سه شنبه, 29 خرداد 1397

هفته‌نامه شماره 516: 28 خرداد 1397

حال «کوهبنان» بد است

- بتول بلالی

کلمه‌ی «نداریم» با این شهر بسیار متناسب است. در حرف‌های ساکنان «نداریم» زیاد شنیده می‌شود و پایان حرف‌ها به «هیچی نداریم» ختم می‌شود. خیابان‌های شهر خلوت و شهر آرام و ساکت است. این‌جا کوهبنان است. پای درد و دل مردم که می‌نشینی، زندگی عادی‌شان را درد می‌کنند و برایت تعریف می‌کنند. محرومیت‌شان دل‌آزار است. با مسئولان شرکت نظم‌آوران از منطقه زلزله‌زده کوهبنان بازدید کردیم. آن‌چه به چشم خورد محرومیت بود و فقر و نگرانی که بعد از زلزله دوچندان شده بود. با وقوع زلزله بافت قدیم شهر فرو ریخته است. در و پنجره‌هایی که از زیر آوار بیرون کشیده شده‌اند در گوشه‌ی زمین خاکی خانه‌ها روی هم تلنبار شده‌اند. چادر‌هایی که روی آن‌ها پلاستیک کشیده شده و کانکس‌هایی که در کنار چادرها گذاشته شده، چشم‌انداز شهر است. 

بعد از وقوع زلزله مردم به دفتر امام‌جمعه و فرمانداری برای دریافت کمک مراجعه می‌کنند. خانمی از دفتر امام جمعه بیرون آمد؛ «امروز رفتم پتو بستونم نمی‌دن به هرکی دل‌شون بخا می‌دن به ما اصلا کمکی نمی‌کنن. دو تا دختر دارم. ما هیچی نداریم. سرپرست خانوار هستم و درآمدم از یارانه است. در چادر زندگی می‌کنیم. مواد غذایی به ما نمی‌دن». زنی با چهر‌ه‌ای سوخته و آفتاب‌خورده شروع به درددل کرد؛ «پسرم عصبی است در اثر زلزله شوکه شده، تشنج گرفته، می‌ترسه و جیغ می‌زنه، فرش زیر پا نداریم. نمی‌تونیم خونه درست کنیم. وضع‌مون بده. مسئول بهزیستی هم به ما جواب نمی‌ده». 

مردم معتقدند افرادی که برای تقسیم کمک‌ها مثل پتو، کانکس و ... هستند، پارتی‌بازی می‌کنند؛ «75 روز توی چادر بودیم حتی سرکشی نکردند که بگویند شما چه‌کاره‌اید».

بعد از زلزله مستاجران این شهر نگران‌ترین مردم شهرند؛ «صاحب‌خانه‌ها می‌گویند خانه را خالی کنید. می‌خواهیم وام بگیریم دوباره خانه را بسازیم». 

توکلی بازنشسته است. او شب زلزله را برایم توصیف می‌کند: «کنار تلویزیون با خانمم نشسته بودیم و میوه می‌خوردیم. اخبار بیست و سی زلزله هجدک را اعلام کرد. دو ثانیه نشد که اینجا  هم زلزله شد». او کانکسی را سه میلیون و 800 هزار تومان خریداری کرده و حالا سه نفری در آن‌ زندگی می‌کنند. درد بیکاری مصیبت این مردم قبل و بعد از زلزله بوده و هست. نبود کار و کاسبی باعث شده تا تعدادی از مردم کانکس‌هایی با قیمت‌های متفاوت از 2 میلیون و 900 هزار تومان تا کم‌تر به فروش برسانند. توکلی می‌گوید: اوایل زلزله برخی تا 4-5 میلیون تومان هم کانکس می‌فروختند».

روح‌الامینی 65 سال سن دارد. در همین شهر به دنیا آمده و در همین دیار زندگی کرده است؛ با طعنه می‌گوید مشکل خاصی نداریم.

در پیاده‌روی یکی از خیابان‌ها چادر سیاری مطب دکتر است. فقط یک پزشک عمومی در کوهبنان است. قبلا ساختمان مطب این پزشک اجاره‌ای بوده و با وقوع زلزله تخریب شده و الان داخل چادر مریض‌ها را ویزیت می‌کند. 

یکی از ساکنان شهر می‌گوید: «مسئولان شهر بومی نیستند و از شهرهای اطراف می‌آیند. بعدازظهرها می‌روند و صبح‌ها هم دیر به اداره می‌آیند. معاونان اداره‌ها هم که بومی هستند کاری انجام نمی‌دهند.» مردم از عدم همکاری فرماندار گلایه دارند و می‌گویند: «جناح‌بازی سیاسی این شهر را فلج کرده است. ماشین‌های آتش‌نشانی آب ندارند. یک شب چادر ما آتش گرفت ماشین آتشنشانی با وجود کوچک بودن شهر و کوتاه بودن مسیر دیر آمد و چادر ما همه‌اش سوخت». 

مردم کوهبنان در چند سال اخیر خانه نساخته‌اند اما بعد از زلزله با گرفتن شش میلیون تومان وام بلاعوض و ده میلیون تومان وام با چهار درصد بهره شروع به ساخت خانه کرده‌اند و بسیاری از جوانان به کارگری و بنایی روی آورده‌اند؛ «الان هم برای دو، سه ماهی کار هست. چند‌وقت دیگر همین کارها هم ول می‌شود». 

 به گفته‌ی مردم بعد از زلزله اجاره‌ خانه‌ها بالا رفته است. یک خانه‌ی 80 متری بدون امکانات با 2-3 میلیون توان پول پیش و 400 هزار تومان اجاره بها کرایه داده می‌شود. زلزله کوهبنان خسارت مالی فراوانی به همراه داشت اما سرزمین کوهستانی کوهبنان همچون کوه‌های اطرافش صبور است و سخت.