چهارشنبه, 27 شهریور 1398

هفته‌نامه شماره ۵۷۳:  ۲۵ شهریور ۱۳۹۸

گزارش پاسارگاد از وقوع 8 حادثه کارگری در معدن گل‌گهر  در سال 97

خانه خرابم کردند

 هدی رضوانی 

هشت نفر در حوادث شرکت‌های تابعه گل‌گهر از ابتدای سال تاکنون جان باخته‌اند. سه نفر در شرکت آرمان‌گهر، یک نفر در گهر‌روش، یک نفر در نظم‌آوران، یک نفر هم در جهان فولاد و دو نفر در شرکت‌های پیمانکار بنا به هر دلیلی دچار سانحه شدند و دفتر زندگی‌شان بسته شد. اتفاقی که سال گذشته هم در شرکت‌های گل‌گهر افتاد و منجر به فوت ۸ نفر شد. این سلسله اتفاقات در شرکت‌های گل‌گهر هر سال می‌افتد و علی‌رغم برگزاری جلسات متعدد و گوشزدهای فراوان خیال کم شدن هم ندارد. 

 خانه خرابم کردند

«عزیزم را کشتند، خانه خرابم کردند. مانده‌ام با سه بچه یتیم» این‌ها صحبت های لیلا آباده همسر اصغر آباده است که در ۱۶ شهریور ۹۷ بر اثر سهل‌انگاری در شرکت گهر‌روش دچار حادثه شد و از دنیا رفت؛ یکی از ده‌ها نفری که سالانه حین انجام کار جان خود را از دست می‌دهند. لیلا پریشان است. حالش منقلب است و برایش سخت است از عشق از دست رفته‌اش برایم بگوید. با این حال صحبت می‌کند: همسرم از سال ۸۵ برای کنسرسیوم کار می‌کرد و از سال ۹۰ رفت گهر‌روش، رفت آنجا تا جانش را بگیرند. شوهرم اپراتور دستگاه بود. از او می‌پرسم علت فوت چه بود؟ می‌گوید: سهل‌انگاری ایمنی گهر‌روش. اصلا آن کار مربوط به شوهر من نبود. کار مال همکارش بود که دستش می‌سوزد و شوهر من می‌رود به جایش کار کند. زمانی که همسرم وارد قیف می شود راننده لودر اطلاع داشته که یک نفر داخل قیف است اما از بخت برگشته‌ی من راننده عوض می‌شود. همه خواب بودند. هیچ ایمنی در کار نبوده. هیچ کس به راننده جدید نمی‌گوید که شوهر من داخل قیف است و هیچ هشداری هم نمی‌دهند. شوهر من فقط ۴۰ سال سن داشت. خانه خرابم کردند.

 لیلا به پرونده شوهرش که هنوز بسته نشده اشاره می‌کند و می‌گوید: ۷۰% گهر‌روش مقصر شناخته شده. قاضی به نفع ما رای داد. شوهر من فقط ۵ درصد مقصر بود. بارگیری برای شرکت گهر‌روش را شرکت گهر‌ترابر انجام می‌داده که ۲۵ درصد مقصر شناخته شده اما تا به حال دو بار روی پرونده اعتراض زده. چند وقت قبل رفتم دادگاه به من نامه دادند که دیه را به من پرداخت کنند اما به خاطر اعتراض هنوز به ما جواب ندادند.

 ناله لیلا بلند می‌شود و می‌گوید: اصلاً دنیا را به ما بدهند؛ جواب بچه ۸ ساله و ۱۲ ساله من را چه کسی می‌دهد؟ ما عاشق هم بودیم. مرا خانه خراب کردند. 

