بمب شایعه در جامعه نامتقارن

 محمداحمدزاده

«سربازی دختران»، «ورشکستگی بانک رسالت»، «زن نقابدار انتحاری در سیرجان»، «قحطی از پوشک تا بنزین» این جملات یک شیرازه مشترک دارند و آن «شایعه» است. با ظهور شبکه‌های اجتماعی نوین، شایعه‌سازی بیش از پیش دامنه‌اش گسترده شده است و تشخیص خبر درست از دروغ، خود به یک تخصص بدل شده است. بخشی از توان و انرژی رسانه‌های رسمی صرف این می‌شود که توضیح دهند کدام یک از اخباری که امروز شنیده‌اید «شایعه است و باور نکنید». اینکه چه جوامعی بیش‌تر در گرداب شایعه غرق می‌شوند و نسبت به اخبار دروغ آسیب‌پذیر‌تر هستند، به رشد نامتقارن‌ جوامع بستگی دارد. ما که در یک روز مقابل لاستیک‌فروشی و روزی دیگر با کد ملی برای خرید خودرو صف می‌کشیم و روزی هم برای برداشت سپرده‌های خویش به بانک یورش می‌بریم، نشانه‌هایی از نامتقارن‌ بودن و عدم تناسب اجزای اجتماع را به نمایش می‌گذاریم. منظور از نامتقارن بودن جامعه، شبیه نوزادی است که بزرگی سرش تناسب و تقارنی با بدن او ندارد.

شایعه می‌تواند به مثابه یکی از عوامل اضطراب‌آور موجب چیرگی روح یاس و سکون در بین افراد جامعه بشود. وقتی افراد بسیار مشتاق «خبرگیری» و «آگاهی از وقایع» و موضوعات حیاتی مرتبط با زندگی روزمره هستند اما قادر به کسب اطلاعات مورد اطمینان از رسانه ملی و تریبون‌های دولتی و رسمی نباشند، پذیرای شایعه می‌شوند. «شیوع شایعه» همانند همه کنش‌های اجتماعی نیازمند انگیزه‌هایی است که شخص را به آن سوق می‌دهد. افراد جامعه، هنگامی که از پدیده‌ای احساس ترس یا از موضوعی احساس تنفر و یا به چیزی امید بسته باشند، برای ساخت و رواج شایعه درباره آن آماده می‌شوند. بین «شایعه» به عنوان پدیده‌ای اجتماعی و «اضطراب» به عنوان پدیده‌ای روانی تعاملی دو سویه وجود دارد. خواه این اضطراب از «کمبود لاستیک» سرچشمه بگیرد یا از «قحطی پوشک». البته اولین راه مقابله با شایعه خصوصا فراهم نمودن این امکان است که مردم از مسایل جدی جاری در جامعه، آگاه بوده و احساس کنند محرم رازهای مسئولان هستند. وقتی مردم و افراد جامعه نسبت به واقعیت امری اطمینان حاصل نموده و دریافتند که چیزی از آن‌ها پوشیده نیست، فرایند شایعه‌پراکنی خود به خود متوقف شده یا از برد و دامنه آن به حد چشمگیری کاسته می‌شود. پاسخگویی به‌موقع و روز‌آمد دولتمردان به مردم و محرم دانستن آن‌ها بسیار مؤثرتر از تکذیب یک شایعه در زیر‌نویس رسانه ملی است. ارایه به‌موقع خبر و پرهیز از وجود «اطلاع‌رسانی قطره‌چکانی» و ارایه صادقانه یک تحلیل و جمع‌بندی مشخص از شرایط حاکم بر کشور و در میان گذاشتن واقعیات و مشکلات با مردم، راه‌هایی برای خنثی‌سازی و مبارزه با شایعه است. البته در وانفسای رشد شایعات در جامعه و کاهش بیش از 200 درصدی ارزش پول ملی،به نظر می‌رسد دولتمردان همچون عابر پیاده‌ای در چهارراه استانبول که پولی برای ورود به دنیای صرافان ندارد و فقط شاهد پایین و پایین‌تر رفتن ارزش پول ملی هستند یا به قول رضا مسلمی‌زاده در سرمقاله هفته قبل: «پریروز صحبت از کمیابی و گرانی پوشک بود و دیروز لاستیک موضوع سخن بود و امروز رب گوجه در تلاش است تا قیمت یک دلاری خود را حفظ کند...».

آیا دولت و مجلس در مقابل کاهش ارزش‌ پول ملی و افزایش سه‌برابری پیش‌بینی درآمدهای نفتی خود برای مقابله با فشار مضاعف برای اقشار کم‌درآمد جامعه که بر اثر کاهش فاحش قدرت خرید آن‌ها به وجود آمده، راهکارهایی در چنته دارند یا خیر؟ این موضوع از یادداشت‌های اجتماعی ما خارج است و پرداختن به آن را به کارشناسان اقتصادی می‌سپاریم.