علی‌اصغر سید‌آبادی، نویسند در گفت‌وگو با پاسارگاد:
کسانی که می‌گویند سرانه مطالعه پایین است خودشان کتاب نمی‌خوانند

 حسین اطمینان
روز کتاب و کتاب‌خوانی را پشت سر گذاشته‌ایم. با جست‌وجو در اینترنت می‌توانیم آمارهای گوناگونی از میزان مطالعه در کشور پیدا کنیم. این آمارها از روزانه چهار تا 20 دقیقه متغیر هستند. کتاب‌خوانی در ایران آنچنان طرفداری ندارد و اکثر جامعه‌شناسان و روانشناسان به این موضوع اذعان دارند. البته آنان بیشتر مشکلات کشور را از آگاهی نداشتن مردم می‌دانند و آگاهی هم ریشه در کتاب‌خوانی دارد. برخی از کارشناسان معتقدند هنوز بسیاری از مردم ضرورت کتاب‌خوانی را درک نکرده و به همین دلیل نیازی به کتاب خواندن احساس نمی‌کنند. اما کدامیک از این آمارها معتبر هستند؟ چرا ما کتاب نمی‌خوانیم؟ علی‌اصغر سیدآبادی نویسنده و نامزد جایزه «آسترید لیندن‌گرن»  (معتبرترین جایزه کتاب کودک جهان) در گفت‌وگو با پاسارگاد به این سؤال‌ها پاسخ می‌دهد. او که چندین طرح از جمله پایتخت کتاب، جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی و... را برای افزایش سرانه مطالعه در ایران پایه‌ریزی کرده معتقد است؛ همین افرادی که می‌گویند سرانه مطالعه در ایران پایین است خودشان کتاب بخوانند وضع کتاب‌خوانی ما بهتر می‌شود. گفت‌وگو با این نویسنده در ادامه می‌آید.
 با جستجو در اینترنت به آمارهای متناقضی از سرانه مطالعه در ایران مثلا سه دقیقه، پنج دقیقه، 12 دقیقه و 20 دقیقه برخورد می‌کنیم، این آمارها چگونه به وجود آمده‌اند و کدامیک به واقعیت نزدیک‌اند؟
من اطلاع دقیقی ندارم که این آمارها از کجا می‌آیند و باید هر کدام را جداگانه بررسی کرد. اما اشکال در اعلامِ آمارهاست. ممکن است هر نهادی بر اساس یک منطق، آماری تولید کند ولی وقتی توضیح می‌دهد که مثلا آمار مطالعه چند دقیقه است باید آن منطق را تشریح کند. مثلا بگوید منظور از مطالعه چه بوده؟ چه چیزهایی مطالعه حساب و یا حساب نشده است. به نظر من تا الان نزدیک به واقع‌ترین‌کاری که در رابطه با میزان سرانه مطالعه در کشور انجام شده در واقع پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان است که میزان مطالعه روزانه ایرانیان را حدود دوازده دقیقه و خورده‌ای اعلام کرده است. در این آمار استان به استان هم متفاوت بوده و نتیجه آن در سایت قابل مشاهده است. این آمار قابل‌اتکاترین آمار موجود در ایران است.
 کتاب‌های درسی هم در این پیمایش لحاظ شده‌اند؟
 نه. این پیمایش مربوط به کتاب‌های غیر درسی است. خوشبختانه یک کار هم به اسم پیمایش مصرف فرهنگی در پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات انجام شده که در همین هفته نتایج آن منتشر خواهد شد که این پژوهش هم نزدیک‌ترین نتایج را دارد و کاملا علمی است.