 قصور خودشان را گردن مشیت الهی می‌اندازند

با گریه اضافه می‌کند: کاش تصادف کرده بود، کاش سکته کرده بود، حداقل می‌دانستم دلیل مرگش چیست. همسرم را زیر خروارها خاک دفن کردند. تمام وجودم از این غم می‌سوزد. سه تا بچه دارم یک پسر ۱۹ ساله، یک پسر ۱۲ ساله و یک پسر ۸ ساله. جواب شان را چه بدهم؟ فرزندانم پرخاشگر شدند، مدرسه نمی‌روند، بهانه پدرشان را می‌گیرند. وی ادامه می‌دهد: اصلا ایمنی را رعایت نمی‌کنند. هفته قبل هم در جهاد‌نصر یاسر کریمی فوت شد گفتند علت خواب‌آلودگی بوده، آخر راننده ساعت ۷ صبح کجا خواب است؟ لیلا به شرایط بد اقتصادی خودش اشاره می‌کند و می‌گوید: شوهرم 8 میلیون تومان حقوق ماهیانه می‌گرفت ولی حالا به ما سه میلیون تومان پرداخت می‌کنند. می‌گویند قانون اداره کار است، کسی که حین کار فوت می‌کند سختی کار به او تعلق نمی‌گیرد. سختی از این بیشتر که شوهرم جانش را سر کارش گذاشت؟ داغ عزیزم روی دلم است، مشکلات اقتصادی هم از یک طرف.

وی ادامه می‌دهد: با حقوقی که می‌گرفتیم حساب و کتاب کردیم و وام گرفتیم. حالا شوهرم رفته و حقوقی ندارم. کلی وام و بدهی مانده روی دستم. ۱۴۰ میلیون تومان وام است که نمی دانم چه جوری باید پرداخت کنم. من متولد سال ۶۰ هستم با سه تا بچه در اوج جوانی بیوه شدم. نمی‌دانم با بچه‌هایم چه کار کنم. لیلا بغض می‌کند و می‌گوید: خدا از مقصرش نگذرد. یک بچه متولد ۷۴ باعث جان همسرم شد. پارتی دارند، می‌کشند و یک کوپن بیمه می‌دهند. رییس دادگاه خودش به من گفت معدن شده کشتارگاه. مسئولان هم می‌آیند خانه ما می‌گویند مشیت الهی بوده. عزیز من را زنده به گور کردند، می‌گویند خدا به من اجر بدهد. من چگونه با این مصیبت کنار بیایم؟ 

 باید به ایمنی در محیط کار باور داشت

برای بررسی وضعیت ایمنی شرکت گل‌گهر با محمد‌جواد فریدونی رییس سابق ایمنی این شرکت صحبت می‌کنم. او شرکت گل‌گهر را در بحث ایمنی جزو برترین‌ها در ایران می‌داند و می‌گوید: گل‌گهر پیشرو است، هم از نظر تعداد دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های ایمنی، هم از نظر پرسنلی که باید نظارت ایمنی را انجام دهند و هم از نظر آموزش و بازآموزی. مشکل اینجا است که ما باور ایمنی نداریم. برخی از افرادی که در این حوادث فوت شدند همین مباحث را چند ماه قبل آموزش دیده بودند ولی متاسفانه چون فرهنگ و باور ایمنی وجود ندارد، این آموزش بی‌تاثیر است. وی اضافه می‌کند: نمی‌توان بالای سر هر کارگر یک نیروی ایمنی گذاشت. آیا در جاده‌های ایران به تعداد راننده‌ها پلیس داریم؟ همان افرادی که در جاده‌ها با احتیاط رانندگی نمی‌کنند، همان‌ها می‌آیند در گل‌گهر و می‌شوند کارمند و باز هم رعایت نمی‌کنند. بنابراین ۹۰ درصد این حوادث ناشی از رفتارهای نامطمئن است. می‌پرسم یعنی شما عامل این حوادث را انسانی می‌دانید؟ می‌گوید: صد درصد. هم گزارش‌های ما و هم گزارش‌های جهانی عامل اصلی این‌گونه حوادث را عامل انسانی می‌داند. اگر دستگاهی هم نقص فنی داشته باشد باز هم منِ انسان عامل آن هستم. ما در منطقه گل‌گهر عموماً مشکلی در فراهم کردن تجهیزات و مسایل ایمنی نداریم.  متاسفانه جامعه‌ای هستیم که همان‌طور که در رانندگی، ساختمان‌سازی و... رعایت نکات ایمنی را نمی‌کنیم، در محیط کار هم رعایت نمی‌کنیم. در جاهای دیگر هم این اتفاقات می‌افتد اما زیاد مطرح نمی‌شود ولی در گل‌گهر سریع برجسته می‌شود. وی به رویکرد بهبود ایمنی در گل‌گهر اشاره می‌کند و می‌گوید: چشم‌انداز آینده منطقه گل‌گهر حرکت به سوی حادثه صفر است ولی تا رسیدن به آن همه باید تلاش کنند؛ از منِ مدیر و معاون و مدیر عامل گرفته تا نیروی کار. همه باید آموزش ببینیم، باز‌آموزی بشویم و باور داشته باشیم که تا ایمنی را رعایت نکنیم، نباید کار کنیم. فریدونی با اشاره به اینکه در این گونه حوادث نمی‌توان مقصر را مشخص کرد می‌گوید: نمی‌توان فرد خاصی را متهم کرد. همه ما دخیل هستیم. مدیر HSE هم مثل نیروی انتظامی است. آیا نیروی انتظامی می‌تواند به تنهایی آمار حوادث را پایین بیاورد؟ نسبت به کاری که در منطقه دارد انجام می‌شود با بیش از ۲۰ هزار نیروی کار و روزانه ۲ هزار و ۳۰۰ بارگیری کامیون تازه حوادث ما کم است. یعنی اگر ایمنی منطقه فعال نبود باید روزی ده تا کشته می‌دادیم. 

