برنتابد کوره را

 رضا مسلمی‌زاده

اصولا نمی‌دانم خبر انتصاب آقای فدایی به استانداری کرمان خوب است یا بد. و چه فرقی می‌کند که ایشان سرپرست استانداری باشد یا حکمش به استاندار تغییر کند؟ لابد خاصیتش این است که سرپرست همواره صیغه‌یی موقت است و بعضی اختیارات را ندارد و حالا با حکم استانداری لابد ایشان با اقتدار بیشتری می‌تواند به امور رسیدگی کند. بخش دیگر این ماجرا هم یکسره سیاسی‌کاری است و محل نزاع قدرت‌های درگیر در اداره استان که زمانی به نزاع باهنر- مرعشی محدود بود و حالا بازیگران تازه‌ای هم در آن حضور دارند؛ از سرداران تا نمایندگان. فی‌الواقع این نزاع قدرت، جز برای خود آقایان، هیچ لذت و نفعی برای بقیه جامعه  ندارد. روزگاری این دوگانه‌های اصلاح‌طلبی و اصولگرایی تفاوتی ‌داشت و وجد و شعفی برمی‌انگیخت، اما اکنون در روزگاری هستیم که اصلاح‌طلبی به استمرارطلبی گرفتار شده و شعله‌ی تدبیر و امید به پِت‌پِت افتاده و خلایقِ متحیر در گذرانِ روزانه خویش، امید از این دوگانه برگرفته و به جانب آسمان دوخته‌اند تا که دستی از غیب برون آید و کاری بکند. در چنین شرایطی شعف و لذت تبریک می‌ماند برای سهامدارانی که اینکه چه کسی روی صندلی اتاق شماره هشت ساختمان استانداری بنشیند، در احوال ایشان مؤثر خواهد افتاد.

در چنین شرایطی انتظار تغییر و تحولی شگرف از یک فرد با توانایی مشخص و محدود، انتظار معقولی نیست. باید واقعگرایانه به موضوع نگریست. اوضاع عمومی کشور خوب نیست و احتمال اینکه از پی تورم 70درصدی سال جاری کشور در رکودی دوباره فرو برود، بسیار است. بنابراین نمی‌توان در چنین شرایطی از استاندار توقع داشت با اختیارات محدودش کن فیکون کند و بر بحران‌های اشتغال و رشد اقتصادی فایق آید. همین که بتواند شرایط بحران را مدیریت کند و از عوامل غیرضروری افزاینده بحران و نارضایتی بکاهد، کفایت می‌کند.

استاندار میراث‌بر سلف خود است. پیشینیانی که برای فرار از روزمرگی، به کارهایی دست یازیده‌اند که تبعات منفی درازمدتش یا برای‌شان نامکشوف بوده یا آنکه چاره را در درمان موقت یافته‌اند و سرزمینی سوخته را به ارث گذاده‌اند. شخصیت دانشگاهی دکتر فدایی اقتضائات خویش را دارد و شاید توقع رویکرد علمی به حل مشکلات با مشی دانشگاهی ایشان بیشتر در آشتی باشد. سرزمین کویری استان کرمان لابد در پی تغییرات اقلیمی نیازمند مدیریت اورژانسی منابع آب است. تجربیات منفی کشور از تبعات درازمدت زیست‌محیطیِ رویکردهایِ صرفا فنی نظیر؛ برداشت از آب‌های زیرزمینی، سد سازی، پروژه‌های انتقال آب، شیرین‌سازی آب دریا و... پیش روی ماست اما ظاهرا هنوز ابعاد فاجعه بر بسیاری از مدیران استان روشن نیست و در همچنان بر همان پاشنه سابق می‌چرخد. روزی که این فاجعه عیان‌تر شود، اعیان‌ترها می‌گذارند و می‌روند و این کویر سوخته می‌ماند با آه سوزان مردمانی بی‌درکجا که ناله و نفرین‌شان لابد شنوایی برای روز حشر خواهد یافت.

جهنمی که از رهگذر ندانم‌کاری‌های پیشنیان در انتظار است، سری هم در بهشت معدنکاری استان دارد که علاوه بر منابع آب، خاک و هوای استان را هم به خطر انداخته است. فساد پیدا و پنهان این بخش، تبعاتش به نابودی خاک و آلودگی هوا سرایت کرده است. نباید فریب چندرغاز درآمد یا اشتغال حاصل را خورد و عوارض منفی ماجرا را نادیده گرفت. برخی از این معدن‌خواران هار شده و به صغیر و کبیر رحم نمی‌کنند. از راه قانون و شبه‌قانون نشود، از راهی دیگر منتقد را مرعوب می‌کنند. حالا که خیلی کاری نمی‌شود کرد، شاید بشود از حجم ندانم‌کاری‌های کاست و گوشه‌ای از خرابکاری‌های موجود را اصلاح کرد.