چاپ

گفت‌وگوی پاسارگاد با علی‌اکبر پوریانی مدیرعامل شرکت گهرزمین

کسی نمی‌تواند به ما امر و نهی کند

  93 درصد پرسنل شرکت، بچه‌های بومی منطقه هستند

 به آقای برجسته هم گفتم که برای من فرقی ندارد چه کسی این شرکت را مدیریت کند. فقط مهم این است که پرسنل همه عضو شرکت باشند و در انتفاع و درآمد سهم داشته باشند

 

گهرزمین یک شرکت خصوصی است و بر اساس نیازمندی‌هایش تامین نیرو می‌کند که ممکن است چند نفر بازنشسته هم مشغول به کار باشند

 سارا پورمختار

«تهران، بلوار آفریقا، بلوار آرش غربی، شماره 12» نزدیک ساعت 8 صبح پنج‌شنبه قرار گفت‌و‌گو با مدیرعامل شرکت گهرزمین بعد از یک سال پیگیری، از قبل هماهنگ شده است اما چندان به انجام آن امیدوار نیستیم. به طبقه چهارم ساختمان و اتاق مهمان راهنمایی می‌شویم. این انتظارها باعث می‌شود تا بیشتر دلسرد شویم. ساعتی بعد با حضور مدیر روابط‌عمومی شرکت به اتاق مدیرعامل راهنمایی می‌شویم. در اتاقی که فرهنگ کرمانی در آن موج می‌زند، روی تمام میزهای اتاق پته پهن شده و روی دیوار تابلوهای شال‌بافی منطقه منوجان که شرکت گهرزمین معین اقتصادی آن منطقه است نصب است. 

تلویزیون بزرگی تصاویر معدن را به صورت زنده و آنلاین پخش می‌کند. حرکت کامیون‌ها و دستگاه‌ها در گود معدن شماره 3 مشخص است. ساعت روی صفحه نمایش 10:12 دقیقه را نشان می‌دهد و ما همچنان منتظر هستیم.

هر چه زمان می‌گذرد، دلسردتر می‌شویم و گویی شنیده‌ها به حقیقت نزدیک‌تر می‌شوند که «علی‌اکبر پوریانی این گفت‌و گو را نخواهد پذیرفت». هر بار که سراغ‌شان را می‌گیریم این جواب را می‌شنویم «حاج آقا کاری برایشان پیش آمده با کمی تاخیر می‌آیند». در این فاصله بابک رحیمیان مدیر روابط عمومی شرکت از عملکرد گهرزمین می‌گوید.

حدود ساعت 11 و نیم در اتاق باز می‌شود و حضور علی اکبر پوریانی آبی‌ است بر آتش انتظار ما.  در ذهنم او را فردی با اخلاق خشک و تند مجسم کرده بودم که گفت‌و‌گو با وی سخت است. اما باب گفت‌وگو که باز شد لحظه به لحظه این ذهنیت کمرنگ‌تر شد. با روی باز و ته‌لهجه شیرازی و صداقت پاسخ سؤالات را یک به یک داد و هر جا شک و تردید در سئوال پرسیدن به سراغم می‌آمد با شنیدن «هر سئوالی داری بپرس» جسارت پیدا می‌کردم.

 بین صحبت‌هایش زیاد از واژه‌های آهنگین استفاده می‌کند. درباره پیشینه گهرزمین می‌گوید: «هیچ فعال اجتماعی پیرامون رکود معدن در سال‌های قبل نه قلم زده و نه قدم» شیوه مدیریتی‌اش را این‌گونه عنوان می‌کند: «ما اینجا دنبال عجب نیستیم، دنبال وجب هستیم و ارزش‌گذاری می‌کنیم.» و جایی که بحث به مسایل حاشیه‌ای می‌رسد می‌گوید: «اینجا به مسایل دامن می‌زنند و از کاه کوه می‌سازند».

