چاپ

گفت‌وگو با مهدی نظری برادر جانباخته اعتراض اخیر سیرجان
جواد وارد حاشیه نمی‌شد و بسیار سالم بود

جواد اسمی بود که دوستان و آشنایان به آن صدایش می‌زدند وگرنه اسم شناسنامه‌ای‌اش روح ‍‌الله بود. پدر سه فرزند بود؛ دو دختر و یک پسر. دختر بزرگش کلاس اول راهنمایی است، پسرش اول دبستان و دختر کوچکش تنها سه سال دارد. جواد؛ اهل صوغان، از توابع شهرستان ارزوئیه بافت چند سالی بود که همشهری سیرجانی‌ها شده بود. شغلش کابینت‌سازی بود. روز حادثه از کابینت‌سازی‌اش به خانه برمی‌گشت. عصر جمعه یکی از مشتریان قدیمی برای گرفتن اندازه کابینت‌ها زنگ می‌زند. جواد می‌رود کارگاه، وسایلش را برمی‌دارد و به سراغ مشتری می‌رود. بعد از اندازه‌گیری برمی‌گردد کارگاه، وسایل را می‌گذارد و راهی خانه می‌شود. خانه جواد، نزدیک پلیس‌راه است؛ ابتدای شهرک کوثر. وقتی به پلیس‌راه می‌رسد، جمعیت معترض در صحنه هستند. تاکسی نمی‌تواند جلوتر برود. جواد تصمیم می‌گیرد مسیر را پیاده طی کند. مسیر خانه‌اش با جمعیت یکی است. همراه جمعیت می‌شود و از آن‌ها می‌شنود ماجرای تجمع چیست. در حین رفتن از کوچه پشت پمپ بنزین، به روایت یک دوست، ناگهان جواد به زمین می‌افتد. می‌گویند گلوله‌ای از پشت به سرش اصابت می‌کند و جواد جابه‌جا می‌میرد؛ به همین تلخی.
مهدی؛ برادر جواد نظری به پاسارگاد می‌گوید از طریق فضای مجازی متوجه ماجرا شده. فکرش هم سخت است. فیلمی را در فضای مجازی باز کنی و با جسد به خون آغشته برادرت روبه‌رو شوی. مهدی می‌گوید طبق گفته فرماندار هنوز عامل تیراندازی مشخص نشده و تحقیقات ادامه دارد.
مهدی از آرزوهای جواد می‌گوید. از زمینی که به تازگی خریده بود و به همراه پدرش می‌ساخت تا سرپناه فرزندانش باشند. مهدی می‌گوید جواد اهل تجمع نبود. با تخریب مخالف بود. می‌گوید مسئولان از جمله فرماندار و دادستان تمام بیوگرافی جواد را درآورده بودند، با اقوام، آشنایان و همسایه‌ها صحبت کرده بودند تا متوجه شوند احتمال داشته جواد جزو اغتشاشگران باشد یا نه.
او از زبان سرپرست فرمانداری سیرجان می‌گوید که تمام فیلم‌ها و عکس‌های مربوط به تجمع جمعه‌شب چک شده و همه یقین کردند جواد جزو معترضان شناسایی نشده است. مهدی برای اثبات این موضوع تاکید می‌کند آن‌ها جزو خانواده شهدا هستند. دو عمو، یک دایی و یک پسرعموی جواد جزو شهدا هستند. مهدی می‌گوید نمایندگان کهنوج، بافت، کرمان، جیرفت  و سیرجان پس از اطلاع از مشکل با او و خانواده‌اش همکاری داشتند. مهدی می‌گوید مسئولان سیرجان از جمله دادستان و فرماندار نیز تا این لحظه با آن‌ها همکاری خوبی داشته‌اند اما توقع دارند این همکاری تا مشخص شدن جزئیات ماجرا و یافتن مقصر ادامه داشته باشد. مهدی در پاسخ به این سوال که آیا از سوی افراد یا نهادهایی تحت فشار قرار گرفته‌اند یا خیر؟ می‌گوید اصلا. ما خون برادرم را به حرف زور و به ظلم نمی‌فروشیم. هیچ فشاری روی ما نبوده و حتا کسی هنوز اطلاع ندارد ما داریم با شما مصاحبه می‌کنیم.
به گفته مهدی، جسد جواد برای دفن به صوغان بازمی‌گردد. مهدی می‌گوید نمی‌خواهد دفن برادرش در سیرجان موجب اغتشاش یا سوءاستفاده برخی افراد شود. او تاکید می‌کند که جواد عضو هیچ حزب و جریانی نبود و نمی‌خواهند برخی بیایند و با اغراض سیاسی جواد را به خود منسوب کنند. او تاکید می‌کند هیچکس حق ندارد از خون برادر من به نفع خودش استفاده کند. جواد طرف هیچکس نبود. وارد حاشیه نمی‌شد و بسیار سالم بود. او در حالی‌که پنهانی بغض کرده، می‌گوید: پدر من پنج تا پسر داشت، یکی را در راه خدا خمس داد.