گزارشی از نشست علاقه‌مندان کتاب در سیرجان:
عصرانه با طعم کتاب

 حسین اطمینان
«سرانه مطالعه در ایران پایین است» و حالا هر کس که فکر می‌کند می‌تواند کمک کند دست به کار شده است تا این مشکل را رفع کند. آگهی «عصرانه با کتاب» چهارشنبه هفته گذشته در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد. این نشست را مجید اسلامی یکی از مجریان سیرجان با همکاری موسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه عصر پنج‌شنبه در پارک مسافر برگزار کرد.
او در شروع این جلسه گفت: در اطلاع‌رسانی عنوان نشده بود که این برنامه به چه شکلی برگزار می‌شود و قرار است چه کارهایی در آن انجام شود. به گفته‌ی وی قرار است هر پنج‌شنبه «عصرانه با کتاب» برگزار شود. در این دورهمی از یک نویسنده سیرجانی دعوت می‌کنیم که یک داستان از خودش را بخواند و اگر کسی در مورد آن سؤال و یا نقدی دارد مطرح کند. در هر جلسه دو کتاب را معرفی می‌کنیم و بخش‌هایی از این دو کتاب را برای معرفی بیشتر می‌خوانیم. همچنین دوستان می‌توانند نظرات خود را در مورد این دو کتاب عنوان کنند و بحث در این رابطه شکل بگیرد. از حاضران در نشست و علاقه‌مندان کتاب می‌خواهیم کتاب‌هایی را که خوانده‌اند به هم توصیه کنند. اسلامی ادامه داد: در این بین یکی از هنرآموزان موسیقی که تازه شروع به کار کرده‌ است یک قطعه موسیقی می‌نوازند. این گروه نیاز به حمایت دارد. من انتظار داشتم بیشتر مورد توجه قرار بگیرد ولی وقتی شروع کردیم انتظارم برآورده نشده بود.
 تاثیر معلم در کتاب خواندنم
پس از صحبت‌های مجید اسلامی و مینا محسنی مجری دیگر برنامه، به مناسبت روز معلم خانم آریایی معلم ادبیات متوسطه اول سیرجان شروع به صحبت کرد: خوشحالم که در جمع شما هستم. معلمی خاطرات زیادی دارد. هر معلمی از روستاها کارش را شروع می‌کند و من هم که الان سال سی‌ام تدریسم هستم از روستا شروع کردم. این خاطره هم به یکی از همین روستاها برمی‌گردد. سال 73 هم مدیر و هم دبیر یکی از روستاهای اطراف سیرجان بودم. از یکی از دانش‌آموزان خواستم پای تخته بیاید، آمد پای تخته، سرما خورده بود وقتی می‌خواست دستمالش را در بیاورد یک موش از داخل جیبش بیرون آمد. همه بچه‌ها فرار کردند، من هم زودتر بیرون آمدم. آریایی در مورد علاقه‌مند شدنش به کتاب هم خاطره‌ای تعریف کرد. او گفت: باید یادی بکنیم از معلم‌هایی که حق زیادی به گردن ما دارند. یکی از بهترین معلم‌های دوران تحصیل من خانم زهرا شریفی دبیر ادبیات دبیرستان 17 شهریور بود. من خیلی علاقه‌مند به نوشتن بودم. همین باعث شد در انشا از بقیه جلو بیافتم. اول دبیرستان که بودم جثه من کوچک‌تر از بقیه بود و سنم کمتر. یک انشا نوشتم. این‌قدر انشا خوب بود که یکی از دبیران دعوایم کرد و گفت از روی چی نوشتی؟ من هم گفتم هیچی. هر موضوعی بدهید من همین الان می‌نویسم. گفت کلاس که وقت برای نوشتن نیست برو بشین 12. یک انشا برای دوستم نوشته بودم که گرفت 20. این موضوع خیلی برای من سنگین تمام شد. سال دوم دبیرستان خانم شریفی معلم انشا بود. اولین بار که انشا نوشتم خیلی تشویقم کرد و گفت: برایش دست بزنید. این‌قدر علاقه‌مند شده بودم که چند دفتر صدبرگ انشا نوشتم. تشویق این معلم باعث شد مسیر زندگی من عوض بشود و به دنبال نوشتن رفتم و به کتاب خیلی علاقه‌مند شدم. این موضوع برای من درسی شد که هر وقت دانش‌آموزی کاری انجام می‌داد توی ذوقش نزنم و او را تشویق کنم. چند سال پیش هم روز معلم خانه ایشان رفتم و خیلی هم خوشحال شدند. حتی توی کار هم اگر موفقیتی داشتم تشویق آن معلم موثر بود.