 همه باید متهم باشیم، همه باید جریمه شویم

می‌پرسم آیا شیفت شب می‌تواند در افزایش این حوادث موثر باشد؟ پاسخ می‌دهد: شیفت شب در تمام معادن دنیا برقرار است. ماشین‌آلات ما از نظر قطعه، لاستیک و تجهیزات هیچ مشکلی ندارند و تاکنون باعث حادثه نشده‌اند. باز بحث نیروی انسانی مطرح است. مثلاً یکی از افرادی که ساعت یک بعد از ظهر پرت شد و فوت شد از اقوام یکی از مسئولان شهر بود که به من گفت این فرد شب گذشته تا ساعت ۵ صبح عروسی بوده و ساعت ۶ صبح آمده گل‌گهر. آدمی که شب تا صبح بیدار بوده چطور می‌خواهد پشت تراک زنده بماند؟ ما که نمی‌دانیم این شخص شب قبل عروسی بوده، خودش می‌داند و سر کار می‌آید و باعث مرگ خودش می‌شود. برخی از این افراد حتی روزها شیفت تراک کار می‌کنند و شب‌ها با تریلی بار می‌برند بندرعباس. این فرد باور ایمنی ندارد. به حقوق شش و هفت میلیونی هم راضی نیست و دنبال پول بیشتر است. مدیر HSE هم که از شرایط مطلع نیست، به ما هم که چیزی نمی‌گویند. اگر به ما اطلاع بدهند به آن‌ها مرخصی می‌دهیم. وی اضافه می‌کند: همه این‌ها برمی‌گردد به فرهنگ و باور ما. وگرنه با اعمال قانون صرف کاری از پیش نمی‌رود. با سیستمی که روی تراک نصب است به صورت ثانیه‌ای آن‌ها را کنترل می‌کنیم. به محض اینکه سرعت تراک از حد قانونی رد شود در اتاق کنترل مشخص و تراک از مدار خارج می‌شود. همه این کارها می‌شود ولی باز هم انسان است که باید برای جان خودش ارزش قایل شود. چاره‌ای به جز آموزش، بازآموزی و فرهنگ‌سازی نیست. ما چندین هزار نفر/ ساعت آموزش داشتیم و همه افرادی هم که تا به حال فوت شدند این آموزش‌ها را دیده بودند. با این حال نباید دنبال متهم گشت. اصل این است که همه باید متهم باشیم، همه جریمه شویم و همه فرهنگ خود را بالا ببریم. زمان مسئولیت من اگر در منطقه اتفاقی می‌افتاد، اطرافیان فرد حادثه‌دیده را بیشتر از خودش توبیخ می‌کردم و می‌گفتم تو دیدی و چیزی نگفتی! معتقدم همه باید دست به دست هم بدهیم برای فرهنگ‌سازی ایمنی کار تا بتوانیم از بروز چنین حوادثی جلوگیری کنیم.

مقصر را نمی‌توان مشخص کرد اما آنچه محرز است این است که سالیانه چندین نفر جان خود را در حوادث کار از دست می‌دهند و خانواده‌های بسیاری بی‌سرپرست می‌شوند. خانواده‌هایی که چشم‌شان به نان‌آور خانواده‌ است و به ناگاه پشتگرمی و تکیه‌گاه خود را از دست می‌دهند. بچه‌هایی که بی‌پدر می‌شوند، همسرانی که چشم‌شان تا ابد به راه شوهرشان می‌ماند و پدر و مادرهایی که پسر جوان‌شان را از دست می‌دهند. 

