دوشنبه, 22 مهر 1398

هفته‌نامه شماره 577:  22 مهر ۱۳۹۸

در جستجوی فریده

 فرهنگ و هنر
فیلم «در جستجوی فریده» نماینده ایران در اسکار 2020 روز شنبه همین هفته در سینما قدس سیرجان در گروه سینمای هنر و تجربه به اکران درآمد. سینمای هنر و تجربه پس از چند هفته شروع به کارش در سیرجان حالا مخاطبان خود را پیدا کرده و فیلم در جستجوی فریده با استقبال مواجه شد. خوشبختانه اکران این فیلم یک بار دیگر تمدید شده و علاقه‌مندان می‌توانند امروز (دوشنبه) آن را در ساعت 19 در سینما قدس به تماشا بنشینند. گروه سینماهای «هنر و تجربه» فیلم‌های غیرتجاری را روی پرده می‌برد که اکران این فیلم‌ها می‌تواند دانش سینمایی تماشاگران و کیفیت هنری سینمای ایران را ارتقا دهد.
در سایت سینمای هنر و تجربه در تعریف فیلم هنری و فیلم تجربی آمده: «فیلم هنری» به اثری سینمایی در هر قالب زمانی کوتاه و بلند و داستانی و مستند و انیمیشن و گفته می‌شود که فرم و محتوای آن تمایلات و حساسیت‌ها و کنجکاوی‌های زیبایی‌شناسانه تماشاگران را برانگیزد و ذوق و سلیقه بصری آنان را ارتقا دهد. «فیلم تجربی» نیز به فیلمی اطلاق می‌شود که شیوه‌های تازه‌ای در بیان و روایت سینمایی در آن تجربه شده باشد که سینمای تجاری و عامه‌پسند به سوی آن نمی‌رود. البته برخی از فیلم‌های متفاوت و برتر سینمای بدنه هم که حاوی جنبه‌های هنری و تجربی هستند و به دلیلی امکان این را دارند که جایی در اکران سینمای بدنه پیدا نکنند، می‌توانند در چارچوب این طرح به نمایش درآیند. یکی از فیلم‌هایی که در چند روز گذشته سروصدای زیادی به پا کرده، فیلم مستند «در جستجوی فریده» است. این اولین بار است که یک فیلم مستند نماینده ایران در رقابت‌های جهانی اسکار می‌شود. سینمای ایران تاکنون دو بار توانسته جایزه اسکار را از آن خود کند و هر دو بار هم نام اصغر فرهادی برای دریافت این جایزه مهم سینمایی دیده می‌شود. فرهادی یک بار با فیلم جدایی نادر از سیمین و یک بار هم برای فیلم گذشته توانسته برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شود. پیش از او هم مجید مجیدی برای فیلم بچه‌های آسمان نامزد این جایزه شده بود. انتخاب مستند در جستجوی فریده به کارگردانی آزاده موسوی و کوروش عطایی به عنوان نماینده ایران در اسکار 2020 با حواشی زیادی همراه بود. با توجه به حضور فیلم‌هایی مثل «متری شیش و نیم» از سعید روستایی و «شبی که ماه کامل شد» از نرگس آبیار، انتخاب این مستند انتقادات زیادی را متوجه گروه داوران کرد.
فریده قبل از انقلاب و در حالی که شش‌ماه داشته، در حرم امام رضا رها می‌شود. پس از آن یک زوج هلندی او را به فرزندخواندگی قبول می‌کنند و برای ادامه زندگی به هلند می‌برند. خودش در فیلم می‌گوید: «تضاد از همان دوران کودکی آغاز شد. من چشم آبی و موبور نبودم و این تفاوت در مدرسه و... باعث تمسخر دیگران می‌شد. وقتی که بزرگ شدم خانواده‌ام عنوان کردند که تو فرزند ما نیستی و ما تو را به فرزندخواندگی قبول کردیم.» این تضاد فریده را منزوی می‌کند و از سنین نوجوانی برای جست‌وجوی پدر و مادر واقعی‌اش تلاش می‌کند. فریده پس از گذشت بیش از سی سال از زندگی‌اش در هلند، سرگذشتش را به همراه چند عکس به روزنامه خراسان می‌فرستد و این روزنامه هم به شکل مبسوطی به این موضوع می‌پردازد. کم‌کم افرادی در ایران با فریده آشنا می‌شوند. در این بین سه خانواده که در همان ایام نوزاد خود را در حرم امام رضا رها کرده بودند با فریده تماس می‌گیرند و عنوان می‌کنند فریده فرزند آنهاست. یک دختر جوان هم از طریق وبلاگ فریده با او آشنا می‌شود و آمادگی‌اش را برای میزبانی او اعلام می‌کند. فریده در آستانه چهل سالگی به ایران می‌آید و به مشهد می‌رود...
یکی از نقاط قوت این مستند فیلمبرداری قابل قبول آن است. زاویه‌های انتخابی کارگردانان و فیلمبردار در باورپذیری این مستند نقش به‌سزایی دارد. علی‌رغم اینکه این مستند پتانسیل احساسی شدن به سبک فیلم‌های ایرانی را دارد کارگردانان آن آگاهانه از این کار جلوگیری کرده‌اند. این مستند بدور از هرگونه شعارزدگی چهره واقعی ایران را نشان داده بود و مردم ایران را خونگرم و مهربان معرفی کرده است.