چهارشنبه, 26 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

گفت‌وگوی پاسارگاد با رییس اداره جهاد کشاورزی سیرجان
بین بد و بدتر، بد را انتخاب کردیم

 با هزینه‌ای که برای اشتغال یک نفر در معدن صرف می‌شود‏، می‌توان برای 7 تا 10 نفر در کشاورزی شغل ایجاد کرد
 آمار واقعی میزان مصرف آب در بخش کشاورزی 80 تا 85 درصد است
 شوری 60 درصد چاه‌ها بیشتر از حد مجاز است

 مجموع خسارت تگرگ سال قبل بالغ بر ۱۹۰ میلیارد تومان است
 ما اگر بتوانیم وضع موجود را نگه‌داریم، کار بسیار بزرگی کردیم

 قانون‌گذار این اجازه را داده که آب از کشاورزی به صنعت برود

 ناصر صبحی
کشاورزی سیرجان با خشکسالی وکم‌آبی روبه‌روست. اولی حاصل تغییر شرایط جوی به دلایلی نظیر گرم شدن زمین و ناشی از فعالیت‌های جهانی است و دومی حاصل سال‌ها مصرف خودسرانه و بدون مسئولیت آب در غیاب دانش و بهینه‌سازی و تکنولوژی است.
رییس سابق اداره جهاد کشاورزی گفته بود اگر شرایط فعلی ادامه یابد، تنها 10 سال دیگر کشاورزی سیرجان زنده خواهد بود اما اکبر محمودآبادی؛ رییس فعلی این اداره اطمینان تام و تمامی دارد که با سیاست‌های وزارت نیرو و جهاد سازندگی، کشاورزی تا همیشه باقی خواهد ماند. محمودآبادی سعی دارد نیمه پر لیوان را ببیند و سیاست‌های کلان را حلال چالش‌های پیش ‌روی کشاورزی می‌داند. با این وجود هر از چندگاهی در میان کلامش می‌توان به اما و اگرهایی برخورد. او ترجیح می‌دهد در مورد سیاست‌های کلان فعل‌های زمان حال را به کار ببرد تا بر اثربخش بودن‌شان تاکید کند.
این مصاحبه به بهانه روز جهادکشاورزی هرچند با هدف ترسیم وضعیت امور زیر نظر این اداره انجام شد اما در نهایت مبحث پسته به دلیل گستردگی‌ و آب به دلیل اهمیت، مجال چندانی برای طرح مباحث دیگر نداد و از این موارد چشم‌پوشانی کردیم تا فرصت و مهلتی دیگر.
 اگر امکان دارد بحث را از سطح زیر کشت اراضی سیرجان شروع کنیم.
قریب به شصت هزار هکتار سطح زیر کشت باغ‌های‌مان است که قسمت عمده‌اش به پسته برمی‌گردد؛ یعنی چهل و سه هزار و پانصد هکتار. بقیه را هم درختان سیاه ریشه، گردو و بادام تشکیل می‌دهد که متأسفانه چون چند سال پشت سر هم خشکسالی داشتیم، مقداری از این سطح کم شده؛ مخصوصا در حوزه پسته رقمی حدود هشت هزار و پانصد تا 9 هزار هکتار از باغ‌ها یا خشک شدند یا از حیز انتفاع خارج شدند. در بحث زراعت‌ هم سطح ده هزار هکتاری را داشتیم که رقم غالبش به گندم و جو برمی‌گردد؛ یعنی حدود چهار هزار و هفتصد تا هشتصد هکتارش که آن هم به همین منوال، یک مقدار خشکسالی‌های ممتد روی‌شان تاثیر داشته و باعث شد سطح زراعت ما هم در مجموع کاهش پیدا کند؛ یعنی از رقم ده هزار هکتاری به هفت هزار و صد هکتار رسیده است. البته بارندگی‌های امسال کمک کرد تا آسیب‌های ناشی از خشکسالی بیشتر نشود.
 پس آمار فعلی مدیون باران است وگرنه اوضاع شاید بدتر بود؟
بله. در مناطقی مثل منطقه ما مشکل کم بودن باران نیست، مشکل پراکنش نامناسب است؛ یعنی اگر همان صد و سی، چهل میلی‌متری که می‌آید به موقع باشد، می‌تواند اثر مطلوب‌تری داشته باشد. امسال هم از نظر میزان بارش خوب بود و هم از نظر زمان. الان وقتی ما متوسط عملکرد مزارع گندم و جو را بررسی می‌کنیم، همان محصول را هم با کیفیت و هم با تناژ بالا داریم. ما همیشه در فصل خرداد مجبور بودیم دو یا سه بار علیه آفات و امراض در باغ‌ها مبارزه داشته باشیم. الان آفات به صورت نادر و موردی وجود دارد؛ یعنی به صورت طبیعی کنترل شدند.
