تحلیل عوامل و پیامدهای قتل در ایران از زبان هوشنگ پوررضاقلی:
دوست بد وجود ندارد

 حسین اطمینان
«دو نفر که در سال‌های 92 و 96 در سیرجان مرتکب قتل شده بودند، هفته گذشته در زندان‌های کرمان و سیرجان قصاص شدند.» این مهم‌ترین حادثه‌ی هفته گذشته سیرجان بود که افکار عمومی را جریحه‌دار کرد. اما دلایل وقوع قتل چیست و چگونه می‌توان از این حادثه که بهای زیادی به جامعه تحمیل می‌کند جلوگیری کرد؟ آیا قصاص بازدارنده است و می‌تواند از قتل‌های بعدی جلوگیری کند؟ این سؤال‌ها را هوشنگ پوررضاقلی کارآگاه ارشد بازنشسته مبارزه با جرایم جنایی در گفت‌وگو با پاسارگاد پاسخ می‌دهد:
 آیا قتل، حادثه‌ای قابل پیشگیری است؟
به غیر از قتل‌های زنجیره‌ای و سریالی که همانند یکدیگر انجام می شوند، سایر انواع قتل‌ها به عنوان یک پدیده منحصر به‌خود است و مشابه هم نیستند وحتما تفاوت‌هایی دارند. هر قتل با انگیزه‌ و با نوع ارتکاب مربوط به خودش طراحی و اجرا می‌شود. آنچه که در جامعه ما مطرح است اساسا قتل‌های زنجیره‌ای و سریالی نبوده و جامعه ما مستعد این نوع قتل‌ها نیست. قتل‌های زنجیره‌ای و سریالی در قیاس با جوامع دیگر کمتر است و در طول تاریخ جنایی کشور هم انگشت‌شمار هستند. یعنی قتل‌های زنجیره‌ای در صد سال گذشته به 100 فقره هم نرسیده‌اند. سال‌ها و حتی دهه‌هایی بوده که اصلا قتل زنجیره‌ای و سریالی وجود نداشته است. موضوع قابل تامل این که قتل‌های انفرادی، جامعه ما را آزار می‌دهد. قتل‌های انفرادی یا با طراحی و تصمیم قبلی است و یا بدون طراحی و تصمیم قبلی به وقوع می‌پیوندند.
 کدام یک بیشتر است؟
بنا به تجربه من که متاثر از سه دهه مبارزه با جرایم جنایی است، تعداد قتل‌های بدون طراحی و دلیل قبلی از قتل‌های دارای نقشه قبلی بیشتر است.
 در کل بروز قتل‌های بدون نقشه قبلی نشان‌دهنده افزایش سطح پرخاشگری، نداشتن کنترل خشم، پایین بودن آستانه تحمل و... نیست؟
همه اینها موثر هستند. یکی از علایمی که می‌توان فهمید سطح پرخاشگری بالاست تعداد مشاجره‌ای است که در اجتماع رخ می‌دهد. مشاجره یک سیکل دارد که از کم‌شدت، تبدیل به مشاجره پر‌شدت و بعد منازعه کم‌شدت و بعد منازعه پرشدت و درآخر هم منجر قتل می‌شود. الان خیلی از قتل‌های ما این سیکل را طی می‌کنند. حتی دیده شده از یک متلک‌پرانی ساده راجع به نحوه خوردن بستنی در پارک این سیکل طی شده و به قتل منجر شده است.
 شما مصرف مشروبات الکلی در بین جوانان را در نزاع‌ها و بالطبع در قتل‌ها مؤثر می‌دانستید.
برای وقوع یک قتل مسایل مختلفی دست به دست هم می‌دهد. رواج پنهان و غیر‌قابل‌کتمان مصرف مشروبات الکلی یکی از این مسایل است. من همچنان اعتقاد دارم مشروبات الکلی دارد از جامعه ما قربانی می‌گیرد. یک عده با مسمومیت از بین می‌روند و یک عده دچار بیماری‌های کبدی می‌شوند. مصرف مشروبات الکلی در سیکل مشاجره، منازعه، قتل هم نقش دارد و بسیاری از قتل‌ها که با یک مشاجره ساده آغاز و منجر به قتل می‌شود، در لحظه مستی و لحظه نبود مطلق عقلانیت و اراده رخ داده است. به نظر من تحریم شرعی مشروبات الکلی به همین دلیل است که لحظه استقرار مستی مساوی است با لحظه نبود مطلق عقلانیت و این به‌طرز غیر‌قابل‌مهاری جرم‌زاست.
