انتشار کلیپی که نام سیرجان را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت

 از گلوی من دستاتو بردار...

 ابوذر خواجویی‌نسب

دختری که در تهران ساکن است به یک پسر سیرجانی در فضای مجازی فحش می‌دهد. پسر با هدف انتقام، دختر را به سیرجان دعوت می‌ کند و پس از کشاندن او به  خانه‌باغی در اطراف شهر، دختر را کتک می‌زند وهم‌زمان فیلم آن را به صورت زنده در اینستاگرام پخش می‌کند. با انتشار این فیلم در فضای مجازی، خیلی زود این اتفاق به سوژه‌‌ی نخستِ رسانه‌های کشور تبدیل می‌شود. تحلیل‌های متفاوتی درباره این اتفاق تلخ در فضای مجازی و مطبوعات منتشر می‌شود و این میان سیرجانی‌ها نیز به تقلا می‌افتند تا اثبات کنند، این رفتار غیرانسانی هیچ ربطی به منش و روحیاتِ مردمان این دیار کویری ندارد. نکته‌ای که غیر از واقعیت هم نمی‌تواند باشد. آن لگدهای پسر سیرجانی که بر گرده‌ی دختری کم سن‌وسال فرود می‌‌آمد، نشانه‌ای دیگری از افزایش پدیده‌ی «زن‌ستیزی» و «خشونت‌عریان» در جامعه ایرانی است. متاسفانه همه جای ایران سرای افرادی است که زن‌ستیزی واعمال خشونت فیزیکی را نه یک عمل وقیحانه، که برای خود یک افتخار می‌دانند. مثال این مدعا؛ اسیدپاشی به زنان در اصفهان، و هم‌چنین انتشار تصاویری در حساب اینستاگرام یک خواننده‌ی زیرزمینی با نام امیرحسین مقصودلو (تتلو) که نشان می‌داد او جملاتی توهین‌آمیز علیه زنان منتشر کرده و از هواداران مرد خود خواسته تا زنان را کتک بزنند، یا به آنها توهین کنند.

اما هم‌زمان با این اتفاقِ تلخ ، کلیپِ جنجالیِ دیگری نیز منتشر شد. این کلیپ لحظه‌ای را نشان می‌دهد که امان‌الله قیصاری، مجری تلویزیون خصوصی لمر افغانستان در جریان پخش زنده‌ی بازی ایران و یمن و در حالی‌که تلویزیون امارات، شماری از تماشاگران زن را در استادیوم ورزشی محمد بن زاید در امارات نشان می‌داد، خطاب به هم‌وطنانش می‌گوید: « این تصاویری را که شما به صورت زنده می‌بینید، ایرانی‌ها با یکی دو دقیقه تاخیر می‌بینند؛ خیلی از این تصاویر را حتی نمی‌بینند» پس از آن، علی انصاریان، فوتبالیست سابق و مجریِ این روزهای شبکه‌ی 5 سیما در برنامه‌ی زنده‌‌ی تلویزیونی با تمسخرِ لهجه‌‌ی مجریِِ تلویزیون افغانستان، خطاب به او می‌گوید: «دوست عزیز ما چیزهایی دیدیم که شما اصلا ندیدید. پس یادت هم باشد درباره‌ی کشوری حرف می‌زنی که خیلی مدیونش هستی» انتشار این کلیپ ثابت کرد که خشونت و پرخاشگری، فقط دعوا و یا چاقوکشی نیست. اگر لگدهای آن پسرک سیرجانی بر گرده‌ی یک دختر نشست، لگدِ علی انصاریان هم بر گرده‌ی فرهنگ و تمدن یک کشور فرود آمد! اگر زن‌ستیزی و خشونتِ عریان، تلخ و غم‌انگیز است، به همان میزان نژادپرستی نیز پنچه در چهره‌ی انسانیت می‌کشد!

 

راه دوری نرویم. یادمان نرود که قبل از این پسرک، افراد دیگری هم بوده‌اند که لگد بر گرده‌ی فرهنگ این شهر زده‌اند. مثالش؛ آن‌هایی که چند سال پیش دست در جیب مردم کردند و نام سیرجان را آلوده به واژه‌ای به نام «اختلاس» کردند. اگر امروز با افزایش آسیب‌هایی مثلِ کودک‌آزاری، همسرآزاری، زن‌ستیزی روبرو هستیم، نتیجه‌ی بی‌توجهی به مسایل مهم‌تری مثل قانون‌گریزی، فساد اداری و اختلاس است. نکته دیگر این‌که؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌همان‌گونه که دولت از مردم مالیات می‌گیرد و نفت‌شان را می‌فروشد، شاد نگه‌داشتن جامعه هم وظیفه اوست. جامعه‌ی ناشاد و غمگین، همواره بستر نابسامانی‌ها و حوادثی است که سرانجام تلخ آن هم بر کسی پوشیده نیست.