گفت‌وگو با سیامک زند رضوی جامعه شناس در مورد تجاوز به کودکان:

اولین قدم، اجرای پیمان‌نامه حقوق کودکان است

پاسارگاد 

چندی پیش خبر تجاوز به چند پسربچه از سوی یک متهم سابقه‌دار در شهرستان شوشتر منتشر شد و به سرعت فضای مجازی را پر کرد. پس از آن هم عکس‌هایی از این متهم هنگام تجاوز منتشر شد و پس از آن مسئولان به این خبر واکنش نشان دادند. دادستان شوشتر به مطبوعات گفت: فردی که به چند نوجوان در این شهرستان تجاوز و با گرفتن فیلم و عکس آن‌ها را وادار به سکوت کرده است، دستگیر شد. سیدقادر موسوی گفت: «پس از انتشار فیلم در فضای مجازی و اطلاع دادستانی از موضوع، فورا و قبل از شکایت شاکی خصوصی‏، دستگاه قضا این فرد را دستگیر و روانه زندان کرد. تحقیقات تکمیلی در حال انجام است و در مجموع سه نفر در رابطه با این پرونده دستگیر شده‌اند که دو نفر به این عمل شنیع اقدام کرده و یک نفر از آن‌ها فیلم گرفته است».

این تنها موضوع تجاوز در چند ماه اخیر نیست. خبر تجاوز یکی از قاریان ایران به چند نوجوان نیز یکی از این پرونده‌ها بود که با تبرئه متهم مختومه شد. پس از آن هم فیلمی از یک دبیرستان پسرانه در تهران منتشر شد که در آن تعرض کلامی به نوجوانان مشهود بود. تا چند سال پیش تجاوز به پسران موضوعی بود که کمتر به آن پرداخته می‌شد اما با آشکار شدن آن در فضای مجازی کم‌کم مسئولان هم به آن ورود پیدا کرده و کارشناسان هم در مورد آن اظهار نظر می‌کنند. سیامک زند‌رضوی استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید باهنر کرمان در گفت‌وگو با پاسارگاد به سؤال‌هایی در مورد تعرض و تجاوز پاسخ داد.

 چندی پیش عکس‌هایی در فضای مجازی منتشر شد که یک تجاوز را برملا کرد و سه نفر هم در این رابطه دستگیر شدند. برای کودکی که مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته چه باید کرد؟

بر طبق پیمان‌نامه حقوق کودک؛ کودکانی که در شرایط دشوار قرار می‌گیرند و این نوع خشونت‌ها مخصوصا جنسی به آنها وارد می‌شود، بلافاصله باید مورد حمایت روان‌شناسان کاملا آگاه و توانا قرار بگیرند. این افراد باید ورود پیدا کنند و کودک بازتوانی بشود. این نوع ضربه خیلی خیلی شدید است و دختر و پسر هم فرقی نمی‌کند. خدمات روانشناسی خدمات گرانی است. این را باید جامعه در اختیار خانواده‌ها قرار دهد. بلافاصله پس از این اتفاق باید کودک از این خدمات پزشکی - بهداشتی استفاده کند. ما تقریبا در ایران این موضوع را نداریم. اول از همه باید این خدمات را فراهم کنیم و تیم‌هایی از روانشناسان روی این موضوع  متمرکز باشند.

 یعنیNGOها باید وارد این موضوع شوند؟

اول انجمن‌های روانشناسی که مقبولیت این کار را دارند باید آموزش‌ها را عمومی‌سازی کنند و NGOهایی که در عرصه کودکان فعال هستند، نیروهای متخصص خودشان را بفرستند و این دوره‌ها را ببینند، به طوری‌که تعداد افراد متخصص آموزش دیده بسیار زیاد شود. این یک کار دولتی نیست. ولی دولت باید بودجه‌ها و امکانات را فراهم کند که این جزو پیمان‌نامه است و ما این را پذیرفته‌ایم.

 نگاهی در جامعه ما وجود دارد که باعث می‌شود موضوع تجاوز کمتر علنی می‌شود.

در چهل سال اخیر نگاه حاکم در کشور ما به این موضوع، نگاه فقاهتی - عقوبتی بوده است. این نگاه در دستگاه اجرایی، قانون‌گذاری و قضایی ما وجود دارد. اولین نکته‌ای که این نوع نگاه ایجاد می‌کند این است که خشونتی که بر علیه زنان و کودکان اتفاق می‌افتد، قربانی خودش مقصر است. برای زنان خودش تحریک کرده و برای کودکان نافرمانی کرده است. بخش مهمی از خشونت‌های جنسی که اتفاق می‌افتد و کمتر علنی می‌شود در بستر خانواده است. یعنی کودکان از سوی افراد خانواده و فامیل مورد تعرض قرار می‌گیرند. 

 این نوع کودکان هیچ‌گونه حمایتی ندارند.