 درست است که هر قتلی الگوی منحصر به خود را دارد ولی می‌توان کارهایی انجام داد که اختلالات روانی کاهش پیدا کند و قتل کمتر شود.
حتما تاثیر دارد. از طرف متخصصان روانشناسی یک پایش در سطح ملی انجام شده که میزان اختلالات روانی در ایران را بین 23 تا 25 درصد اعلام کرده‌اند. موضوع مهم اینکه در جامعه ما اختلالات روانی تابوست و همه این موضوع را پنهان می‌کنند. ما اگر دست‌مان بشکند با افتخار آن را نشان می‌دهیم و به دکتر می‌رویم، ولی اگر جایی از روح‌مان بشکند آن را پنهان می‌کنیم و دکتر نمی‌رویم. من این 23 درصد را هم مطمئن هستم که یک عدد واقعی نیست و می‌تواند بیشتر باشد. موقعی که این سطح اختلالات روانی در جامعه داریم و به درمان هم مقاومت داریم، قطعا مشکلاتی به‌وجود می‌آید. من شاهد یک مورد از همین مقاومت‌ها نسبت به اختلالات روانی بودم. بچه مقطع ابتدایی مبتلا به اختلالِ «دگرآزاری» بود و موقعی که به پدرش گفتند فرزندتان را به روانشناس نشان دهید، گفت؛ هفت جدتان دیوانه است و بچه‌اش را از مدرسه برد.
 گروه همسالان و دوستان در این موارد نقش ندارد؟
گروه همسالان و معاشران به‌قدر زیادی نقش دارد. نتیجه تحقیقات مسلم علمی ثابت کرده شما همانند پنج نفری هستید که با آنها معاشرت ‌می‌کنید. بنابرین معاشران و محافل همسالان بسیار می‌تواند در نوع رفتار فرد تعیین‌کننده باشد. تاثیر مثبت و منفی همسالان بسیار اساسی است.
 ما شاهد قتل‌هایی در سیرجان بوده‌ایم که گروه همسالان قاتل را تحریک به قتل کرده‌اند.
زیر سؤال بردن توانایی هر فرد خیلی نقش دارد. یک نوجوان مواد مخدر مصرف نمی‌کند شما اگر به او بگویی از مادرت می‌ترسی، توانایی او را زیر سؤال برده‌اید و در نتیجه او برای اینکه توانایی‌اش را اثبات کند، این کار را انجام می‌دهد. زیر سؤال بردن توانایی‌ها منجر به عکس‌العمل هیجانی و تقابلی در فرد می‌شود. شما وقتی توانایی فرد را زیر سؤال ببرید آن فرد سعی می‌کند توانمندی‌اش را به نمایش بگذارد، چه مثبت و چه منفی.
 مسایل اقتصادی در قتل‌ها نقش ندارد؟
در منازعات بین افراد از منازعه زن و شوهری تا منازعه خیابانی، از عمق منزل تا عمق خیابان، نمی‌شود نقش عنصر معیشتی و اقتصادی را نادیده گرفت. همیشه کاهش توان اقتصادی منجر به عصبانیت و خشونت می‌شود. محصول کاهش توان اقتصادی و کاهش قدرت خرید، کاهش امید به آینده است. انسان یک سری نیازمندی دارد، موقعی که نتواند این نیازمندی‌ها را برطرف کند، تبدیل به یک عنصر پرخاشگر می‌شود. ناکامی هم در همین مقوله مطرح است. این نوع برجسته ناکامی است که حقیقتا جرم زاست.
 پس بیکاری هم می‌تواند در نزاع و بروز قتل موثر باشد.
