جمعه, 03 خرداد 1398

هفته‌نامه شماره 559:  30 اردیبهشت 1398

گزارش اختصاصی پاسارگاد از بازی تیم‌های بانوان شهرداری سیرجان و شهرداری بم؛
هیچ جا نمی‌ریم، همین‌جا هستیم

 هدی رضوانی
صدای شیپور و تشویق از وسط خیابان هم شنیده می شود. «ما منتظر دومی هستیم، هیچ جا نمی‌ریم، همین‌جا هستیم» «شهرداری زلزله، محبوب هرچی دله» «آسمون به این گپی گوشه‌ش نوشته، تیمی که سیرجان داره، هیچ جا نداره» «تیر تپره تپر تره، کی برتره؟ سیرجان» دختران با صدای سرشار از شور و هیجان شعارهای خود را برای حمایت از تیم فوتبال بانوان شهرداری از عمق جان فریاد می‌زنند. در شیپور می‌دمند و یک صدا دست می زنند. دخترانی که تعداد آن‌ها شاید حتی ۱۰ ردیف از سکوهای ورزشگاه تختی را هم پر نمی‌کند اما فریادشان از ته دل است و هیجان‌شان از عمق جان. کمی آن طرف‌تر از پشت فنس و نرده‌های مشرف به خیابان قدس، پسران جوان از لبه دیوار سرک می‌کشند تا بازی دخترانه شهرداری را تماشا کنند. دو نفر داخل ماشین ۲۰۶ نشسته‌اند، درهای ماشین را باز گذاشته‌اند و از همان جا پشت سر هم می‌گویند: «بدو، ضربه بزن، توپ را از دست نده» انگار اشتیاق پسران برای دیدن بازی تیم فوتبال بانوان کمتر از دختران حاضر در ورزشگاه نیست که تا دقیقه ۹۰ از پشت همان فنس‌ها و از بالای دیوار یک نفس ایستاده‌اند و بازی را تماشا می‌کنند
با اینکه می‌توانم در جایگاه ویژه بنشینم اما ترجیح می‌دهم در جمع هواداران حضور پیدا کنم. خنده و شادی در چهره دختران به وضوح آشکار است. آنچنان تیم را تشویق می‌کنند که گویی اگر یک لحظه دست از تشویق بردارند تیم فوتبال بانوان شهرداری نمی‌تواند رسالت خود را به سرانجام برساند.
 شادی در میان تماشاگران موج می‌زد
با هر ضربه خطرناکی که تیم حریف به دروازه ما می‌زند آه از نهاد دختران بلند می‌شود و با به خطا رفتن آن ضربه نفس راحتی می‌کشند و در شیپور می‌دمند. دقیقه ۱۱ تیم فوتبال بانوان شهرداری گل خود را به تیم شهرداری بم می‌زند و جمعیت هر چند اندک هواداران سیرجانی در پوست خود نمی‌گنجند. شروع می‌کنند به تشویق و دادن شعارهای انگیزشی. «ما گل می خوایم یالا» «حمله، حمله» و... بازیکنان تیم سیرجان را به اسم تشویق می‌کنند. تقریباً از هر رنج سنی در میان آن ها دیده می شود. خانومی تقریباً مسن با چادر در کنار دخترش نشسته است. خانم دیگری با کالسکه بچه‌اش آمده و خواهران دوقلو روی بالاترین سکوها نشسته‌اند و در شیپور می‌دمند.
بازیکنان تیم شهرداری سیرجان از جان خود مایه می‌گذارند. کم چیزی نیست نگه داشتن جام قهرمانی در شهر سیرجان؛ شهری که این روزها قرعه به نام فوتبالش افتاده. گل‌گهر به لیگ برتر صعود کرده، آرمان‌گهر به دسته اول و قهرمانی تیم بانوان می‌تواند سرآمد همه این پیروزی‌ها باشد. چند نفر از بازیکنان مصدوم هستند اما آنچنان انگیزه دارند که این مصدومیت آن‌ها را از حرکت باز نمی‌دارد. نیمه اول با نتیجه یک بر صفر به سود تیم شهرداری سیرجان به پایان می‌رسد. دختر‌ها نفسی تازه می کنند. شیپورها را به کنار می‌گذارند. صدای موسیقی با تم ورزشی از بلندگو پخش می‌شود. دخترها می‌گویند زیاد حرکت از خودتان نشان ندهید ممکن است همین را هم از ما بگیرند. ترجیح می‌دهند فاصله بین دو نیمه را خوراکی بخورند و گپی بزنند.
