بیایید در این چالش شرکت کنیم

 مریم نراقی

محمد معتمدی، خواننده موسیقی ایرانی دیروز با ایجاد هشتگ «سلطان‌کنسرت» متولیان فرهنگی، مقامات قضائی و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی را به چالش دعوت کرد. معتمدی در متنی که منتشر کرد به اعدام سلطان سکه و گردش مالی ‌هزار میلیاردی او اشاره کرده و پرسیده بود که او دقیقا چه کار می‌کرده و جرمش چه بوده است. معتمدی در این بین پرسشی مهم را هم طرح کرده و پرسیده بود که سلطان فروش بلیت کنسرت‌های موسیقی ایران کیست؟ و آیا اصلا دانستن این موضوع برای مسئولان مهم است یا نه؟ محمد معتمدی در ادامه این نامه مسئولان را به چالشی مهم فراخوانده. فضای فرهنگی و هنری سال‌هاست با سلاطین متعدد در حوزه‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کند. به ‌سلطان‌کنسرت باید دیگر سلاطین را هم اضافه کنیم. سلطان سینما، سلطان‌تئاتر و سلطان‌شبکه‌نمایش‌خانگی.

مدت‌هاست زمزمه پول‌های مشکوک در شبکه نمایش خانگی به گوش می‌رسد، اتفاقی که لطمه مهمی به بدنه نجیب و اصیل سینما زده است. دلالانی که خارج از سینما و از حیطه‌های بیشتر اقتصادی آمده بودند و در این سال‌ها با این پول‌های بادآورده، سریال‌های پرهزینه ساختند و ارقام نجومی به بازیگران پرداختند و سطح دستمزدها را چند برابر کردند، برایشان این نکته کمترین اهمیتی نداشت که بعد از این هیچ کارگردان و تهیه‌کننده مستقلی نمی‌تواند از پس این دستمزدهای بی‌حساب‌وکتاب بربیاید. بازیگرانی که دستمزد واقعی‌شان حدود ٣٠‌میلیون تومان بود،‌ بعد از بازی در این پروژه‌های مشکوک به کمتر از ٣٠٠‌میلیون رضایت نمی‌دادند و این یعنی ١٠برابر شدن هزینه برای تهیه‌کنندگان مستقل که قرار است تاوان پولشویی برخی از افراد و معاف‌شدن از مالیات شرکت‌ها را بدهند. تهیه‌کنندگان قدیمی سینما البته بارها علیه این جریان فریاد زدند و هشدار دادند؛ اما انگار گوش کسی شنوا نبود. هیچ‌کس از تزریق پول به بخش فرهنگی انتقادی ندارد. چه‌بسا اهالی فرهنگ و هنر همواره قدردان حضور بخش خصوصی در این حوزه بودند. اما این بار ماجرا متفاوت است. سوال اینجاست: این پول‌ها از کجا آمده که این‌گونه بی‌حساب‌وکتاب خرج می‌شود و اگر قرار است به کمک اهالی هنر نیاید و زمینه سودجویی عده معدودی خارج از بدنه سینما شود و حتی بدتر، زمینه را برای فعالیت آدم‌های اصیل سینما تنگ و تنگ‌تر کند، آیا نبودنش بهتر از بودنش نیست؟‍

متاسفانه ماجرای پول‌های مشکوک البته تنها به سینما و شبکه نمایش خانگی ختم نشده و پای این پول‌ها به حوزه تئاتر هم باز شده است. نمایش‌های حاشیه‌ای که مدتی است به روی صحنه می‌رود، نمونه بارز این معضل است یا پیامدهای غیرقابل جبرانی چون حضور بازیگران با دستمزدهای غیرمتعارف -که پس از این می‌تواند صدمه غیرقابل جبرانی برای هنرمندان تئاتری محسوب شود- یا بلیت‌های ٥٠٠هزارتومانی بازار سیاه و پیامدهای دیگر بسیاری که در حوصله این نوشته نمی‌گنجد. حالا بهترین زمان است تا مسئولان وارد میدان شوند و از پیچیده‌ترشدن این اتفاق جلوگیری کنند. همان‌طور که محمد معتمدی عنوان کرده: «اگر کسی به تنهایی و با ارتباط با برخی از افراد در بدنه اجرایی کشور، خارج از سیاست‌گذاری‌های فرهنگی کشور برای بازار موسیقی و کنسرت ایران سیاست‌گذاری و بازار موسیقی و فروش کنسرت‌ها را انحصاری کند و گردش مالی او نیز در‌ سال چند صد‌میلیارد باشد و به هیچ نهاد نظارتی و مالیاتی هم پاسخگو نباشد، تکلیفش چیست و آیا اصلا برای کسی مهم است؟ آن‌چه مشخص است این‌که این انحصار به هر روی شکل گرفته، ولی شکل‌گیری این انحصار با هماهنگی و تایید متولیان فرهنگی کشور بوده یا نوعی فساد خارج از سیستم اداری است؟»