 با توجه به نادر بودن بارندگی‌های اخیر، پیش‌بینی شما برای خشکسالی اراضی در هر سال چه میزان است؟
آن‌چه که گفتم مجموع کاهش سطحی در طول این ۱۵، ۱۶ سال است. اما این اتفاق صرف کاهش بارندگی اتفاق نیفتاد. نامناسب بودن بهره‌برداری از منابع آبی موجود هم باعث شد که این وضعیت تشدید شود.
گویا بهره‌برداری نامناسب، عمق چاه‌ها را تا 100 الی 200 متر پایین برده است؟
بله. اصلاً عمده چاه‌های عمیق‌مان بالای ۱۳۰، ۱۴۰ متر هستند. الان بیلان آبی دشت که از آن استفاده می‌کنیم، منفی است؛ یعنی در حقیقت برداشت ما از سفره‌های آب به مراتب بیشتر از تغذیه دشت‌مان است.
 این بیلان منفی چه عددی را نشان می‌دهد؟
به نظرم روی مرز ۱۶۰ میلیون متر مکعب بیلان منفی داریم.
 اگر این روند ادامه داشته باشد، می‌تواند هم منجر به از بین رفتن کشاورزی و هم فرونشست بسیار گسترده در زمین شود.
بله. حساب دو دوتا، چهارتاست. وقتی که شما بیلانت منفی است یعنی هم افت سفره‌ها را داری و هم داری کیفیت را پایین می‌آوری؛ یعنی EC آب بالاست. کلمه مترادف با EC همان شوری است و شوری دقیقا مثل خشکی عمل می‌کند. به عبارت دیگر آب هست ولی شور است و قابل استفاده برای درخت نیست.
 در حال حاضر متوسط EC آب چاه‌ها چقدر است؟
تقریبا ۶۰ درصد چاه‌ها ECشان بالای حد مجاز است. ولی چون بالاخره محصول غالب پسته و تقریبا به شوری مقاوم است، در این شرایط هم داریم تولید می‌کنیم. ولی عملا EC آب بالاست.
 اینجا مشکلی در بحث سیاست‌های کلان آبیاری ایجاد می‌شود چون با آبی که ECاش بالاست، آبیاری تحت‌فشار امکان‌پذیر نیست.
بله ما در ECهای بالای هشت هزار، آبیاری تحت‌فشار را توصیه نمی‌کنیم. البته در سنوات گذشته با زحمتی که خود مردم و مراکز تحقیقاتی کشیدند ما آبیاری کم‌فشار را داریم که با لوله‌های ۹۰ و ۱۱۰ کار می‌کنند. یعنی در حقیقت یک کاری شبیه به همان تحت‌فشار است که آب را توی این لوله‌ها پای درخت، کنار ریشه و در عمق مناسب قرار می‌دهیم. به‌نوعی آبیاری تحت‌فشار محسوب می‌شود که راندمان مصرف هم بد نیست و عالی است. ما اسمش را آبیاری کم‌فشار گذاشتیم. مرکز تحقیقات هم طرح را تایید کرده، وام بلاعوض دولتی هم بابتش داده می‌شود و در سیرجان هم داریم کار می‌کنیم.
 اگر بخواهید به تفکیک بیان کنید، چقدر از اراضی تحت آبیاری تحت‌فشار هستند و چقدر زیرسطحی؟
آبیاری تحت‌فشار، صنعتی بوده که از سنوات قبل کار و عمل می‌شده. در حال حاضر سطحی معادل حدود یازده هزار هکتار از باغ‌های‌مان با آبیاری تحت‌فشار تجهیز شده‌اند. سال گذشته آبیاری کم‌فشار در ۷۰۰ هکتار از باغاتی که امکان اجرای سیستم تحت‌فشار وجود نداشت، اجرا شده که رتبه اول استانی را هم گرفتیم.
