یکشنبه, 04 آبان 1399

هفته‌نامه شماره ۶۲۵ | ۲۸ مهر ۱۳۹۹

 

 

اشک دیده من و خون دل شما

 رضا مسلمی‌زاده
«امیدوارم با همکاری همه عوامل و مردم خوب سیرجان و کرمان بتوانیم کاری انجام دهیم که در شأن مردم خوب استان باشد.» حرف‌های مجید جلالی از همان جنس حرف‌هایی است که معمولا همه‌ی ما در آغاز به کار به زبان می‌آوریم و هیچکس هم توقع ندارد جز این بشنود. اینها همان تعارفاتی است که در فرهنگ ما رایج است. «به هیچ‌وجه توقع نداشته باشید یک نفر بیاید و آن یک نفر تیم را نجات دهد. همه باید مشارکت کنند؛ مسئولان استان و باشگاه. کار جمعی است و مخصوصا مردم سیرجان. من از آنها توقع دارم، این تیم آنهاست این تیم باید برای جوانان و بچه‌های سیرجان بماند. کنار تیم باشند مثل استادیوم وطنی که مردم به تیم عشق می‌ورزند... من می‌خواهم مردم سیرجان اینجوری به تیم نگاه کنند، دوست دارم فردا جای خالی در استادیوم نباشد و بیایند و تشویق کنند. چرا که این تیم مال آنهاست و منفعت‌های آن به بچه‌های آنها خواهد رسید.» ای کاش این تعارفات آقای جلالی که اندکی بی‌خبر بر روی نیمکت تیم گل‌گهر نشسته است، حقیقت می‌داشت.
آقای جلالی، این تیم وقتی که می‌برد چندان چنگی به دل نمی‌زند، چرا که در نگاه مردم و اهالی ورزش تیمی با این همه ریخت و پاش اگر نبرد جای تعجب است. اما همین تیم وقتی که می‌بازد، غم و غصه‌ی اهالی سیرجان دوچندان می‌شود. چرا که آن همه پولی را که از ثروت و سرمایه شهر خرج این تیم می‌شود، هدر رفته می‌بینند. پولی که می‌توانست با نگاه بهتر جوری خرج شود که حرف شما را به واقعیت نزدیک‌تر سازد آنجا که می‌گویید «منفعت آن به بچه‌های آنها خواهد رسید.» این اشک دیده‌ی من و خون دل کسانی است که از این همه ریخت و پاش بهره‌ای نمی‌برند. فعلا که دنیا به کام کسانی است که هیچ چیز برای‌شان با اهمیت‌تر از حفظ صندلی‌های‌شان نیست. صندلی‌هایی که غصب کرده‌ و با کنار گذاردن افراد لایق به ناحق بر آن تکیه زده‌اند. برای آنها قربانی کردن مربی اولین گام در حفظ صندلی‌های‌شان است و مجیدخان جلالی احتمالا با این چنین مدیرانی در فوتبال فاسد ایران بیش از همه‌ی ما آشناست.
امروز که با دوستی از حذف زودهنگام گل‌گهر از لیگ برتر حرف می‌زدم با پوزخندی حرفم را رد کرد و گفت: «از معجزه‌ی پول بی‌خبری! با خرج بیشتر حفظش خواهند کرد.» البته که او بیش از بنده با زیر و بم فوتبال باشگاهی ایران آشنا و سخنش به حقیقت نزدیک‌تر است. ما سال‌هاست که با این شیوه‌ی مدیریتی خو گرفته‌ایم؛ هزینه‌ی بی‌هنری و سوء عملکردها را با خرج بیشتر از جیب عمومی می‌پردازند. این صندلی به هر قیمت باید حفظ شود و قربانی کردن؛ همکاران، اهالی رسانه، سرمربی و حیف و میل بودجه، عنداللزوم از اوجب واجبات است.
شخصا یکی از عوامل را که باعث می‌شود مجید جلالی، نتیجه‌ی مطلوب و لازم را نگیرد، نبود یا کمبود «قالتاقی» می‌دانم. قالتاقی برای موفقیت در فوتبال ایرانی از نان شب واجب‌تر است بسیار واجب‌تر از لب‌تاب و امثالهم.
روزگاری گل‌گهر به فوتبال پاک و بدون حاشیه مفتخر بود. امیدوارم اندیشه‌های تاکتیکی مجید جلالی گل‌گهر را در لیگ ماندگار کند. وگرنه خرج بیشتر و قربانی کردن یکی از بااخلاق‌ترین و با دانش‌ترین مربیان فوتبال ایرانی گزینه‌ای ناگزیر خواهد بود.