چالش‌های اشتغال در سیرجان

 بیژن ادبی

ماجرا از جایی آغاز شد که  صحت سرشماری مورد سؤال قرار گرفت. ظاهرا  اینکه جمعیت مهاجری که طی سال‌های اخیر به شهر آمده بودند کجا را به‌عنوان محل سرشماری انتخاب می‌کنند، به عاملی مؤثر در سرشماری تبدیل شده بود. به گفته نماینده سیرجان؛ ۵۰ هزار مهاجر از سال ۹۰ تا ۹۵ وارد سیرجان شده‌اند. حتی گمانه‌هایی در مطرح شد که اگر این‌ رشد جمعیت در آمارهای رسمی لحاظ گردد، تعداد و ترکیب اعضای شورای شهر نیز متفاوت خواهند بود.در  سرشماری سال ۹۰، جمعیت شهر، ۱۸۶هزار نفر بود که در سرشماری موردبحث در سال ۹۵ به ۱۸۹ هزار نفر رسید. بسیاری از مسئولان شهر این آمار جمعیتی را صحیح ندانستند. ازجمله معتمدی، معاون مالی شهرداری در همان سال سرشماری در مورد انتخاب محل سکونت از سوی مهاجران، تعریضی داشت و آمار ارایه شده را دقیق ندانسته و انتقاد کرده بود که چرا باید رشد جمعیت برخی از شهرهای اقماری و روستاها به بیش از ۳۰۰ درصد برسد. حالا اما آن‌چه مشخص است، این است که درصورتی‌که جمعیت تا به این میزان ر‌شدیافته باشد، درآینده، هم در شاخص اشتغال و هم درزمینه‌ی تقسیم فرصت‌ها با چالش‌هایی جدی روبه‌رو خواهیم شد. سیرجان اقتصاد بسیار پویا و زنده‌ای تا پیش ‌از  نوسانات اخیر بازار داشته است. خود همین رشد طبقاتی بسیاری از شهروندان طی سال‌های اخیر و همچنین مهاجرت گسترده از جنوب و شرق و غرب و بسیاری از هم‌وطنان متعلق به استان‌های دوردست، نشانی از دینامیسم تپنده اقتصادِ بازار در شهر ماست. اما به‌هرحال شرایط اقتصادی مسری است و تبعاتش در همه‌جا، سایه می‌پراکند. رییس اداره کار در شماره پیشین پاسارگاد اظهار داشته؛ «نرخ بیکاری 12 هزار و 585 نفر شهروندِ برخوردار از تحصیلات دانشگاهی، اشتباه است و آمار کل بیکاران سیرجان اعم از تحصیل‌کرده و نکرده، در همین حدود است.  حسن‌پور پیش‌تر در ماه‌های پایانیِ سال گذشته گفته بود که 23 هزار نفر شغل ایجادشده که از تعهدمان عقب هستیم. در همین اثنا، آبان‌ماه گذشته فرماندار سیرجان بیان کرده بود که تاکنون در سیرجان سه هزار و ۷۰۰ شغل ایجادشده است.» فارغ از این آمارهای متنوع سالانه درزمینه‌ی اشتغال باید بپذیریم که ساختار جمعیتی و به‌تَبَع آن ساختار فرهنگی زادگاه‌مان نیز در حال دگردیسی است. تفاوت‌های محسوسی که در بازبینیِ آمارهای چند دهه گذشته، به‌وضوح دیده می‌شود. موج بلندبالای مهاجرت سال‌های اخیر، همه شاخص‌های توسعه اقتصادی و سرانه رفاه اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار داده است. اگر به این ارقام مراجعه کنید و به بررسی‌های کمّی و کیفی دقت کنید، می‌بینید که در تحلیل‌های جمعیت شناختی دهه‌های پیش شهرمان، مثلاً گفته‌شده است که طبق آمار سال ۱۳۶۰ تعداد ۱۲ ايل در ۲۷۳۸ خانوار با ۱۳۶۸۰ نفر جمعيت از ۳۰۳۹۵۵ دام نگهدارى مى‌کردند که فقط کار اين عده دامدارى محض بوده است و حالت ييلاق و قشلاق داشته‌اند و تعدادى نيز از دامداران در روستاها بوده که باکار کشاورزى توأم است. سی‌سال پیش، اساس ساختار اقتصادی و فرهنگی جامعه آماریِ نیروی کار، کاملاً در حال و هوای متفاوتی بوده اما الآن با وجود جمعیت فعلی نمی‌توانیم به‌راحتی بگوییم که نرخ  بیکاران تحصیل‌کرده، نگران‌کننده است یا خیر.  

حسن‌پور اخیرا وعده داده که تا پایان امسال، هر هفته ۵۰ نفر بیکار، جذب شرکت‌های معدنی و صنعتی سیرجان می‌شوند. باید دید که در آینده آیا این گفته‌ها تایید خواهد شد و چه پیش خواهد آمد.