بله. ما مواردی را در شهر کرمان داریم که مسئولان و معلمان مدرسه به این موضوع از طریق کودکان اطلاع پیدا می‌کنند. اما نظام آموزشی و سیستم نظارتی اعلام می‌کند مطلقا وارد این مسئله نشوند. این موضوع را خط‌قرمز اعلام کرده‌اند. نگاه فقاهتی - عقوبتی که در آن قربانی مقصر است، نه تنها در سیستم قضایی و اجرایی ما که در سیستم آموزش و پرورش هم وجود دارد. اولین نکته‌ای که باید در اینجا اصلاح شود این است که قربانی مقصر نیست و این را باید دستگاه قضایی، قانون‌گذاری و همین‌طور دستگاه‌های اجرایی مثل آموزش‌‌و‌پرورش اصلاح کنند. 

در آموزش و پرورش، ما موارد دیگری هم دیده‌ایم؛ وقتی تقاضا برای مدارس شبانه‌روزی زیاد است. مسئولان و مربیان متوجه می‌شوند کودکان در خانواده امنیت ندارند و مورد آزارهای جدی از طرف پدر و یا دیگر خویشاوندان قرار می‌گیرند، به محض اینکه به مربیان اطلاع می‌دهند ولی به مربیان گفته‌اند شما مجاز به ورود به حوزه خصوصی کودکان نیستید. تمام مربیان و معلمان ما باید این توانایی و اختیار و آموزش را ببیند که کل هستی کودک را در بر بگیرند. اگر کار معلم فقط تدریس باشد، کودک مورد غفلت قرار می‌گیرد. 

 البته خانواده‌ها هم نقش مهمی دارند.

اولین مشکلی که در خانواده‌ها هست و در این چهل سال پررنگ و پررنگ‌تر شده این است که گفت‌وگو میان والدین و کودکان بسیار کم و محدود است. 

 علت این موضوع چیست؟

ما فکر می‌کنیم هر کس به سن ازدواج رسید و ازدواج کرد پدر و مادری است که بلد است با کودکان چگونه رفتار کند، ولی این واقعیت ندارد. سنت گذشته ما گفت‌وگویی نبوده ولی الان ضرورت گفت‌وگو کاملا احساس می‌شود و این آموزش‌ها وجود ندارد. بنابراین جنبش دیگری در جامعه نیاز است و مطبوعات می‌توانند در آن نقش داشته باشند و حداقل مسئله را روشن کنند، مسئله گفت‌و‌گو است. گفت‌و‌گوی والدین با یکدیگر‏ در مورد تربیت و والدین با کودکان باید صورت بگیرد. برای پسربچه‌ها گفت‌وگو خیلی سخت‌تر می‌شود و پدر و مادرها نمی‌دانند و نمی‌توانند چگونه با آنها گفت‌وگو کنند و فاصله بین والدین و بچه‌ها ایجاد می‌شود که آنها به پنهان‌کاری روی می‌آورند. برای همین در حادثه‌ای که در مدرسه گرانقیمت تهران اتفاق افتاد و ماه‌ها ادامه داشت، هیچ‌کدام از والدین مطلع نبودند. گفت‌و‌گو بین پدر مادر و بچه‌ها کاملا مسدود و دنیای آنها کاملا جدا بوده است. 

 آیا این موضوع که کودکان و یا نوجوانان متهم به این شوند که مورد عتاب پدر و مادر قرار بگیرند مانع از این گفت‌وگو نیست؟ 

صددرصد. کودک و نوجوان هم اینجا مورد اتهام قرار می‌گیرد.

 کودکان ما نیاز به آموزش برای آشنایی بیشتر با مواردی مثل تجاوز و تعرض ندارند؟

این مسئله چند سال پیش در کشورمان آغاز شد که کودکان از دوره ابتدایی با بدن خودشان آشنا شوند و نقاط خصوصی بدن را بشناسند و بدانند چه کسانی و در چه شرایطی اجازه دسترسی به این نقاط را دارند. موقعی که کودک مسئله‌ای می‌بیند که برایش تفاوت دارد و کسی به نقاط خصوصی‌اش دست‌درازی می‌کند توانایی نه گفتن، مقاومت کردن و درخواست کمک کردن را داشته باشد. برای این کار باید کودکان آموزش را با مهارت بازی - تمرین یاد بگیرند. زمانی که این ایده مطرح شد که به صورت عمومی در آموزش و پرورش اجرا بشود، همان دیدگاه فقاهتی - عقوبتی جلویش را سد کرد. این اولین گشایشی بود که برای افراد منحرف اجتماعی پدید آمد. کودکانی که حق آموزش‌شان اجرا نمی‌شود، با والدین‌شان نمی‌توانند گفت‌وگو کنند‏، در نظام آموزش و پرورش اگر با معلمان صحبتی کنند، پیامد و پیگیری وجود ندارد، بدون دفاع در جایی رها می‌شوند و افرادی هستند که از آنها سوءاستفاده بکنند.

 تا چند وقت پیش تجاوز به پسران حتی در جامعه مطرح هم نمی‌شد و نشریات هم به آن نمی‌پرداختند.