 باید فرهنگ ایمنی کار نهادینه شود

یکی از ارگان‌هایی که بر ایمنی شرکت‌های منطقه گل‌گهر و بروز حوادثی که در این مناطق رخ می‌دهد نظارت مستقیم دارد، اداره کار است. حامد هادیان رییس اداره کار در گفت‌و‌گویی با پاسارگاد به برخی از این سؤالات پیرامون حوادث رخ داده در منطقه گل‌گهر از ابتدای سال جاری تاکنون پاسخ داده است. 

 هشت نفر در حوادث گل‌گهر از ابتدای سال فوت شده‌اند، قرار است تا کی این روند ادامه داشته باشد؟ 

مگر قرار است این روال ادامه داشته باشد؟ تمام اقدامات قانونی به منظور جلوگیری از این حوادث انجام شده، به کارفرمایان نیز اعلام شده، کمیته‌های حفاظت فنی در بحث ایمنی هم تشکیل شده‌اند. گزارش‌های ماهیانه ارسال می‌شود ولی متاسفانه این حوادث همچنان اتفاق می‌افتد. 

 علت فوت این هشت نفر را چه می‌دانید؟ 

غیر از آنکه شرایط محیط کاری دخیل باشد متاسفانه خود کارگران هم در بروز این اتفاقات دخیل هستند. در بررسی‌هایی که صورت گرفته ۸۸% عوامل بروز حوادث متاسفانه عامل انسانی است و فقط ۱۲ درصد عوامل محیطی، کارفرما، شرکت و... مقصر شناخته شدند. عوامل انسانی هم یا خود فرد مقصر بوده و شرایط و مسایل ایمنی را رعایت نکرده یا سرپرست و کارفرما طوری شرایط را برای این فرد مهیا کرده که باعث بروز حادثه شده. 

 منظورتان چه شرایطی است؟ 

به طور مثال شیفت‌های کاری و ساعت اضافه‌ای که از کارگر کار کشیده شده یا مثلا در نظر نگرفتن شرایط روحی کارگر و... حادثه یکی مانده به آخر که در منطقه گل‌گهر اتفاق افتاد شخص فوت‌شده همان کارگری بود که دوره قبل خودش در حادثه اتفاق افتاده منجر به فوت یکی از کارگران شد. توجه نکردن به مسایل تولید و جان انسان‌ها و یا در نظر نگرفتن مسا‌یل ایمنی باعث بروز این حوادث می‌شود. 

 چرا به شرکت‌های تابعه گل‌گهر اخطار نمی‌دهید؟

فراتر از اخطار عمل کردیم. جدا از اخطار، کارفرمایانی که در این مسایل کوتاهی می‌کنند بر اساس ماده ۹۵ قانون کار به مراجع قضایی معرفی می‌شوند و باید جوابگوی قانون باشند. 

 هیچکدام از کارفرمایان این شرکت‌ها را به مراجع قضایی معرفی کردید؟ 

اخطار کتبی به آن‌ها داده شده و اخطار آخر را هم داده‌ایم. اگر نتیجه ندهد مجبوریم این شرکت‌ها را رد صلاحیت کنیم و به دادگاه معرفی شوند. ما قانون خودمان را داریم. پای جان انسان در میان است. اخطار به آن‌ها داده شده، نواقص هم به آن‌ها اعلام شده و حتی تا تعطیلی قسمت‌هایی از کارگاه‌ها پیش رفته‌ایم. امیدواریم شرایطی پیش آید که ما کمتر دچار حوادث ناشی از کار شویم. اما همانطور که گفتم خود کارگران هم باید مسایل ایمنی را رعایت کنند. خودشان بر کار خودشان نظارت داشته باشند و سیستم خود‌کنترلی و خود‌بازرسی را باید خود این افراد پیاده کنند. 

 یک کارگر ساده که راننده تراک است ساعت سه نصف شب باید رانندگی کند. این فرد چگونه خود‌کنترلی را انجام دهد؟ 

بحث شیفت شب جداست. اما قانون کار می‌گوید کار اضافی از کارگر کشیدن باید با موافقت کارگر صورت پذیرد.