علی‌اکبر پوریانی مدیرعامل شرکت گهرزمین قبل از شروع گفت‌وگو خواست تا از عملکرد شرکت بگوید: «کار را که شروع کردیم در عمق 150 متری به سنگ آهن رسیدیم. در این مدت 483 میلیون تن عملیات معدن کاری داشته‌ایم که از این مجموع 52 و نیم میلیون تن سنگ آهن استخراج شده است. در حالی که هنوز کارخانه در مرحله اولیه است فرصت شغلی چند هزار نفری ایجاد شده و همه از این نعمت خدادادی انتفاع دارند. خط 1 و 2 کنسانتره با ظرفیت 2 میلیون تن در حال فعالیتند که سال آینده خط 3 هم به بهره‌برداری می‌رسد. در بحث مهندسی معکوس و اقتصاد مقاومتی هم علیرغم اینکه یک شرکت نوپا هستیم اما  در منطقه پیشگامیم.»

هر چند در لحظه‌های پایانی گفت‌وگو با آمدن میهمانانی فرصت پرسیدن چند سؤالی را که از قبل آماده کرده بودیم مهیا نشد که بی‌شک گفت‌وگو را جذاب‌تر می‌کرد اما گفت‌و‌گوی علی‌اکبر پوریانی مدیرعامل شرکت گهرزمین با پاسارگاد بر خلاف تصور ابتدایی‌مان صمیمی و جذاب از آب درآمد.

 اهل کجا هستید؟

پدرم اصالتا اهل شیراز و متولد آنجاست. مادرم سیرجانی و زیدآباد زندگی می‌کردند و خودمان هم کرمان زندگی می‌کردیم.

 از سوابق کاری‌تان قبل از حضور در گهرزمین بگویید.

با شکل‌گیری انقلاب، خودم را فرزند انقلاب می‌دانم. بعد از آن به عنوان حافظان و پاسداران انقلاب مشغول به کار شدم. با شروع جنگ هم در آن حضور فعال داشتم و به عنوان معاون طرح عملیات تیپ ثارالله، فرمانده تیپ یکم لشکر ثارالله و در مقطعی هم به عنوان معاون طرح عملیات و فرمانده محور در لشکر ثارالله مشغول به کار بودم و همزمان فرمانده کمیته‌های استان بودم. بعد از ادغام نیروهای انتظامی هم از سال 72 تا 76 دومین فرمانده نیروی انتظامی کرمان بودم. در دولت آقای خاتمی هم مدیرکل بازرسی وزارت صنعت، معدن و تجارت با آقای جهانگیری بودیم. 

 قبل از شروع فعالیت در گهرزمین سابقه فعالیت اقتصادی یا صنعتی و معدنی نداشتید؟

به طور شخصی و خصوصی فعالیت داشتم و عضو هیئت‌مدیره چندین شرکت صنعتی و معدنی بودم.

 مدیرکلی بازرسی وزارت صنعت و معدن تجارت بعد از بازنشستگی شما بود؟

نه انتقال پیدا کردم.

 چه سالی بازنشسته شدید؟

هنوز بازنشست نشدم و الان شاغل هستم. جانبازها مختار هستند بعد از بازنشستگی یک بار اعاده به خدمت کنند که من اعاده به خدمت شدم و در حال حاضر شاغل محسوب می‌شوم.

 منظورم در نیروی انتظامی بود، با چه درجه‌ای بازنشست شدید؟ 

سرتیپ دوم.

 در چه عملیاتی جانباز شدید؟

عملیات مرصاد.

 پس تا آخرین روزهای جنگ در جبهه حضور داشتید؟

فکر می‌کنم آخرین مجروح جنگ من بودم (با خنده).

 از چه ناحیه ای مجروح شدید؟

دست و پا.

