گفت‌و‌گو با جوانی که برای تصویب «قانون حمایت از حیوانات» کمپین راه‌اندازی کرده است
حیوان‌آزاری در ایران بحرانی است

 زهرا خواجویی‌نژاد
عاشق حیوانات است. آن‌قدر که بارها در حین گفت‌وگو خاطره‌ای باعث می‌شود اشک‌هایش بریزد. معتقد است حیوان‌آزاری در ایران در حد بحران است و او برای حل این بحران به دنبال تصویب قانون حمایت از حیوانات و فرهنگ‌سازی در بین مردم است و برای نیل به این هدف کمپینی با عنوان«رکاب برای زندگی» راه انداخته است. با دوچرخه به شهرهای ایران سفر می‌کند و از مردم برای تصویب قانون حمایت از حیوانات امضا می‌گیرد.«‌سینا سعادت» تا الان 2300 امضا جمع کرده و امیدوار است روزی بتواند از اکثر مردم ایران امضا بگیرد. او اصالتا سیرجانی است اما سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند. سعادت کارشناسی ارشد بیومکانیک ورزشی دارد و به قول خودش تمام زندگی‌اش در ورزش گذشته است. او در این مصاحبه از کمپین خودش و سختی‌هایی که بر او گذشته می‌گوید. او مخالف پناهگاه، عقیم‌سازی، باغ‌وحش و... است اما معتقد است در دوره کنونی راه‌حلی بهتر از پناهگاه و عقیم‌سازی برای نجات جان سگ‌ها وجود ندارد.
 اولین بار جرقه ایجاد کمپین از کجا به ذهن‌تان خطور کرد؟
من در خانواده‌ای بزرگ شدم که مامانم، خاله‌ها و عمه‌های مامانم گربه داشتند. از وقتی یادم هست مامان به گربه‌های توی خیابان غذا می‌داد. 13 سال پیش بود؛ اولش با غذارسانی به سگ و گربه شروع کردم. وقتی حیوانی توی خیابان می‌دیدم بیمار است یا گرسنه است عذاب می‌کشیدم و نمی‌توانستم بی‌تفاوت بگذرم. بهشان کمک می‌کردم، پسماند غذا را دم در خانه برای حیوانات می‌گذاشتم. تا اینکه حدود 6-7 سال پیش با چندتا از بچه‌های حامی حیونات آشنا شدم و کار را کمی وسعت دادیم و در سطح شهر تهران غذارسانی به سگ و گربه را انجام می‌دادیم. اینکه سگ و گربه را بیشتر توجه می‌کنیم چون فعلا این دوتا حیوان بیشتر آزار می‌بینند وگرنه تا دل‌تان بخواهد در ایران از خرس گرفته تا اسب، الاغ و... همه مورد آزار قرار می‌گیرند. اصلا حیوان‌آزاری در ایران وحشتناک بیداد می‌کند. من ناراحتم از این بابت که ما این‌قدر دم از زندگی علی‌وار می‌زنیم می‌گوییم رأفت شیعه، اما در زندگی‌مان یک ذره هم نمود ندارد.