 منِ کارگر وقتی سر ماه قسط بدهکارم مجبورم با اضافه کار موافقت کنم! 

حقوقش که پرداخت می‌شود. بحث ما سر اضافه کار است. مثلاً در شرکت‌های مختلف دارد یک اتفاق می‌افتد؛ یک راننده به همکارش می‌گوید تو این دفعه شیفت من بمان و جای من کار کن، من هم دفعه بعد به جای تو کار می‌کنم. یعنی خود کارگران جابجایی‌ها را انجام می‌دهند. مثلا یک کارگر فرضی به جای همکارش شیفت می‌ماند، شیفت قبلی هم خودش بوده و هشت ساعت کار کرده، دوتا شریف پشت سر هم مانده خستگی کار باعث بروز حوادث می‌شود. این فرد کشش ندارد. یا مثلاً کسی که پشت یک بولدوزر می‌نشیند همان ۸ ساعت کار برایش زیاد است چه برسد به اینکه بخواهد جای کس دیگری هم بماند و ۱۶ ساعت کار کند. 

 آیا این بر نمی‌گردد به همان نیاز مالی کارگر؟ 

فقط بحث نیاز مالی نیست. ممکن است این فرد بخواهد سه روز جای کسی کار کند که فردا هم کسی جای او بماند. این تعویض شیفت‌هایی که دارد اتفاق می‌افتد عامل بروز حادثه است. ۱۲ اسفند جلسه‌ای داشتیم با شرکت آرمان‌گهر و تمامی این موارد را به آن‌ها گوشزد کردیم. بدون تعارف در جلسه صحبت کردیم و صورت‌جلسه هم شد که از این به بعد به بحث منابع انسانی شرکت‌ها بیشتر توجه کنند و حواس‌شان باشد که این جابجایی‌ها و تعویض شیفت صورت نگیرد. البته عوامل مختلفی وجود دارد. تعویض شیفت یکی از این عوامل است. 

 در مصاحبه سال قبل گفته بودید نظارت می‌کنید که این نواقص برطرف شود ولی همچنان ادامه دارد؟

کمیته‌ای به نام حفاظت فنی در تمامی شرکت‌ها متشکل از نمایندگان ایمنی، نمایندگان بهداشت، نمایندگان کارگران و نماینده سرپرستان ایجاد شده. وظیفه کمیته همین نظارت است. 

 پس این کمیته خوب عمل نمی‌کند که هر سال دارد این اتفاقات تکرار می شود؟ 

این‌ها ماهیانه باید جلسه بگیرند، نقاط حادثه‌خیز را شناسایی کنند، جاهایی که احتمال خطر وجود دارد را مشخص کنند و صورتجلسه شود. مشاغلی که زیان‌آور هستند به کارفرما اعلام شود. طب کار از کارگر گرفته شود... همه این‌ها را گوشزد کردیم. 

 اداره کار به عنوان نهاد ناظر نباید بر کار این کمیته نظارت داشته باشد؟

 

چرا اتفاقاً. با شرکت‌های مختلف از خود گل‌گهر گرفته تا شرکت‌های کوچک تابعه آن برخورد می‌کنیم. باید آموزش‌های ایمنی مرتبط گذاشته شود. جلسات موضوعی و موردی با اکثر شرکت‌ها برگزار می‌کنیم. با جهان فولاد هم جلسه گذاشتیم و تمام پیمانکاران را دعوت کردیم. مدیران اصلی شرکت در جلسه حضور داشتند. حوادث رصد شدند. وسایل ایمنی شرکت رصد شدند و از آن روز تاکنون اقدامات خیلی خوبی توسط جهان‌فولاد انجام شده. شرکت آرمان‌گهر هم همین‌طور، خود گل‌گهر هم. متاسفانه جایی که تولید هست، حادثه هم هست. نمی‌توان منکر شد ولی باید این حوادث کم شوند. باید فرهنگ ایمنی در شرکت‌ها جا بیفتد که خود کارگر حواسش به کار خودش باشد تا اینکه بخواهد یک مسئول ایمنی دایم بالای سرش باشد. نمی‌توان برای هر کارگر یک مسئول ایمنی گذاشت ولی اگر خودش فرهنگ ایمنی و کار ایمن را برای خودش جا بیندازد در بحث کاهش حوادث خیلی کمک می‌کند.