 در باره فعالیت‌های اقتصادی، صنعتی و معدنی که داشتید، بیشتر توضیح می‌دهید؟

عضو هیئت مدیره شرکت‌های صنعتی و معدنی مثل زغال‌سنگ کرمان و شرکت سهامی کل معدن ایران بودم. همچنین بازرس ویژه وزیر و مدیرکل بازرسی صنعت و معدن و تجارت بودم.

 این‌ها زمینه ورود شما به گهرزمین شد؟

بله و آشنایی نسبی با معدن داشتم. خاک و سنگ را از هم تشخیص می‌دادم (با خنده).

 چه شد که شما به عنوان مدیرعامل گهرزمین انتخاب شدید؟ 

13 سال این معدن در رکود کامل بود. زمان دولت آقای احمدی‌نژاد واگذاری این معدن به سرمایه‌گذارن ترک قطعی شد. همه اسناد و مدارکش هم موجود است. بنده به عنوان مدیر تسویه انتخاب شدم تا پرونده این معدن بسته شود.

 اما این اتفاق نیفتاد.

وقتی به عنوان مدیر تسویه کار می‌کردم، احساس کردم امکان فعالیت‌هایی وجود دارد که در توان خود دیدم که معدن را برای شرکت بگیریم. جدا از همه اظهارنظرهای سیاسی و موضع‌گیری‌ها پیرامون برخی از شخصیت‌ها، به جرات می‌گویم شخص آقای جهانگیری بیشترین نقش را در حل مشکل معدن داشت و واقعا کمک کرد. حتی وزیر صنعت و معدن هم روز آخر در هیئت دولت مخالف واگذاری معدن به ما بود اما این کار انجام شد.

 سهامداران اصلی شرکت گهر‌زمین چه شرکت‌هایی یا چه افرادی هستند؟

گل‌گهر نزدیک به 30 درصد، شرکت سرمایه‌گذاری امید 27.5 درصد، غدیر 22.5 درصد و توسعه معادن و فلزات هم 20 درصد از سهام را دارند. از مجموع تمام این سهامداران، فعلا 5 درصد کسر و در بورس عرضه شده است.

 از چه زمانی در بورس حضور پیدا کردید؟

امسال به فرابورس رفتیم و امروز 12 هزار و 400 نفر در بورس از شرکت سهام دارند که این خودش یک رکورد است.

 آیا شرکت سرمایه‌گذاری امید مثل گل‌گهر موظف است سهام گهرزمین را هم تا پایان سال 98 به بخش خصوصی واگذار کند؟

گهرزمین یک شرکت خصوصی است. شرکت سرمایه‌گذاری امید هم سهامدار گل‌گهر و گهرزمین است. وقتی سهام شرکت امید را واگذار می‌کنند کلا شرکت‌های زیر مجموعه‌اش هم واگذار می‌شوند و فرقی بین گل‌گهر و گهرزمین نیست.

 پیش‌بینی سود خالص شرکت گهرزمین برای سال مالی  97 چه رقمی است؟

احتمالا هزار و 600 میلیارد تومان باشد. 

 سال گذشته چقدر بود؟

سال گذشته نزدیک به 500 میلیارد تومان سود داشتیم.

 آیا برای سود سال 98 هم پیش‌بینی دارید؟

 اگر تغییر خاصی ایجاد نشود، بر اساس برنامه‌ریزی‌ها روی 3 هزار میلیارد تومان می‌توانیم پیش‌بینی سود داشته باشیم.

 شرکت گهرزمین به عنوان حامی و معین اقتصادی کدام منطقه است؟

شهرستان منوجان.

 چرا منوجان؟

مدیران استان چنین تصمیمی گرفتند و شرکت‌ها به تناسب محرومیت مناطق انتخاب شدند. (به تابلو‌فرش‌ها و شال‌بافی‌هایی که روی دیوار اتاق نصب شده اشاره می‌کند) این‌ها کار بچه‌های منوجان است.