این موضوع داستان تاریخی در کشور ما دارد. ما در گذشته پدیده‌ای به اسم بچه‌بازی یا شاهد بازی داشتیم. این اصطلاح‌ها مربوط به فرهنگ ماست و تا زمان فعلی هم دوام آورده است. در چند ماه اخیر سه پرونده مشهور و علنی در این مورد داریم. یکی پرونده یک فرد مشهور بود که در آخر نتوانست جامعه را قانع بکند و در پرده‌ای از ابهام ماند. پرونده بعدی همان پرونده مدرسه است که باز به سرانجام روشنی نرسید. موارد دیگری هم وجود دارد. این که این پرونده‌ها به نتیجه نرسیدند خشونت را در جامعه اجازه می‌دهد. متجاوزان این قدر شجاع می‌شوند که از خانواده‌ها باج می‌گیرند و از قربانی فیلم تهیه می‌کنند. در همین مورد شوشتر اول فیلم منتشر شد و بعد متجاوز دستگیر شد. 

 آیا روند قضایی و این که ممکن است آبروریزی شود، مانع از علنی شدن این پرونده‌ها نمی‌شود؟

اصلا خود این پروسه پزشکی قانونی خشونت‌بار است. به خاطر اینکه در درجه اول ما قوانین شفاف نداریم که حامی کودکان باشد. کشور ما نزدیک 24 سال است پیمان‌نامه حقوق کودک را پذیرفته است. والدین، دستگاه قضایی، نهادهای اجرایی و همه کسانی که با کودکان سروکار دارند باید به این پیمان‌نامه اشراف داشته باشند، اما اصلا آموزش پیمان‌نامه را آغاز نکردیم. بر اساس پیمان نامه قوانین را اصلاح نمی‌کنیم، روان‌سازی نمی‌کنیم و نیروی انسانی برای آن تربیت نمی‌کنیم وقتی این کارها را نمی‌کنیم، چرا نباید چنین اتفاق‌هایی بیفتد؟ بسیار می‌افتد اما متاسفانه علنی نمی‌شود.

 پیشنهاد شما این است که خانواده‌ها پس از مواجهه با تجاوز شکایت کنند؟

بله من پیشنهاد شکایت دارم. هر چه این مسئله را پنهان‌تر کنیم تصاعدی رشد می‌کند و کودکان بیشتری آسیب می‌بینند و این افرادی که دست به خشونت می‌زنند در جامعه رها می‌مانند. در خیلی از کشورهایی که این پیمان‌نامه را پذیرفته‌اند تنها جرمی را که علنی می‌کنند خشونتی است که در مورد کودکان انجام می‌دهند. اگر یک نفر متجاوز که جرمش محرز شده بخواهد جایی خانه بگیرد به افراد محله اطلاع می‌دهند که او به جرم کودک‌آزاری محکوم شده است. برای اینکه همه از کودکان مواظبت کنند. جامعه باید مطلع باشد. حالا جرم به این مهمی را ما چگونه سرپوش بگذاریم؟ 

 اگر این نوع پرونده‌ها را به صورت محرمانه رسیدگی کنند‏، تمایل خانواده‌ها برای شکایت بیشتر نمی‌شود؟

دستگاه قضایی اخیرا اصلاحاتی در فرایند دادرسی برای موضوع‌هایی که به کودکان مربوط است را شروع کرده. این اصلاحات باید با پیمان‌نامه منطبق شود. وقتی می‌گوییم منطبق شود یعنی خانواده حق دارد طوری شکایت کند که شکایت محرمانه پیگیری شود. کودک را در کنار والدین و یک کارشناس روانشناس آموزش‌دیده قرار دهند و جامعه هزینه روانشناس و مددکار را بپردازد و در کنار کودک و خانواده‌اش باشد. ضمن اینکه رنج و خشونت کودک را کاهش می‌دهند، کمک کنند تا فرایند دادرسی پیش برود. ضمن اینکه کودک خودش مستقیم درگیر نشود و مواجهه کودک با ماموران انتظامی و قضایی در حداقل صورت بگیرد. همزمان که پرونده پیش می‌رود، کودک به وضعیت عادی نزدیک بشود. به این ترتیب خانواده‌ها این شهامت را پیدا می‌کنند که دادخواهی و شکایت کنند. اگر ما بر اساس پیمان‌نامه حقوق کودک این فرایند را بازنگری و آسان‌سازی نکنیم همیشه والدین کمترین درخواست شکایت را دارند و انکار پیش می‌آید و ناخواسته کودک خود را در وضعیتی قرار می‌دهند که تمام عمر درگیر آن خواهد بود. این کودکانی که در کودکی مورد تجاوز قرار می‌گیرند ممکن است در بزرگسالی خودشان این کار را انجام بدهند. 

 کودکانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند دچار چه نوع بحرانی می‌شوند؟

من به عنوان جامعه‌شناس نمی‌توانم دقیق نظر بدهم اما بر اساس مطالبی که خوانده‌ام و تجربیاتی که داشتم تجاوز از آسیب‌هایی است که بسیار ماندگار است و می‌تواند آینده کودک را به خطر بیندازد. جامعه باید نسبت به این موضوع حساس شود و دستگاه‌های قضایی و اجرای پیمان‌نامه را مطالبه کند. این اولین قدم است.