چهارشنبه, 05 آذر 1399

هفته‌نامه شماره ۶۲۹ | ۲۶ آبان ۱۳۹۹

 

 

علایم حیاتی مسئولیت‌پذیری و انسانیت در جامعه 

 بیژن ادبی

خبر حادثه تروریستی اهواز بسیار تلخ و خلاصه بود. همه چیز در دردناک‌ترین شرایط ممکن روی داد. تا پیش از این ماجرا، زندگی روزمره در جریان است و هر چیزی در روال طبیعی خودش قرار دارد. ناگاه همه چیز به هم می‌ریزد. تصاویر دهشتناک و تکان‌دهنده‌یِ کشته‌شدگان این حمله تروریستی و نمایی از کودکی که روی شانه یک نظامی جوان در آستانه احتضار است. قابی برانگیزاننده از جانبازی که از ناحیه پا دچار معلولیت است، پس از این رویداد تروریستی، زخمی و خونین به شهادت رسیده است. تروریست‌ها با رذالتی عجیب به مردم تماشاگر، سربازان و دیگر نیروهای نظامی حاضر در میدان رژه، شلیک می‌کنند. التیام این زخم روحی و حسرت و اندوه به جا مانده‌یِ ناشی از ناباوری عمیق از دست دادن نزدیکان، برای مشاهده‌کنندگان و حاضران در چنین صحنه‌ای که طی آن در چشم به‌هم‌زدنی، جمعیتی بی‌گناه به خاک و خون کشیده‌شدند، نیاز به زمان دارد. پس از آن دقایق تلخ و فرونشستِ التهاب اولیه، برای افرادی که مستقیما و یا به صورت باواسطه از کیلومترها آن‌سوتر از طریق رسانه‌ها در جریان این فاجعه قرار گرفته‌اند، همه‌چیز به‌خودی‌خود، غم‌نامه‌ای مجسم است. آن‌قدر این جنایت و خشونت عریان و آزاردهنده است که نیاز به هیچ اغراقی نیست.  اغلب مردم اما بهترین نمود اجتماعی خود را مانند دیگر بزنگاه‌ها نشان دادند. صف طولانی اعراب و بختیاری‌های خوزستان برای اهدای خون به مجروحان در بیمارستان جندی‌شاپور آدمی را به آینده خوشبین می‌کند. هر چه میزان تعاملاتِ بی‌چشمداشت‌ و دیگرخواهانه بیشتر شود، رشدیافتگی اجتماعی شهروندان نیز بیشتر در معرض دید قرار خواهد گرفت و به تبع آن از میزان کج‌روی‌ها و بزهکاری‌ها هم به‌تدریج کاسته خواهد شد. در پهنه همین میدان کنش نمادین، فداکاری، عاملی برای تجدید حیات عاطفی و عقلانیِ اجتماع می‌شود. یعنی فارغ از محافظه‌کاری‌های معمول و عقل معاش‌اندیش، ایثارگری به عنوان یک فضیلت اخلاقی مطرح می‌شود. این ماجرا را مقایسه کنید با تقلاهای روزمره شهروندان برای لقمه‌ای نان در شرایط نابه‌سامان و تنگناهای اقتصادی امروز که در آن به‌وضوح نوعی بی‌قاعدگی در مناسبات اخلاقی آدم‌ها موج می‌زند. نمودهای دیگرخواهی که در این مواقع حیاتی و حساس انتشار پیدا می‌کند، علایم حیاتی مسئولیت‌پذیری و انسانیت در جامعه هستند. سربازی که نوجوانی را از مهلکه می‌رهاند، بی‌شک در تداوم همین مسیر قدم برمی‌دارد. آن‌چه به عنوان یک اصل تخطی‌ناپذیر، باورها و اعتقادات ما به آن گره خورده است، همین ایثارگری برای نجات همنوعان است که در نظرگاه دینی ما در قالب «اولویت حفظ دماء مسلمین» معنا پیدا می‌کند. شاید به همین سبب باشد که در آیه 32 سوره «مائده»، بر این اصل تاکید می‌شود که هر کس بی‌گناهی را بکشد، مانند آن است که همه مردم را کشته است و هر کس، نَفسی را حیات بخشد، مانند آن است که همه مردم را حیات بخشیده است. سلامت روانی جامعه در گرو همین تعامل‌های و کنش‌های عاطفیِ در مواقع حساس است. البته برخی هم هستند که در این بزنگاه‌های فاجعه‌بار، موبایل‌ها را بیرون می‌آورند تا فیلم بگیرند. در برابر آن حجم از فداکاری و جان‌فدایی دیگران، این حرکت، نمادی از فروپاشی و سقوط اخلاقی است. کاش این وقت و توان، صرف نجات جان انسان‌های دیگر شود که اقدام به‌موقع برای آنان با حفاظت از حیاتشان گره‌ خورده است. کاش همگی در همه موقعیت‌های سرخوشانه و سوگوارانه، سعی کنیم آدم‌گری‌ را به عنوان یک هدف غایی باب کنیم.‌