 بازی ادامه داره
نیمه دوم با حرارت بیشتری شروع می شود. صدای فریاد دخترکان به آسمان بلند می‌شود و پسران جوان همچنان از دیوار و فنس‌ها آویزانند و بازی را تماشا می‌کنند. نیمه دوم بازیکنان تیم بم حملات طوفانی خود را به سمت زمین سیرجانی‌ها می‌کشانند. برای‌شان سنگین است که بخواهند به سیرجانی‌ها ببازند و با نتیجه واگذارشده اینجا را ترک کنند. سیرجانی‌ها تلاش می‌کنند و شعارهای تماشاگران به آن‌ها انگیزه می‌دهد. نرگس کنار دستم نشسته است. از حس و حال او و حضورش در ورزشگاه می‌پرسم. خوشحال است و می‌گوید: بالاخره همین هم غنیمت است. هم بازی را می‌بینیم، هم انرژی‌مان تخلیه می‌شود و هم اگر کسی از ما پرسید ورزشگاه چه شکلی است؟ حداقل می‌توانیم برایش توضیح بدهیم. مریم یکی دیگر از هواداران است. او می‌گوید: با دخترخاله‌ام آمدم برای اینکه در خانه حوصله‌مان سر نرود. به هر حال این هم یک نوع سرگرمی است. تیم بم حمله‌هایش را شدیدتر می‌کند تا اینکه در دقیقه ۳۰ بازی موفق می‌شود یک ضربه پنالتی بگیرد. آه از نهاد بازیکنان سیرجانی و تماشاگران بلند می‌شود و آنچه نباید بشود اتفاق می‌افتد. ضربه پنالتی در دل دروازه سیرجان می‌نشیند و نتیجه به تساوی کشیده می‌شود. دختران تماشاگر فریاد می‌زنند: «هیچ اشکالی نداره، بازی ادامه داره» بازیکنان تیم سیرجان با انگیزه بیشتری بازی می‌کنند. اما بمی‌ها خیال ندارند نتیجه مساوی را به این راحتی از دست بدهند. با جدیت دفاع می‌کنند و علیرغم تلاش سیرجانی‌ها سوت پایان بازی با نتیجه مساوی زده می‌شود. گویی خستگی در جان بازیکنان مانده است. این تساوی شاید آن‌ها را یک قدم از به دست آوردن جام قهرمانی دور کند. دختران تماشاچی کم‌کم سکوها را ترک می‌کنند. آن طرف زمین را نگاه می‌کنم. انگار که پسران جوان هم بالاخره دل می‌کِنند از تماشای بازی و عازم خانه می‌شوند. وارد زمین چمن می‌شوم تا با مربی و بازیکنان صحبتی داشته باشم.
 از نتیجه راضی نیستم
مربی تیم سیرجان در حال بستن پای بازیکن مصدوم تیم بم است. برای مصاحبه صدایش می‌کنند اما می‌گوید بازیکن تیم ملی هست باید پایش را ببندم. برای بازی‌های تیم ملی لازمش دارم. جهان‌نجاتی از نتیجه بازی راضی نیست. به تیم پرمهره بم اشاره می‌کند و می‌گوید: تمام تیم ملی بزرگسالان ما در تیم شهرداری بم بازی می‌کنند. کل قراردادهای تیم ما ۲۱۰ میلیون است در حالی که هر کدام از بازیکنان بم حدود ۶۰-۵۰ میلیون قرارداد دارند. ما خیلی با آن‌ها تفاوت داریم. وی اضافه می‌کند: یکشنبه با تیم ارومیه بازی کردیم. سه‌شنبه به سیرجان برگشتیم. اما بمی‌ها یکشنبه تیم مقابل‌شان با آن‌ها بازی نکرد و استراحت داشتند. این مربی جوان خاطرنشان می‌کند: فکر می‌کنم زیباترین بازی فوتبال بانوان امشب انجام شد. اما مساوی نتیجه عادلانه‌ای برای این بازی نبود و بچه‌های ما موقعیت‌های خیلی زیادی روی دروازه بم ایجاد کردند، ولی متاسفانه آن پنالتی که نمی‌خواهم در موردش حرف بزنم بازی را به تساوی کشاند. جهان‌نجاتی در خصوص تیم بم می‌گوید: همه تیم‌ها از قبل جلوی بم بازی را باختند ولی ما واقعاً دو هفته تیم بم را آنالیز کردیم و نقاط قوت و ضعف آن‌ها را می دانستیم و بلد بودیم که چطور می‌توانیم به آن‌ها گل بزنیم. همانطور که در دقیقه ۱۱ بازی این کار را کردیم، کاملا تکنیکی و از قبل تعیین شده.
فکر می‌کنم اگر آن پنالتی اتفاق نمی افتاد بم هرگز نمی توانست در روند بازی به ما گل بزند. تبریک می‌گویم به تیم پر مهره بم و تشکر می‌کنم از بچه‌های تیم خودم که خیلی خوب بازی کردند. من افتخار می کنم به تیمی که حدود ۷۰ درصد آن بچه‌های بومی سیرجان هستند و این افتخار خیلی بزرگی برای من است. امیدوارم بتوانیم در ادامه روند مسابقات این دو امتیازی را که از دست دادیم جبران کنیم. تیم شهرداری بسیار جوان است. میانگین سنی ما ۱۷ سال و ۶ ماه است اما تیم بم بسیار ماهر و با تجربه است و فکر می‌کنم این تجربه امروز به آن‌ها خیلی کمک کرد. با اینکه ما بیشتر از آن ها صاحب توپ بودیم.
