چهارشنبه, 26 تیر 1398

هفته‌نامه شماره 566:  24 تیر 1398

نامه‌هایی از تیمارستان

من آلاینده هستم!

 علی عیوضی‌زاده
سلام دخترم، خوبی؟
نوشته‌ای خیلی نگران مشکلات ورزشگاه سیرجان برای مسابقات لیگ برتر فوتبال هستی و می‌ترسی اگر زیرساخت‌ها آماده نشوند، میزبانی را از ما بگیرند؛ به درک! خودمان یک لیگ برتر توی سیرجان راه می‌اندازیم که چشم همه کور شود. خدا را شکر، چیزی که توی این شهر زیاد است، تیم است. مثلا جناب نماینده قادر است حداقل پنج تا تیم از بین مسئولان سیرجانی به مسابقات بفرستد! یا مثلا گل‌گهر می‌تواند جز تیم باشگاه گل‌گهر، چند تا تیم داخلی از موافقان و مخالفان مدیرعامل یا مدیر مجتمع را راهی مسابقات کند! حالا بماند که هنوز تیم شورا، تیم شهردار، تیم فرماندار و تیم‌های مخالف این‌ها وجود دارند! اصولا مسئولان ما هرچه که نداشته باشند، انصافا یک تیم موافق و یک تیم مخالف را حتما دارند!
نوشته‌ای که مادرت گفته حاضر نیست دیگر ریخت مرا ببیند چون من در زندگی او جز یک آلودگی زیست‌محیطی، صوتی و فیزیکی چیزی دیگری نبودم!
این اولین بار نیست که به من آلاینده می‌گویند. یک‌بار یکی از نیروهای سیاسی به من گفت که من آلاینده سیاسی هستم و اگر برای جذب ذرات معلق و تشعشعات مضر نوشته‌هایم فیلتر نگذارم، به زودی من را تعطیل می‌کنند!
می‌دانی دخترم؟ خوب نیست آدم تعطیل شود. اگر آدم تعطیل شود، اعضا و جوارحش بیکار می‌شوند و بعد علیه خود آدم دست به تجمع می‌زنند! مثلا یکهو می‌بینی انگشت‌های دستت علیه تو اعتراض می‌کنند و بعضی از انگشت‌های خودفروخته و بی‌ادب مثل انگشت شست، هی خودشان را به تو نشان می‌دهند! اینجاست که آدم کفری می‌شود و می‌زند پدر انگشت‌هایش را درمی‌آورد!
نوشته‌ای که کارگران معدن چهار گنبد دوباره در اعتراض به نگرفتن حقوق اعتصاب کرده‌اند و مدیرعامل معدن تعجب کرده که چرا این‌کار را انجام داده‌اند. مدیرعامل معدن کاملا درست گفته است! اصولا وقتی ندادن حق عادی باشد، اعتراض به ندادن حق است که غیرعادی است، مشکوک است، هدایت شده است!
به همین دلیل هم وقتی شوهرمادرت و مادرت به من خیانت کردند و حق من پایمال شد، اعتراض نکردم چون ترسیدم غیرعادی، مشکوک و هدایت شده باشم! پس دخترم! یادت باشد که همیشه هم هدایت شدن خوب نیست و گاهی آدم اصلا نباید هدایت بشود!
قربان تو، پدر هدایت نشده و دیوانه‌ات!