شنبه, 28 مرداد 1396

هفته‌نامه شماره 478: 23 مرداد 1396

گزارش پاسارگاد به مناسبت روز جهانی «اهدا عضو»
یک مرگ، هشت زندگی
- نجمه محمودآبادی
«هر کس باعث نجات جان یک انسان شود، گویی به تمام جامعه ی انسانی حیات بخشیده».
 سوره مائده آیه‌ی 32
پشت در ICU ایستاده‌اند. به آن ها گفته شده است بیمارشان دچار مرگ مغزی شده است اما امیدوارانه منتظر معجزه هستند. مرد جوان صورتش را با دستانش پوشانده و شانه‌هایش می‌لرزد. گریه می‌کند و می‌نالد. بعد دست‌هایش را از روی صورتش برمی دارد و خطاب به آدم‌های دورو برش می‌‌گوید: «من نوکر امام حسینم. باید دستمو بگیره». مادرش در بخش ICU بستری است. دیگران هم با او می‌گریند. او اصلا نمی‌تواند بپذیرد که دستگاه‌ها را از مادرش جدا و اعضای مادرش را اهدا کنند. هنوز هم امید دارد.
طبق آمارها در کشور بيش از ٢٧ هزار و ٨١ نفر تا همين ساعات در انتظار پيوند هستند. هر فرد مرگ مغزی می‌تواند جان 8 انسان نیازمند به پیوند را نجات دهد. همچنین هر 10 دقیقه یک نفر به این فهرست اضافه می‌شود. هر دو ساعت یک بیمار و هر روز 10 بیمار نیازمند عضو جان خود را از دست می‌دهند.
داستان آدم‌ها
آزاده کارت اهدای اعضا دارد. او در مورد اقدامش برای گرفتن این کارت می گوید: «پدر شوهرم مرد خیری بود. یک روز بر اثر سکته دچار مرگ مغزی شد. پزشکان وضعیتش را برای ما شرح دادند و گفتند چون پیرمرد بنیه خوبی داشته تقریبا همه‌ی اعضای بدنش قابل اهدا هستند.» آزاده ادامه می‌دهد: «بچه‌هایش با این اهدا مخالف بودند و نظرشان این بود چون پدرشان مرد خیری بود حتما معجزه‌ای اتفاق می‌افتد و حالش خوب می‌شود» او می‌گوید: «کمتر از 14 روز پدر شوهرم به رحمت خدا رفت. همان روز به این گفته‌ی قدیمی‌ها که می‌گویند «مرده دستش از چاره کوتاهه» پی بردم. با شناختی که از پدر شوهرم داشتم مطمئنم ترجیح می‌داد اعضای بدنش به نیازمندان اهدا شود. اما مرد و اعضایی که می‌توانست جان چند نفر را نجات بدهند به زیر خاک رفت».
 از همان روز آزاده تصمیم می‌گیرد نسبت به دریافت کارت اهدای اعضا اقدام کند: «می‌خواستم دست من هم از چاره کوتاه نباشد. می‌خواستم اگر دچار مرگ مغزی شدم اعضای بدنم اهدا شود و به واسطه‌ی آنها به چند نفر زندگی تازه ببخشم.می خواستم اعضای خانواده‌ام بدانند این آخرین خواسته‌ی من در زندگی است»
فرهاد یکی از بیماران کلیوی است. او سه سال پیش عمل پیوند کلیه را انجام داده است: «حدود چند سال پیش کلیه‌هایم رفته رفته کوچک شدند و کار به دیالیز کشید. نمی‌توانم برای‌تان توضیح بدهم که دیالیز چقدر سخت و طاقت فرساست. خانواده‌ام توان مالی برای خرید کلیه نداشتند. اسمم در لیست پیوند کلیه قرار گرفت». او آن روزها را به خوبی به یاد می‌آورد: «دختر جوانی دچار مرگ مغزی شده بود. پزشکان به من و خانواده‌ام خبر دادند که گروه خونی این دختر به من می‌خورد.» فرهاد ادامه می‌دهد: «کلیه آن دختر زندگی‌ام را نجات داد. روحش قرین رحمت باشد. روزی که خانواده‌ی دختر به عیادت من آمدند نمی‌دانید من و خانواده‌ام چه حالی داشتیم. ما تا آخر عمر مدیون این خانواده هستیم. زندگی‌ام را مدیون‌شان هستم. حالا من دانشگاه می‌روم. درس می‌خوانم». 
در هیچ جای دنیا مرگ مغزی درمان ندارد
از سمیه نورمندی سرپرستار بخش ICU بیمارستان امام رضا می پرسم چقدر احتمال معجزه برای افراد مرگ مغزی وجود دارد؟ «در هیچ جای دنیا مرگ مغزی درمان ندارد. با مرگ مغزی عروقی که از قلب به مغز خونرسانی می کنند، بسته شده و جلوی خونرسانی به مغز گرفته می شود. وقتی هم که خون به مغز نرسد سلول‌ها در مدت زمان کوتاهی از بین می‌روند.» نورمندی می‌افزاید: «در مرگ مغزی،  مغز قدرت فرماندهی‌اش را از دست می‌دهد و هیچ پیامی به اعضای بدن ارسال نمی‌شود. تنها عضو بدن بیمار مرگ مغزی که کار می کند قلب‌اش است که آن هم زیاد دوام نمی آورد و نهایتا از کار می افتد.»
