودی شاهدِ موج تعطیلیِ کارخانه‌ها و سونامیِ بیکاری در بسیاری از شهرهای ایران از جمله سیرجان خواهیم بود.
استوار بمان، ای بی‌بی‌دن چادرسپید
اواخر سال 94، خبرهایی در موردِ دست‌درازیِ معدن‌کاوان به تپه‌ی باستانی و زیبای بی‌بی‌دن، در رسانه‌های محلی منتشر شد. هدف از این تعرض، بهره‌برداری از سنگ مرمریتِ بستر این محوطه‌ی تاریخی بود. اتفاقی تلخ که می‌توانست ظرف مدت ‌کوتاهی، سیرجان را از داشتنِ یک محوطه‌ی تاریخی که به ‌لحاظ باستان‌شناسی نیز دارای اهمیت است، محروم کند. در سایه‌ی سکوت و انفعالِ مسئولان وقت، تجربه‌ی نجاتِ کوه‌شاه (منطقه‌‌ای کوهستانی در رابر کرمان) به ‌لطف «سرمایه‌‌اجتماعی»، سبب شد تا دوست‌داران یادگارهای فرهنگی و محیط‌زیست در کنار رسانه‌های محلی، آستین‌ها را بالا بزنند و با تشکیل زنجیره‌ی انسانی به‌ دورِ تپه‌ی باستانیِ بی‌‌بی‌دن، بار دیگر ثابت کنند که سرمایه‌های اجتماعی یک ظرفیت بی‌نظیر برای نجاتِ منابع‌ طبیعی در ایران هستند. حالا چند سال پس از آن اتفاق، محوطه‌ی تاریخیِ بی‌بی‌دن در فهرست آثار ملی قرار گرفته است تا برای همیشه استوار و بلندقامت باقی بماند. اما هنوز کارهای انجام نشده‌‌ای وجود دارد. هم «بی‌بی‌دن» و هم «قلعه‌سنگ» نیازمند دستی هستند که از آستینِ همت مسئولان بیرون بیاید تا با مشخص کردن حریم‌ تاریخی و انجامِ عملیاتِ حفاظتی و مرمتی و البته ادامه‌ی کاوش‌های باستان‌شناسی برای تبیین ارتباط ‌فرهنگی میانِ قلعه‌ی‌سنگ و بی‌بی‌دن، این دو مکان تبدیل به پایگاه‌های گردشگریِ میراث‌فرهنگیِ سیرجان بشوند.
انتخاباتِ مجلس و رقابتی تکراری
با پایانِ روند بررسی صلاحیت نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از سوی شورای نگهبان، رقابت‌های انتخاباتی وارد دوره‌ی جدیدی شده است. شنیده‌ها گویای آن است که بسیاری از چهره‌های جوان و تازه‌وارد در حوزه‌ی انتخابیه‌ی سیرجان و بردسیر، احراز صلاحیت نشده‌اند و به ‌احتمال زیاد در به ‌همان پاشنه‌‌‌ای خواهد چرخید که در دوره‌های قبل بارها شاهد آن بوده‌ایم! «شکاف‌نسلی» که حاصلِ ساختارتمرکزگرا و انحصاریِ سیاست در سیرجان است، حالا با سخت‌گیری شورای نگهبان در تاییدِ صلاحیتِ چهره‌های جوان ادامه پیدا خواهد کرد.
تلخ‌تر از زهر
نوشتنِ از تلخی‌ها همیشه سخت بوده. نمی‌دانم برای ما که این‌روزها گران زندگی می‌کنیم و ارزان می‌میریم، چه واژه‌ای می‌تواند بزرگیِ این اندوه را نشان دهد. مصیبت با مصیبتِ بزرگ‌تر شسته می‌شود و ما در این روزهای تلخ باید امیدوار به‌ لبخند دوباره‌ی «صلح» به این جهان پر از آشوب باشیم. به قولِ زنده‌یاد قیصرامین‌پور «به امیدِ پیروزیِ واقعی؛ نه در جنگ که بر جنگ!»