چهارشنبه, 09 مهر 1399

هفته‌نامه شماره ۶۲۲ | ۷ مهر ۱۳۹۹

 

 

گفت و گو با سلمان سلیمانی سرپرست گروه سرحد شرق خراسان:
عهد بستم که این موسیقی را حفظ کنم

 گروه فرهنگ‌وهنر
گروه سرحد شرق خراسان رضوی یکی از گروه‌هایی بود که در سیرجان برنامه اجرا کرد. سلمان سلیمانی دوتار نواخت و عباس اعظمی آواز خواند. با سلمان سلیمانی سرپرست این گروه گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم.
 چندمین بار است که به کرمان می‌آیید؟
دومین بار. پارسال هم آمدم. خود کرمان هم دیشب اجرا داشتیم.
 از کدام شهرستان استان خراسان رضوی در جشنواره شرکت کردید؟
از شهرستان مرزی تایباد در استان خراسان رضوی. من دوتار سرحد شرق خراسان را می‌نوازم. آقای اعظمی آواز محلی خراسانی خواند که من را هم حیرت زده کردند. اجرای عجیبی بود.
 مگر قبلا با هم اجرا نکرده بودید؟
چرا اجرا کرده بودیم. ولی این گام را برای اولین بار می‌خواندند و من می‌گفتم آیا می‌تواند بخواند؟ هنگام خواندن تعجب کردم. از خواننده‌های قدیمی هم تعداد محدودی شاید می‌توانستند چنین آوازی را بخوانند. آواز مولا بود که خواندند. استاد غوث‌الدین جمشیدی یا همان مولای جمشیدی که در تایباد سکونت دارند و 80 سال سن دارند و صاحب سبک هستند، اولین بار این آواز را خواندند. آقای اعظمی درسیرجان با مردمان خوب مقام چهار بیتی مولا را اجرا کردند و بسیار پر شور و هیجان بود که من هم لذت بردم. از خودش هم پرسیدم که ایشان هم از خواندنش بسیار راضی و خوشحال بود.
 چگونه با دوتار آشنا شدید؟
من نبیره مرحوم استاد نظر‌محمد سلیمانی هستم. جد من پایه‌گذار و کسی بود که در دهه چهل و پنجاه، موسیقی شرق خراسان را توسط خانم فوزیه مجد به دنیا شناساند.
 با حاج قربان سلیمانی نسبتی دارید؟
نه، ایشان مال شمال خراسان و قوچان هستند و ما شرق خراسان هستیم و خویشاوندی نداریم. من در خانواده‌ای بزرگ شدم که همه به شکل سینه به سینه دوتار می‌زدند. در شجره‌نامه خانوادگی ما از دویست سال قبل همه دوتار می‌زدند و آقاجان (پدر) من تنها نسلی بودند که ساز نزدند.
 چرا؟
وقتی از ایشان می‌پرسند می‌گوید من جزو شنوندگان محترم بودم. (می‌خندند)
 عمو ندارید؟
ندارم. فقط پدرم بود.
 شما چگونه یاد گرفتید؟
من درپنج، شش سالگی نوارهای کاست را که مال سال‌های 1345 و 1346 بود می‌گذاشتم و آواها و نواها در گوش و جان من سپرده شد. از سن شش هفت سالگی با مادر‌بزرگ پدری کار کردم. ایشان یک آوازه‌خوان حرفه‌ای بودند. ایشان می‌خواندند و به من هم می‌گفت ساز بزن. اوایل وقتی پنج، شش ساله بودم دست به ساز جدم می‌زدم مادر‌بزرگ می‌گفت به ساز دست نزن این یادگاری جدت است و خراب می‌شود ولی من یواشکی برمی‌داشتم. اما کم‌کم وقتی ایشان دیدند که من دارم ساز می‌زنم و یاد دارم خوش‌شان آمد. مادربزرگم دید من استعداد یادگیری دارم و نوارها را آورد و گفت این نواها را گوش بده، اینها را جدت زده، پیش درآمد نوایی (آهنگ مشهور نوایی) را جدت آهنگسازی کرده. من می‌زدم و مادربزرگم آواز نوایی را می‌خواند. لالایی‌ها و مقام‌های مختلف را می‌خواند و من گوشی آشنا شدم. ایشان صدای بسیار دلنشینی داشتند و متاسفانه سال 94 فوت کردند.
 ساز استاد نظر‌محمد چه شد؟
مال من است. الان هم با همان دوتار اجرا کردم. این ساز خیلی خیلی با ارزش است.
 چند سال دارید؟
من 28 سال دارم و 22 سال است که کار می‌کنم.
 در جشنواره‌ها مقام هم کسب کرده‌اید؟
در جشنواره‌های بین‌المللی زیادی شرکت کرده‌ام و در بخش جوان هر ساله اول می‌شوم. حدود هشتاد افتخار کسب کرده‌ام.
 شغل‌ات چیست؟
من ساکن مشهد و تایباد هستم. الان مدرس موسیقی در تهران، مشهد و تایباد هستم. هنرجوی خارج از کشور هم دارم که از طریق اسکایپ به آنها دوتار یاد می‌دهم. این ساز اصیل سرحد شرق خراسان را می‌خواهم به همه بشناسانم. با خودم این عهد را بستم که این موسیقی را حفظ کنم. این موسیقی طی قرن‌ها به دست ما رسیده و ما باید درست به نسل‌های آینده منتقل کنیم.
 درآمدت از کجاست؟
من سازنده ساز دوتار هم هستم. البته مهندسی کامپیوتر خوانده‌ام و کار می‌کنم. در هنر در قید و بند مال نیستم و فقط می‌خواهم این موسیقی را حفظ کنم و به نسل‌های آینده انتقال دهم که از بین نرود.
 ازدواج کرده‌اید؟
نه نکرده‌ام. می‌خواهم به خاطر نسلم ازدواج کنم که این نسل بماند و ساز زدن را ادامه بدهند.
 برادر ندارید؟
یک برادر داشتم که متولد 1364 بود. ایشان در آبان سال 1396 در خانه خودمان دچار گازگرفتکی شد و فوت کرد و من تنها نسل بازمانده برای حفظ این ساز هستم. ایشان یک نوازنده بسیار قوی دوتار بودند و خیلی حرفه‌ای می‌نواختند.