به مناسبت روز دختر پاسارگاد مشکلات و تبعیض‌های در رابطه با دختران را بررسی می‌کند
ضعف قانون وآموزش، دو مشکل اساسی دختران
 نجمه محمودآبادی
سه‌شنبه سوم تیرماه همزمان است با روز ولادت حضرت معصومه‌(س) که چند سالی است روز «دختر» نام گرفته است. این مناسبت دلیلی شد که به سراغ فاطمه قاسم‌زاده روان‌شناس کودک و رییس هیئت‌مدیره شبکه یاری کودکان‌کار تهران برویم و درباره مشکلات و محدودیت‌هایی که گریبان‌گیر دختران جامعه‌ی ما هستند با ایشان به گفت‌وگو بنشینیم.
 آموزش
فاطمه قاسم‌زاده روی چند مشکل تمرکز می‌کند و معتقد است که پسران هم در جامعه ما مشکل دارند اما دختران به دلایل مختلف مشکلات‌شان بیشتر است. یکی از این مشکلات در حوزه آموزش است. وی می‌گوید: «ما هنوز با محرومیت‌های آموزشی در برخی از نقاط ایران مواجهه هستیم. محرومیت‌های آموزشی عمدتا به دو دلیل است؛ یا ریشه اقتصادی دارد و امکان مدرسه و تحصیلات برای دختران وجود ندارد، یا ریشه فرهنگی دارد. وجود برخی نظرات و بعدهای فرهنگی باعث می‌شود دخترها کمتر از پسرها به مدرسه بروند. ما هنوز این تبعیض را به دلایل مختلف اقتصادی و فرهنگی در زمینه آموزش داریم. آموزش امر مهمی است زیرا گام اساسی در برخورداری از حقوق اولیه هر انسانی است. محرومیت از این حق اساسی می‌تواند مشکلات مختلفی برای شخص پیش بیاورد.»
 نبود تعریف پایان سن کودکی
این روان‌شناس کودک دومین مشکل را نبودِ تعریف درست از پایان سن کودکی می‌داند و می‌گوید: «ما هنوز مسئله سن پایان کودکی را حل نکردیم. در مواردی با مراجعه به سازمان‌های قانون‌گذاری مثل مجلس از جمله در حوزه ازدواج، سن ازدواج برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال مشخص شده است. خب این سن نوجوانی است، اگر از نظر روان‌شناسی سنین مختلف را تقسیم کنیم؛ ما یک گروه خردسال داریم که زیر 6 سال هستند. گروه 6 تا 12 سال گروه کودک هستند و گروه 13 تا 18 سال که گروه نوجوانان را تشکیل می‌دهند. نوجوانی دنباله دوره کودکی است و هنوز به دوره بزرگسالی نرسیده است و همه‌ی ما می‌دانیم که دوران بلوغ بحرانی‌ترین دوران برای دختران و پسران است. آن وقت ازدواج که مهم‌ترین تصمیم در زندگی هر فردی است آیا باید در سن 13 سال اتفاق بیفتد؟ بعد از ازدواج مسئله باردار شدن وجود دارد. ما می‌دانیم مشکل جدی علاوه بر جنبه‌های فکری، رشد جسمی است و رشد جسمی تا 18 سالگی ادامه دارد. وقتی دختری زیر سن 18 سالگی باردار می‌شود، در واقع بارداری در رحمی ایجاد شده که هنوز رشد کافی را نداشته تا بتواند محل مناسبی برای رشد کودک باشد. بنابراین سن هم از دیگر مشکلاتی است که برای دختران به مراتب مشکلات بیشتر و آسیب‌های جدی‌تری ایجاد می‌کند.»
 تبعیض جنسیتی
از نظر این روان‌شناس حوزه کودک مشکل سوم مشکلات تبعیض جنسیتی است که بین دختران و پسران در خانواده و جامعه گذاشته می‌شود. وی می‌گوید: «مثلا در مورد ورزش که یک امر همگانی است اینکه ما بیاییم ورزش را برای دختران محدود کنیم بسیاری از محدودیت‌هایی که دختران در خانواده و مدارس دارند روی سلامت جسمی آن‌ها و هم روی سلامت روانی‌شان اثرگذار است».