 چه زمانی کمپین راه انداختید؟
پارسال ما کمپین را راه انداختیم، دیدم 7 سال است ما داریم به حیوانات غذارسانی می‌کنیم، قبل از ما هم افراد دیگری بودند که غذارسانی می‌کردند، و وضعیت هیچ تغییری نکرده بود، درواقع در بحث حمایت از حیوانات خیلی کند پیش می‌رویم، حالا بحث خلأ قانونی که بماند، ما قانون هم اگر وضع کنیم تا مردم فرهنگ‌شان بالا نرود هیچ چیز تغییر نمی‌کند. قبلا حدود سه سال پیش یک کمپین دوستانم راه‌اندازی کرده بودند که در پت‌شاپ‌ها و مراکز درمانی و کلینک‌های دامپزشکی در هر شهری بنر می‌بردند و برای حمایت از حیوانات امضا جمع می‌کردند. در خود سیرجان هم من این کار را انجام دادم و برای اینکه مردم ذره‌ای نگاه‌شان تغییر کند، از مردم امضای سمبولیک می‌گرفتیم برای اینکه با حیوانات رفتارشان مهربان‌تر باشند. من فکر کردم گفتم این کمپین که آنچنان تاثیری نداشت با اینکه خیلی هم کمپین بزرگ و فراگیری بود. من فکر کردم که مردمی که می‌آیند تو پت‌شاپ یا کلینیک‌ها اکثرا حیوان‌دوست هستند و چه این کمپین باشد چه نباشد آن‌ها حیوانات را دوست دارند. گفتم باید توی دل جامعه بروم و با خود مردم ارتباط بگیرم. اول می‌خواستم پیاده این کار را انجام بدهم دیدم خیلی زمان طولانی می‌شود. البته هنوز هم توی فکرش هستم شاید بخواهم سال‌های بعد این کار را انجام بدهم. شاید توی کشورهای دیگر، چون این یک بحث جهانی است. بحث آزار حیوانات در آسیای شرقی بیداد می‌کند. آمدم با کمک پسرخاله‌ام آقای «جمال اسلامی‌امیرآبادی» این کمپین را راه انداختم. ایشان اسپانسر و تامین‌کننده‌ی مالی قضیه بود.
 اولین مسیرتان کجا بود؟
اولین مسیری که رکاب زدم، مسیر تهران تا مشهد بطول 950 کیلومتر بود که 40 روز طول کشید. همه را در خاطراتم نوشتم و انشالا اگر فرصتی شود چاپ می‌کنم. بعد که این کمپین به پایان رسید قصد داشتیم مسیر بعدی را یعنی مسیر جنوب را سریع ظرف یک ماه بعد آغاز کنیم که متاسفانه یک سری مشکلات برای‌مان به وجود آوردند و سفرمان به تاخیر افتاد.
 مثلا چه مشکلاتی؟
من در مسیر تهران- مشهد در شهر بجنورد دستگیر شدم. در این مسیر به هر شهری می‌رسیدم خیلی‌ها با من به عنوان یک ایرانگرد مصاحبه می‌کردند. من همیشه سعی می‌کردم از تجمع و شلوغی دوری کنم. نه کار سیاسی بلدم و نه آدم سیاسی هستم و نه به جایی وصلم. فقط دو نفر آدم هستیم که برای عشق و علاقه‌مان کار می‌کنیم. در بجنورد خبرنگار صداو سیما گفت بیا فلان جا برای مصاحبه، تو خیابان اصلی شهر و در ساعت شلوغی شهر، گفت بنرت را پهن کن و شروع کن و کارت را انجام بده و ما داریم فیلم می‌گیریم. مردم هم آمدند، خیلی ازدحام شد همه فکر می کردند چه خبر است. ماموران گفتند برای پاره‌ای از سؤالات به کلانتری بیایید. به کلانتری رفتم و آنجا مقداری اذیتم کردند، مدارکم را گرفتند، تا اینکه پس از چند ساعت مشکل حل شد. این مشکل باعث شد یک مقدار پسرخاله‌ام بترسد و گفت بگذار یک کم آب‌ها از آسیاب بیفتد که خوشبختانه بعد از اتمام سفر رفتم در اداره محیط‌زیست تهران برای سفر بعدی مجوزش را گرفتم.
 مسیر بعدی را کی آغاز می‌کنید؟
من دوشنبه عازم تهران هستم. مسیر بعدی‌ام از خزر تا خلیج‌فارس خواهد بود، چون جنوب را به دلیل گرما این فصل از سال نمی‌توانم بروم. اما مسیر بعدی را قبل از اینکه آغاز کنم قصد دارم کارهای دیگری قبلش انجام بدهم، ما اصل کارمان در پایتخت است و تابه‌حال در تهران کاری انجام ندادم و هیچ تبلیغ و فرهنگسازی در تهران برای حمایت از حیوانات انجام ندادیم.
