جمعه, 07 آذر 1399

هفته‌نامه شماره ۶۲۹ | ۲۶ آبان ۱۳۹۹

 

 

نگاهی به شرایط سخت زندگی اقشار ضعیف
این گرانی خیال رفتن ندارد

 هدی رضوانی
دلار وارد کانال ۲۵ هزار تومان شده یعنی به ازای هر دلار باید ۲۵ هزار تومان پرداخت کنیم. از آن طرف کرونا با نعل‎های تازه بی‎رحمانه می‎تازد. تحریم‎ها فشار آورده‌اند. گرانی بیداد می‎کند و سفره خانواده‎های ایرانی روز به روز کوچک‌تر می‎شود. دیگر دست خیلی از افراد به گوشت و مرغ و ماهی و میوه‎های رنگارنگ فصل تابستان نمی‎رسد. مسافرت، تفریح و برنامه‌های جانبی همه حذف شده و مردم مانده‎اند انگشت بر دهان که با حقوق ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی اداره کار و قیمت‎هایی که بی‎رحمانه در حال افزایش هستند، چگونه می‎توانند برای زنده ماندن خود به حداقل‎های زندگی دست پیدا کنند.
 در تامین کالاهای اساسی مردم هیچ مشکلی نداریم
چندی پیش مرغ در بازار کمیاب شد و قیمت آن رو به افزایش گذاشت تا همان‌طور که آرزوی خوردن گوشت بر دل خیلی‌ها مانده، حسرت مصرف مرغ هم بر دل‎شان بماند. رییس اداره صنعت، معدن و تجارت سیرجان اما اوضاع اقلام ضروری را نرمال می‎داند و می‎گوید: طرح تنظیم بازار در فصول خاص سال انجام می‌شود و چند ماه است طرح تنظیم بازار کالاهای اساسی را که مورد نیاز مردم است، اجرا کردیم. مثلا اتحادیه تعاون روستایی کالاهای مورد نیاز مردم را با قیمت مناسب دارد توزیع می‎کند. وی در خصوص قیمت مرغ هم می‌گوید: قیمت مرغ گرم، استانی اعلام می‌شود و واحدهای صنفی مکلف به اجرا هستند. شهرستان نمی‎تواند در تنظیم آن دخالت داشته باشد اما مرغ منجمد را بر اساس سهمیه استان داریم توزیع می‌کنیم و به صورت مداوم بر قیمت مرغ نظارت می‌شود و اگر واحدی از آن تخلف کند برخورد جدی خواهد شد. خواجویی اضافه می‌کند: در تامین کالاهای اساسی مردم هیچ مشکلی نداریم و در حد نیاز در استان ذخیره‎سازی داریم. حتی استان کرمان تامین‌کننده برنج استان‎های همجوار هم هست و به اندازه وفور کالاهای ضروری را در انبار ذخیره کرده‎ایم تا در صورت نیاز در قالب طرح‌های تامین بازار عرضه شود.
رییس اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان سیرجان از وفور کالاهای ضروری مردم صحبت می‎کند اما یک کارگر ساده با حقوق وزارت کار آیا توانایی خرید این کالاهای اساسی را هم دارد یا نه؟ به گفته کارشناسان؛ نرخ خرید و فروش مسکن در سال ۹۹ به ازای هر ماه ۸.۷ درصد افزایش داشته و حالا با گذشت ۴ ماه از سال با افزایش چیزی حدود ۳۵ درصد در قیمت خرید و فروش مسکن روبه‌رو هستیم. از طرفی نایب‌رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران در گفت‌وگو با تسنیم به افزایش ۳۰ درصدی نرخ اجاره‎بها در سال جاری اشاره کرد. این در حالی است که حقوق کارگران تنها ۲۱ درصد در سال جاری اضافه شده. به این آمار اگر میزان تورم در اقلام خوراکی، پوشاک، هزینه آب و برق و گاز مصرفی، نرخ بنزین، کرایه وسایل حمل‎و‎ نقل عمومی، هزینه دارو و درمان و سایر هزینه‎های ریز و درشت یک زندگی معمولی و ساده را اضافه کنیم، ده‎ها علامت سوال باید جلوی آن حقوق ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی بگذاریم.
