رفع فیلتر تلگرام و رسیدن زنان به آزادی

 امید محمودزاده‌ابراهیمی
یک سالی هست که ادمین‌ کانال خبری نشریه پاسارگاد سیرجان هستم و به عنوان ادمین‌ کانال باید هرخبری را با توجه به منبع آن مورد توجه و نشر قرار دهم.
از صبح روز 16 مهرماه خبری در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که دبیر شورای عالی فضای مجازی خبر از رفع فیلتر تلگرام تا پایان ماه صفر داده بود. عنوان‌ها و کلیدواژه‌ها را در فضای وب و تلگرام سرچ کردم. هیچ منبعِ معتبری این خبر را منتشر نکرده بود و صرفا چند کاربر آن را به صورت شخصی منتشر کرده بودند. صبر کردم تا تایید و یا تکذیب آن منتشر شود. عکس‌های ایسنا از جلسه‌ی چند روز پیش شورای عالی فضای مجازی را به یاد آوردم و احتمال دادم شاید در آن جلسه صحبت‌هایی شده باشد.
در متن خبر منتشر شده از ابوالحسن فیروزآبادی؛ دبیر شورای عالی فضای مجازی که از موافقان صد در صد فیلترینگِ هرچیزی است، به چند موضوع اشاره شده بود که همان پارادوکس‌های ذهنی من بود: «تمامی اعضای شورای عالی فضای مجازی با رفع فیلتر موافق هستند.» این بخش از خبر عجیب بود. چون ترکیب شورای عالی فضای مجازی همیشه مخالفان بزرگی برای «رفع فیلتر هر چیزی» دارد. عنوان «تمامی اعضا» برای رفع فیلتر تلگرام شدیدا شک‌برانگیز بود.
در بخش دیگر خبر به مکاتبات با رییس جدید قوه قضاییه اشاره شده بود. با توجه به دستگیری بیژن قاسم‌زاده، همان بازپرسی که دستور فیلترشدن تلگرام را داده بود، انتظار بر این بود که حکم‌های صادره از سوی وی هم مورد تجدیدنظر قرار گیرد اما رویه قوه قضاییه همان چیزی بود که سخنگوی آن اعلام کرد: «حکمی تغییر نمی‌کند»
عصر همان روز کانال خبری عصر ایران اقدام به انتشار خبر رفع فیلتر تلگرام کرد. بقیه کانال‌های خبری هم با توجه به اعتبار عصر ایران اقدام به انتشار این خبر کردند. رفع فیلتر تلگرام اتفاق مثبتی بود و کمترینِ آن؛ احترام به حق 45میلیون نفری که از آن استفاده می‌کردند. سعی کردم با تزریق امید آن پارادوکس‌ها را کنار بگذارم. خبر را با ذکر منبع در پاسارگادنیوز منتشر کردم و آن را برای هر جایی که می‌شناختم بازنشر کردم. اولین واکنش‌ها تعجب بود؛ «واقعاً؟» «دروغ میگی!» و بعد نفی ناشی از ناباوری؛ «نه نه!»، «از کجا درآوردی؟»، «امکان نداره من اینا رو می‌شناسم.» و بعد هم خوشحالی؛ «یعنی می‌شه؟».
خبر رفع ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه پس از 40 سال و رفع فیلتر تلگرام موجب شد «امیدوار» شوم که اتفاقاتی در جهت اصلاح امور و احترام به حق مردم در شرف وقوع است. تا زمانی که عکس‌ها و فیلم‌های مربوط به حضور زنان در ورزشگاه آزادی را ندیدم باور نمی‌کردم این اتفاق افتاده باشد. تصور داشتم در لحظه آخر دستوری از دادستانی یا هر جای دیگر بیاید و....
زنان آمدند و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد، جز روشن شدن یک چراغ شادی در دل مردم. نیک می‌دانیم چراغ‌های دیگری هم هستند که «باید» در دل مردم روشن شوند. همه چیز رفع فیلتر و ورزشگاه رفتن زنان نیست.‌
جامعه ایران زخم خورده‌ی خبرهای منفی است؛ تحریم، فساد، تورم، گرانی، جنگ، دروغ، توهین به شعور مردم و... روزانه با روح و روان مردمی که نیاز به آرامش دارند بازی می‌کند. وقتی می‌خوانند و می‌شنوند فلان نماینده مجلس که متهم به فساد است همچنان آزادانه فعالیت می‌کند و پست جدید می‌گیرد یا فلان شخص محکوم شده در کنار مسئولان ارشد می‌نشیند، یک زخم و یک ناامیدی به جا می‌گذارد که «آیا امیدی هست؟»،«چرا یک اتفاق خوب نمی‌افتد؟»
حضور زنان در آزادی و رفع فیلترتلگرام نمونه‌هایی از عدالت اجتماعی هستند. اگر از حق‌الناس و بیت‌المال حرف می‌زنیم، نمی‌توانیم از فیلترینگی که هزینه‌ آن از جیب مردم برداشته می‌شود، بی‌تفاوت رد بشویم. اگر بی‌تفاوت باشیم، مبارزه با فساد فقط جنبه نمایشی دارد. بیت‌المال همه‌جا بیت‌المال است، نه فقط جایی که دایره علاقه‌مندی‌ها باشد.
نتیجه‌ی محدودیت‌های پرهزینه از خزانه‌ی ملت فقط جنبه اقتصادی ندارد؛ ضربه به اعتماد اجتماعی و نادیده گرفتن حقوقِ ملت خسارت بزرگ‌تری است.