جمعه, 03 خرداد 1398

هفته‌نامه شماره 559:  30 اردیبهشت 1398

هنر کوبیدن!

 علی عیوضی‌زاده
سلام دخترم، خوبی؟
نشد من یک‌بار نامه‌ی تو را بخوانم و یک خبر خوب نوشته باشی. شده‌ای عین این شبکه‌های معاند که همش از بدبختی می‌گویند!
نوشته‌ای که شرکت فاصلاب چند ماه است کوچه را برای فاضلاب کنده‌ و بعد هم رها کرده‌ و رفته‌ و آسفالت را ترمیم نکرده. نوشته‌ای دلت برای یکی از مهندسان که هر روز می‌دیدی تنگ شده. به نظرم عاشق شده‌ای اما یادت باشد کسی که کوچه‌ی مردم را بِکَند و بعد هم رهایش کند و برود و آسفالت را هم ترمیم نکند، تو را هم رها می‌کند و می‌رود. خیلی مراقب باش دخترم! مخصوصا که مسئولان می‌گویند چون قیر گران شده، قیمت ترمیم هم حسابی رفته بالا!
نوشته‌ای از وقتی شرکت فاضلاب کوچه را کنده، از بس خاک وارد خانه می‌شود، هر روز که بیدار می‌شوی می‌بینی زیر خروارها خاک دفن شده‌ای. احتمالا دوستان می‌خواهند مردم را یاد مرگ و فشار قبر و آخرت بیندازند! بهتر است چند تا اسپری ضد حشره و پادزهر کنار تختخوابت بگذاری چون بعید نیست شرکت فاضلاب برای یادآوری بیشتر آخرت به مردم، چند تا مار و تعدادی مورچه هم ول بدهد توی خانه‌ها!
اما یادت باشد ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هنرمان تبدیل کردن تهدیدها به فرصت‌هاست. مثلا برخی از مسئولان مملکت را نگاه کن که چگونه با جانفشانی، تهدید تحریم را تبدیل به فرصت اختلاس کرده‌اند. تو هم باید تهدید حفاری فاضلاب را تبدیل به فرصت کشتن شوهر مادرت بکنی! آن مرتیکه را بکش و بینداز توی کانال فاضلاب. هرکس هم پرسید این چه بود؟ بگو آسفالت نکوبیده است، وقتی بکوبیم درست می‌شود!
هرگز از معجزه‌ی کوبیدن غافل نشو دخترم! با کوبیدن هرچیزی درست می‌شود. می‌خواهد کباب کوبیده باشد یا آبگوشت، می‌خواهد آسفالت باشد یا جنازه‌ی شوهر مادرت یا فرهنگ یا جامعه یا هنر یا اقتصاد یا کوفت و زهرمار! اصلا مهم نیست؛ تو فقط بکوب!
مثلا همان آبگوشت را که مثال زدم، ببین! نخودش دنبال خودمختاری است، لوبیا می‌خواهد حزب داشته باشد. سیب‌زمینی دنبال تشکیل انجمن صنفی است تا ثابت کند بی‌رگ و غیرت نیست. گوشت‌ها دنبال شایسته‌سالاری هستند و آب می‌خواهد همه‌چیز را آبکی‌سازی کند. چه کسی این بلوا و آشوب را جمع می‌کند؟ بله، گوشت‌کوب! گوشت‌کوب است که با استفاده از معجزه‌ی کوبش، همه را یک‌شکل و یک‌رنگ و یک مزه می‌کند! گوشت‌کوب است که تفاوت‌ها را تبدیل به تشابهات می‌کند! گوشت‌کوب است که از آن جمع ناهمگون، یک جمع واحد می‌سازد!
پس دخترم! اگر می‌خواهی به جایی برسی، در زمانه‌ای که همه یا نخود بی‌خود هستند یا لوبیای پرافاده‌ی نفخ‌آور یا سیب‌زمینی بی‌رگ یا گوشت خر یا آب آرسنیک‌دار، تو گوشت‌کوب باش!
قربان تو، پدر کوبیده و دیوانه‌ات!