 پنالتی را قبول ندارم
وی اضافه می‌کند: من ناراحت آن پنالتی هستم. نمی‌خواهم در مورد داوری قضاوت کنم چون واقعاً برای قضاوت خانم رضوی احترام زیادی قایلم اما حرف من این است که بچه‌های تیم بم از شروع نیمه دوم به هر روشی ولو با انداختن خودشان به زمین، به دنبال گرفتن ضربات ایستگاهی و پنالتی بودند که توانستند به آن هم دست پیدا کنند. جهان‌نجاتی تصریح می‌کند: ولی من از نتیجه بازی راضی نیستم. نمی‌خواهم وارد بحث داوری شوم اما اگر آن پنالتی شکل نمی‌گرفت تیم بم هرگز به گل نمی‌رسید. خیلی از دقایق بازی ما صاحب توپ بودیم و آن‌ها فقط دفاع می‌کردند. از نتیجه راضی نیستم ولی از بچه‌ها چرا. از مربی تیم شهرداری سیرجان در خصوص قهرمانی و به دست آوردن جام می‌پرسم، می‌گوید: فوتبال یعنی زندگی، یعنی امید و هر چیزی اتفاق می‌افتد. امروز یک خسته نباشید به تیم خودم می‌گویم که توانست پیروزی‌های بم را متوقف کند. ما بازیکن مصدوم زیاد داشتیم یکی از بازیکنان ما در ارومیه آسیب دید، یکی هم در تمرین‌ها. پزشک تیم تلاش کرد بازیکنان ما به این بازی برسند. با این حال باید منتظر بقیه نتایج بمانیم. امشب شبی بود که فکر می‌کنم همه رقبای ما بازی را بردند و ما مساوی کردیم، آن هم با ضربه‌ای که فکر می‌کنم پنالتی نبود چون به صحنه خیلی نزدیک بودیم. تمام بازیکنان بم هم از نیمه دوم به دنبال این موقعیت بودند و توانستند بازی را به تساوی بکشانند. امیدوارم بتوانیم در بازی‌های بعدی جبران کنیم.
 تلاش می کنیم جام را در سیرجان نگه داریم
سارا ظهرابی روی زمین نشسته، کفشش را درآورده و در حال تجدید بانداژ پاهایش است. با این که به شدت مصدوم بوده اما در بازی شرکت کرده است. از او در خصوص بازی می‌پرسم، می‌گوید: ما برای برد به زمین رفته بودیم ولی متاسفانه همه آسیب‌دیده بودیم. من و چند نفر از بازیکنان به خاطر اردوی تیم ملی و فشارهایی که بود به شدت آسیب دیده بودیم و این کار را مشکل می‌کرد. وی اضافه می‌کند: در جریان بازی خوشبختانه آن چیزی که کادرفنی گفته بود را بازیکنان تیم بم نتوانستند اجرا کنند و در جریان بازی نتوانستند به ما گل بزنند اما متاسفانه روی یک قضاوت درست یا نادرست، بازی مساوی شد در حالی که مساوی حق ما نبود. از موقعیت‌هایی هم که داشتیم نتوانستیم درست استفاده کنیم در صورتی که تیم بم به جز همان پنالتی موقعیت چندانی به دست نیاورد. این بازیکن به تاثیر مصدومیت هم‌تیمی‌هایش در بازی اشاره دارد و می‌گوید: مصدومیت ما روی بازی خیلی تاثیر داشت. حدود چهار تا از بازیکنان ما آسیب‌دیدگی داشتند که یک هفته کامل در استراحت بودیم و فقط با تجویز پزشک توانستیم به بازی برسیم. با توجه به اینکه پزشک تیم اعلام کرده بود که نمی‌توانیم بازی کنیم اما آن‌قدر تیم و نتیجه‌ای که می‌خواستیم به دست بیاوریم برای ما مهم بود که همه بازی کردیم. با این حال متاسفانه نتوانستیم آن چیزی را که می‌خواستیم به دست آوریم. این بازیکن به بازی هفته آینده‌شان اشاره می‌کند و می‌گوید: امیدوارم مصدومان به بازی بعدی برسند چون بازی با ذوب‌آهن هم بازی خیلی مهمی است. باید ببینیم کادر پزشکی چه تصمیمی می‌گیرد. وی به قهرمانی امیدوار است و می‌گوید: تمام تلاش‌مان را می‌کنیم که با چنگ و دندان جام را در سیرجان نگه داریم.
زمین خالی می‌شود. بازیکنان هم می‌روند تماشاگران به خانه رفته‌اند. دخترانی که در جایگاه بازیکن و تماشاگر به دنبال آن هستند که سهم کوچکی از شادی‌های این زمانه را به خود اختصاص دهند. روی زمین چمن دنبال توپ بدوند یا روی سکو بنشینند، شیپور بزنند، فریاد شادی سر بدهند و لحظه‌ای گل لبخند روی لبانشان نقش ببندد. کاش می‌شد فرصتی برای شادی‌های بیشتر برای دختران سرزمینم فراهم آورد.