دانشجویان رشته روان‌شناسی دانشگاه آزاد سیرجان به برخی مسائل رشته خود اعتراض دارند
آزادی در حصار دانشگاه آزاد

 گروه جامعه
همیشه نام دانشگاه علاوه بر جست‌وجوی دانش و فراگیری، با مباحث مهمی مانند روشنگری، مطالبه‌گری، پیگیری و واکنش به مسایل روز گره خورده است. ما این مسایل را تحت عنوان جنبش و البته زیست دانشجویی می‌شناسیم. دانشگاه محل پرورش انسان از نوعی دیگر است. انسان‌هایی که تحولات جامعه بر دوش آنها استوار می‌شود و مطالبه‌گری دانشجویان همیشه از سفارش‌های بزرگان مملکت بوده و هست.
با این وجود گویا اوضاع در دانشگاه آزاد سیرجان به کلی دگرگون است. برخی دانشجویان معتقدند مسئولان دانشگاه آزاد سیرجان نه تحمل شنیدن نقد را دارند، نه اعتقادی به مطالبه‌گری و نه تمایلی به پاسخگویی دارند. این دانشجویان که در رشته‌ی روانشناسی تحصیل می‌کنند، از واژه‌هایی نظیر «افتضاح، بی‌در و پیکر، دیکتاتوری، روابط مبتنی بر آشنایی و پارتی‌بازی و ترویج کم‌سوادی» برای توصیف شرایط حاکم بر رشته‌ روانشناسی استفاده می‌کنند و سررشته اکثر این انتقادها به یک نفر بازمی‌گردد: مدیرگروه رشته روانشناسی!
فردی که برخی از دانشجویان آشنایی با رییس دانشگاه را تنها دلیل این سمت برای وی می‌دانند. دلیل این افراد برای اثبات ادعای خویش، مدرک تحصیلی غیرمرتبط او با رشته روانشناسی و در عین حال حمایت تمام و کمال رییس دانشگاه از این انتصاب ناهمگون است.
 مدیر گروه روخوانی
یکی از دانشجویان در مورد مدرک تحصیلی مدیرگروه روانشناسی می‌گوید: «من ورودی سال 94 هستم و از آن روز تا امروز، چهار یا پنج بار مدیرگروه رشته روانشناسی عوض شده و حالا این عنوان به مدیرگروه فعلی رسیده است. مدرک تخصصی ایشان پرستاری است و هیچ ارتباطی با روانشناسی ندارد. ایشان تخصص کافی را برای تدریس یا مدیریت گروه روانشناسی ندارد. با این وجود چنین فردی استاد چند درس تخصصی روانشناسی شده! او هنگام تدریس تنها از روی کتاب روخوانی می‌کند و حاضر نیست درس را توضیح بدهد. حتا وقتی به دفتر ایشان مراجعه می‌کنیم تا در مورد مفاهیمی که متوجه نشده‌ام سؤال بپرسیم، حاضر به پاسخگویی نیست.» یکی از دانشجویان می‌گوید: «ایشان حتا نمی‌تواند مفاهیمی را که از روی کتاب روخوانی کرده توضیح دهد اما موقع نمره‌دادن به عمد دست خود را پایین می‌گیرد و هرچه اعتراض می‌کنیم که ما عین کتاب یا گفته‌های شما را نوشتیم، حاضر نیست بپذیرد».
مطابق آن‌چه در رزومه منتشر شده از مدیرگروه روانشناسی درسایت دانشگاه آزاد سیرجان آمده، وی کارشناس ارشد پرستاری از دانشگاه آزاد واحد پزشکی تهران است. در انتهای این رزومه ذکر شده که وی 3 واحد روانشناسی در یکی از دانشگاه‌های آمریکایی گذرانده و نیز 148 ساعت دوره‌های مربوط به نظریه‌های مشاوره، روان‌درمانی، خانواده‌درمانی، گروه‌درمانی و روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی را در موسسه آموزش عالی ماهان طی کرده است.
 سواد استاد در اینترنت است
مدرک غیرمرتبط و نداشتن توان تدریس، تنها انتقاد دانشجویان روانشناسی به مدیرگروه این رشته نیست بلکه مدیریت وی نیز مورد انتقاد است. یکی از دانشجویان می‌گوید: «همان‌طور که رییس دانشگاه، مدیرگروه را با وجود مدرک غیرمرتبط و تنها به سبب آشنایی به سمت مدیرگروه روانشناسی منصوب کرده، این مدیرگروه نیز تعدادی را به سمت استادی تعیین کرده است که توان تدریس ندارند. این در حالی‌ست که اساتید باتجربه و شناخته شده نیز در دانشگاه حضور دارند.» دانشجوی دیگری می‌گوید: «برخی از اساتید سطح معلومات بسیار پایینی دارند. سواد آن‌ها محدود به کتاب و حتا کمتر از آن است. وقتی از ایشان سؤال می‌پرسیم، می‌گویند به اینترنت مراجعه کنید».
 فرق دانشجو با عابربانک چیست؟
یکی از انتقادهای همیشگی به دانشگاه‌های پولی، ارجحیت یافتن پول بر دانشجو و کیفیت تدریس است. یکی از دانشجویان با اشاره به این مورد می‌گوید: «ما یک چارت داشتیم که واحدهای درسی در آن مشخص شده بود و براساس آن انتخاب واحد می‌کردیم. اما بعد از دو سال تحصیل، مدیرگروه آمده و چارت را تغییر داده. حالا من باید برخی واحدها را دوباره بردارم و عملا یک ترم اضافه‌در دانشگاه بمانم. اگر چارت قبلی مشکل داشت و باید تغییر می‌کرد، مقصر کیست؟ اگر هم چارت مشکلی نداشت، دلیل این تغییرات چیست؟ چه کسی جوابگوی ضرر مالی وارد شده به دانشجو است؟ چه کسی جوابگوی عمر و وقت تلف شده دانشجو است؟» این دانشجو می‌گوید که تغییر چارت باعث شده او و بسیاری دیگر از دانشجویان در امتحانات پایان ترم به مشکل بخورند زیرا در یک روز و یک ساعت، باید در دو امتحان شرکت کنند.