 با شیوع کرونا، بیکار شدم؛ هزینه زندگی سنگین است
در این شرایط تورم و گرانی وضعیت افرادی که شغل آزاد داشتند یا با مشاغلی مثل دستفروشی روزگار خود را می‎گذراندند و در وانفسای کرونا همین شغل خود را هم از دست داده‏اند، چگونه کمرشان زیر بار مصیبت‎های گرانی خم شده. نجمه سرپرست خانوار است، با پسرش تنها زندگی می‌کند و هیچ حمایت مالی از جانب خانواده دریافت نمی‎کند. در واقع خانواده‎اش هم دست‌شان به دهان‌شان نمی‎رسد که بخواهند او را حمایت کنند و مجبور است علی‌رغم مشکلات جسمانی که دارد و با مدرک سیکل، هر طور شده روزگار بگذراند. مدت‎هاست سمعکش خراب شده و توانایی تعمیر یا خریدن سمعک دیگری را ندارد و در خصوص تورم و گرانی سرسام‌آور این روزها می‎گوید: در یک غذای آماده کار می‎کردم. از وقتی کرونا آمد از کار بیکار شدم. نمی‌دانم اجاره خانه و هزینه‎های زندگی خود و پسرم را باید چگونه تامین کنم. بعضی روزها شرایطم به حدی دردناک است که حتی دو هزار تومان پول توی کیفم ندارم که یک دانه نان بخرم. در طرح‎های معیشتی برای ما چند بسته کالا آوردند که با قناعت آن‎ها را مصرف کردیم. در ماه رمضان در مغازه تهیه زولبیا و بامیه کار کردم اما بعد از ماه رمضان دوباره بیکار شدم. حالا هم نمی‌دانم با دست خالی باید چطور زندگی کنم. بعضی وقت‎ها با کمک مادرم نان می‎پزیم و به مغازه‎ها می‎فروشیم که به خاطر کرونا خیلی از مغازه‎ها حاضر نمی‎شوند از ما بخرند. حداقل اگر سقف بالای سرم از خودم بود، کمتر نگران بودم اما اجاره خانه فشار زیادی را به من وارد می‎کند. دیگر نمی دانم باید چگونه زندگی کنم.
 مردم باید منابع درآمدی خود را افزایش دهند
حسین فتحی دکترای اقتصاد و کارشناس مسایل اقتصادی، شاخص فلاکت در ایران را ۲۶ درصد عنوان کرده و می‌گوید: طبق آمار شاخص فلاکت که مجموعه بیکاری و تورم است در ایران ۲۶ درصد رشد داشته و این نشان‌دهنده افزایش بیکاری و افزایش تورم در کشور است. با وضعیت فعلی از یک طرف تحریم‌ها و از طرف دیگر کرونا باعث شده رشد اقتصادی شدیداً کاهش پیدا کند و دولت در یک تنگنا قرار بگیرد. چرا که صادرات بعضی از کالاها به شدت کاهش پیدا کرده و دولت نمی‌تواند حتی همان ارزی را که از طریق دور زدن تحریم‎ها می‌تواند وارد کشور کند تامین نماید. از سوی دیگر با توجه به تعطیلی خیلی از مشاغل، میزان مالیات دریافتی کشور خیلی کم شده و تنها راه باقی‌مانده خلق نقدینگی است که خودش ایجاد تورم می‎کند و در انتها به ایجاد بحران‌های اجتماعی منتهی می‌شود. حتی پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال اقتصاد ایران به اقتصاد ونزوئلایی تبدیل شود و یک تورم ۳ رقمی را تجربه کنیم.