 کلاس‌های آموزش قالی‌بافی و شال‌بافی در منوجان برگزار کردید؟

میزان سرمایه‌گذاری و کارهای مطالعاتی که تا حالا در قلعه‌گنج انجام شده هنوز به اندازه یک روز درآمد شرکت نیست. در آن منطقه از کارهایی که مردم سیرجان حاضر نیستند انجام دهند جواب می‌گیریم. به عنوان مثال در سیرجان قالی‌بافی و گلیم‌بافی از قدیم رونق داشته اما امروزه هیچ‌کس تن به این کار نمی‌دهد اما در منوجان و قلعه‌گنج علی‌رغم اینکه قالی دستباف در عمرشان ندیده بودند، آموزش دیدند و بهترین قالی‌های ابریشم را می‌بافند که در هر نمایشگاهی گذاشتیم، همه خریداری شدند.

 سند مسئولیت‌های اجتماعی شرکت گهرزمین تدوین شده است؟

خیلی بالاتر از شرکت ما حرف می‌زنید، ما را چه به این کارها؟ (خنده)

 موارد زیادی در بحث تامین نیروی انسانی شرکت گهرزمین در رده‌های مختلف وجود دارد. در آخرین مورد انتقادات زیادی بر آزمون استخدامی اخیر مطرح شد که حتی شورای شهرستان هم در آن ورود پیدا کرد.

اولا که گهرزمین یک شرکت خصوصی است و شرکت‌های خصوصی بر اساس نیازمندی‌های‌شان نیرو جذب می‌کنند. در بحث بومی‌گرایی و استفاده از نیروهای بومی‌خیلی اذیت کردند ولی لازم است این توضیح را بدهم که 93 درصد بچه‌هایی که به کار گرفتیم، بچه‌های بومی منطقه هستند. من این سقف را روی 90 درصد قبول دارم که ما آن را تا 93 درصد رعایت کردیم. از طرفی آزمون می‌گذاریم نمره قبولی را 10 می‌دهیم که خیلی‌ها نمره قبولی نیاوردند. گذاشتیم روی 5 که باز هم قبول نشدند. به ما هم حق بدهید که سرمایه‌های شرکت را در اختیار یک متخصص قرار دهیم. در بخش‌هایی هم نمی‌توانیم نیروهای مورد نیازمان را  از طریق آزمون جذب کنیم و مجبوریم به صورت ویژه و از طریق مصاحبه نیرویی را جذب کنیم.

 برگزارکننده آزمون‌های استخدامی چه مؤسسه‌ای است؟

تا پیش از این یکی از مؤسسات سیرجان این کار را انجام می‌داد اما چون خیلی حرف و حدیث‌های زیادی پشت سرشان بود برای اینکه به این موضوعات حاشیه‌ای ورود نکنیم و مستقل‌تر باشیم کار را به موسسه‌ای در تهران واگذار کردیم.

 گفته می‌شود در مواردی برگزاری آزمون شکل صوری دارد و افرادی که سفارش شده هستند از قبل برای استخدام مشخص هستند.

تنها نیروی‌های سفارش شده ما سهمیه خانواده ایثارگران و شهدا دارند که بدون آزمون می‌توانند وارد شوند و سهمیه کلی دارند. هیچ کسی دیگر بدون شرکت در آزمون، اولویتی ندارد.

 اما گاهی مطرح می‌شود که افرادی خاص از سوی مقامات استانی و یا شهرستانی سفارش می‌شوند.

قطعا سهامداران حق و حقوقی دارند، چرا که مالک شرکت هستند. هرچند آنها هم مداخله‌ای ندارند. چه اشکالی دارد که فلان مقام سیاسی یا نماینده مجلس هم افرادی را معرفی کرده باشد آنها هم در آزمون شرکت کنند و نمره قبولی را بیاورند و استخدام شوند. وقتی می‌گوییم 93 درصد نیروها بومی‌هستند بر آن 7 درصد نباید خرده‌ای بگیرید. 