سمیه نورمندی در مورد علل مرگ مغزی در ایران می‌گوید: « قبلا تصادفات بیشترین علت مرگ مغزی بود اما در حال حاضر تصادفات کمتر شده است و آمار مرگ مغزی ناشی از مسمومیت ها افزایش یافته است. همچنین آگاهی نداشتن افراد از بالا بودن فشار خون ‌شان ممکن است آن ها را دچار خونریزی مغزی و نهایتا مرگ مغزی کند. البته تصادفات هم همچنان از دیگر علل مرگ مغزی است.»
نورمندی درباره اعضای قابل اهدا می‌گوید: «قلب، ریه‌ها، کبد، روده‌ها، لوزالمعده و کلیه‌ها قابل اهدا هستند. علاوه براین اعضا برخی از بافت‌ها و قرنیه چشم نیز قابل پیوند هستند».
نورمندی در پاسخ به این سوال که تا چند روز بعد از مرگ مغزی امکان برداشتن اعضای بدن وجود دارد می‌گوید: «با مرگ مغزی هر ساعت که می‌گذرد کیفیت ارگان‌های بدن کاهش پیدا می‌کند پس اگر بتوان هرچه سریع تر نسبت به اهدای اعضا اقدام کرد تعداد اعضای بیشتری را می‌توان اهدا کرد.»
سرپرستار بخش ICU بیمارستان امام رضا(ع) جامعه را از جمله عواملی می‌داند که مانع اهدای عضو  از طرف خانواده فرد مرگ‌مغزی می‌شود؛«ترس از حرف‌هایی که فامیل و دوست و آشنایان پشت سرشان می گویند. فکر می کنند در قبال این اهدا پولی دریافت کرده‌اند که البته همچین چیزی نیست. معمولا مرگ مغزی‌ها ناگهانی اتفاق می افتند و این طور نیست مریض طولانی بستری باشد . انگار شوکی به آن‌ها وارد می‌شود و نمی‌توانند بپذیرند و کنار آمدن با این موضوع برای‌شان سخت است». نورمندی همچنین می‌گوید: «و البته امیدوارند و این امیدواری کاذب سبب می‌شود که نتوانند تصمیم بگیرند اگر چه ما برای‌شان توضیح می دهیم که مریض مرگ مغزی دیگر نمی‌شود برایش کاری کرد اما به خاطر این امیدواری راضی نمی‌شوند. شاید بعضی هم دنبال پول باشند و چون اهدا باید کاملا مجانی انجام شود زیر بار نمی روند». سمیه نورمندی ادامه می‌دهد: «عده‌ی زیادی هم به دنبال معجزه هستند. این عده حالت کما را با مرگ مغزی اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند همان طور مریضی که در حالت کما است به زندگی باز می‌گردد مریض مرگ مغزی هم احتمال دارد خوب شود».
نورمندی با بیان این موضوع که اگر فردی کارت اهدای اعضا داشته باشد باز هم رضایت خانواده‌اش ضروری است: «کارت اهدای عضو نشان‌دهنده‌ی این است که فرد راضی به این اهدا است و این کارت سبب می‌شود خانواده‌ها احساس کنند دینی به گردن‌شان است و این آخرین درخواست فرد مرگ مغزی در زندگی است. با وجود این کارت خانواده‌ها راحت‌تر برای اهدای اعضا تصمیم می‌گیرند». 
سمیه نورمندی با بیان این که هویت خانواده‌ فرد اهداکننده و گیرنده عضو محرمانه خواهد بود می‌گوید: «در سال‌های پیش چون بعضی از افراد خانواده‌ی اهدا کننده برای فرد گیرنده مزاحمت‌هایی ایجاد می‌کردند و درخواست پول داشتند اکنون هویت هر دو خانواده پنهان می‌شود و همدیگر را ملاقات نمی کنند».
بیایید با مرگ‌مغزی ساده برخورد کنیم
فرهاد درد آدم‌هایی را که بیماری‌شان مگر با اهدای عضو درمان ندارد، خوب می‌فهمد. خودش این روزها‌ی پر از دلواپسی و ناامیدی را تجربه کرده است. حالا فرهاد خودش هم یک اهداکننده است: «اگر یک روز دچار مرگ مغزی شدم دلم می‌خواهد من هم یک اهدا کننده باشم».
این روزها به مناسبت روز جهانی اهدای عضو در شبکه های اجتماعی کارت های اهدای اعضا توسط کاربران منتشر می شود. بياييد با مرگ مغزي ساده برخورد كنيم و به آن همانند مرگ طبيعي بنگريم و فقط چند تفاوت ساده براي آن لحاظ كنيم، اين كه در مرگ مغزي مي‌توان عضوهاي زنده بدن را با اهداي آن به بيمار نيازمند ديگر حفظ كرد و به راستي چه كسي راضي به تپيدن دوباره قلب عزيز از دست رفته خود هرچند در بدن فرد ديگر نخواهد بود. پس يك بار براي هميشه غول مرگ مغزي را در ذهن خود بكشيد و به اين فكر كنيد كه چه سعادتي نصيب فردي خواهد شد كه با اهداي تك تك اعضاي بدن خود جاني دوباره به چند انسان مي‌بخشد!