شنبه, 25 آذر 1396

هفته‌نامه شماره 493: 20 آذر 1396

نگاهی به اجرای نمایش«واقعه عاشورا»
چراغ «تئاتر» را خاموش نکنیم!
- ابوذر خواجویی‌نسب
برخی جامعه‌شناسان معتقدند؛ گیشه تئاتر نشان‌دهنده فرهنگ یک جامعه است. به بیانی دیگر میزان فرهنگ یک جامعه را با اقبال مردمش به تئاتر می‌سنجند. اما چرا؟ زیرا بسیاری از معضلات در زمینه اجتماعی می‌تواند به‌ وسیله هنرهای نمایشی به تصویر کشیده شود و حتی گاهی به‌ سمت حل‌ شدن حرکت کند. کما این‌که امروزه در کشورهایی که فرهنگ تئا‌تر با زندگی مردم عجین شده است، این هنر حرف اول را می‌زند. زیرا باور کرده‌اند؛ تئا‌تر مترادف فرهنگ است و فرهنگ هم، ارتشی است که در سکوت می‌جنگد. برای مثال در جنگ «بوسنی» و در اوج حملات صرب‌ها، مردم و مسئولان این کشور تئاتر را رها نکردند، چون روحیه و فرهنگ مقاومت را پرورش می‌داد.
اما ما چه کرده‌ایم. وقت و بی وقت، آسمان و ریسمان بافته‌ایم تا گلوی هنر را بفشاریم مبادا حرفی از حلقومش بیرون بیاید که به مذاق ما خوش نیاید!
هنر و به‌ ویژه هنر «نمایش» باید آینه جامعه‌ای باشد که در آن شکل گرفته و در حال حرکت است. اگر اجازه ندهیم تا هنرمند  حرف‌ها و انتقادهای اجتماعی‌اش را مطرح کند، به جامعه خیانت کرده‌ایم! هنر آزاد است. هنر قرار است که تلخی زندگی را کم کند. به قول نیچه «اگر هنر نبود، حقیقت ما را می‌کشت» هنرمند قرار است با ادراکات و شناختی که از جامعه پیدا می کند، حرف دل مردم را بزند، روشنگری کند‌ و دردهای آنها را از با زبان هنر به تصویر بکشد.
در شهری زندگی می‌کنیم که یک روز با با خبر مشروبات الکلی سمی تیتر یک رسانه‌ها می‌شود و روز دیگر نامش با قصه تلخ و شرم ‌آور «خرافه‌پرستی» آلوده می‌شود! به‌راستی در این شهر بحران‌زده به کدام سو چنین شتابان رفته‌ایم که امروز کاسه چه کنم را به دست گرفته‌ایم؟ آیا برای رشد و اعتلای فرهنگ و هنر این شهر قدمی برداشته‌ایم یا تنها سنگ پیش پای هنر و هنرمند انداخته‌ایم؟ جهل ریشه در بی‌مسئولیتی ما دارد. اگر صدای یک هنرمند از انتقاد به ناله و فریاد رسیده است، حتما برای چند آتش‌‌بیار معرکه، خوش‌رقصی کرده‌ایم و قانون و عدالت را زیر پاهای‌ خود له کرده‌ایم.
همین چند روز پیش، در غروب اربعین حسینی و در جوار حرم امامزاده علی (ع) نمایشی اجرا شد که بخشی از واقعه عاشورا را بازسازی و در معرض دید شهروندان سیرجانی قرار داد. نمایشی که پشت صحنه و بازیگری آن را اهالی تئاتر سیرجان تشکیل می‌دادند و سعی کردند زیر نظر علی‌محمد رادمنش از چهره‌های صاحب نام تئاتر خیابانی،گوشه‌‌هایی از واقعه عظیم کربلا را به تصویر بکشند. آنها در سرمای پاییزی سیرجان دور هم جمع شده بودند تا هم سهمی از سفره آزادگی شهید کربلا ببرند و هم نشان دهند که جزیی از همین جامعه هستند و با وجود همه بی‌مهری‌ها و فقر امکانات سخت‌افزاری، باز هم در صحنه هنر باقی مانده‌اند.
 بازسازی واقعه عاشورا، تلنگری بود تا بی‌دلیل چراغ تئاتر یک شهر را ‌خاموش نکنیم و مهر سکوت بر لب‌های آن نزنیم. کسی نباید فراتر از قانون عمل کند و سبد فرهنگی مردم را از هنر تهی سازد. فراموش نکنیم که هنر تئاتر چنان سروی است که خمیدگی مرگ اوست. اگر پشت این جماعت خمیده شود، موریانه بنیانِ خانه فرهنگ این دیار را بر باد می‌دهد.