دوشنبه, 25 شهریور 1398

هفته‌نامه شماره ۵۷۳:  ۲۵ شهریور ۱۳۹۸

کنسرت و تئاترهایی با طعم پچپچه و جیغ
جیغ اگر بگذارد

 رضا مسلمی‌زاده
ظاهرا باید آرزوی نشستن در فضایی ساکت و آرام و گوش سپردن به نوا و نغمه‌ی ساز و آواز را از خاطر ببریم. این آرزویی است که فعلا در سیرجان میسر نمی‌شود. این را پنجشنبه‌ی گذشته در سالن سینما باور کردم. ظاهرا کنسرت‌های موسیقی پاپ ذائقه‌ی مخاطبان هنر را تحت تاثیر قرار داده است. جیغ و سوت و کف در کنسرت‌های موسیقی پاپ بخشی از اجرا به شمار می‌اید و اگر تماشاچیان ساکت و آرام به اجرای هنرمندان گوش فرا دهند، چیزی کم است. ظاهرا همین مشارکت پر سروصدای بینندگان پاپ به کنسرت‌های موسیقی سنتی هم رخنه کرده و سکوت مورد نیاز را به کیمیا تبدیل کرده است. شاید موسیقی سنتی در دنیای امروز ما غریبه‌ای است که با پلاستیک چیپس و پفک و خِرِچ خِرِچ، میانه‌ای ندارد. اصلا مگر می‌شود آدم دهنش نجنبد و صم و بکم یک جا بنشیند و فقط گوش بدهد و با بغل دستی‌اش حرف نزند؟ پس چه از این بیرون رفتن؟ شما غمباد نمی‌گیرید وقتی دوست‌تان را بعد از مدت‌ها دیده‌اید و کلی حرف برایش دارید و حالا مجبور باشید هیچ نگویید؟ اگر موسیقی سنتی نمی‌تواند با کودکان و اطفال رابطه برقرار کند، لابد یک جایش مشکل دارد وگرنه این نورچشمی‌هایی که توی سالن سینما برای شما و گروه اجراکننده اعصابی نگذاشتند، در کنسرت‌های پاپ با چشمانی از حدقه درآمده مات و مبهوتِ سوت و کف و هورای بزرگ‌ترها بودند. همشهری عزیزی که کودک دلبندت را با خود به کنسرت موسیقی آورده بودی تا همنوا با هر آرشه کمانچه جیغ بکشد، شبی را که قرار بود از قیل و قال دنیا رها شویم و خود را به امواج موسیقی بسپاریم، تباه کردی. مبارکت باشد. تنها جمله‌ای که در پایان اجرا توانستم به نوازندگان و خواننده گروه بگویم این بود: ماهم در مصیبت شما شریک بودیم. خوشبختانه سیرجان اگر مخاطب حرفه‌ای موسیقی سنتی کم دارد، مخاطب خوبی برای دیدن تئاتر تربیت کرده است. این مخاطب سرمایه‌ی اصلی هنر تئاتر است که پیش از این به حفظ و تعالی‌اش هشدار داده‌ام. جمعه‌شب در کنار بخشی از این مخاطبان در پلاتوی نمایش فرهنگسرای شورای شهر، شاهد اجرای تئاتر بودم. البته اگر گرما و کمبود اکسیژن فی‌الجمله مجالی برای تنفس و تمرکز بر آنچه که می‌گذشت، می‌داد، جیغ اما همیشه غیرقابل تحمل است. در فاصله 24 ساعت جیغ از صندلی تماشاگران به صحنه‌ی اجرا نقل مکان کرده بود. شاید بقایای جیغ‌های شب قبل، مرا بیش از پیش حساس کرده بود و آستانه تحملم را پایین آورده بود و آنچه که اکنون به عنوان نارضایتی از صدای بازیگران می‌نویسم با اغراق همراه باشد. امیدوارم دوستان از بنده دلگیر نشوند اما سنت و رویه‌ای غلط در تئاتر ایران جیغ را مجاز و مشروع شمرده است چندانکه هر چه جیغ‌تان گوشخراش‌تر باشد، اعتبار و ارزش هنری کارتان بیشتر است. پنجشنبه و جمعه‌ای که گذشت می‌توانست بهتر باشد اگر جیغ می‌گذاشت.