چهارشنبه, 09 مهر 1399

هفته‌نامه شماره ۶۲۲ | ۷ مهر ۱۳۹۹

 

 

فرصت پاسخگویی

 رضا مسلمی‌زاده
در جامعه‌ی دیرپای ایرانی با سنت‌های ستبر حکومت‌گری‌های غیرپاسخگو، هر عنصری که بر خلاف این مشی حرکت کند، عنصری نامطلوب و مزاحم به حساب می‌آید. رسوبات این تفکر در اذهان بسیاری از ما باعث شده، که بعضی از فرصت‌های موجود را به چشم نقمت بنگریم. مطبوعات به عنوان رکن چهارم جامعه‌ی مدنی و از ملزومات توسعه در نگاه برخی از این مدیران، عناصری نامطلوب و مزاحم تلقی می‌شوند اما آیا در واقعیت نیز چنین است؟ به گمانم برای جست‌وجوی پاسخ مناسب به این سؤال باید به سراغ پلیس این شهرستان رفت. علی‌رغم آنکه به نظر می‌رسد نیروهای نظامی و انتظامی با معذور و محذوراتی در همکاری با مطبوعات ورسانه‌ها روبه‌رو باشند اما اگر به صفحات نشریات بنگریم، بیشترین همکاری میان مطبوعات و نیروی انتظامی در جریان است. این همکاری که از یک‌سو شایسته سپاسگزاری و تقدیر است، از منظر دیگر، نشانه‌ای از هوشمندی فرماندهان در استفاده از این ظرفیت بالقوه برای پیشبرد اهداف خویش به حساب می‌آید. شاید لازم باشد تا در یکی از جلسات اداری شهرستان رییس‌پلیس سیرجان از تجارب خود و همکاران‌شان در همکاری با رسانه‌ها برای سایر مدیران شهرستان، شمه‌یی بازگو کند و از نفعی که از خلال این همکاری مستمر میان ایشان و جامعه‌ی مطبوعاتی نصیب ایشان و جامعه شده پرده بردارد، باشد که سایرین هم تشویق شوند و از این فرصت استفاده‌ای مطلوب‌تر ببرند و خبرنگاران را لولو نبینند.
در کنار این اظهار خوشبختی و شادمانی از همکاری نیروی انتظامی، باعث بسی تاسف است که جامعه‌ی دانشگاهی سیرجان چندان روی خوشی به اهالی رسانه نشان نمی‌دهد. بارزترین شاهد آن هم این که خبرنگاران پاسارگاد نزدیک به دوماه برای مصاحبه با یکی از رؤسای دانشگاهی سیرجان علف زیرپای‌شان سبز شده و حضرت ریاست اجازه‌ی شرفیابی صادر نمی‌کند. البته بازخورد این پرهیزکاری ناصواب به خودشان برمی‌گردد؛ اطلاع‌رسانی یک‌سویه می‌شود و ایشان فرصت پاسخگویی را از خویشتن دریغ می‌کنند و به جوابیه‌هایی روی می‌آورند که اگر مجال سخن بود، تحلیل آخرین نمونه می‌توانست شاهدی بر تباه‌کاری روابط‌عمومی و حتا سره‌نویسی فارسی در دانشگاهی باشد که کرسی ادبیات هم دارد. به نظر می‌رسد. چند نشریه معتبر محلی که سال‌ها به صورتی منظم منتشر می‌شوند و جامعه‌ی قابل قبولی از مخاطبان را گرد خویش فراهم آورده‌اند، فرصتی است که بسیاری از شهرهای دیگر کشور به حالش غبطه می‌خورند اما برخی مدیران از آن رویگردان یا از آن غافل‌اند. فرار از پاسخگویی نشانه‌ی آدم‌های ترسو و احیانا خطاکار و شاید هم کارنابلد است. وگرنه آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ مدیران اگر ریگی به کفش نداشته باشند و خود را شایسته‌ی صندلی‌ای که بر آن نشسته‌اند، بیابند، یاورانی بهتر از اهالی رسانه پیدا نخواهند کرد.