طوفان حرف‌ها

 رضا مسلمی‌زاده
پیش‌درآمد سفر رییس‌جمهور به استان کرمان با سخنان آتشین وی در یزد کلید خورد. ظاهرا اتفاقات پشت پرده‌ی سیاست ایران چنان امان از ایشان بریده که اعتدال در سخن را به کناری نهاده و از رازهای مگو سخن می‌گوید. او در این سخنان قول داده از حالا به بعد در سفرهایش بخش‌هایی از پشت‌پرده اتفاقات کشور را بالا بزند و آنها را با مخاطبان خویش در میان بگذارد. این طرز سخن ما را به بهار 96 می‌برد. به همان روزهای پرتب‌وتاب که رقابت‌های انتخاباتی چنان تنور سیاست را سوزان و پر لهیب کرده بود که عنقریب بود دامان بعضی‌ها را بسوزاند. وعده‌ی «بگم بگم»های آن یکی چنان به همگان سرایت کرده بود و چندان پته‌ی یکدیگر را بر آب می‌انداختند که انگار نه انگار در چهل سال گذشته، هر کدام از ایشان در مدیریت این کشور نقش داشته و در خوب یا بد آن سهمی قابل توجه دارند. ظاهرا نطق‌های انتخاباتی میان دو کاندیدای سال 96 اکنون در قالب نطق‌های سران دو قوه حیاتی دوباره یافته است. احتمالا در آینده‌ای نزدیک شاهد پاسخگویی رییس قوه‌ی قضاییه به رییس قوه‌ی مجریه خواهیم بود. چرا که مخاطب اصلی پرسش‌های رییس‌جمهور، قوه قضاییه بود وقتی که از آنها خواست: «حالا که فسادهای میلیون و میلیارد تومانی را رسیدگی می‌کنند، در باره فسادهای میلیارد دلاری هم برای مردم توضیح دهند.»
حالا که حسن روحانی به روزهای اوج انتخابات بازگشته است‏، آیا قرار است شاهد تکرار تاریخ در مداری جدید باشیم؟ دولتی که از پی انتخابات پرشور 96 برآمد، با نطق‌های انتخاباتی ماقبلش چندان نسبتی نداشت. تیم اقتصادی دولت دوم تدبیر‌و‌امید به امید روزهای خوش پسابرجام به قولی برای «درشکه‌سواری» بسته شده بود و رفتارهای ناصواب این تیم اقتصادی پس از خروج دولت امریکا از برجام، چنان شوکی به اقتصاد ایران وارد کرد که تعدادی از رای‌دهندگان آرزوی بازگشت «دولت محمودی» را از دل به زبان آوردند. در حوزه‌ی فرهنگ‌و‌ارشاد و وزارت علوم هم آنچه می‌گذرد، با آنچه وعده داده شده بود، فاصله‌ی بسیار دارد. اینکه هرازگاهی با سخنان توفنده موجی در جامعه ایجاد شود اما در عمل شاهد عقب‌نشینی‌های مکرر باشیم، حاصلی جز یاس و سرخوردگی ندارد. تکرار این فاصله‌ی میان حرف و عمل یعنی؛ آوار سرخوردگی‌های پی‌درپی و این بهترین شیوه برای تحقق اهداف رقیبان سیاسی است.
دولت روحانی بزرگ‌ترین سرمایه‌اش توده‌های مردم بودند. در انتخابات سال 92 که احزاب سیاسی امید چندانی به تغییر وضعیت سیاسی کشور نداشتند، توده‌های مردم با پس زدن یاس نخبه‌گان سیاسی، روحانی را به ریاست‌جمهوری رساندند و البته معذورات وی را هم در تنگناها درک می‌کردند.
اعتماد عمومی بزرگ‌ترین سرمایه‌ی اجتماعی برای اهل سیاست است. این سرمایه از 22 سال پیش تاکنون معطوف جناح اصلاح‌طلب سیاسی کشور بوده و در انتخابات گذشته به جناح اعتدالی اصولگرایان قرض داده شده است. این موضوع را حسن روحانی بیش از همه درک می‌کند و وقتی که در بخش پایانی سخنانش در یزد به تجلیل از خاتمی می‌پردازد، همین معنا را در نظر دارد. ناکامی‌های اقتصادی دولت بخشی از این سرمایه را در سطح عمومی از بین برده و مماشات دولت بر سر مسایل سیاسی و فرهنگی، بخش دیگری از این اعتماد را در بین لایه‌های سیاسی‌تر جامعه زایل کرده است. برای حفظ، بازگرداندن و افزایش این سرمایه‌ی اجتماعی فرصت چندانی باقی نمانده است. ایجاد تناسب بین حرف و عمل و کاستن از تعارف و افزودن بر مبلغ، معقول‌ترین راه برای توجه به مطالبات عمومی است. انتخابات اسفندماه امسال یکی از فرصت‌های بازسازی سرمایه اجتماعی است. برگزاری انتخابات آزاد و سالم در تمامی کشور بخشی از حق ملت ایران است و رییس‌جمهور به عنوان پاسدار قانون اساسی موظف به حفاظت از آن است.
سفر رییس‌جمهور به منطقه‌ی گل‌گهر سیرجان و افتتاح چند کارخانه و پروژه حتما برای عده‌ای بی‌خیر و برکت نخواهد بود. شهرستانی که تعویق در ابلاغ حکم فرماندارش برای عده‌ای موجب ظن و گمان و نگرانی شده، پس از این سفر بهتر می‌تواند در باره آثار این سفر قضاوت کند.