از او می‌پرسم در این شرایط سخت اقتصادی و درآمدهای اندک، مردم چگونه می‎توانند از عهده مخارج زندگی‎شان بربیایند؟ پاسخ می‌دهد: مردم باید منابع درآمدی خود را افزایش دهند. دولت اگر بخواهد خلق نقدینگی را تکرار کند، تورم سر به فلک می‎کشد و یک دور باطل اتفاق می‌افتد. یک رفتگر شهرداری که حقوق بگیر دولت است چگونه منابع درآمدی خود را افزایش دهد؟ می‌گوید دولت با آزادسازی سهام عدالت دارد به مردم کمک می‎کند. این سهم حدود 50-40 درصد رشد قیمت داشته و مردم می‌توانند از این سهام به عنوان دارایی جهت کسب سود و درآمد استفاده کنند. مردم باید درک کنند که شرایط کشور عادی نیست. از یک طرف باید هزینه‌های خود را کنترل کنند و از سوی دیگر باید سعی کنند منابع درآمدی خود را متکی به یک منبع نکنند و به فکر منابع درآمدی متعدد باشند. یک آدم اقتصادی حداقل باید سه منبع درآمدی داشته باشد. وی اضافه می‎کند: باید اشاره کنم که نمایندگان مجلس در این باره وظیفه خطیری دارند. باید به اصلاح قوانین مالیاتی بپردازند و شفافیت مالی و پولی را به وجود بیاورند. این کمک می‎کند ما بدانیم چه افرادی دارای درآمد هستند و باید مالیات بپردازند تا توزیع درآمد در کشور عادلانه شود.
 کارگران نان در خون می‎زنند و زندگی می‎کنند
نمایندگان باید به اصلاح قوانین مالیاتی بپردازند. نمایندگانی که ۲۳۱ میلیون تومان کمک هزینه اجاره مسکن دریافت می‎کنند، 11 میلیون تومان حقوق می‎گیرند و در مجلس افزایش ۲۱ درصدی دستمزد کارگران را تصویب می‎کنند. اصغر یکی از همین کارگران است. در یکی از شرکت‎های پیمانکاری سیرجان مشغول به کار بود اما تعدیل شد. دست‌های چروکیده و پینه‌بسته‎اش را مدام به هم می‎مالد، می‎گوید: یک روز که رفتم سر کار، برای من و چند نفر دیگر از همکارانم جلسه گرفتند و گفتند امروز جلسه خداحافظی است و به همین راحتی ما را تعدیل کردند و اصلاً فکر نکردند در این شرایط سخت اقتصادی با چهار فرزند که هرکدام بالای ۲۶ سال سن دارند و همه در خانه مانده‎اند، نه ازدواج کرده‎اند و نه جایی مشغول به کار هستند؛ من چگونه باید زندگی‎ام را بگذرانم؟ هر چقدر التماس کردیم که ما را به کار برگردانند، کارفرما قبول نکرد و گفت با افزایش گرانی برایم نمی‎صرفد نیروهای زیادی را سرکار نگه دارم. اعتراض‎مان را به فرمانداری بردیم، قرار شد برای‎مان کاری بکنند. همچنان منتظریم اما هیچ خبری نشده. کسی به فکر این نیست که آخر ماه خانواده‎ام چشم به راه این حقوق اندک بودند تا بتوانند آن را به زخم زندگی بزنند. من با این سن و سال اگر از کار بیکار بشوم چطور باید زندگی‎ام را بگذرانم؟ به خدا مرگ برای ما کارگرها ازین زندگی بهتر است. از کجا بیاورم؟ دستم خالی است و پیش زن و بچه شرمنده هستم.
اصغرها و نجمه‎هایی دارند با سیلی صورت‎شان را سرخ نگه می‎دارند. حساب‎ بانکی‎شان از تهی سرشار است، اجاره خانه‎شان عقب مانده، اقساط بانکی‎شان روی هم تلنبار شده. وضعیت اقتصادی وحشتناک شده و دولت به جای وام خرید مسکن به دنبال وام ودیعه اجاره مسکن است. بسیاری از زندگی‎ها با این تورم و گرانی و کاهش درآمدهای خانوار در سراشیبی سقوط قرار گرفته‎اند و بسیاری از این زندگی‎ها به خاطر فقر و نداری محکوم به نابودی هستند. سفره‎ها کوچک‎تر شده و اگر فکری به حال شرایط اقتصادی نشود همان نان خالی و پیاله ماست هم در خیلی از خانه‎ها پیدا نمی‎شود تا بهانه‎ای باشد برای ادامه زندگی مردمی که سال‎هاست قناعت پیشه کردند و چشم‎شان را برروی یک زندگی آسوده بسته‌اند. این گرانی خیال رفتن ندارد...