 با توجه به سابقه خوب و ارزشی‌شما و همچنین دارا بودن مسئولیت‌هایی چون مدیر‌کل وقت بازرسی وزارت صمت در دوره آقای جهانگیری و یا فرماندهی نیروی انتظامی استان و ... امروزه با بسیاری از بزرگان کشور رابطه نزدیکی دارید.آیا اگر درخواستی خارج از ضوابط مثل واگذاری کار یا معرفی نیروی انسانی باشد می‌پذیرید؟ یا اینکه تاکنون پذیرفته‌اید؟

نه. هیچ یک از کسانی که در پیشرفت پروژه به ما کمک کردند خواسته‌ای نداشتند. ضمن اینکه از شما خواهش می‌کنم به این موضوعات ورود پیدا نکنید و به طور کلان و ملی نگاه کنید. بر فرض محال آقای جهانگیری هم 10 نفر اسم داده باشند که این‌ها را هم به کار بگیرید این موضوعیت ندارد. ایشان یک مدیر ملی است که کلی نگاه می‌کند.  

 آن 7 درصد خارج از آزمون استخدام شده‌اند؟

مگر همچین اجازه‌ای را داریم؟ چیزی را پشت پرده نداریم. 

 آخرین وضعیت بازنشستگان مشغول به کار در شرکت گهرزمین چگونه است؟

باز تاکید می‌کنم که گهرزمین یک شرکت خصوصی است و بر اساس نیازمندی‌هایش تامین نیرو می‌کند که ممکن است چند نفر بازنشسته هم مشغول به کار باشند. 

 چند نفر هستند؟

4 یا 5 نفر بیشتر نیستند که نیروی جایگزین برای آنها نیست و بعضی از این افراد را با هیچ کس عوض نمی‌کنیم چرا که نیروی کیفی و ارزشمندی هستند. انشاءالله در آینده که نیروها به یک تجربه کافی برسند، آنها هم می‌روند.

 زمانی که بحث ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان مطرح شد از سوی منابع انسانی گل‌گهر لیستی منتشر و اسامی افرادی که باید تسویه‌حساب کنند منتشر شد که نام افرادی از شرکت شما هم در آن لیست ذکر شده بود.

آن بخشنامه شامل حال ما نمی‌شد. البته خیلی از آنها تسویه شدند.

 آیا جا‌به‌جایی بازنشستگان از حوزه کارفرما به حوزه پیمانکاران را می‌شود تسویه و تعدیل بازنشستگان به شمار آورد.

شما به کجاها ورود پیدا کردید. ما اداره راه یا اداره کار نیستیم. یک شرکتی هستیم که نیازهای‌مان را باید تامین کنیم. وقتی نیروی کیفی را نیاز داریم هر جور باشد نگه‌اش می‌داریم ولی استمراری بر این کار وجود ندارد و تعداد افراد بازنشسته غالب نیست. این تعداد انگشت‌شمار در دولت هم وجود دارد.

 منظورتان این است که به کارگیری بازنشستگان حاصل رابطه نیست؟ 

شرکت یک شرکت جوان و نوپایی است که باید ارکانش شکل بگیرد و بایستی4 نفر نیروی متخصص و با تجربه حضور داشته باشد. شما تصورتان بر این است که برای مدیریت سایت به جای آقای سلیمان‌زاده می‌توانستیم هر کس را بگذاریم که آنجا را اداره کند؟ هرگز کسی نبود. هرچند که آقای سلیمان‌زاده بازنشسته نیست. بر فرض که بازنشسته هم باشند ما به ایشان نیاز داریم. ارزش‌هایی که ایشان برای ما ایجاد کرده برای ما اهمیت دارد و به خاطر توانایی‌ها و اثر‌گذاری‌ها افراد را به کار گرفتیم با این وجود هیچ اصراری نداریم بر اینکه نیروی بازنشسته را به کار بگیریم.