 مثلا چه نوع فرهنگسازی؟
قرار است بحث را از مدارس آغاز کنم. حتما از اول مهر در تهران و هر شهری که می‌روم با همان شکل و شمایل به مدارس سر می‌زنم. یعنی با لباس و دوچرخه توریستی به مدارس می‌روم و با بچه‌ها حرف می‌زنم که با حیوانات مهربان باشید. شب‌ها اگر می‌توانید پسمانده غذای‌تان را به حیوانات بدهید. همان‌طور که شما درد را حس می‌کنید، حیوانات هم درد را حس می‌کنند.
 حیوان‌آزاری از دید شما در شهرهای مختلف ایران چگونه است؟
بحران حیوان‌آزاری با همه این کمپین‌ها و فرهنگ‌سازی‌ها هنوز در حد خط قرمز است. البته چون خیلی به آن پرداخته نمی‌شود. فقط فضای ‌مجازی است که مشتی است نمونه‌ی خروار. الان که من دارم با شما صحبت می‌کنم دارد در همین شهر حیوان‌آزاری انجام می‌شود؛ سگ، اسب و الاغ می‌کشند. من به چشم خودم دیدم کره الاغ ده روزه را در بیابان ول کرده بودند می‌گفتند از پس نگهداری و هزینه‌هایش بر‌نمی‌آییم.
 وضعیت سیرجان را در حیوان‌آزاری چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در سیرجان حیوان‌دوست زیاد می‌بینم. کسانی که به سگ‌ها علاقه دارند. شما می‌دانید سیرجان و کرمان قطب پرورش و نگهداری سگ ژرمن‌شپر هست.اما وضعیت خوب نیست.
 در سیرجان برای حمایت از حیوانات پناهگاه زدند
من با پناهگاه و عقیم‌سازی هم مخالفم چرا باید حیوانات زبان‌بسته را در یک مکان نگه داریم. برای چه باید با عقیم‌سازی ذات حیوان را عوض کنیم. شما می‌دانید یک سگ ماده را عقیم کنید چه مشکلاتی برایش به وجود می‌آید؟ این سگ منزوی می‌شود. ترس از سگ‌های دیگر دارد. دنبال غذا نمی‌رود، افسردگی برایش پیش می‌آید، نهایت چندماه خیلی اوج کند یک سال زند بماند. البته الان در حال حاضر دوستداران حیوانات در ایران ناچارند دست به ساخت پناهگاه و عقیم‌سازی بزنند تا حداقل جلوی کشتارشان گرفته شود.
 به هرحال اگر پناهگاه نباشد شهرداری‌ها اقدام به کشتن سگ‌ها می‌کنند
بله شهرداری‌ها برای پاک‌کردن صورت‌مساله سگ‌ها را می‌کشند. ما همیشه به شهرداری‌ها توصیه داریم علی‌رغم اینکه عقیم‌سازی سگ‌ها راه زیاد خوبی نیست اما بهتر از کشتن‌شان است. اگر یک دکتر دامپزشک با پناهگاه همکاری کند و کار حمایتی انجام دهد می‌تواند هر سگی را با هزینه پایین عقیم کند. شهرداری‌ها باید سگ‌ها را عقیم و پلاک‌گذاری و بعد رها کنند. از طرفی مردم هم بدانند سگ‌ها برای‌شان هیچ خطری ندارند. بسیاری از مردم از هاری می‌ترسند. اگر خاطرتان باشد در دهه‌ی هفتاد یک پسری را در سیرجان روباه گاز گرفت و هاری گرفت و مرد. من مدتی پیش از پدرم پرسیدم قبل از پسرجوان سال‌های قبل در سیرجان هاری داشته‌ایم، گفت نه. یعنی از 40-50 سال پیش تا الان فقط یک مورد هاری آن هم در دهه‌ی هفتاد در سیرجان پیش آمده است. تازه آخرین مورد هاری در سیرجان هم توسط روباه بود نه سگ.