 اوقات فراغت
قاسم‌زاده مشکل دیگری را که دختران با آن روبه‌رو هستند، گذراندن اوقات فراغت‌شان می‌داند و می‌گوید: «برخی از دختران ما در گذراندن اوقات فراغت‌شان خیلی محدودیت دارند و این محدودیت مانع رشد اجتماعی آنها هم می‌شود.» قاسم‌زاده در ادامه می‌افزاید: «تبعیض در حوزه قانون و نبود قوانین کافی در حمایت از دختران سبب شده است که در جامعه محدودیت‌های مختلفی برای دختران به وجود آید. قانون جدا از اینکه به جامعه در ارتباط با مسایل مختلف نظم می‌دهد، خودش هم آگاهی‌بخش است. مثلا در حوزه‌ی رانندگی، یک سری از این قوانین و مقررات توانسته‌اند مردم را مقید کنند که چگونه رانندگی کنند. متاسفانه ما در حوزه قانون در ارتباط با دختران بیشتر مشکل داریم تا پسران. مثلا لایحه حمایت از کودکان 10 سال طول کشید تا از طرف دولت داده شود و مجلس تصویب کند. 2 سال در شورای نگهبان ماند تا شورای نگهبان نظر داد و در نهایت پذیرفته شد. این سیر طولانی تصویب قانون نشان می‌دهد کودکان و نوجوانان خیلی مورد توجه نبودن که این همه در ارتباط با آن‌ها قانون‌گذاری‌ها با تاخیر صورت می‌گیرد.» وی در ادامه می‌افزاید: «ما در مورد قانون خیلی خلا داریم. بسیاری از تبعیض‌ها و مشکلات ما در ارتباط با دختران از قوانین ما سرچشمه گرفته‌اند. در کشور ما و اغلبِ کشورهای جهان 50 درصد جامعه را مردان و 50 درصد دیگر را زنان تشکیل می‌دهند. وقتی ما 50 درصد جامعه را کنار می‌گذاریم و به آنها توجه نمی‌کنیم، در سلامت جامعه هم بی‌تاثیر نخواهیم بود.».
 عدم اعتماد والدین به فرزندانشان
این روان‌شناس حوزه کودک عدم اعتماد والدین نسبت به فرزندان دخترشان را از همان محدودیتی که جامعه برای دخترها در نظر گرفته می‌شود می‌داند و می‌گوید: «خیلی از کارها هست که دختر و پسر انجام می‌دهند که برای پسر عیب نمی‌دانیم اما برای دختر عیب می‌دانیم. مثل خندیدن. چند نفر پسر با هم می‌روند سینما و وقتی که از سینما بیرون می‌آیند، می‌خندند و حرف می‌زنند. هیچ کس ایرادی نمی‌گیرد. اما اگر همین کار را چند دختر انجام دهند ایراد می‌گیرند. بنابراین خیلی از ایرادهایی که خانواده از دخترها می‌گیرند و مسئولیت‌هایی که برایش ایجاد می‌کند، بخشی‌ به خاطر تبعیضی است که در جامعه نسبت به دخترها وجود دارد. در حوزه اجتماعی و در حوزه آموزشی فکر می‌کنند زن باید یک سری کارها را نکنند، در حالی که خیلی از این کارها می‌تواند کارهای طبیعی باشد. اگر هم کارهایی ناپسند است خب مردها هم نباید انجام دهند. اینکه فشار را فقط روی زن‌ها وارد می‌کنند، خودش نگاه تبعیض‌آمیزی است که وجود دارد.»
 کمبود آموزش
قاسم‌زاده هم‌چنین می‌گوید:«اگر ما آموزش‌های لازم را به فرزندان‌مان بدهیم خودشان می‌توانند از خودشان مراقبت کنند. وقتی می‌گوییم «خودمراقبتی» یعنی در حوزه‌های مختلف مثل حوزه رفتاری، حوزه آموزشی و حوزه خودشناسی که فرد باید از کودکی آموزشش شروع شود و مخصوصا در دوران بلوغ باید از این خودمراقبتی‌ها آگاه باشد و انجام دهد. دختر و پسر در سنین مختلف ممکن است کارهایی انجام دهند که درست نباشد و به خودشان یا خانواده و یا جامعه لطمه بزنند ولی راهکار این نیست که ما آن‌ها را محدود کنیم و ابتدایی‌ترین حقی که در حوزه آموزش برای فرد وجود دارد، از آن‌ها دریغ کنیم».
 آموزش مهارت‌های زندگی
قاسم‌زاده با تاکید بر آموزش مهارت‌های زندگی می‌گوید: «متاسفانه ما آموزشی به نام مهارت‌های زندگی به مفهوم واقعی در مدارس‌مان نداریم، در حالی که این آموزش در کشورهای مختلف از دبستان شروع می‌شود و تا دانشگاه ادامه دارد تا فرد وقتی با مشکلاتی مواجهه شد، روش حل مسئله را بلد باشد، چطور مراقب سلامت روانی خودش باشد، چطور تفکر انتقادی داشته باشد و هر چیزی را قبول نکند، چطور بتواند هیجاناتش را مثل خشم کنترل کند و در نهایت 10 اصل اساسی مهارت‌های زندگی را یاد بگیرد و در زندگی انجام دهد.» وی می افزاید: «تا وقتی بچه‌های ما آموزش‌های لازم را نبینند ایرادی به آنها نیست اگر کارهای اشتباه بکنند. واقعا باید روی توانمندسازی دختران و پسران از طریق آموزش مهارت‌های زندگی کار کرد. همچنین آموزش والدین و معلم‌ها بسیار مهم است. بچه‌های ما در خانواده، جامعه و در مدرسه هستند و افرادی که با آنها در ارتباط هستند. اگر آنها هم آموزش دیده نباشند بچه‌ها خیلی ضرر می‌کنند».