 با توجه به آماری که اعلام کردید و به واقعیت نزدیک است ما در جهان چه وضعیتی داریم؟
پایین و بالا بودن آمارها در جهان را باز هم هدف شما تعیین می‌کند. بستگی دارد چه می‌خواهید و یا چه کاری انجام می‌دهید و بر اساس چه این آمار بالا و پایین است. یک نکته‌ی دیگر شما وقتی آمار مطالعه و این جور آمارها را مقایسه می‌کنید باید منطق رسیدن به این آمار یکی باشد. مثلا ببینید در کشورهایی کتاب‌های درسی، مهارت‌آموز و کتاب‌های مربوط به کار را موقع پژوهش جدا می‌کنند و بعد آمار می‌گیرند وقتی می‌خواهیم مقایسه بکنیم باید ببینیم اینجا هم همان اتفاق می‌افتد؟ پس کمی سخت است که بتوانیم این مقایسه را انجام دهیم. اول باید بدانیم آماری که ما اعلام می‌کنیم و آماری که آنها اعلام می‌کنند با یک منطق تهیه شده است یا نه؟ اما با این حال ایران از بعضی کشورها که سرانه مطالعه بالایی دارد پایین‌تر و از برخی کشورها بالاتر است. اگر بخواهیم جهانی نگاه کنیم جزو کشورهای خیلی پایین نیستیم ولی جزو کشورهای بالا هم نیستیم. ولی چیزی که مشخص است این که میزان کتاب خوانی مطلوب خودمان نیست.
 با کارشناسان هر رشته‌ای که صحبت می‌کنیم یکی از دلایل مهم مشکلات را وجود سرانه پایین مطالعه در کشور اعلام می‌کنند این موضوع واقعیت دارد؟
وقتی همه با هم می‌گوییم کم کتاب می‌خوانیم، یعنی انتظار از خودمان این است که بیشتر کتاب بخوانیم. من فکر می‌کنم در رابطه با سرانه مطالعه چیزی که برای خودمان مطلوب است پایین است. اما اگر تمام کسانی که می‌گویند سرانه مطالعه پایین است خودشان مطالعه کنند اوضاع بهتر می‌شود. یک وضعیت است که همه کسانی که انتقاد می کنند خودشان هم خیلی کتاب نمی‌خوانند. اگر ما فکر می‌کنیم سرانه مطالعه پایین است خب بیشتر کتاب بخوانیم و اطرافیانمان را تشویق کنیم که بیشتر کتاب بخوانند. برای این موضوع باید تلاش کنیم، اگر تلاش کنیم و زحمت بکشیم اوضاع خیلی فرق خواهد کرد.
 با یکی از جامعه‌شناسان که صحبت می‌کردم می‌گفت، مشکل ما الان این نیست که مردم عادی کتاب نمی‌خوانند؛ مشکل این است که مسئولان، فرهیختگان و قشر دانشگاهی‌مان هم کتاب نمی‌خوانند و این به جامعه ضرر  زیادی می‌زند.
من در این مورد نمی‌دانم. مطالعه‌ای در این خصوص انجام نشده که اینها را از هم تفکیک بکند. مطالعه‌ای نیست که اساتید و مسئولان را جدا کرده باشند و ببینند بین نخبگان و مسئولان کمتر کتاب می‌خوانند یا نه. طبیعتا چیزی که می‌توان گفت این است که نقطه ما از نقطه مطلوب کمتر کتاب می‌خوانیم. مدیران، نخبگان، اساتید، معلمان و مردم عادی همه در همان طیفی قرار می‌گیرند که کمتر کتاب می‌خوانند. همه با هم کم کتاب می‌خوانیم شاید این حرف بر اساس مطالعه‌ای باشد اما استنباطی درست نیست. مثلا دور و بر من چهار مسئول باشند که کتاب بخوانند و دور بر کسی کتاب نخوانند. ما باید بر اساس شواهد علمی حرف بزنیم ولی در این رابطه من شواهد علمی‌ای ندیده‌ام.
