سه شنبه, 29 بهمن 1398

هفته‌نامه شماره 594:  21 بهمن ۱۳۹۸

نخوت باد دی و شوکت خار

 پاسارگاد
این که یک نشریه هرازگاهی با ژست پدرخوانده‌ها و همه چیزدانی به خود حق می‌دهد در کار دیگران دخالت کند طرفه رفتاری است که همکاران ما پیشه کرده‌اند و انگار قصدی برای ترک این رفتار ناپسند خویش ندارند. دل‌مان نمی‌خواهد عالم روزنامه‌نگاری را به این بگومگوهایی که برای شهروندان چندان خوشایند نیست بیالاییم و تا حد امکان از این سبک‌سری‌ها به سکوت می‌گذریم. گاهی این سکوت اما تعبیر و تفسیری می‌یابد همچون حکایت آن مردک لاغر که درویشی را ریشخند کرد و دل درویش بر وی سوخت و درهمی در دستش گذاشت. مردک پنداشت لابد اگر با پادشاه چنین کند، بسیار بیش از درهم درویش نصیب می‌برد. بیچاره مردک، جان بر سر این پندار گذاشت، آنگاه پادشاه را ریشخند کرد و شاه حوالتش فرمود به میرغضب و تیغش.
این نشریه در آخرین فقره از این رفتار کراهت‌بار، مقاله‌ی تحلیلی هفته گذشته‌ی پاسارگاد را که به برکناری محمودآبادی از سرپرستی فرمانداری اختصاص داشت به اشتباه یادداشت خوانده و در بابش قلمفرسایی کرده‌اند. داروغه‌ی شهر مطبوعات با سیماچه‌ی دفاع از آزادی به خود حق داده به گمان و فهم خویش لغزش‌های قلمی و سفسطه‌های سخن را بکاود و مطلبی را با عنوان «ماله‌کشی ناشیانه» چاپ کند.
پیشداوری مربوط به زمانی است که هنوز رویدادی به وقوع نپیوسته باشد و فردی قبل از وقوع رویداد درباره‌اش داوری کند. «رفتار استقلال طلبانه محمودآبادی به مذاق نماینده خوش نمی‌آمد» و سایر گزاره‌هایی که در نوشته پاسارگاد آمده بود مربوط به گذشته هستند و گزاره هایی که خبر از گذشته می‌دهند ذاتا امکان پیشداوری بر آنها متصور نیست. گمانم اینها در فهم شما از زمان و امر داوری قدری ثقیل است.
رجما بالغیب از نگارنده‌ای صحبت کرده‌اید که ماهیت اصلی و حسرت و ناکامی‌هایش را در انتخابات گذشته جست‌وجو کرده‌اید. به کجا می‌روید؟ از چه کسی حرف می‌زنید؟ این قدر شتاب و عتاب برای کجاست؟ برای انتخابات شورای شهر که تخلفاتش در هیئت نظارت استان محرز است؟ البته حق دارید، ماله‌کشی تخصص شماست که هم در آن زمان و هم اکنون قصدش را دارید. درست می‌گویید؛ ما برای برگزاری انتخاباتی شفاف و سالم که امانتِ مردم به درستی پاسداری شود، تلاش می‌کنیم. شما چطور؟ ما برای کسانی که کارنامه‌ی قابلِ قبولی در برگزاری سالم انتخابات و حفاظت از امانت مردم و حق‌الناس ندارند، نگرانیم و وظیفه‌ی خویش می‌دانیم تا متولیان را زینهار و انذار دهیم. از عربده‌کشی و لات‌بازی به سبک مطبوعه‌ی مستقر در توپخانه‌ی پایتخت هم که از ‌چاله‌دهان‌های آلوده به رانت برمی‌آید هراسی نداریم. بیهوده تلاش نکنید که برای پرونده‌سازان خط‌و‌مشی تعیین کنید و گِرای غلط بدهید. ما نه قصد و اراده‌یی برای ماله‌کشی داریم و نه مهارتی که شما برای ماله‌کشی دارید، از ما ساخته است.
