کلاغ‌های شایعه‌ساز

ابوذرخواجویی‌نسب
وصله‌ی ناجوری به‌نامِ‌ سمنگان/ کلاغ‌های شایعه‌ساز بار دیگر بر روی موجِ انتخابات‌ مجلس سوار شده‌اند و دوباره همانِ حکایتِ قدیمیِ تقسیم استان‌کرمان را مطرح کرده‌اند. البته معاون سیاسی و امنیتیِ استانداری، موضوعِ تقسیم استان کرمان را کاملا منتفی اعلام کرده، اما این وسط مشخص نیست چرا هربار این بحث پیش می‌آید، نامِ استانِ جدیدی که بر فرض‌مثال قرار است با مرکزیت سیرجان شکل بگیرد را «سمنگان» می‌نامند. متاسفانه بسیاری تصور می‌کنند که نام قدیمِ سیرجان، سمنگان بوده است. این موضوع این‌قدر ریشه دوانیده که نه ‌تنها مغازه‌ها و شرکت‌هایی با همین نام در سیرجان وجود دارند که حتی شهرکی نیز به‌نامِ سمنگان در شهر ما خودنمایی می‌کند! با وجود این نگاهی به منابع‌تاریخی نشان می‌دهد که این مطلب از اساس نادرست است. دکتر محسن‌پورمختار در همین زمینه نوشته است: سمنگان؛ نام ولایتی است در شمال‌افغانستان امروزی، که سرزمینِ‌ سهراب و مادر او تهمینه است. سمنگان در جغرافیای شاهنامه در توران و در قلمرو افراسیاب واقع است. نامِ کهنِ سیرجان، ظاهراً در اصل، شیرگان shiragaan بوده که به‌تدریج در پارسی به‌ سیرگان و در متون‌ عربی به ‌شیرجان و در نهایت به ‌سیرجان تبدیل شده‌است.
نقطه ته‌خط و تمام!/ عمرِ مربی‌گریِ «مجتبی‌جباری» در گل‌گهرِ سیرجان زودتر از آنچه تصور می‌شد، به‌پایان رسید. جباری محصولِ نونهالان استقلال بود. در روزگاری که هنوز روزگارِ تیم‌های پایه در ایران چنین آشفته و بی در و پیکر نبود. او با تربیت ‌حرفه‌ای و تصوراتِ ایده‌آل‌گرای‌اش، می‌توانست جریان جدیدی در فوتبالِ سیرجان ایجاد کند. البته اگر مدیران باشگاه گل‌گهر با کمی آینده‌نگری و پیشنهادی داندان‌گیر «زیدان‌آسیا» را راضی به ‌ماندن در سیرجان و پذیرش پستِ مدیر تیم‌های پایه‌ی باشگاه می‌کردند.
بحرانِ مطبوعات یا بحرانِ آزادی/ نشریات‌کاغذی در سیرجان به سختی نفس می‌کشند. گواهِ این مدعا؛ تعطیلیِ چند هفته‌ای نشریه‌ی «سخن تازه» به دلیلِ مشکلات مالی‌ است. باقیِ نشریات هم در ظاهر سر پا مانده‌اند و هم‌چنان با معضلاتی هم‌چون گرانیِ کاغذ، هزینه‌ی چاپ، لیتوگرافی و... دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بسیاری از صاحبانِ خرده‌آگهی‌ها با توجه به اوضاعِ خرابِ اقتصادی، دیگر مثل گذشته تمایلی به دادنِ آگهی به نشریات ندارند. این وسط آخرین امیدِ نشریات به اخذ آگهی‌های دولتی و شرکت‌های بزرگ صنعتی است که برخی از آن‌ها نیز با آگاهی از نقطه ضعفِ نشریات با حواله دادنِ وصول آگهی‌ها به چند ماه بعد و البته «گروکشی» سعی می‌کنند استقلالِ نشریات را تحت‌الشعاع قرار بدهند. فارغ از این، بسیاری از نشریاتِ کاغذی سیرجان هم به ‌لحاظ شکلی و هم محتوایی، نیاز به‌بازنگریِ جدی دارند. در غیر این صورت کاش به جانِ درختان رحم کنند و عطای چاپ نشریه را به‌لقایش ببخشند!
فرمولِ موفقیت در سیرجان/ يک جمع نکوشيده رسيدند به مقصد/ يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند. نمی‌دانم این شعر فروغیِ بسطامی را شنیده‌اید یا نه؟ اما اگر استعداد ‌خاصی ندارید و البته ‌هم‌زمان سودای رسیدن به پست و مقام‌های آن‌چنانی را دارید، توصیه می‌شود، همین حالا از «دویدن» دست بکشید. کافی است در آستانه‌ی انتخابات مجلس خود را به یکی از ستادهای انتخاباتی بچسبانید. اگر کمی شانس داشته ‌باشید و نامزد مورد نظرتان برنده‌ی انتخابات شود، به‌ احتمال زیاد راهِ‌تان به یکی از شرکت‌های صنعتی و یا اداراتِ دولتی کج خواهد شد. اگر هم این‌گونه نشد، نگران نباشید. در این شهر به تعداد راه‌های رسیدن به‌خدا، هیئت ورزشی وجود دارد که سر آخر ریاستِ یکی از این هیات‌ها، نصیبِ‌تان خواهد شد. پیشاپیش انتصاب به جا و شایسته جناب‌عالی را که بیانگر تعهد‌، کارآمدی‌، لیاقت و شایستگی‌هاي‌ شما می‌باشد را تبریک می‌گوییم!