من فقط در حضور سیگارم  حرف می‌زنم!

 علی عیوضی‌زاده
سلام دخترم، خوبی؟!
نوشته‌ای که هفته گذشته بخشی از سکوهای ورزشگاه فرو ریخته. نوشته‌ای شایعه شده مسئولان گفته‌اند دلیل این اتفاق خطای انسانی بوده. نوشته‌ای احتمالا یک نفر حواسش نبوده و به دیوار تکیه داده و دیوار ریخته از بس که شل بوده...
ساده نباش دخترجان! این‌ها همش توطئه است. مگر خبر نداری فیفا تهدید کرده که ایران باید زنان را به استادیوم‌ها راه بدهد؟ مگر نمی‌دانی مسئولان ما مخالف حضور زنان در استادیوم هستند؟ مسئولان یک دستور محرمانه داده‌اند که سکوهای مربوط به زنان را شل بسازند تا همین‌که زنان نشستند، سقوط کنند و دست و پای همه بشکند. این‌طوری باقی زنان جرات نمی‌کنند به استادیوم بروند و مسئولان هم به فیفا اعلام می‌کنند ورود زنان به استادیوم‌ها آزاد است اما خودشان نمی‌آیند.
راستی فردا برو پیش شهردار و از طرف من از کم‌کاری واحد سد معبر شهرداری شکایت کن. چند بار بهشان نامه دادم و با ذکر دلیل منطقی نوشتم که شوهرمادرت توی معبر زندگی من سد ایجاد کرده و اصلا این مرتیکه مصداق سدمعبر متحرک است و جمعش کنید اما انگار نه انگار.
نوشته‌ای که سگ‌‎گردانی در شهر ممنوع شده است. حتما به مادرت بگو با شوهرش بیرون نرود چون با اخلاق سگی که آن مرتیکه دارد، ممکن است مادرت را به جرم سگ‌گردانی دستگیر کنند.
البته این قوانین ترکیبی هم چیز جالبی هستند. مثلا اگر یک آدم برود قدم بزند، کاری ندارند. اگر یک سگ هم قدم بزند، کاری ندارند اما اگر یک آدم با یک سگ قدم بزند، جرم است.
دخترم! باز هم یادت رفت برایم سیگار بفرستی. یادت باشد داشتن سیگار خیلی واجب است. یادم است وقتی من را گرفتند و گفتند قبول داری که دیوانه‌ای؟ گفتم تا سیگارم را نبینم، یک کلمه هم حرف نمی‌زنم! می‌دانی دخترم، یکی از مشکلات حقوقی تیمارستان این است که وقتی می‌گیرنت، نمی‌گذارند سیگار داشته باشی. فقط وقتی به تو سیگار می‌دهند که دیگر کار از کار گذشته است. حتا شنیدم که گفته‌اند فقط باید از سیگارهایی که خودشان می‌گویند استفاده کنیم. متاسفانه این سیگارها حتا توتون هم ندارند و کاغذ خالی هستند اما قیمت‌شان خیلی زیاد است. پس حتما برایم سیگار بگیر.
قربانت، پدرِ در کف سیگار و دیوانه‌ات!