 سهم سیرجان از تسهیلات استانی چقدر بوده؟
در حقیقت پولی که ما در اختیار کشاورز قرار می‌دهیم بلاعوض است. به ازای هر هکتار آبیاری تحت‌فشار و کم‌فشار که کشاورز انجام می‌دهد، ۱۳ میلیون تومان به‌صورت بلاعوض می‌دهیم. چون در سال گذشته و حالا سال قبل از آن تا اندازه‌ای هزینه اجرای سیستم بالا رفته بود، ما آمدیم تفاوت این مبلغ را از صندوق توسعه ملی را به کشاورزی تسهیلات دادیم؛ یعنی از این بابت عملاً مشکلی نیست. اگر کشاورز نقدینگی هم ندارد و مثلاً فرض کنید بیست و پنج میلیون تومان هزینه سیستم می‌شود، ۱۳ میلیون تومان را به‌صورت بلاعوض دولتی می‌دهیم؛ آن ۱۲ میلیون باقیمانده را از محل صندوق توسعه ملی می‌توانیم تسهیلات بدهیم و الان هم می‌دهیم. سال گذشته حدود ۲۳۸ میلیارد تومان در بخش کشاورزی جذب سرمایه داشتیم که عمده‌اش از منابع داخلی بانک ها بود. سهم ما در سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی اشتغال روستایی ۷/۸ میلیارد تومان بود که ما ۱۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان جذب کردیم. همین‌طور از محل صندوق توسعه ملی برای اجرای سیستم‌های آبیاری تحت فشار، اصلاح و تعمیر باغات، ۲۲ میلیارد تومان گرفتیم. خط اعتباری مکانیزاسیون که برای خرید ادوات کشاورزی است، اعتبارات و تسهیلات بسیار مناسب و کم بهره‌ با بازپرداخت طولانی مدت دارد. سال ۹۶ ما ۲۵ درصد کل اعتبار استان را جذب کردیم. چون در آن سال مقدار جذب بالا بود، سال 97 به این عدد نرسیدیم زیرا کشاورزی شهرستان اشباع شده بود.
 بعضی از کشاورزان می‌گویند برای دریافت این تسهیلات باید زمان زیادی را صبر کنند.
متاسفانه به‌صورت موردی بعضی از کشاورزان سهم دولت را می‌گرفتند و ممکن بود کار را عملیاتی نکنند و طرح به بهره‌برداری نمی‌رسید. آن موقع دستگاه‌های نظارتی طلبکار می‌شدند که چگونه پول و اعتبار دولت را برای طرحی که به بهره‌برداری نرسیده تخصیص دادید. اگر کشاورز کارش را انجام دهد و صورت‌وضعیتش را برای ما بیاورد، حداکثر ظرف یک هفته پول را به حسابش واریز می‌کنیم.
 رییس سابق جهاد سیرجان در دوره ریاست خود با توجه به وضعیت آبی و فراگیر نشدن روش‌های نوبین آبیاری، گفته بود اگر وضع به همین شکل پیش برود تا ۱۰ سال دیگر در سیرجان کشاورزی وجود نخواهد داشت.
به نظرم در این جمله اغراق باشد. شاید ایشان می‌خواستند این حرف را جوری بزنند که حساسیت مردم را نسبت به وظایف‌شان بیشتر کنند. انشاالله که این‌جوری نباشد. کشاورزان دارند به سمت ایده‌های نو می‌روند. سال گذشته ما بحث خاموشی‌ها را داشتیم. نزدیک ۴۵ روز تا دو ماه موتورهای آب را خاموش کردیم. مردم هم همکاری کردند. این موضوع در تغذیه دشت و سفره‌های آب زیرزمینی خیلی به ما کمک کرد. اگر در بحث همین اجرای سیستم‌ها مردم همکاری و همیاری کنند، انشاالله این‌طور نخواهد شد.
 بعضی از کشاورزان می‌گویند خاموش کردن 45 روزه موتورپمپ‌ها موجب آسیب دیدن درختان می‌شود.
مابین بد و بدتر قطعاً بد را انتخاب می‌کنیم. در آن مقطع نیاز آبی درخت آن‌چنان نیست که لزومی داشته باشد موتور روشن باشد و معنی‌اش هم این نیست که این خاموشی جزیی، ممکن است به ما خسارت بزند. اثر مطلوبش این است که این آب را به فصل تابستان که در خط فعال و سبز است و نیاز به آب بیشتری وجود دارد، منتقل کنیم.