 شرکت تامین آتیه کارکنان حواشی زیادی را به همراه داشت و کانال‌ها و شبکه‌های تلویزیونی کشوری درباره آن صحبت کردند. دلیل اختلاف کارفرما با شرکت آتیه چیست و وضعیت نیروهای این شرکت به کجا انجامید؟

در زمانی که شرکت تامین آتیه کارکنان تاسیس شد، 50 یا 60 نفر پرسنل عضو آن بودند. سیاست کلی مدیریتی بر این بود که بقیه نیروهایی هم که بعد از آن استخدام شدند هم عضو شوند اما مخالفت شد و به جوسازی و حاشیه دست زدند و چاره‌ای جز راه‌های قانونی باقی نماند.

 شرکت دیگری به نام همکاران حدید تاسیس شد.

چون مدیران شرکت تامین آتیه از پذیرفتن اعضای جدید تمرد کردند در حال حاضر بایکوت هستند و شرکت جدیدی را شکل دادیم که همه پرسنل عضوش شوند.

 اعضای شرکت تامین آتیه هم جزو این شرکت جدید هم هستند؟

همه همکاران عضو می‌شوند ولی امتیازشان فرق می‌کند. امتیازها هم بر اساس یک جدول محاسبه می‌شود.

 با تاسیس شرکت جدید به شرکت تامین آتیه کار نمی‌دهید؟

فعلا که نه تا ببینیم در آینده چه پیش می‌آید.

 یکی از موارد اختلاف با شرکت تامین آتیه، سپردن کارها به شرکتی به نام زنوبر مطرح می‌شود که مدیران شرکت با شما روابط خانوادگی دارند. 

اولا که کارها بر طبق ضوابطی به شرکت پیمانکار واگذار می‌شود. شرکت زنوبر یک سال قبل از حضور من، با شرکت تامین آتیه قرارداد داشته است. بر طبق این قرارداد شرکت تامین آتیه، سنگ را برای خردایش به ازای هر تن 23 هزار تومان به شرکت زنوبر واگذار کرده بود. بعد از آمدن بنده، همان کار را با مبلغ 15 هزار تومان به 4 شرکت که زنوبر هم یکی از آنها بود واگذار کردم. یعنی علاوه بر کم کردن مبلغ قرارداد همان حجم کار را بین 4 شرکت تقسیم کردم. حالا این خدمت بوده یا خیانت؟ من به دنبال جانبداری از بستگان بودم؟ 

 شرکت‌های دیگری که در کنار زنوبر به آنها کار داده شده چه شرکت‌هایی بودند؟

کرمان ریسه، پترو نیرو و یک شرکت دیگه هم بود که در انتها انصراف داد که متعلق به رزمنده‌ها بود . 

 بر طبق ادعای مدیرعامل شرکت تامین آتیه طبق صورتجلسه ای در زمان انتخاب هیئت‌مدیره این شرکت درخواست شما این بوده که سال اول 20 درصد و سال بعد 40 درصد از سود خالص شرکت تامین آتیه با اختیار شما هزینه شود.

هزینه فعالیت‌های اجتماعی شرکت باید از یک منبعی تامین شوند. شما هر چیز که بوده اگر مصوبه شرکت داشته که دیگر ایرادی ندارد. اگر پرداختی انجام دادیم اسنادش موجود است و ایرادی ندارد. چرا که بر اساس مصوبه بوده و  به کسی نباید پاسخگو باشیم.

 چرا هزینه فعالیت‌های اجتماعی و این مبالغ از سود شرکت گهرزمین پرداخت نمی‌شده و از سود تامین آتیه بوده است؟

در این باره کسی نمی‌تواند به ما امر و نهی کند. گهرزمین مثل یک خانواده است و شرکت‌هایی مثل تامین آتیه فرزندان ما هستند. من به آقای برجسته هم گفتم که برای من فرقی ندارد چه کسی این شرکت را مدیریت کند. فقط مهم این است که پرسنل همه عضو شرکت باشند و در انتفاع و درآمد سهم داشته باشند. در کنار اقدامات مثبت در گهرزمین انجام شده این موارد کوچک در بین این همه اقدامات گم است.