 محدودیت‌های دختران در جامعه
قاسم‌زاده معتقد است: «محدودیت همیشه خشم ایجاد می‌کند. علت محدودیت‌ها باید با یک بیان درست ارایه شود که معمولا نمی‌شود. خانواده چون خودشان هم خیلی اطلاع ندارند، یک چیزهایی را ممنوع می‌کنند اما وقتی از بچه می‌پرسیم چرا خانواده ممنوع کرده که مثلا با دوستانت بیرون بروی؟ می‌گوید نمی‌دانم. می‌گوید فقط گفتن نرو. خانواده‌ها عادت کردند که فقط دستور بدهند. این دستورها با راهنمایی همراه نیست که اگر تو نباید آن کار را انجام بدهی به این دلیل است. هیچ فرزندی نمی‌خواهد در زندگی دچار مشکل شود. اگر می‌رود دنبال کارهایی که درست نیست، به هر حال علت عمده اش ناآگاهی است. خانواده‌ها اولا باید پیشگیری کنند و آنها را آگاه کنند. در هر سنی باید بگوییم چه کارهایی درست است و چه کارهایی درست نیست. وی افزود: در مدرسه و در خانواده‌ها باید این آموزش‌ها به بچه‌ها داده شود. دوما الگوی رفتاری پدر و مادر هم غیرمستقیم تاثیرگذار است. به‌هرحال آموزش انسان‌ها به ویژه بچه‌ها از نوع یادگیری اجتماعی است. یعنی بیشتر از دیگران تقلید می‌کنند و دیگران، اول خانواده هستند و بعد دوستان نزدیک‌شان و در نهایت جامعه به صورت کلی است.» به گفته قاسم‌زاده؛ اگر خانواده بخواهد بچه را راهنمایی کند باید وقت بگذارد. وی می‌گوید: «متاسفانه این روند در خانواده‌ها کمتر پیش می‌آید و خانواده‌هایی که بهتر رفتار می‌کنند و از خطراتی که وجود دارد، آگاهی می‌دهند موفق‌تر هستند. یک سری رفتار پرخطر داریم که در سنین نوجوانی شکل می‌گیرد. متاسفانه طبق آمارهایی که می‌دهند اعتیاد در بین نوجوانان وجود دارد. روابط بین دخترها و پسرها بیش از حدی است که باید باشد. این‌ها همه زنگ خطر است و هیچ‌کس با اینها موافق نیست. ما باید آموزش‌های لازم را به فرزندان‌مان بدهیم که به سمت این رفتارهای پرخطر نروند. وقتی خانواده خودش مشورت کند بچه‌ها به مشورت کردن عادت می‌کنند. اینها هم مستلزم آگاه‌سازی خانواده، آگاه‌سازی مدارس و موسسات آموزشی است».
 ارتباط بین دختر و پسر
این روان‌شناس حوزه کودک درباره ارتباط بین دختر و پسر می‌گوید: «یکی از مشکلاتی که خانواده‌های دارند ارتباط بین دختران و پسران است. شاید این ارتباط در حد نشستن و حرف زدن و بحث کردن طبیعی باشد اما فراتر از آن دیگر درست نیست. ما پژوهشی انجام دادیم و متوجه شدیم دخترانی که در جمع فامیلی‌شان پسر هست و اینها می نشینند و با هم راجع به مسایل مختلف با هم گفت‌وگو و بحث می‌کنند و یا در برنامه‌هایی مثل فعالیت‌های زیست‌محیطی شرکت می‌کنند، این دسته از دختران و پسران برای برقراری و ارتباط با جنس مخالف کمتر عجله و شتاب دارند. چرا چون حداقل نیازشان برآورده شده است.» وی می‌افزاید: «دختران و پسرانی که در این نوع گروه‌ها حضور دارند و فعالیت می‌کنند بدون اطلاع خانواده و پنهانی با جنس مخالف رابطه‌ای ندارند، چون حدی از نیازشان برآورده شده است. یا دخترانی که رابطه خوبی با پدرشان دارند اینها هم کمتر در سن‌های پایین درگیر رابطه با جنس مخالف می‌شوند. » این روان‌شناس در آخر تاکید می‌کند: «اگر بخواهیم نه تنها دختران بلکه کل افراد جامعه ما از خطرات مصون بمانند، تصویب قوانین در حمایت از آن‌ها است. در این زمینه ما قوانین جامعی نداریم یا اصلا قانونی نداریم. ما حدود 17 میلیون دانش‌آموز داریم که در حساس‌ترین سن به سر می‌برند اگر ما در این سن به اینها آموزش بدهیم جلوی خیلی از مشکلات را در آینده می‌توانیم بگیرم. پیشگیری بیشتر از طریق قانون است و از طریق آموزش‌هایی که می‌دهیم».