 ‌آقای مسعودی در زمان ریاست خود گفته بودند ۳۵ درصد چاه‌ها از ‌انتفاع خارج شده، حالا اوضاع چگونه است؟
من نمی‌دانم آن رقم چگونه کارشناسی شده است. اگر سطح زیرکشت را یک ضریب بدهیم، ما ۳۵۰ رشته قنات داریم و 1083 حلقه چاه. سطحی که از فاز انتفاع خارج شده حدود ۸۵۰۰ هکتار است. فکر کنم نسبت به شصت هزار هکتار یعنی رقمی حدود ۱۲، ۱۳ درصد. البته ما سال قبل یک میلیارد تومان از اعتبارات گل‌گهر و معادن را در بحث قنوات هزینه و ۵۸ رشته قنات را از این محل مرمت و لایروبی کردیم.
پس منظورتان این است که تاکنون 12 تا 13 درصد چاه‌ها یا قنات‌ها از دور خارج شده‌اند. گفته می‌شود ۹۵ درصد از آب مصرفی شهرستان، صرف کشاورزی می‌شود.
این رقم ۹۵ را همین‌طوری می‌گویند. آن‌هایی که می‌خواهند ما را یک مقدار اذیت کنند، عدد ۹۲ و ۹۳ درصد را عنوان می‌کنند. حالا من روی این قضیه زیاد کار کردم و با مراجع بالادستی و مراکز تحقیقات هم صحبت کردیم. ما عدد ۸۰ تا ۸۵ درصد را قبول داریم.
 باز هم زیاد است.
بله ولی در همه دنیا این‌طور است. بالاخره بخش کشاورزی آب‌بر است. این‌که می‌گوییم توصیه‌مان کشت در محیط بسته مثل گلخانه یا شبیه به این و کنترل شده است، برای همین مصرف مناسب‌تر و کم‌تر است.
 در حال حاضر آماری دارید که چند درصد کشاورزان آب را به صورت بهینه و با سیستم‌هایی که مدنظر جهاد کشاورزی است مصرف می‌کنند؟
۲۸ تا ۲۹ درصد از باغات‌مان به سیستم‌های آبیاری تحت فشار مجهز هستند که از نظر ما بهترین وضع موجود و ممکن است.
 سالی چند درصد به این سیستم تجهیز می‌شوند؟
عددش مطلوب ما نیست. شاید ۵ درصد بیشتر اضافه نمی‌شود.
 در برخی موارد کشاورز از اجرای سیستم نوین آبیاری نه‏ برای کمک به سفره‌های آب که برای گسترش منطقه تحت کشاورزی یا باغ استفاده کرده. یعنی عملا به همان میزان قبل، از سفره‌ها آب برداشت می‌شود.
من توسعه سطح زیر کشت را به‌هیچ‌عنوان توصیه نمی‌کنم. اگر ما بتوانیم از همین وضع موجود باغات بهینه بهره‌برداری کنیم، با سطح زیر کشت کمتر می‌توانیم محصول بیشتری برداشت و این تفاوت را جبران کنیم..
 راهکار شما چیست؟
توصیه من به مردم همین است و غیر از ترویج این سخن و این فرهنگ، عملاً راهکار قانونی دست من نیست. یعنی باید یک اهرم قانونی در اختیار ما باشد که بتوانیم جلوی افزایش سطح زیرکشت را بگیریم. اگر این مورد وجود داشته باشد البته حتما نادر و مصداقی است. جهاد کشاورزی عملا راهکار و اهرم اجرایی که مستقیماً بتواند جلوی این کار را بگیرد، ندارد. کار ما فرهنگ‌سازی است که برای مردم شفاف‌سازی کنیم این کاری که دارید انجام می‌دهید، به نفع جامعه کشاورزی و خودتان نیست.
یکی از راهکارهای جهاد برای مصرف بهینه آب، تغییر الگوی کشت است.
بله. تغییر الگوی کشت در دستور کار وزارت جهاد کشاورزی به سمت محصولاتی است که در محیط‌هایی که به‌اصطلاح به‌صورت بسته و متمرکز مدیریت می‌شوند؛ مثل گلخانه‌ها یا بعضا کشت‌هایی که نیاز آبی کمتری دارند یا نیاز آبی‌شان در فصول پر بارش تامین می‌شود؛ مثل زعفران که در تابستان یا قسمتی از بهار اصلا نیاز به آبیاری ندارد و گیاه بسیار کم‌مصرفی از لحاظ نیاز آبی است. در بعضی از مناطق که پتانسیل تولید محصولاتی مثل پسته را ندارد ما گل محمدی و زرشک را داریم جایگزین می‌کنیم. سال گذشته در یک مزرعه چهل هکتار زعفران را به‌صورت مکانیزه کاشت کردیم و دنبال این هستیم که برداشت این محصول هم در آینده به‌صورت مکانیزه باشد؛ چون اصلا گیاهی مثل زعفران عمده هزینه‌اش برداشت است.