 چرا مردم از سگ و گربه می‌ترسند؟
یکی به این دلیل که از بچگی با حیوانات ارتباط نداشتند، البته خیلی‌ها هم هستند از سگ و گربه می‌ترسند اما به آن‌ها آزار نمی‌رسانند. حرف ما با کسانی است که می‌ترسند و به سگ و گربه‌ها سنگ می‌زنند. اگر جایی که می‌روید سگی پارس می‌کند به تو پارس نمی‌کند، دلیلش این است که تو وارد قلمرویش نشوی.. سگ‌ها پارس می‌کنند اما حمله نمی‌کنند. شما اگر طرفش سنگ نزنی و آزارش ندهی مطمئن باشید کاری به شما ندارد. یک چیز دیگری که در این سال‌ها خیلی عذابم داده است استفاده از نام حیوانات برای فحش دادن؛کاش در واژگان‌مان برای فحش دادن به همدیگر از واژه‌های سگ و گاو و الاغ و... استفاده نمی‌کردیم.
 سگ‌باز یعنی چه؟
به افرادی که سگ‌ها را به جان هم می‌اندازد. من بارها با این افراد صحبت کردم گفتم چه جوری شما دل‌تان می‌آید سگی که از بچگی بزرگ کردید، دوستش دارید مثل بچه‌ی خودتان می‌ماند وارد یک جنگ کنید و جلوی چشم‌تان تیکه پاره شود. آن‌ها جواب می‌دهند این‌ها ذات‌شان این است، براساس ذات‌شان دوست دارند جنگ کنند. این دوستان درست می‌گویند سگ دوست دارد جنگ کند اما چرا دوست دارد؟ چون سگ برای شمایی که صاحبش هستید حاضر است جانش را هم بدهد. تنها موجودی است که شما چهار بار بهش غذا بدهید پای شما می‌ایستد. همان آدم‌هایی که آنجا می خواستند من را بزنند از ترس سگ‌ها فرار کردند، سگ‌ها غذای‌شان را خورده بودند و رفته بودند همین که صدای ما بالا رفت همه‌شان حمله کردند و همان‌ها باعث شدند من نجات پیدا کنم.
 در سیرجان جنگ سگ زیاد است؟
بله متاسفانه خیلی زیاد و کاری هم نمی‌شود کرد.
 نظرتان در مورد باغ‌وحش چیست؟
من با باغ‌وحش هم مخالفم. باغ‌وحش، دلفین‌آکواریوم، سیرک، سال‌هاست در کشورهای دیگر تعطیل شدند. وضعیت حیوانات در تمام باغ‌وحش‌های کشور خوب نیست. البته شما فکر می‌کنید دامپزشک‌های ما حیوان‌دوست هستند، 99 درصد دامپزشک‌های ما حیوان‌دوست نیستند، دلیلش چیست؟ فقط بخاطر سیستم آموزشی غلط که کنکور داریم، فرد وقتی برای پزشکی، دندان‌پزشکی، داروسازی، رتبه نمی‌آورد از سرناچاری می‌آید دامپزشکی، یعنی فرد علاقه‌ای به حیوان ندارد.
 هفته پیش بچه خرسی در ایران به وضع اسف‌باری کشته شد که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت.
همه‌ی این‌ها برمی‌گردد به مسایل ریشه‌ای مثل: فقر فرهنگی، اینکه خانواده‌ها با بچه‌های‌شان کار نمی‌کنند. تمام تلاش من این است که با رفتن تو مدرسه‌ها و مراکز آموزشی با بچه‌ها کار کنم. به نظرم تنها راه و حلقه‌ی مفقوده‌ی ما آموزش است وگرنه ما تا 20 سال دیگر هم با زدن پناهگاه و چنین کمپین‌هایی راه به جایی نمی‌بریم.