بیکار هیچ جایگاه اجتماعی ندارد که اگر اقدام مجرمانه‌ای مرتکب شد و یا اگر رفتار نابهنجاری انجام داد، به آن جایگاه اجتماعی لطمه وارد شود. یک کارمند هر رفتاری را انجام می‌دهد، جز رفتاری که به هویت کاری‌اش لطمه بخورد. یک کاسب از هر کاری که به جایگاه اجتماعی‌اش لطمه بزند، پرهیز می‌کند. اما کسی که بیکار است از انجام هیچ کاری ابایی ندارد. کلافگی، سردرگمی، نامعلومی نحوه گذران زندگی و بی‌هدفی باعث می‌شود فرد از ارتکاب رفتارهای ممنوعه و حتی مجرمانه ابایی نداشته باشد.
 نقش خانواده برای پیشگیری چیست؟
خانواده تا زمان فصل تربیت می‌تواند مؤثر باشد. اگر از فصل و موعد تربیت گذشت، انتظار رفتارهای بازدارنده از خانواده، یک انتظار نشدنی و در حد شعار است. خانواده می‌تواند در بازه زمانی فرد را مهیای ورود به اجتماع کند و نقش خانواده بنیادین است.
 تا چند سالگی فصل تربیت خانواده است؟
به نظر من تا سن اطاعت‌پذیری، حداکثر تا سن ده سالگی. بعد از آن شخصیت شکل گرفته است.
 نقش جامعه چیست؟
از این به بعد جامعه و معاشران و گروه‌های همسالان مؤثر است. من در فرایند رشد بشر هیچ عنصری را به اندازه معاشران مؤثر نمی‌دانم. یک اشتباهی است که می‌گویند؛ «دوست بد»! اما دوست بد وجود خارجی و واقعی ندارد. در تعریف دوست آمده آن کس که خیر انسان را می‌خواهد. ما از دوست آسیب نمی‌بینیم. معاشر بد معنا دارد نه دوست بد. ما در گفتمان اجتماعی و حتی رسمی، بین معاشر و دوست تفاوت نمی‌گذاریم و مثلا می‌گوییم دوست بد ما را بدبخت کرده است. در حالی که دوست، فقط دوست است و خیرخواه، آن که بدخواه است، دوست نیست. معاشر است آن هم معاشر بد. معاشران اثرگذارترین پدیده حیات یک فرد هستند. شما اگر به موفق‌ترین انسان‌ها مراجعه کنید، حتما معاشران خوبی داشته‌اند و اگر روند زندگی افراد ناموفق را بررسی کنید، حتما معاشران بدی داشته‌اند.
 برای انتخاب معاشران چه باید کرد؟
برمی‌گردد به همان دوران تربیتی و شکل‌گیری شخصیت فرد.
 مسئولان ما چه نقشی در کاهش اختلالات روانی در جامعه دارند؟
اول اینکه اختلالات روانی را به رسمیت بشناسند و خدمات روانشناسی را ارزان کنند. خدمات روانشناسی باید در قالب پروتکل‌های اجباری قرار بگیرد. در جوامع پیشرفته برخی معاینات برای برخی سنین اجباری است. مثلا کولونوسکوپی برای بازه سنی بالای 50 سال هر سه سال یک بار اجباری است. این اجبار منفعت فرد و جامعه را به همراه دارد. باید درمان‌های روانشانسی در جامعه ما از حالت تابو و انگ در‌بیاید و در حد بیماری‌های فیزیکی به رسمیت شناخته شود. سهولت درمان برقرار شود. از سنین پایین پیمایش روانی و روحی بچه‌ها در دستور کار خانواده و ساختارهای بهداشتی قرار بگیرد. فردی را سراغ دارم که دفترچه بیمه‌اش را پنهان می‌کند و برای درمان به یک استان دیگر می‌رود و چندین برابر هزینه می‌کند. چرا باید چنین باشد؟ بعضی روانشناسان ویزیت ساعتی سیصد و چهارصد هزار تومان دارند که فرد برای مراجعه منصرف می‌شود. حاکمیت باید نظارت کند، آسان سازی و ارزان‌سازی شود.