چند درصد اراضی زیر کشت زعفران است؟
به نظرم با کِشتی که سال قبل داشتیم باید رقم ۱۹۰ هکتار باشد. بله، مثلاً در ۱۰ سال گذشته شاید مزرعه‌ای به‌صورت موردی و نادر در حد صد قصب یا حدود یک‌چهارم هکتار موردی کاشت می‌شده اما الان کاملا به‌صورت اقتصادی و در سطوح بالا کاشت می‌شود. ما مزرعه ۴۰ هکتاری هم داریم.
گل محمدی چطور؟
گل محمدی را هم به همین روش در مناطقی که پتانسیل تولید دارند، می‌توانیم داشته باشیم. جهان فولاد در منطقه بلورد به کسانی که گل محمدی کشت می‌کنند یک میلیون تومان بلاعوض می‌دهد. ما تسهیلات مناسبی در زیر بخش‌های مختلف داریم؛ یعنی وقتی در منطقه بحث گیاهان دارویی و گیاهانی با نیاز آبی کمی را تجویز و توصیه می‌کنیم، از آن‌طرف تسهیلات مناسبی هم به آن‌ها می‌دهیم که بتوانند کارشان را دنبال کنند.
پسته‌داران هم به سمت تغییر الگو می‌روند یا دیگر نمی‌صرفد؟
پسته که همین الان هم تقریبا می‌شود بگوییم جزو گیاهان نادری است که با این آبیاری و با این میزان EC محصول اقتصادی تولید می‌کند. عملاً نمی‌توانیم بیاییم و سرمایه‌گذاری‌هایی که در سنوات قبل شده را نابود کنیم و یک درختی را حذف و بعد یک محصول جدید را جایگزین کنیم. پسته را حذف کنیم و بعد زعفران بکاریم. ما زعفران را کنار پسته داریم توصیه و تجویز می‌کنیم. ضمن اینکه در محصول پسته یکسری ارقام هست که نیاز آبی‌شان کمتر و مقاومت‌شان به شوری بیشتر است. ما داریم اصلاح رقم می‌کنیم. مثلا رقم اوحدی فرض کنید که نیاز آبی‌اش یا حساسیتش نسبت به شوری بیشتر است. ما داریم ارقام اکبری و احمدآقایی را به‌اصطلاح روی همان درخت جایگزین می‌کنیم که مقاومت بیشتری در مقابل شوری و نیاز آبی کمتری در مقایسه با اوحدی دارند.
حالا که وارد بحث پسته شدیم می‌خواستم بپرسم بارش تگرگ چقدر به پسته‌ها آسیب زد؟
در منطقه زیدآباد که تگرگ آمد، چون اوایل فصل پسته بود درخت یک مقدار از خسارت را جبران کرد. حتا می‌شود گفت یک مقدار که نه، خیلی جبران شد. ولی بعضی از مناطق ما مخصوصا حومه شهر به سمت محمدآباد مقدس و رحیم‌آباد و آن مناطق، آن‌قدر شدت خسارت تگرگ بالا بود که درخت هنوز نتوانسته جبران کند. متاسفانه این‌ها خسارت‌شان خیلی جدی و جبران‌ناپذیر بود.
ممکن است بگویید چه میزان خسارت به وجود آمد؟
هم محصول سال جاری بود و هم محصول سال آینده. چون جوانه زایشی‌محصول پسته روی شاخه‌های امسال تشکیل می‌شود. یعنی می‌توانیم محصول سال آینده‌مان را امسال تخمین بزنیم. خسارت این‌قدر زیاد بود که به‌اصطلاح سرشاخه‌ها را از بین برده. یعنی هم محصول امسال و هم محصول سال آینده را از بین برده و حداقل برای دو سال آینده آنجا محصولی نیست.
مبلغ خسارت چقدر بوده؟
در مجموع خسارتی که ما سال قبل از بابت تگرگ در مناطق مختلف داشتیم، رقم ۱۹۰ میلیارد تومان بود ولی آن ۳ تا موتوری که گفتم خسارت‌شان صددرصدی بود.
این اراضی بیمه بودند؟
بله قسمت‌هایی از آن‌ها بیمه بود. البته بیمه قسمت ناچیزی از تولید و هزینه‌ها را جبران می‌کند. در مقایسه با محصولی که ما می‌توانیم از سطح برداریم، سهمی را که بیمه کارسازی می‌کند به‌مراتب کمتر است.
