چهارشنبه, 21 آذر 1397

هفته‌نامه شماره 540:  19 آذر 1397

مسئله کدام است: «چه می‌توان کرد» یا «چه می‌شود»؟ 

 رضا مسلمی‌زاده

هیچ حادثه بزرگی ناگهان روی نمی‌دهد. این موضوع درباره تمام پدیده‌ها اعم ار طبیعی و اجتماعی معتبر است. مثلا متخصصان زلزله ، وقوع آن را ناشی از انباشته شدن انرژی درون یک گسل می‌دانند. این انرژی جمع شده سرانجام در یک لحظه‌ی پیش‌بینی نشده ناگهان آزاد می‌شود و فجایعی به بار می‌آورد که ما ایرانی‌ها بیش از بسیاری دیگر از مردم جهان آن را تجربه و لمس کرده‌ایم. و از همین رو شاید تمثیل زلزله برای فهم رخدادهای اجتماعی هم مثال خوبی باشد. در زیر پوست شهر هم گاهی انرژی در حال انباشته شدن است که می‌تواند در لحظاتی فاجعه به بار بیاورد. تفاوت زلزله با یک رخداد اجتماعی شاید آن باشد که از دومی می‌توان با روش‌هایی احتراز جست.

یکی از نشانه‌های یک معضل اجتماعی سکوت و انفعال شهروندان نسبت به رویدادهای پیرامون خویش است. این پدیده در لحظاتی از حیات اجتماعی می‌تواند برخی از نیروهای دخیل در تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی را گمراه کند. آنان به خیال اینکه همه چیز آرام است و در کنترل قرار دارد، شاید نادانسته از این وضعیت بغرنج و نابسامان استقبال هم بکنند.

جامعه‌ی سالم جامعه‌ای پویا و فعال است و شهر سعادتمند جایی است که شهروندان در قبال حوادث و رفتارها واکنش نشان می‌دهند. این واکنش‌ها در واقع همچون قطب‌نمایی عمل می‌کند تا تصمیم‌گیران نسبت به اصلاح مسیر اقدام کنند. انفعال اجتماعی و سیاسی هر اندازه که بیشتر گسترش یابد، حاکمان را از راهنمایی جهت درست محروم‌تر می‌کند. هیچ اهل درایتی بدون جهت‌یابی مطمئن روانه دریا نمی‌شود چه آنکه بخواهد عامدانه قطب‌نما را از کار بیندازد.

جامعه فعال، پویا و سالم برای رفع معضلات چاره‌اندیشی جمعی می‌کند ولی جامعه‌ی مایوس و منفعل گرفتاری‌ها را تا تبدیل شدن به بحران نظاره می‌کند. جامعه نوع دوم از حل مسایل عادی ناتوان است. می‌ماند تا مسایل در هم‌افزایی یکدیگر به فاجعه تبدیل شوند و سپس با پرداخت هزینه‌های کلان به علاج فاجعه پس از وقوع بپردازد. شاید غافل از: «سرچشمه شایدگرفتن به بیل/ چوپرشدن شایدگذشتن به پیل»

در وضعیت کنونی شاید در محاورات روزانه‌ بیش از آن که شاهد و شنونده‌ی «چه باید کرد؟» باشیم با جمله‌ی «چه می‌شود؟» روبه‌رو هستیم. ظاهرا از تعداد کسانی که به مؤثر بودن کنش خویش در تغییرات باور دارند، در حال کاسته شدن هستیم و در عوض جمعیت [...] در حال افزایش است. و این خبر خوبی نیست.

جمعیتی که به سرنوشت خویش نگاه قضا و قدری و منفعلانه دارد، جمعیتی خطرناک است. شاید شبیه همان گسلی که ثانیه به ثانیه انرژی ذخیره می‌کند.