دوشنبه, 21 آبان 1397

هفته‌نامه شماره 536:  21 آبان 1397

وعده‌یی که وفا نشد

  پاسارگاد

از عمر شورای پنجم حدود یک سال می‌گذرد. در قریب به این یک سال انتقادهای تند و تیز یکی از اعضای شورا از شهردای و پاسخ‌های گزنده شهردار به وی نقل روزنامه‌ها و محافل بوده است. این آتش افروخته آن گاه زبانه کشید که محمدرضا عرب‌گویینی نامه‌یی سرگشاده نوشت و از قول‌های عمل ناشده شهرداری پاسخ طلبیده بود. در پی آن رضا سروش‌نیا هم در گفت‌وگو با هفته‌نامه پاسارگاد، ضمن پاسخگویی به برخی از این موارد، عرب‌گویینی را به مناظره طلبید. این سخن شهردار به مذاق اهالی خبر بسی خوش آمد چرا که هر جا بساطی از جنس خبر و گفت‌وگو باشد، لاجرم یک سر ماجرا نیز رسانه‌ها هستند.

از آنجا که پیش از این پاسارگاد یک بار برگزار کننده مناظره‌ای میان دو عضو شورای سوم بود، فرصت را غنیمت شمرده و برای برگزاری این مناظره پیشقدم شدیم.

مقدمات مناظره و کسب رضایت طرفین بیش از یک ماه به درازا کشید. غلبه بر موانع کاری آسان نبود و خودمان را برای اتفاقات پیش‌بینی نشده آماده کرده بودیم، چرا که می‌دانستیم مسیر سنگلاخی اطلاع‌رسانی این بار بسی دشوارتر است. در آخرین ساعات مانده به شروع مناظره مخالفت اعضایی از همان شورایی که از قضا یکی‌شان گفته بود؛ «شهردار برای اعضا شورا تره هم خرد نمی‌کند»، چنان بر شهردار فشار آوردند که شهردار می‌تواند تضمین دهد که پس از واگذاری مسند شهرداری به شغل شریف «خرد کردن سبزی با روش مکانیزه و در محیطی کاملا بهداشتی» روی آورد.

از معذوریت‌های شهردار آگاهیم و به او حق می‌دهیم. عاقلانه نیست برای جرعه آب شور مناظره کام شیرین ساکنان شورا را تلخ کند. به صلاح شهر و شهروندان هم نیست که حمایت شورا از شهرداری و مصالح شهر چنین آسان از دست برود و قربانی آگاه‌سازی از مواضع طرفین نزاعی گردد که لزوما با برگزاری مناظره نه تنها رفع نمی‌شوند که ای بسا تند و تیزتر هم بشوند.

راستش را بخواهید از وارد آورندگان فشار به شهردار برای ترک مناظره هم جز همین که کردند، انتظار نداشتیم. ذهنیت حاکم بر ایشان و درک نامناسب‌شان از فضای گفت‌وگو، موضوعی نیست که پیش از این بر ما پوشیده بوده و حالا با واکنش‌های‌ کنونی‌شان بر آفتاب افتاده باشد. این اولین بار نیست که آگاهی قربانی ندانم‌کاری می‌شود و صعود به قله‌ با عبور از همین دره‌های سنگلاخی میسر می‌شود.

سخنان برخی از منتقدان به مناظره‌یی که برگزار نشد، از جنس همان بروکراسی سنگین و زمختی است که روز به روز نیروی مملکت را تحلیل می‌برد. برای شام و نهاری اندک تشکیل «کارگروه» آفتابه و لگن نه کاری است که عاقلان بر آن مهر تایید بزنند. اگر قرار بود از دل این هفت دست آفتابه و لگن کاری برآید پیشنیان هرگز از آن ضرب‌المثل نمی‌ساختند. و نیز بر این باوریم که بای برنیامدن کار بهانه‌جویان هرگز از پا نمی‌نشینند.

اگرچه در طریقت ما کافری‌ست رنجیدن اما آرزو می‌کنیم نسل‌های بعدی اطلاع‌رسانی از چنین رنج‌هایی به دور باشند و جامعه‌ی آگاه فردا به چنین دشواری‌هایی که نشان دردآور عقب ماندگی است، در نیفتد..