به چه دلیل؟
بیمه یک سقف تعهدی را در خسارت‌ها دارد. خسارت صددرصدی را مثل بیمه‌های خودرو و غیره و ذالک حمایت نمی‌کند.
مگر باغ‌ها ۱۰۰ درصد بیمه نمی‌شوند؟
بله ولی سطح تعهدی که بیمه دارد در مقایسه با میزان خسارتی که ممکن است پیش بیاید به‌مراتب کمتر است.
سطح تعهد چگونه تعیین می‌شود؟
گزینه‌های مختلفی دارند. کارشناس باید بیاید و شرایط باغ را ببیند و بررسی کند. یک سری آیتم‌ها هست که کارشناسان بیمه و شرکت‌های بیمه‌ای می‌آیند و بازدید را که انجام دادند، با توجه به همان گزینه‌های مختلفی که توی بیمه داریم میزان تعهد را برای‌تان مشخص می‌کند.
در این روند هیچ استعلامی از جهاد نمی‌شود که تعهد بیمه به ارزش واقعی باغ نزدیک گردد؟
این‌ها سیاست‌هایی است که در حوزه بیمه اجرا می‌شود. البته در سطح کلان‌تر، از طریق جهاد انجام می‌شود و بعد به صندوق ابلاغ می‌شود. جدا از هم نیستند.
پس در تعهد پایین بیمه، جهاد هم نقش دارد.
بیمه کشاورزی صنعت نویی است. . شما در صنعت خودرو اجبار داری و اگر بیمه شخص ثالث و سرنشین نداشته باشی، قطع به‌یقین جریمه می‌شوی ولی در کشاورزی فعلا این قضیه بیمه یک صنعت نو است که هم دولت حمایت می‌کند و هم مبلغی که از مردم گرفته می‌شود، بسیار کمتر است.
باغ‌هایی که خسارت دیدند، به‌هیچ‌عنوان قابل احیا نیستند؟
داستان همان است که یکی ادعا می‌کرد مرده‌ها را زنده می‌کند. زیدی آمد و گفت تو آن‌هایی که مردن را نمی‌خواهد احیا کنی، همین‌ها که زنده هستند را نگذار بمیرند! ما اگر بتوانیم وضع موجود را نگه‌داریم، کار بسیار بزرگی کردیم.
گفتید نگه‌داشتن وضع موجود کار بزرگی است. تصور می‌کنید اگر روند منفی برداشت آب ادامه داشته باشد، کشاورزی حداکثر چند سال عمر خواهد کرد؟
نمی‌توان به آن عدد داد؛ به‌صورت منحنی است. ما اگر بتوانیم به‌صورت درست مدیریت کنیم؛ برای همیشه. چراکه نه؟ ما می‌توانیم ادامه دهیم. با توجه به مطالعاتی که روی وضع موجودمان انجام‌شده، می‌توانیم ورودی و خروجی سفره‌های‌مان را مناسب و متعادل کنیم. وزارت نیرو بحث تعادل بخشی در سفره‌ها را دارد دنبال می‌کند.
اما همان‌طور که خودتان گفتید بدون اهرم کار سختی است. در سیرجان چه تعداد چاه برای کشاورزی اختصاص داده شد؟
1083 حلقه چاه.
این‌‌ها چاه‌های مجاز هستند؟
در سیرجان تقریبا می‌شود گفت غیرمجاز، مثل آن مدلی که در شهرستان‌هایی مثل کهنوج و جیرفت هست، واقعا وجود ندارد. بعضی از چاه‌ها اگر به‌صورت موردی و نادر غیرمجاز بودند، دستورالعمل‌هایی دولت داده و مشخص کرده و آن‌ها دارند کارهای اداری و سیستمی‌شان را انجام می‌دهند. تقریبا می‌توانیم بگوییم اصلا نادر و خیلی کم است.