 شما فرمودید که از نقطه مطلوب کمتر کتاب می‌خوانیم، چرا این‌گونه است؟ آیا ما هنوز ضرورت کتاب‌خوانی را درک نکرده‌ایم؟
دلایل متعددی وجود دارد. مثلا ما یک‌سری دلایل جهانی داریم که همه جای دنیا با آن درگیرند. مثلا رسانه‌های رقیب کتاب، فضای مجازی و استفاده بیشتر از اینها که سرانه مطالعه را پایین آورده است. یک‌سری دلایل ملی داریم مثل نگاه آموزش و پرورش به کتاب، چون نگاه آموزش و پرورش تک‌کتابی و متمرکز است، خیلی فضا به مطالعه و خواندن کتاب‌های دیگر نمی‌دهد. یا نگاه خانواده‌ها به کتاب خواندن. البته دلایل سیاسی و اجتماعی هم در این موضوع دخیل‌اند. موضوع دیگر اینکه در فضای  اجتماعی ما جایگاه کتاب‌خوان‌ها و کتاب‌نخوان‌ها خیلی فرقی نمی‌کند. علاوه بر این‌ها دلایل محلی هم در هر منطقه اهمیت دارند و باید بررسی شود. مثلا در پیمایش ارزش‌ها ونگرش‌ها نشان می‌دهد یک استان داریم که سرانه مطالعه آن چهار دقیقه در روز و یک استان هم داریم که 24 دقیقه در روز کتاب می‌خوانند. دلایل محلی هم وجود دارد که باید مطالعه شود. متاسفانه مطالعه جدی در زمینه چرایی کتاب نخواندن هم انجام نشده است.
 این که شبکه‌های مجازی رقیب کتاب شده‌اند درست است. اما همین شبکه‌های اجتماعی با راه‌اندازی گروه‌های کتابخوانی، کتابفروشی‌های اینترنتی و ... در بالا بردن سرانه کتاب‌خوانی تاثیر نداشتند؟
چرا داشته‌اند. به نظر من اگر کسی بگوید شبکه‌های اجتماعی فقط کاری کرده‌اند که ما کمتر کتاب بخوانیم گزاره درستی نیست. شبکه‌های اجتماعی مثل هر پدیده دیگری هم می‌توانند در خدمت کتابخوانی قرار بگیرند و هم می‌توانند رقیب باشند. بستگی به ما دارد که چه استفاده‌ای از آن بکنیم. همین‌طور که وقت‌گذرانی مردم در این شبکه‌ها بیشتر شده است، ما داده‌ها و مشاهداتی داریم که این شبکه‌های اجتماعی به کتاب‌خوانی کمک کرده‌اند.
 در چند سال اخیر گروه‌های کتابخوانی زیادی تشکیل شده است، بسیاری از مردم در شبکه‌های اجتماعی از کتاب‌خوانی حرف می‌زنند، کتاب‌فروشی‌های شیکی شروع به کار کرده‌اند. این موارد نشان‌دهنده این موضوع نیست که سرانه مطالعه در ایران بالا رفته است؟
من منتظر پیشمایش جدید هستم که گزارشش اعلام شود. در شهرهایی که کارهای ترویج کتابخوانی بیشتر بوده بررسی کنیم و بعد به یک تحلیل نهایی برسیم. الان من داده کافی برای اینکه به یک تحلیل برسم ندارم، یک چیزهایی در ذهنم است ولی برای اینکه به یک تحلیل درست‌تری برسم کافی نیستند.  
 گرانی کتاب و کاغذ چقدر در سرانه مطالعه تاثیر دارد؟
این که می‌گویند کتاب گران است بستگی به این دارد که کتاب را با چه مقایسه کنیم. اگر با قیمت  کتاب در دو، سه سال قبل مقایسه کنیم کتاب گران است و سه برابر شده است. مثلا سه سال قبل با یک میزان پول می‌شد پنج کتاب خرید اما الان همان، پولِ دو کتاب است.
اما کتاب نسبت به خیلی از کالاهای دیگر کماکان ارزان‌تر است. لزوما برای خواندن کتاب نباید کتاب خرید. فرد می‌تواند کتاب را از کتابخانه تهیه کند و یا از دوستش بگیرد. حتی می‌توان چند نفر اشتراکی یک کتاب را بخرند و بخوانند. راه‌های دیگری هم وجود دارد. گرانی کتاب در کتاب نخریدن موثر است اما در کتاب نخواندن موثر نیست.