 چند مورد از مهم‌ترین این اقدامات مثبت را ذکر کنید.

شرکتی که سه سال از شروع کارش می‌گذرد بالاترین رکورد عملیات معدن‌کاری تاریخ ایران را دارد. به ازای هر 240 تن تولید یک فرصت شغلی داره ایجاد می‌شود. به ازای هر 15 هزار تن تولید کنسانتره یک فرصت شغلی مستقیم ایجاد می‌شود. امروز نسبت به سال گذشته 24 میلیون تن عملیات معدن‌کاری را افزایش پیدا کرده است و به نسبت آن فرصت شغلی ایجاد شده است. بالاترین راندمان، بالاترین سیستم نگهداری با کمترین هزینه را داشتیم.

 یکی از مشکلات منطقه سیرجان کمبود آب است. آب مورد نیاز شرکت گهر‌زمین از کجا تامین می‌شود؟ 

از بازیافت پساب‌های کارخانه‌ها و بخشی هم از چاه‌های سطح شهر خریداری می‌کنیم که با تانکر می‌آوریم ولی در آینده مشکلی نخواهیم داشت.

 چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

ما 10 درصد از پروژه انتقال آب خلیج‌فارس را خریداری کردیم با همین 10 درصد نیاز ما تامین می‌شود و حتی بیش از نیازمان است و مشکل آب نخواهیم داشت. حتی اگر این آب را هم به ما ندهند مشکلی نخواهیم داشت. چند حلقه چاه هم در مجاورت معدن خریداری شده که ظرف یکی دو ماه آینده به شبکه کارخانه وصل می‌شوند. 

 در پروژه انتقال آب سهم ریالی شما چقدر است؟

نزدیک به 100 میلیارد تومان دادیم. ولی یک اختلافی با گل‌گهر در اجرا داریم. 

 این اختلاف مانع اجرای پروژه نیست؟

مانع نیست یک اختلاف داخلی است.

 در پروژه فاضلاب هم سهم دارید؟

قرار بر این شد که 20 درصد سهم جهادنصر را خریداری کنیم که هنوز عملی نشده است. چاه‌هایی که داریم کفایت می‌کند. حدود 10 سال قبل برای خرید 150 لیتر آب از سد تنگوییه، 14 میلیارد تومان سهم‌مان را دادیم و این خرید را انجام دادیم. با توجه به آلودگی آب شهر مذاکراتی انجام شده که این سهم را برای تامین آب شرب شهر به شرکت آب و فاضلاب واگذار کنیم و در ازای آن دو حلقه چاه که آب غیرقابل شرب دارند را به ما واگذار کنند که بخشی از توافقات در وزارتخانه انجام شده است.

 اگر پروژه انتقال آب خلیج فارس به بهره‌برداری برسد این احتمال وجود دارد چاه‌های آب را پلمپ ‌کنید؟

برای شرکت خیلی گران تمام می‌شود اما  اگر این موضوع عقلایی باشد می‌پذیریم و زیاد اصرار نداریم. 

 با توجه به این حجم از معدن‌کاری مسلما آسیب زیادی به محیط زیست منطقه وارد می‌شود. برای احیای آن برنامه ای دارید؟

 

مسایل محیط زیستی و مسایل ایمنی یکی از موضوعاتی است که ما به طور جد می‌توانیم ادعا کنیم یک شرکت برتر به تناسب حجم فعالیت هستیم. بنا بر این است که 35 سال دیگه که خاتمه کار باشد یک محیط سرسبز را به جا بگذاریم. سال گذشته در 50  هکتار زمین 112 گونه گیاهی کاشته شد. انتخاب این 112 گونه گیاهی بر اساس یک کار دقیق مطالعاتی و تحقیقاتی به تناسب وضعیت زمین انتخاب شدند.