 هفته گذشته دو نفر که در سال های قبل در سیرجان قتل انجام داده بودند اعدام شدند، وقتی که فرد می‌داند قصاص وجود دارد چرا قتل انجام می‌دهد؟
در قتل‌هایی که با طراحی قبلی انجام می‌شود و فرد هزینه‌های قتل را پذیرفته و می‌داند که اعدام می‌شود، ممکن است اطلاع داشتن تاثیر داشته باشد اما در قتل‌های ناخواسته همیشه فرد بعد از ارتکاب، بالاترین سطح پشیمانی را دارد. ستاندن جان قاتل یک حق مسلم است، این در نص صریح اسلام هم آمده ولی بلافاصله بعد از قصاص توصیه به عفو شده و عفو برتر شناخته شده است. موضوع مهم اینکه افراد باید بدانند مصرف مشروبات الکلی و خشمِ کنترل‌نشده حتما ما‌به‌ازا دارد و این ما‌به‌ازا ممکن است جان یک نفر باشد. سیاست‌های دینی و حاکمیتی ما معطوف به عفو است. هفته گذشته بالاترین مقام قضایی استان خبر بخشودگی یک نفر قاتل بعد از 17 سال را با افتخار اعلام کردند. یعنی حاکمیت ما هم بر عفو تاکید دارد و یک ارزش و هنجار ارزشمند است.
 قصاص برای جامعه پیامد دارد؟
اگر پیامد نداشت بلافاصه بعد از قصاص عفو قرار نمی‌گرفت. دوم اینکه در بسیاری از گروه‌های اجتماعی سلسله انتقام‌های بعدی را به همراه دارد. خصوصا جایی که فرهنگ قبیله‌ای، عشیره‌ای و طایفه‌ای حاکم است. در دهه 70 در یک منطقه یک قتل منجر به طراحی و اجرای 12 قتل در دو سال از طرفین شد؛ یک در برابر یک! در آخر هم حاکمیت مداخله کرد و صلح برقرار شد. مسئله مهم اینکه در قتل، افراد هیچ‌وقت نباید خانواده قاتل را قضاوت کنند. در دهه 70 در دادسرا حضور داشتم و یک نفر رهگذر از مراجعان، پدر مقتول را که حاضر به رضایت نبود، مسخره کرد که حالا اگر قاتل فرزندت را بکشی مگر بچه‌ات زنده می‌شود؟ دو ماه بعد فرزند خودش به قتل رسید و رضایت نداد. معلوم نیست ما خودمان جای افراد در حالت‌های مختلف قرار بگیریم، چه تصمیمی اتخاذ کنیم.
 قصاص تا چه حد بازدارنده است؟
در مورد قتل‌های با طراحی قبلی به نظرم بازدارنده است ولی تصور می‌کنم در قتل‌های ناخواسته هیجانی و کنترل‌نشده نتیجه ندارد. روی هم رفته و در سر‌جمع رفتار بشری و تجربه طولانی مدت اجتماعی، کیفر یک عامل بازدارنده مطلق و نابودگر ناهنجاری ها نیست.
قصاص، پیامد منفی روی افکار عمومی ندارد؟
حتما افکار عمومی جریحه‌دار می‌شود. اما اگر فکر کنیم خبر یک اعدام یا یک قصاص می‌تواند از قتل‌های بعدی جلوگیری کند، تجربه بشری می‌گوید این‌گونه نیست. در سال‌های 90 تا 91 سه پرونده سریالی تجاوز همزمان در کرمان پیگیری می‌شد. متجاوز اولی که دستگیر و اعدام شد. شش‌ماه بعد متجاوز دوم هم دستگیر شد و یکی از همکاران مدعی شد متجاوز دومی را در مراسم تشییع جنازه متجاوز اولی دیده است. من باور نکردم وقتی از متهم سؤال شد، گفت: من رفته بودم سرنوشت همانند خودم را ببینم. این آدم 48 ساعت بعد از اعدامِ همانند خودش، جرم بعدی را انجام داد. این یعنی فرد اگر آگاهانه ارتکاب جرم و تمامی هزینه‌های مترتب بر آن را محاسبه کند و بپذیرد، مجازات بازدارنده نخواهد بود.