 بعضی از کشاورزان چاه‌های‌شان را به صنعت فروختند. به نظر شما این کار اگر ادامه پیدا کند تاثیری در سرنوشت کشاورزی خواهد داشت؟
من اگر در جایگاه متولی بخش و صنفی بخواهم حرف بزنم، ما حقیقتا مخالفیم. ازنظر من میزان سرمایه‌گذاری برای اشتغال یک نفر، عدد ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان است؛ درصورتی‌که این مبلغ در بحث صنعت و معدن به یک میلیارد تومان و حتا بیشتر می‌رسد. یعنی می‌خواهم بگویم میزان سرمایه‌گذاری برای ایجاد اشتغال در کشاورزی به‌مراتب کمتر است. پس کاش همین آب در این بخش می‌ماند و ما استفاده مناسب و بهره‌وری مناسب داشتیم. به نفع همه بود. حالا شاید کلمه متأسفانه، کلمه خوبی نباشد ولی قانون‌گذار این اجازه را داده که آب از کشاورزی به صنعت برود. این قضیه در شهرستان هم است. البته شهرستان سیرجان یک شهرستان صنعتی و معدنی هم هست. انشاالله که بتوانند آب را از منابع دیگری غیر از بخش کشاورزی تامین کنند تا ما هم دغدغه‌ای نداشته باشیم.
آماری دارید که چه تعداد چاه آب در این مدت به صنعت فروخته‌شده است؟
متولی این قضایا اداره آبیاری است. عددی که بخواهم مطرح کنم شاید خیلی کارشناسی نباشد اما فکر کنم رقمی بالای ۲۷ تا ۳۰ تا حلقه چاه باید باشد.
گفتید با هزینه‌ای که بابت ایجاد یک شغل در معدن صرف می‌شود، می‌توان در کشاورزی برای 10 نفر شغل ایجاد کرد؟
بله. حداقل بین ۷ تا ۱۰ نفر. سال گذشته تعهد اشتغالی که در سامانه رصد اشتغال داشتیم، سهم سازمان جهاد کشاورزی و به‌طبع مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان ۱۸۲ نفر بود اما ما 2032 نفر ثبت اشتغال داشتیم که یک رکورد بالای 1166درصد بود. در حالی‌که رکورد شهرستان سیرجان 270 درصد اشتغال بود.
ولی درآمد کشاورزی پایین‌تر است.
در کشاورزی با هزینه کمتر می‌توان اشتغال ایجاد کرد. یک حسن دیگری هم که دارد، توزیع ثروت است. وقتی معادن را در نظر می‌گیری ممکن است یک ثروتی تولید شود ولی به شهرستان و کارگر فصلی شهرستان برنمی‌گردد. الان در پسته‌ سالی حداقل ۷۲۰ هزار نفر روزکارگر فقط در برداشت محصول سهیم هستند. یعنی در حقیقت این ثروتی که دارد تولید می‌شود، بین مردم تقسیم می‌شود. بحث توزیع ثروت است و ایجاد اشتغال برای مردم. اگر در سال‌هایی که محصول پسته‌مان کم می‌شده یا سرمازدگی ایجاد می‌شده دقت کرده باشید، دقیقا متوجه می‌شوید که تمام زیر بخش‌های شهرستان را تحت‌الشعاع قرار می‌داده است. درصورتی‌که حالا در معادل مصداق، گل‌گهر که یک شرکت صنعتی و معدنی بزرگ است اما ثروتی که تولید می‌شود به شهرستان برنمی‌گردد.
اما اصل درآمد کشاورزی نصیب دلال‌هاست و نه کشاورز و کارگر.
در مورد دلال‌ها، چون محصول عمده ما پسته است، کاری که ما توانستیم توی چند سال گذشته انجام دهیم، ایجاد و تشکیل شرکت‌های صادراتی و بازرگانی بوده. یعنی تعداد خریداران بخش کشاورزی را وقتی زیاد کنیم، رقابتی که بین تاجران می‌تواند اتفاق بیفتد، کار را از حالت انحصاری درمی‌آورد.
در مورد این‌که بخش اعظمی از درآمد گل گهر اصلا به شهر برنمی‌گردد درست گفتید ولی مشابه این انتقاد را می‌توان به بخش زیادی از صادرکننده‌های پسته هم داشت. آن‌ها نیز ترجیح می‌دهند سرمایه خود را غالباً به خارج از سیرجان و حتا کشور ببرند. این‌درحالی‌ست که به هر دوبخش مقدار بسیار زیادی یارانه انرژی از بودجه پرداخت می‌شود و در مقابل درآمدشان مالیات اندکی می‌پردازند.