 وقتی فرماندار و نماینده در بسیاری مسایل با هم اختلاف دارند و اختلاف‌شان را کتمان نمی‌کنند و در جلسات مختلف به هم انتقاد می‌کنند، این شما هستید که تلاش دارید با مطلبی بی‌سر‌و‌ته اختلاف‌شان را با ماله‌کشی کتمان کنید.
 در بیخ گوش شما، تعدادی از همشهریان‌تان در حوادث اخیر که به دنبال اصلاح قیمت بنزین صورت گرفت، یک نفر کشته و چند نفر زخمی می‌شوند. شما که بی‌اهمیت‌ترین حوادث و تصادفات شهری را با آب و تاب در اینستاگرام و یا در نشریه‌تان منتشر می‌کنید، چرا یک خط خبر درباره کشته شدن یک نفر و زخمی شدن عده‌ای در سیرجان و یا گفت‌وگو و گزارشی درباره‌ی «حادثه سیرجان» منتشر نکردید؟ به‌راستی برای چه کسی   ماله‌کشی  می‌کنید؟
 ماله‌کشی یعنی اینکه در حادثه‌ی اعدامی‌ها چهار جوان بی‌گناه کشته شوند ولی شما نقش دوستان و رفقای‌تان را که در این ماجرا مقصر بودند، نادیده بگیرید.
 ماله‌کشی یعنی اینکه در جریان انتخابات شورا  تخلف صورت بگیرد و ناسالم بودن انتخابات چنان واضح باشد که نماینده شهر هم به آن اعتراف کند ولی شما در تلاش باشید با توهین به معترضان آن را ماله‌کشی کنید.
 اینکه مخالف سیاسی خود را یک روز «علی‌ موتورساز» بنامید ولی همین که در انتخابات بعدی به سمت کاندیدای شما چرخید آقای دکتر خطابش کنید، در این مورد برای چه کسی ماله‌کشی می‌کنید؟
کارنامه سیاسی و روزنامه‌نگاری شما از این ماله‌کشی‌ها پر است. دیگران را هم‌کیش خود نپندارید. این کارها از ما برنمی‌آید و خود شایسته هر آنچه هستید که می‌گویید. هر چه به شماها بیاید این اداهای «ننه من غریبم» به شما نمی‌آید که بگویید: «به نظر شما مخاطب عزیز... »  بگذارید خوانندگان خودشان بخوانند  و «کلیشه‌ای و ملال‌انگیز بودن» نوشته‌ی پاسارگاد را دریابند. داروغه‌گری و ننه من غریبم بازی با هم جور در نمی‌آیند.
زمستان قطعا می‌گذرد و بهار می‌آید. بهار برای آمدن به روزنه احتیاج ندارد چندان، ناگهان از راه می‌رسد و نخوت باد دی و شوکت خار آخر می‌شود. این نوید لسان‌الغیب است و ما ایرانیان با حافظ الفتی دیرینه داریم.
رسم‌مان این نبوده و نیست که به هر ناسزاگویی که سنگ پرتاب می‌کند، پاسخ بدهیم. این بار هم قلب‌مان راضی نیست و احساس می‌کنیم رسالت ما در پرهیز دایمی از این کودکانه‌گی‌ها قرار دارد. گاهی قلم‌زدن با تردید و رنج چیزی می‌شود که خواندید، امیدواریم آخرین بارمان باشد. هر بار که چنین دریده‌خویی‌ها را مشاهده می‌کنیم مطمئن می‌شویم که راه را درست رفته‌ایم. خداوند را از این بابت سپاس می‌گوییم و از حضرتش در ادامه راه استواری و هدایت می‌طلبیم.
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید، از همگان پوزش می‌خواهیم که گوش ما پر است از این چیزها اما دل‌مان روشن است و...