قلعه‌سنگ؛  میراثی زخم‌خورده

 ابوذر خواجویی‌نسب
در میانِ متونِ معتبرتاریخی؛ توصیفاتی از «سیرجان‌قدیم» وجود دارد که بر شکوه و عظمتِ این شهر در روزگارانِ خیلی‌ دور گواهی می‌دهد. مَقْدِسی از بزرگ‌ترین جغرافی‌دانانِ تاریخ، در کتاب «أحسنُ التّقاسیم فی المعرفت الأقالیم» سیرجان‌قدیم را شهری پهناور با برج‌وبارویی مستحکم، توصیف کرده که از شیراز آبادتر و زیباتر بوده. ابوحامدکرمانی نیز در کتاب «عِقــدُ العُــلی» تصحیح علی‌محمد عامری در وصفِ این شهر نوشته است: «در سیرجان قلعه‌ای هست که گویی برج‌های آن به برج‌های افلاک پیشانی می‌سایند و آن‌چنان مستحکم است که هیچ جهان‌گشایی قادر به تسخیر آن نیست. قلعه‌ای آن‌چنان مرتفع که لشکریان ‌باد هم نمی‌توانند به داخلِ آن که‌ بسیار امن است، رسوخ کنند. گویی هم‌چون قوچی است ایستاده بر قلّه‌کوهی که با شاخ‌هایش ستارگان را لمس می‌کند و با سم‌هایش پشت فلک را می‌خاراند.»
هر چند که سال‌ها بعد آن شهربزرگ و پرصلابت در زیر سمِ اسبان و چکمه‌های سربازانِ جهان‌گشایی به‌نامِ تیمورگورکانی، به‌تدریج از بین رفت و به‌ناچار مردم به موقعیت‌ دوم سیرجان، یعنی «بیمید» مهاجرت کردند. وصفِ بیشترِ آن‌روزگارِ حیرت‌انگیز را می‌توانید در کانالِ تلگرامیِ سیرجان‌نامه (دست‌نوشته‌های دکتر‌ محسن‌پورمختار) بخوانید تا از این‌جای یادداشت به‌ زخم‌هایی اشاره کنیم که این‌بار نه به ‌دستِ قوای تیمورگورکانی، بلکه به ‌دستِ ‌ما بر پیکره‌ی محوطه‌ی تاریخیِ شهر قدیم سیرجان وارد شده است.
متاسفانه به ‌علت بی‌توجهی و عدم‌حفاظت، آسیب‌هایی هم‌چون تصرف ‌و تخریب محوطه توسط باغداران، کاوش‌ها و خاک‌برداری‌های غیرمجاز، دپوی زباله‌های شهری، پدیده‌ی «وندالیسم» و فعالیتِ شرکت‌ها و صنایع در قسمتِ غرب و جنوب غربی محوطه قلعه‌سنگ، موقعیـتِ کهن سیرجان را با تهدید‌های جدی مواجه کرده است. البته در سال 94 کاوش‌های باستان‌شناسی برای پیشگیری از تعرض بیشتر به محوطه تاریخی قلعه‌سنگ سیرجان آغاز شد، اما به‌دلیل عدم‌ِ حمایت از سوی دستگاه‌های متولی، در میانه‌ی راه متوقف شد. هدف اصلی از این کاوش‌ها؛ بررسیِ منظر فرهنگی محوطه قلعه‌سنگ و تعیین ‌حریم آن به‌منظور انجام عملیات حفاظتی و مرمتی و تبدیل به «پایگاه گردشگریِ میراث‌فرهنگی» سیرجان بود. در واقع و به‌ گفته‌ی دکتر امیرحاجلو سرپرست هیئت ‌کاوش، اجرای این برنامه با توجه به مسئله‌ی معارضانِ محوطه‌تاریخی قلعه‌سنگ و وجود زمین‌های کشاورزی و باغات‌ پسته در دو سوی شمالی ‌و جنوبی آن، می‌توانست به مشخص‌شدن «حریم‌سطحی» این محوطه‌ی ارزشمند و هم‌چنین تعیین‌وضعیت مالکیتِ زمین‌های پیرامون آن کمک کند. با وجود این، انتشار نتایجِ فصل اول این کاوش‌ها، بار دیگر مهر تاییدی بود بر ارزشمندبودنِ این محوطه‌ که زبان‌ خاموشِ تاریخ‌ کهنِ این شهر است. در طولِ اجرای این برنامه توسط باستان‌شناسان، گرمابه‌ای در دامنه‌ی‌شرقیِ قلعه‌سنگ کشف شد که به‌گفته‌ی سرپرستِ تیم‌، هم به ‌لحاظ وسعت، تعدد فضاها و کامل‌بودن عناصر معماری و هم از نظر قدمت، کامل‌ترین گرمابه‌ای است که تاکنون از کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران به دست آمده‌است.
می‌توان به این موارد، نتایجِ‌ کاوش‌های تازه‌ی تیمِ باستان‌شناسیِ دانشگاه‌تهران را هم اضافه کرد تا بیشتر پی‌ببریم که چگونه عده‌ای در زمانِ حال و قرن‌ها پس از فرونشستنِ آتش‌ خشمِ تیمور، لگد بر گرده‌ی میراث این شهر زده‌اند. در بررسی‌های باستان‌شناسی جدید در محوطه‌ی تاریخی شهر قدیم سیرجان که فقط بر روی داده‌های سطحی انجام شد، بالای 200 گونه‌ی سفالی، متعلق به دوره‌‌‌های تاریخیِ مختلف در این شهر یافت شد، که به ‌اذعانِ دکتر خانمرادی از اساتید دانشگاه‌ تهران، تنوعِ این داده‌ها حتی در جیرفت و قلعه‌ی معروفِ «حسن‌صباح» در قزوین هم دیده نشده است.