خُب بالاخره بخش کشاورزی چرخه محرک معیشت و اقتصاد مردم است. این هم سیاست‌گذاری بخش کلان است که مالیاتی از بخش کشاورزی گرفته نشود. اگر واقعا دارایی و ادارات متولی کارشان را صحیح انجام دهند، بالاخره به همان صادرکننده‌ها هم مبلغی مالیات تعلق می‌گیرد.کاری که ما و مسئولان ارشد شهرستان انجام دهیم، فرهنگ‌سازی و انداختن فرش قرمزبرای سرمایه‌گذار است که متاسفانه انجام ندادیم. ما با یک دید باز یا یک نگاه مثبت می‌توانستیم این پول را برای بقیه صنایع سرمایه‌گذاری کنیم. مثلا در رفسنجان یا انار که جمعیتش به‌اندازه زیدآباد ما هم نیست، چند تا شرکت تولید لوله پلی‌اتیلن، PVC هست یا کارخانه‌های مرتبط با کاشی یا غیره و ذالک. اگر ما واقعاً یک مقدار انگیزه‌سازی می‌کردیم یا یک‌ذره قربان صدقه سرمایه‌گذاران‌مان می‌رفتیم قطعاً به‌جای این‌که این پول در تهران یا یک شهرستان دیگر یا به قول شما خارج از کشور سرمایه‌گذاری شود، قطع به‌یقین می‌توانست توی شهرستان خودمان هزینه شود و چهار تا از همین بچه‌های خودمان سرکار بروند و اشتغال ایجاد شود.
سطح برداشت پسته در هر هکتار به طور متوسط چقدر است؟
میانگین ما بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلوگرم بیشتر نیست و نسبت به میانگین چیزی که در دنیا دارد اتفاق می‌افتد، عدد پایینی است.
توقع شما از برداشت در هر هکتار چند تن است؟
حداقل بالای یک تن، یک و دویست، باید محصول داشته باشیم که هم تولیدمان اقتصادی باشد و هم بهره‌برداری را یک مقدار معنی‌دار کرده باشیم.
آینده پسته سیرجان را در این شرایط چگونه می‌بینید؟
چون اوضاع پسته به صورت جهانی تعیین و مشخص می‌شود، تنها راه ماندن‌مان در بازار پسته، بالا بردن عملکردمان است. هیچ راه دیگری وجود ندارد. کشاورزان ما نباید به دنبال افزایش قیمت باشند، باید دنبال افزایش تولید باشند. فرض بگیرید قیمت پسته را مثلا هزار تومان در نظر بگیریم. ما اگر بتوانیم تولید‌مان را ۳۰، ۴۰ درصد بالا ببریم، در حقیقت عدد هزارمان به هزار و چهارصد تبدیل شده. پس ما نباید دنبال قیمت باشیم. آن راهی که آمریکایی‌ها دارند پیش می‌برند، تولیدشان از نیاز کل دنیا بیشتر می‌شود. حالا فکر کنم عدد نیاز جهانی روی مرز ششصد و پنجاه تا هفتصد هزار تن است که تولید آمریکا ظرف ۴، ۵ سال آینده به این عدد می‌رسد؛ یعنی تولیدش از نیاز دنیا بیشتر می‌شود. اگر بخواهیم در بازار پسته بمانیم، قطع به‌یقین فقط با عملکرد و تولید بالا می‌توانیم این کار را انجام دهیم.
سال گذشته قیمت پسته خیلی غیرعادی بالا رفت. دلیل چه بود؟
قیمت پسته ارتباطی به میزان تولید کشور نداشت. ما روند افزایش نرخ ارز را داشتیم. پسته در دنیا براساس دلار قیمت‌گذاری و محاسبه می‌شود اما عملا قیمت جهانی‌اش هیچ تغییری نکرد. چون ارزش پول ما یک مقدار پایین آمد، از نظر ما قیمت افزایش پیدا کرده است.
 کمپینی که سال گذشته برای نخریدن پسته تشکیل شد، آیا ضربه‌ای هم به فروش پسته زد؟
مصرف پسته در کشور ما خیلی ناچیز است. یعنی حتا اگر صادراتی برای پسته وجود نداشته باشد، قدرت خرید آن‌چنانی برای مردم نیست که برای آجیل بخواهند استفاده کنند. می‌روند بادام یا بادام زمینی می‌خرند. پسته حتما و قطعاً باید صادر شود و آن کمپین، عملا ضربه‌ای نزد.
بیشترین صادرات ما به کدام کشورها است؟
عمده‌اش چین است.
با توجه به تحریم‌های آمریکا، چینی‌ها از دادن کالا به جای پول واردات سخن به میان آورده‌اند. در صورت ادامه یافتن تحریم‌ها این مشکل حل خواهد شد؟
بالاخره تجارت در تحریم هم داستان‌های خاص خودش را دارد که ممکن است در حیطه سواد من نباشد ولی قطع به‌یقین فکری برای برگشت پول برداشته می‌شود.