سه شنبه, 25 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

آقای مسئول، مردم به ما اعتماد دارند

 سحاب شکیبا

مردم می‌بینند، مردم می‌شنوند، مردم می‌فهمند و از همه مهم‌تر؛ مردم احتمالا باور می‌کنند! این یک خط را اگر بیشتر مسئولان کشور با همه وجود درک کنند، آن وقت این همه جمله‌های مبهم و بی‌پشتوانه و اظهارنظرهای بدون تحقیق و پشتوانه را هر روز روانه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و تلگرام نمی‌کنند و سوژه‌ شایعه برای ملت نمی‌سازند. نمونه آخرش همین جمله‌ای که یکی از مسئولان محترم در حاشیه یک همایش مطرح کرده که: «اخبار قطعی نشده‌ای وجود دارد که برخی از دشمنان ما در حوزه تغییر ژن شجاعت و غیرت ایرانی در حال کار هستند که از طریق موادغذایی منتقل می‌شود...» (۹ آبان/ ایسنا) در اینکه دشمن قرار است دشمنی کند و از هر راهی به ما آسیب بزند (ولو چنین راهی که به عقل جن هم نمی‌رسد!) کسی شکی ندارد، در اینکه مدیران مربوطه هم حقوق می‌گیرند که این راه‌های آسیب‌رسانی را ببندید (ولو چنین راهی که همچنان به عقل جن نرسیده!)، کسی مشکل ندارد.

ولی مسئول عزیز! اگر اخبار تایید نشده و قطعی نیست، چرا مطرح می‌کنید؟ چرا یک مسئول‌محترم -در چنین سطح و اهمیتی- باید حرف‌هایش این‌قدر با اما و اگر باشد که بتوان سر شایعه را با تک‌تک ادعاهایش همراه کرد؟ عقل حکم می‌کند وقتی مسأله مطرح شده چنین ایده هالیوودی‌ای است (ولو به فرض صحت) کامل شرح داده شود. برای آن صغری و کبری چیده شود و حتی تهدیدها کامل شرح داده شود، اگر گفتنی است و مسأله دچار محدودیت‌های امنیتی است، گفتنش چه سودی برای جامعه دارد جز کاشتن تخم تردید و سوژه مطالب توییتری شدن؟ همین حرف‌هاست که وقتی یک مقام رسمی و مهم از ابردزدی و برف‌دزدی می‌گوید: «تغییرات اقلیمی در ایران مشکوک به دخالت خارجی‌هاست؛ مراکز علمی که در کشور وجود دارد مطالعه‌ای در این خصوص انجام داده‌اند که نتیجه مطالعات این موضوع را تأیید می‌کند. تیم‌های مشترکی از اسراییل و یکی از کشورهای همسایه، ابرهای در حال ورود به ایران را غیربارور می‌کنند؛ علاوه بر این، ما با بحث ابردزدی و برف دزدی نیز مواجه هستیم.» (۱۱ تیر / ایسنا) کسی نه جدی می‌گیرد و نه برای چنین هشداری تره خورد می‌کند. جالب آنکه آن مقام محترم وقتی با پاسخ چند دانشمند مواجه می‌شود که چنین چیزی با علم امروزی شدنی نیست، لازم نمی‌بیند که نتیجه مطالعات مراکز علمی را منتشر کند و پاسخ کوبنده‌ای بدهد به همه شوخی‌ها و شک‌ها.

باور کنیم که هیچ مسئولی تافته جدا بافته نیست و نمی‌تواند خودش را از پاسخگویی به افکار عمومی مبرا بداند. کاش مسئولان محترمی که در چنین اظهارنظرهایی ید طولایی دارند -و شاید یکی از عوامل دامن زدن به برخی باورها مثل بزاق دزدی از ایرانی‌ها، مارمولک‌های هسته‌ای، پروژه هارپ و... هم باشند- روزی روزگاری در جمع رسانه‌ها حاضر شوند؛ نه برای سخنرانی‌های پرطمطراق و پر کردن بیلان‌کاری، بلکه برای پاسخگویی به چنین اظهارنظرهایی. البته بد نیست همراهشان پوشه و زونکن‌های لازم را هم بیاورند تا معلوم شود آن تردید‌ها و مطالب فضای مجازی، الکی است یا این حرف‌ها و ادعاها. نه برای تاثیرگذاری بیشتر، بلکه برای توضیح علت نوشتن این یادداشت، همین حدیث از امیرمومنان(ع) کفایت می‌کند: «سخن دربند و اسیر توست تا وقتی که آن را نگفته باشی و چون گفتی تو در بند آنی. پس زبانت را نگهدار چنان‌که طلا و نقره خود را نگه می‌داری که چه بسا سخنی که نعمت را از انسان سلب می‌کند.» 

منبع: روزنامه شهروند