سه شنبه, 27 شهریور 1397

هفته‌نامه شماره 528: 26 شهریور 1397

حراست از خوش‌نشینان خانه ملت

 رضا مسلمی‌زاده

حرمت امامزاده بر عهده متولی آن است و حرمت خانه بر صاحب‌خانه. مجلس خانه‌ی ملت است و حفظ حرمت آن بر تک تک شهروندان واجب! می‌دانم که در خانه‌ی ملت بودن ساختمان بهارستان «ان قلت» و «‌اما و اگر»هایی هست اما شرح آن بگذار تا وقت دگر!

هفته گذشته صحن مجلس شورای اسلامی بار دیگر روزی به یادماندنی را رقم زد، گویا مقدر این است که استیضاح وزیر کار تاریخ‌ساز شود. 8 سال پیش هم در روزی که شیخ‌الاسلامی وزیر کار دولت احمدی‌نژاد مورد استیضاح قرار گرفته بود، رییس‌جمهور وقت در ادامه‌ی سنت «بگم، بگم»‌هایش با فایلی ویدیویی پای در مجلس گذارد و «یکشنبه سیاه» بهارستان را رقم زد. و به گمان بسیاری افول احمدی‌نژاد از همان جا کلید خورد. احمدی‌نژاد رفت اما سنت«بگم، بگم» وی در چهارشنبه هفته‌ی گذشته در قامت بازیگرانی دیگر بر صحن بهارستان به اجرا درآمد. سیلی از اتهامات که دو سوی استیضاح از خانه‌ی ملت به هم نسبت دادند اکنون پرسش‌هایی را دامن زده است که اگر پاسخی مناسب دریافت نکنند، چونان استخوان لای زخم باقی خواهند ماند. افشاگری نمایندگان مجلس علیه وزیر کار و سخنان علی ربیعی در افشای متقابل چندان بی‌سابقه بود که یکی از نمایندگان آن را استیضاح نظام خواند. جستجوی مرهمی برای زخمی که بر حیثیت نظام نشسته است را باید از متولیان انتظار داشت. بی‌توجهی به آنچه که در جلسه‌ی استیضاح وزیر کار گذشت، فقط زخم را عمیق و عفونی‌تر می‌کند.

آنچه که جلسه‌ی استیضاح وزیر کار را به ولایت ما گره می‌زند، حضور محمدرضا پورابراهیمی در بین استیضاح‌کنندگان است. نماینده شهرستان کرمان که از آغاز مخالف وزیر کار بوده و در روزهای رای اعتماد هم این مخالفت را ابراز کرده بود، یکی از پیشگامان اخراج علی ربیعی از وزارت کار به شمار می‌رود. بی‌پروایی ایشان در نام بردن از افراد و فرزندان ایشان باعث شد که علی ربیعی هم متقابلا پورابراهیمی را متهم کند که برای انتصاب فردی به نام کهنوجی به سمت مدیرعاملی مس‌سرچشمه فشار آورد. تلاش لاریجانی برای متعارف نشان دادن درخواست نمایندگان مجلس برای انتصاب‌ها را باید به رویه شدن سنت‌هایی ناپسند در کشور نسبت داد. سنتی که اگرچه برای مجلس‌نشینان ما حسنه است برای سایر ممالک دنیا قبیح و ننگ به حساب می‌آید. دخالت نمایندگان مجلس در عزل و نصب مدیران اجرایی و مدیرعاملان شرکت‌های ثروتمندی نظیر مس‌سرچشمه و گل‌گهر، منشأ آفات بسیاری است که کمترین آن تنزل دادن شأن نمایندگی مجلس به دلالی پست‌های دولتی است. نماینده‌ای که به اعضای ستاد انتخاباتی خود قول می‌دهد که پس از رای آوردن هوای‌شان را داشته باشد، برای حفظ صندلی‌اش ناچار از باج دادن به آنهاست. او برای تامین این باج به وزیر فشار می‌آورد و خرید و فروش رای را از کوچه و خیابان به صحن مجلس می‌برد و بساط «رای اعتماد فروشی» را در خانه ملت پهن می‌کند. رابطه‌ی نمایندگان و وزرا مدتی است که به چنین ساخت‌وپاخت‌هایی آلوده است و بر خوش‌نشینان خانه ملت واجب است که به پیراستن این ننگ قیام کنند. 

«مجلس باید در مورد عدم دخالت نمایندگان در عزل و نصب مدیران کشور به ویژه نزدیکان آنان، مصوبه‌ای بگذراند.» این درخواست را می‌توان و باید به یک مطالبه‌ی ملی تبدیل کرد تا نمایندگان را از آفت دلالی سیاسی مصون نگاه داشت. نمایندگان معصوم و مصون از خطر فساد نیستند و رای‌دهندگان باید حواس‌شان به ایشان باشد و هوای‌شان را داشته باشند. حفظ سلامت نمایندگان پاسداری از رایی است که دیروز به صندوق ریخته‌ایم. خوشا که اهالی استان کرمان در این راه پیشقدم شوند و از نمایندگان‌شان «طرح ممنوعیت مداخله نمایندگان در عزل و نصب مدیران» را مطالبه کنند. آقای حسن‌پور که ید طولایی برای پیگیری امور دارند، مناسب‌ترین فرد برای میدان‌داری این طرح به نظر می‌رسد.