بعد از خاطرات این معلم نشست کتاب شروع شد. اسلامی گفت: ما در این سلسله نشست‌ها یک‌سری کتاب معرفی می‌کنیم. به مناسبت دوازدهم اردیبهشت روز معلم، کتاب از «پاریز تا پاریس» از دکتر ابراهیم باستانی پاریزی و «استاد عشق» از پروفسور محمود حسابی را معرفی و بخش‌هایی از آنها را می‌خوانیم. خانم طاهره ادیبان داستان‌نویس همشهری هم داستانی برای‌مان می‌خوانند.
 از پاریز تا پاریس
این کتاب به ماجرای رفتن باستانی پاریزی از روستای پاریز سیرجان به سفر مکه و سفرهای اروپایی اختصاص دارد. باستانی تا ششم ابتدایی در سیرجان تحصیل کرد. این بخش از کتاب به ماجرای کودکی و نوجوانی باستانی پاریزی می‌پرداخت. در انتهای این بخش از کتاب آمده: «نخستین روزی که در سال 1316 از سیرجان خارج شدم سیرجان را آخر دنیا می‌دیدم ولی امروز که به اروپا رفتم گمانم این است که عالمی را دیدم. امیدوارم عمری باشد و خاطرات سفر ماه را هم بنویسم.‌»
 داستان یک عاشقی
بعد از آن طاهره ادیبان داستانی را که خودش نوشته بود به لهجه سیرجانی خواند. یک دختر دهاتی از ایل قرایی اتفاقاتی را که برایش می‌افتد برای معشوقه‌اش می‌نویسد. اسم داستان «کاکلی عینکی» است و نامه‌ها را از زمان کودکی تا 22 سالگی برای معشوقش می‌نویسد.
«سلام کاکلی، من که خوتو قهرم ولی دلم طاقت نمیاره برات نامه ننویسم. میفهمی؟ هر دف که برات نامه می‌نویسم انگار رودرو خودت صحبت می‌کنم. خون میدوه تو رگام دلم وا میشه ...»
 راه‌اندازی اینستاگرام برای امانت کتاب
پس از تمام شدن داستان، فاطمه یاراحمدی یکی از حاضران در جلسه از راه‌اندازی اینستاگرامی برای امانت دادن کتاب خبر داد. او گفت: پنج ماهی است یک اینستاگرام با آدرس ketab.baz1 راه انداخته‌ام و کتاب امانت می‌دهم. با تعداد کمی کتاب شروع کردم و کتاب‌ها را با یک‌سری شرایط به مدت یک هفته یا دو هفته امانت می‌دهم. وی از اعضا خواست این موضوع را به بقیه دوستان هم بگویند. وی ادامه داد من این کار را راه انداختم خیلی مورد تمسخر قرار گرفتم و خوشحال می‌شوم به آن سر بزنید. یاراحمدی در مورد شرایط امانت دادن کتاب‌ها هم گفت: من برای امانت یک هفته پنج هزار تومان و دو هفته شش هزار تومان دریافت می‌کنم. اگر کسی هم نخواست این پول را ندهد، اجباری نیست. موقعی که کتاب را امانت می‌دهم به اندازه قیمت کتاب پول می‌گیرم و موقعی که فرد کتاب را صحیح و سالم بیاورد من پول را به او پس می‌دهم. ولی اگر برای کتاب اتفاقی بیافتد کتاب مال فرد می‌شود و من با آن پول کتاب جایگزین می‌کنم. اگر کسی هم ندارد می‌تواند پول امانت را ندهد و زمان بیشتری هم نگه دارد. بعد از معرفی این طرح از سوی پورفریدونی، یکی از حضار بخشی از کتاب سید‌محمود حسابی را خواند. همچنین در این جلسه چند نفر غیربومی هم که دانشجو بودند حضور داشتند.
سپس هر کدام از حضار یک کتاب را معرفی کردند و نشست با دف نوازی فاطمه رجبی، یک هنرآموز نوجوان پایان یافت.