 در کمپین رکاب برای زندگی دقیقا چه کارهایی انجام می‌شود؟
من وارد هر شهر که می‌شدم در جاهایی که می‌دانم تجمع مردمی زیاد است مثل پارک‌ها، سر میدان‌ها، و... کمپ می‌زنم، یکی دو روز در آنجا می‌مانم و مردم را دعوت می‌کنم، بنرم را پهن می‌کنم، مردم که جمع می‌شوند کارم را توضیح می‌دهم، چند تا عکس از آزار حیوانات هم دارم که بهشان نشان می‌دهم. می‌گویم نظرتان در مورد این عکس‌ها چیست. می‌گویم آیا حاضرید روی بچه‌های‌تان کار کنید، پسمانده غذای‌تان را به حیوانات بدهید و امضای‌شان را می‌گیرم. تا الان 23 هزار امضا جمع‌آوری کردم.در این سفر خیلی بی‌مهری از مردم در رفتارشان با حیوانات دیدم.
 شنیده‌ایم این کمپین را به نام دختر خاله‌تان راه انداختید؟
بله، این کمپین را به یاد دختر خاله‌ام راه‌اندازی کردیم. خانم فریبا اسلامی دختر خاله‌ام و خواهر آقای اسلامی. دخترخاله‌ام علاقه‌ی زیادی به حیوانات داشت و حامی حیوانات بود، که در اثر بیماری آمبولی ریه در سن 32 سالگی فوت کرد و پس از فوتش این کمپین را به یاد ایشان راه انداختیم.
 مسیر خزر تا خلیج‌فارس را کی آغاز می‌کنید؟
در همین تیرماه یا اوایل مردادماه آغاز می‌کنیم. اما قبلش می‌خواهم با چندتا از دوستانم در تهران تئاتر خیابانی در تجریش یا میدان ولی‌عصر اجرا کنیم با موزیک اندوهناک. با محور حیوان‌آزاری. سپس بنرم را پهن می‌کنم و امضا می گیرم، درواقع بستگی دارد این کار در تهران چقدر طول بکشد. اول در تهران این کار را می‌کنیم بعد مسیرخزر تا خلیج‌فارس را شروع می‌کنم. در این سفر قرار است از گیلان، قزوین، تهران، مرکزی، اصفهان، یزد، کرمان و هرمزگان عبور کنم.
 چقدر امید دارید قانون حمایت از حیوانات تصویب شود؟
من خیلی امید دارم، هدفم در این کمپین تصویب قانون حمایت از حیوانات است. با خانم هدیه تهرانی در ارتباطم یعنی وقتی امضای روی بنرها را جمع کردیم به ایشان تحویل می‌دهیم و ایشان هم به واسطه روابطی که با نمایندگان مجلس دارند دنبال این موضوع هستند. تصویب این قانون به نفع جامعه‌ی خودمان هم هست. البته قانون خودش به تنهایی راهگشا نیست بیشتر از آن برایم فرهنگسازی مهم است.
 در این کمپین فقط از مردم امضا می گیرید؟
فقط این کمپین به گرفتن امضا ختم نمی‌شود، ما در طول مسیر به حیوانات غذارسانی می‌کنم که مردم ببینند چون من اگر بتوانم روی چهار نفر تاثیر بگذارم حداقل توانستم یک حرکتی انجام بدهم. در مسیر حیوانات آسیب‌دیده را درمان می‌کنیم. از همه مهم‌تر اینکه فقط برایم بحث حمایت از حیوانات مهم نیست بلکه بحث‌های محیط‌زیستی هم مهم است. هرکجا که کمپ می‌زنم به شعاع ده متر در ده متر کل زباله‌های آن منطقه را پاک می‌کنم.