سه شنبه, 23 مهر 1398

هفته‌نامه شماره 577:  22 مهر ۱۳۹۸

فرهنگ با نمک‌

 رضا مسلمی‌زاده
عقل سالم در بدن سالم است و از همین بابت سلامت جسمانی شرط و مقدمه‌ی لازم و ضروری برای همه‌ی انسان‌هاست. در ایامی به سر می‌بریم که دستگاه بهداشتی کشور با همکاری سایر دستگاه‌ها تلاشی گسترده را برای کنترل فشارخون در کشور آغاز کرده است. ظاهرا ملت رشید ایران چنان «شور»ش را در آورده‌اند و سلامتی خود را به خطر انداخته‌ایم و کار را به جایی رسانده‌ که براساس برآوردها، ۴۰ درصد از مردم کشور از بیماری فشار خون بالای خود اطلاعی نداشته و نیمی از افرادی که از فشار خون خود مطلع هستند، آن را کنترل نمی‌کنند و به دنبال درمان نیستند. یکی از توصیه‌های متولیان بهداشت برای رهایی از شر قاتل خاموش کاهش مصرف نمک است و این موضوع شاید دشوارترین بخش جهاد در بسیج ملی کنترل فشارخون باشد. دلیل این دشواری هم ریشه‌های فراگیر مصرف بالای نمک است که از فرهنگ غذایی فراتر رفته و سایر جنبه‌های فرهنگی را هم شور کرده است. علی‌رغم آن که در نصوص معتبر دینی در خصوص تقدس نمک چیزی یافت نمی‌شود اما در فرهنگ عمومی باوری به تقدس این ماده‌ی سفید وجود دارد که ریشه‌هایش نامشخص است. از نمک برای دفع چشم‌زخم و در امان ماندن از آفات «چشمان شور» هم استفاده می‌شود و در برابر شخصیت‌های لوس افراد «با نمک» قرار دارند. در چنین درهم‌پیچیدگی فرهنگی با نمک، طرح حذف نمکدان از سفره‌های ایرانی سخن و اقدامی جسورانه و جهادی اکبر به حساب می‌آید که باید برای توفیق و به ثمر رسیدنش دست به آسمان برداشت.
در فرهنگ غذایی ما شوری غذا به تعارف «خوش‌نمکی» عنوان می‌شود و گذری ذهنی بر تنقلات و اغذیه، فهرستی در خور توجه را پیش چشم‌مان قرا می‌دهد که برخی از آنها از «پفک نمکی» و «شور بلال» گرفته تا «شوری» بدون پرده‌پوشی به پرنمکی خویش افتخار می‌کنند و به گمانم «نمکین» هم نام برندی در محصولات غذایی است اگر که از تلاطمات اقتصادی برکنار مانده باشد.
البته فرهنگ بانمک ایرانی جنبه‌های اینچنینی بسیاری دارد و برای ساختن جامعه‌یی سالم و سعادتمند ای بسا به چندین و چند طرح ملی بسیج خانه‌تکانی فرهنگی و فراروی از خرافات و باورهای ناصواب نیاز داشته باشیم.
به عنوان یک مبتلای به بیماری فشارخون بالا که اسباب زحمت و نگرانی رفیقان طبیب را فراهم آورده است، آرزو می‌کنم هیچ سفره‌ی ایرانی نمکدان را به خود مبیند و این مقدمه‌ی نمک‌زدایی زمینه را برای اصلاح جنبه‌های معیوب دیگر در فرهنگ بانمک ایرانی پدید آورد.