 برای افزایش سرانه مطالعه چه باید کرد؟
در هیچ کشوری بدون کار کردن و ترویج کتابخوانی مردم کتاب نمی‌خوانند. کتابخوانی باید به صورت برنامه در مدارس، کتابفروشی‌ها و فضاهای اجتماعی باشد. در ایران ما می‌گوییم سرانه مطالعه پایین است و کاری هم انجام نمی‌دهیم. البته باید کارها در بستر کارهای داوطلبانه و مردمی باشد. هرجایی که این اتفاق افتاد کتاب‌خوانی هم بالا رفته است.
 شما خودتان برای افزایش سرانه مطالعه چندین طرح را اجرا کردید کمی در مورد این طرح‌ها توضیح می‌دهید؟
ما چهار طرح جشنواره روستا و عشایر دوستدار کتاب، طرح پایتخت کتاب، جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی کودک و نوجوان و جشنواره تقدیر از مروجان کتاب‌خوانی را اجرا کردیم. همه اینها نشان داده که هر جایی که کار ترویج کتاب‌خوانی انجام شود میزان کتاب‌خوانی هم بالا می‌رود. این نتایج هم گواهی خواهد داد. بعضی روستاها را مطالعه کرده‌اند تا چهار برابر هم میزان کتابخوانی افزایش پیدا کرده است.
در این رویدادها ظرف و ساختاری تشكیل و سعی شده است محتوای آن را خود برنامه‌ریزان محلی تعیین كنند و بر این اساس برنامه‌ها و طرح‌ها با توجه به نیازها و امكانات خود منطقه نوشته می‌شود.اجرای طرح‌هایی همچون دوست‌دار و باشگاه كتاب بر اساس ایده منطقه، مسلما اثرگذارتر از برنامه‌هایی است كه از پایتخت ابلاغ می‌شود. به عنوان مثال 150 شهر و 1300 روستا و آبادي عشايري در انتخاب و معرفي پايتخت كتاب و جشنواره‌ی روستاها و عشاير دوستدار كتاب شركت كرده‌اند و كتابخواني در آنها همچون رويدادي اجتماعي عمل مي‌كند و بقيه كارهاي آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. مهم نيست در اين مراسم چه شهرها و روستاهايي برگزيده شوند، مهم اين است كه دست كم چندبار، مديران بخش‌هاي دولتي و فعالان بخش‌هاي غيردولتي، درباره كتاب و خواندن با هم گفت‌وگو كرده‌اند و كمك كرده‌اند تا شهرشان كتاب‌خوان‌تر شود و در هر كدام از اين روستاها، مردم تشويق شده‌اند كه بيش‌تر بخوانند، كار گروهي انجام بدهند و براي طراحي برنامه‌هاي كتاب‌خواني در روستايشان با هم گفت‌وگو كنند. یا اینکه پنج هزار باشگاه کتاب‌خوانی کودک و نوجوان در 80 شهر کشور برپا شده است که همه‌ی اینها می‌تواند در ترویج کتاب‌خوانی موثر باشند.
 هر چهار طرح شما در حال اجرا هستند؟
بله. هر چهار مورد اجرا شده است.
 موفقیت‌آمیز بودند؟
برای اینکه بگوییم موفقیت‌آمیز بودند یا نه ابتدا باید بدانیم و ببینیم این طرح‌ها با چه بودجه و هدفی انجام شده است. این چهار مورد بسیار کم‌هزینه بوده‌اند و کارهایی بوده که با هزینه پایین تاثیر قابل قبولی گذاشته و موفقیت‌آمیز بوده‌اند. اما اگر بگویند چرا سرانه مطالعه ایران افزایش پیدا نکرده و چرا مردم هنوز کتاب‌خوان نشده‌اند این طرح‌ها موفقیت آمیز نیستند. موضوع مهم اینکه اینها کارهای داوطلبانه هستند، مثلا در پایتخت کتاب شهرها درخواست می‌دهند. نگاه این طرح‌ها از بالا به پایین نیست و از پایین به بالاست.