سه شنبه, 29 بهمن 1398

هفته‌نامه شماره 594:  21 بهمن ۱۳۹۸

گفت‌وگو با نوجوانی که به همراه یک گروه در یکی از بلوارهای حاشیه شهر «تک‌چرخ» می‌زند:
نمی‌توانم «تک چرخ» نزنم

 گروه حوادث
وقتی اسم «تک چرخ» را به زبان می‌آورد، چشمانش برق می‌زند. آن‌قدر به این کار عشق و علاقه دارد که سرمای پاییز  و شلوغی بلوار را به جان می‌خرد و «تک‌چرخ» می‌زند. وقتی که برای دوچرخه‌سواری به بلوار [...] می‌روم، چند نوجوان موتورسوار را می‌بینم که کنار بلوار ایستاده و یکی یکی خلاف بلوار حرکت می‌کنند و سپس برگشته و مسیر را تک‌چرخ می‌زنند. یکی از آنها کلاه بافتنی قهوه‌ای رنگی به سر دارد و مدت تک‌چرخ زدنش بیشتر از بقیه است. عصر شنبه کنار بلوار ایستادم تا با او گفت‌وگو کنم. ابتدا مخالف بود و وقتی به او اطمینان دادم که مزاحمتی برای کارتان ایجاد نمی‌کنم، به شرط این که عکس‌اش را از پشت بزنم حاضر به گفت‌وگو شد. البته او به سوال‌ها با یک یا دو کلمه پاسخ می‌داد.
 اسمت چیه؟
اسمم ابوالفضله.
 چند سال داری؟
17 سال دارم.
 گواهینامه داری؟
نه ندارم هنوز سنم به گواهینامه نرسیده.
 کلاس چندمی؟
کلاس یازده.
 چه رشته‌ای؟
رشته مکانیک می خوانم.
 تو بهتر از همه تک‌چرخ می‌زنی؟
نه. خیلی‌ها از من بهتر هستند. باید بیایید و ببینید. من خیلی وقت نیست شروع کردم.
 چرا این کار رو می‌کنی؟
از روی عشق و علاقه این کار رو می‌کنم از روی بیکاری.
 موتور از کیه؟
از خودم، خودم خریدم.
 چند خریدی؟
سه میلیون و پونصد هزار تومن.
 نمی‌ترسی اتفاقی برایت بیفتد؟
نه نمی‌ترسم.
 چرا؟
چون اصلا ترس ندارد.
 چند سال است این کار را می‌کنی؟
حدود یک سال.
 چرا کلاه ایمنی نمی‌ذاری؟
اگه کلاه ایمنی بذارم دیگه نمی‌تونم تک‌چرخ بزنم.
 چرا؟
خب جلویت را درست نمی‌بینی و این‌طرف و آن‌طرفت هم دیده نمی‌شود و این‌جوری که نمی‌شود تک‌چرخ زد.
 تا حالا شده زمین بخوری؟
بله زمین هم خورده‌ام.
 چند بار؟
دو سه باری شده.
 اتفاق جدی‌ای برایت نیافتاده؟
نه خداروشکر جدی نبودند.
 هیچ جای خاصی نیست که بروید تک‌چرخ بزنید؟
نه جایی برای این کار وجود ندارد. مجبوریم بیاییم اینجا.
 خانواده‌ات می فهمن که این کار را می‌کنی؟
بله آنها  می‌فهمند.
 چیزی نمی‌گویند؟
چرا می‌گویند. ولی من نمی‌توانم تک‌چرخ نزنم، علاقه دارم. زورشان به من نمی‌رسد. (می‌خندد)
 چند نفر اینجا جمع می‌شین و تک‌چرخ می‌زنین؟
خیلی هستیم. هر روزی یک تعدادی می‌آییم.
 همه دوستات هستند؟
بله همه رو می‌شناسم.
 چه جوری هم رو پیدا می‌کنین؟
شماره همدیگرو داریم  و به هم زنگ می‌زنیم.
 چند  نفرین؟
حدود 70، 80 نفری هستیم.
 همه هم سنین؟
نه چند نفری از ما  بزرگتر هستن.
 هیچ‌وقت پلیس بهتون گیر نداده؟
چرا خیلی، خیلی. دنبال‌مان هم افتاده و ما هم فرار کردیم.
 گیر نیفتادی؟
نه. اینجا مسیر فرار زیاد دارد.
 چه جوری تک چرخ زدن رو یاد گرفتی؟
با تمرین زیادی، حسابی تمرین می‌کنم.
 کی تک‌چرخ زدن رو یادت داده؟
کم‌کم دور هم جمع می‌شدیم و هر کسی که بیشتر بلد بود، یاد بقیه هم می‌داد. یعنی همین‌جور کس جدیدی می‌آید قدیمی‌ها به او قلقش را یاد می‌دهند، او هم باید زیاد تمرین کند تا بتواند تک‌چرخ بزند.
 چند وقت یک‌بار دور هم جمع می‌شوید؟
بستگی دارد. یک‌بار زنگ می‌زنیم بچه‌ها می‌آیند یک بار هم کسی نمی‌آید.
 همه توی همین بلوار تک‌چرخ می‌زنید؟
اکثرا توی بلوارهای خلوت جمع می‌شویم. تا شب اینجا دور می‌زنیم بعد روزهایی که گرم بود از اینجا می‌رفتیم بلوار چمران.
 فکر نمی‌کنی در بلوار به این شلوغی تک‌چرخ زدن برایت خطرناک است؟
بله خطرناک است. ماشین از پشت سر می‌آید و ممکن است زیرمان بزند. ماشین‌ها بوق هم می‌زنند اما ما جایی نداریم و مجبوریم اینجا تک‌چرخ بزنیم.
 اگر  جایی باشد حتما آنجا می‌رفتی؟
اگر جایی باشد بهتر است و می‌رفتم. اگر هم پول داشتم موتور مناسب با لباس مناسب و کلاه می‌خریدم که اتفاقی برایم نیفتد.
 به سن گواهینامه برسی، گواهینامه می‌گیری؟
بله می‌گیرم، چرا نگیرم؟
 درس هم می‌خوانی؟
نمراتم که خوب است.
 می‌خواهی دانشگاه هم بروی؟
نه، دانشگاه!  نمی‌خواهم.
 چرا؟
می‌خواهم بروم سربازی بعد هم بیایم بروم سر کار.
 در حال حاضر کاری نمی‌کنی؟
تابستون توی سلمونی کار می‌کردم. می‌خواهم همون کار را ادامه بدهم.
 همکلاسی‌هایت هم این کار را می‌کنند؟
بله اکثرا همکلاسی‌هایم هستند.
 معلم‌های مدرسه‌ات می‌فهمند؟
بله می‌فهمند. بعضی وقت‌ها موقع تک‌چرخ زدن مرا می‌بینند.
 چیزی نمی‌گویند؟
چرا می‌گویند. می‌گویند: چطوری تک‌سوار؟ (می‌خندد)
 نمی‌گویند این کار را نکن؟
چرا نصیحتم می‌کنند. می‌گویند نکن، خطرناک است. یکی‌شان می‌گوید اگر این دفعه ببینمت با ماشین زیرت می‌گیرم. (می‌خندد)