دانشجوی دیگری در تایید این مسئله می‌گوید: «امتحان دو درس تخصصی و سخت من و دوستانم در یک روز و یک ساعت افتاده. چطور می‌توانم به موقع و در یک ساعت دو امتحان تخصصی را پاسخ دهم؟ من حتا دوستانی را می‌شناسم که در یک روز، 3 امتحان دارند؟ این حاصل تغییر چارت توسط خانم کریمی و بدون کار کارشناسی است. یعنی اصلا مهم نبوده دانشجو در چه شرایطی قرار می‌گیرد. آن‌ها خوشحال هم می‌شوند که ما نتوانیم درس‌ها را پاس کنیم. چون ناچار خواهیم شد ترم‌های بیشتری بمانیم و پول بیشتری به دانشگاه بدهیم.» دانشجوی دیگری می‌گوید: «در رشته روانشناسی برخی از دروس باید به صورت عملی و آزمایشگاهی ارایه شوند. در دانشگاه آزاد سیرجان حتا این دروس نیز به روخوانی کتاب محدود شده‌اند. ما نمی‌گوییم مثل دانشگاه‌های ملی باشند اما ما نیز همان مبلغی را به دانشگاه می‌پردازیم که دانشجویان دانشگاه‌های آزاد شهرهای بزرگ. چرا آن‌ها آزمایشگاه دارند و ما نداریم؟ این پول‌ها صرف چه می‌شود؟»
 برخوردهای امنیتی با درخواست‌های صنفی
در چنین شرایطی اولین سؤالی که به ذهن می‌رسد، این است که چرا دانشجویان مشکلات ایجاد شده از سوی مدیرگروه را به اطلاع رییس دانشگاه نمی‌رسانند؟ پاسخ دانشجویان به این سؤال، نکات عجیب دیگری را عیان می‌کند: «فایده‌ای ندارد. بارها رجوع کردیم اما ترتیب اثر داده نمی‌شود. رییس دانشگاه حامی مدیرگروه است و برای سرنوشت دانشجویان اهمیتی قایل نیست.»
دانشجوی دیگری می‌گوید: «ما طی یک نامه تمام مشکلات مربوط به مدیرگروه را به رییس دانشگاه اطلاع دادیم اما درکمال تعجب دیدیم این نامه به دست خود مدیرگروه رسیده و نام تمام افرادی که پای نامه را امضا کردند، لو رفته است. در نهایت نیز ایشان برخورد مناسبی با دانشجویان معترض نداشتند. رییس دانشگاه هیچ اهمیتی به درخواست‌های ما نمی‌دهد.» دانشجوی دیگری می‌گوید: «یکی از دروس پایه رشته روانشناسی، درس احساس و ادراک است که این درس با استادی ارایه شده بود که تخصصش مشاوره تحصیلی است. برخی دانشجویان درخواستی نوشتند که این درس از سوی استاد دیگری نیز ارایه شود اما نتیجه این شد که کمیته انضباطی با دانشجویانی که این نامه را امضا کرده بودند، برخورد کرد که به چه حقی به خود اجازه داده‌اید چنین درخواستی را مطرح کنید؟» همین دانشجو می‌گوید: «دو ماه قبل از عید نامه درخواست تاسیس انجمن علمی روانشناسی را به دانشگاه ارایه کردیم اما تا امروز از دادن هرگونه پاسخ خودداری کرده‌اند. زیرا نگرانند که با وجود انجمن، ناچار به جدی گرفتن مطالبات دانشجویی و پاسخگویی باشند».
ناامیدی دانشجویان از رییس دانشگاه آشکار است. آن‌ها حتا احساس امنیت نمی‌کنند و حاضر نیستند نام‌شان در گزارش ذکر شود. این دانشجویان که اکثرا دختر هستند، نگران دردسرهایی هستند که دانشگاه می‌تواند در ادامه تحصیل و حتا شرایط دانشجویی ایشان ایجاد کند. ترس و وحشت دانشجوها این فکر را ایجاد می‌کند چه محیطی باید ایجاد شده باشد که دانشجو در آن از بیان حقوق اولیه و طبیعی خود نیز واهمه داشته باشد؟ به نظر می‌آید علت را باید در «درس عبرت»‌های ایجاد شده دانست.
علی‌رغم تلاش‌های مداوم ما برای مصاحبه با دکتر علی یعقوبی، رییس دانشگاه آزاد، ایشان بارها مصاحبه را به آینده‌ای نامعلوم موکول کردند. پاسارگاد از زمان تهیه مقدمات این گزارش تا انتشار آن، بیش از دو ماه در تلاش بود تا از کانال‌های مختلف فرصت مصاحبه با ایشان را فراهم آورد اما رویگردانی ایشان موجب شد تا تعویق انتشار گزارش را بیش از این جایز ندانیم. طبیعی است پاسارگاد حق پاسخگویی را برای دکتر یعقوبی و خانم کریمی محفوظ دانسته و با توجه به وعده‌ی ایشان برای مصاحبه، آماده است تا مسایل و مشکلات مطرح شده را در گفت‌وگویی رودرو مطرح نماید.